لوگو آنتن از طریق اپلیکیشن آنتن مسابقات ورزشی روز دنیا را به صورت زنده تماشا کنید!
کد خبر: 1399858/30 زمان: 23:00   1395/12/11 بازدید: 48,535

کلودیو رانیری؛ قربانی سندروم نقطه اوج

چرا قهرمان ها سقوط می کنند؟

اگر داستان کلودیو رانیری و لسترسیتی، یک قصه پریان از والت دیزنی بود، با تصویر بوسه مربی ایتالیایی به جام و صدای آندره آ بوچلی در حال خواندن Nessun Dorma تمام می شد اما در فوتبال، همیشه یک فصل جدید خیلی زود از راه می رسد.​​​​​​​

به گزارش "ورزش سه"، قهرمانی لسترسیتی در لیگ برتر، یک قصه پریان تمام عیار بود؛ تیمی که تنها یک فصل قبل برای فرار از سقوط تلاش می کرد، با مربی ای که 8 ماه قبل از تیم ملی یونان اخراج شده بود و حتی رئیس فدراسیون فوتبال یونان به خاطر استخدام او از مردم کشورش عذرخواهی کرده بود، با پشت سر گذاشتن همه غول های لیگ برتر، جام قهرمانی را بالای سر برد. در حالی که هر هفته، همه منتظر لغزش روباه ها بودند، آنها با ثباتی خیره کننده پیش رفتند و در نهایت با 10 امتیاز اختلاف نسبت به آرسنال، قهرمانی شان را جشن گرفتند.

 

 

 

 

البته در همان زمان که لسترسیتی در رویاها زندگی می کرد، می شد حدس زد که این تیم فصل بعد در جمع مدعیان قهرمانی نخواهد بود اما غلتیدن این تیم به جایگاهی که برای فرار از سقوط تلاش کند هم قابل تصور نبود.

 

به ویژه اینکه آنها در تابستان به جز انگولو کانته، هیچ یک از بازیکنان اصلی شان را از دست ندادند و با داشتن تیمی که حالا با یک قهرمانی، باتجربه تر و بااعتماد به نفس تر شده بود، انتظار می رفت حداقل در نیمه بالای جدول لیگ برتر بمانند اما لسترسیتی به همان نفرینی دچار شد که یک سال قبل چلسی تجربه کرده بود و همان سرنوشتی برای رانیری رقم خورد که ژوزه مورینیو به آن تن داد. اما چرا برای دومین فصل پیاپی، مربی قهرمان لیگ برتر اخراج شد؟

 

***

 

رانیری به عنوان یک مربی شکست خورده پای به لستر گذاشت. نتایج او با یونان و اخراجش بعد از شکست مقابل جزایر فارو آنقدر تحقیرآمیز بود که انتخابش به عنوان سرمربی یک تیم در آستانه سقوط در لیگ برتر هم با انتقادهای زیادی همراه شد. گری لینه کر که 18 ماه بعد ادعا کرد برای اخراج رانیری گریه کرده، انتخاب او به عنوان سرمربی تیم محبوبش را "یک انتخاب ناامیدکننده" توصیف کرده بود و هری ردنپ هم بازگشت رانیری را یک "گام رو به عقب برای لیگ برتر" دانست.

 

" من این انتقادها را درک می کنم اما برای تغییرشان سخت تلاش خواهم کرد. من به همه احترام می گذارم اما در حال حاضر مشکل من لینه کر یا ردنپ نیستند. من روی لستر تمرکز دارم."

 

 

 

 

رانیری می دانست که نشستن روی نیمکت لستر می تواند آخرین شغل دوران حرفه ای اش باشد. پس به جای وارد شدن به جنگ های لفظی، ترجیح داد روی تیمش تمرکز کند. روی ساختن تیمی که یک سال قبل مقابل منچستریونایتد نشان داده بود که چه پتانسیلی دارد (لسترسیتی در سپتامبر 2014 مقابل منچستریونایتد 5-3 پیروز شد؛ در حالی که ابتدا تیم لوئیس فان خال 3-1 پیش افتاده بود) و او تنها باید به ستاره های تیمش این اعتماد به نفس را می داد که می توانند روند خوبی که فصل قبل را با آن به پایان رساندند (7 پیروزی در 9 دیدار آخر فصل 15-2014) در فصل جدید ادامه بدهند.

 

پس ترکیب مربی "متواضع تشنه موفقیت" با بازیکنان "گمنام آماده درخشش" به یک معجزه فوتبالی تمام عیار تبدیل شد؛ ترکیبی که پیش از این شاید در تورنمنت های ملی (دانمارک در یورو 1992، یونان در یورو 2004 یا ترکیه در جام جهانی 2002) مشابه اش را دیده بودیم اما رانیری و پسرانش موفق شدند آن را در یک لیگ دشوار و پرفشار به سرانجام برسانند؛ با تاکتیکی نه چندان پیچیده که رمز موفقیت آن تعهد کامل تمام اعضای تیم برای اجرای بی نقص آن بود؛ ترکیبی بی نقص از تعهد و فداکاری.

 

***

 

بوچلی در مورد اینکه چرا تصمیم گرفت ترانه قهرمانی لسترسیتی را بخواند گفت:" این قهرمانی، درسی برای زندگی است" و اینکه با تلاش می توان هر سدی را کنار زد و به موفقیت رسید اما او هم مانند کتاب های موفقیت، نگفت کسی که قله ای را فتح می کند، دیگر همان آدم پایین کوه نیست.

 

لسترسیتی هم در تابستان 2016، تیم یک سال قبل نبود. مربی متواضع تشنه موفقیت، بیش از هر زمانی روی جلد روزنامه های دنیا رفته بود و منتقدان یک سال قبلش، حالا طرفدارانی دوآتشه و سراسر ستایش بودند؛ و بازیکنان گمنام آماده درخشش، ستاره هایی پرطرفدار شده بودند که حتی قرار بود فیلم زندگی شان ساخته شود.

 

 

 

 

هرچند هیچ بازیکنی لستر را ترک نکرد اما قهرمانی، "شیمی" رابطه بین مربی و بازیکنان را تغییر داد. مربی متواضع تابستان 2015، حالا انتظار حرف شنوی بیشتری از شاگردانش داشت؛ حتی اگر تغییرات تاکتیکی افراطی و عجیبش، آنها را هم گیج کرده بود. او بعد از 128 سال لستر را قهرمان انگلیس کرده بود؛ پس می توانست راحت تر بر سر اعضای تیم فریاد بزند و حتی نظرات دستیارانش را نادیده بگیرد.

 

اما در مقابل، بازیکنان گمنام او هم حالا ستاره هایی بودند که به اندازه مربی، خود را در قهرمانی تیم موثر می دانستند و انتظار داشتند که بی انضباطی های گاه و بیگاه شان، به خاطر موفقیت فصل قبل نادیده گرفته شود.

 

و طبیعی بود که این "من" های بزرگ شده در اثر قهرمانی، میزان اصطکاک در رختکن لستر را افزایش بدهد. همانطور که در چلسی به درگیری مورینیو با اوا کارنیرو، پزشک تیم و در نهایت تیره شدن رابطه او با بازیکنانش منجر شده بود.

 

***

 

اگرچه موفقیت معمولا با بی نقصی در یک خانواده قرار می گیرد اما تقریبا همیشه رسیدن به اوج، مشکلات و دردسرهای جدیدی را به همراه دارد که خود به بحران منجر می شود؛ بحران هایی که حتی مربی ای مانند مورینیو هم از آن در امان نیست.

 

 

 

اخراج رانیری اگرچه غم انگیز بود اما تعجب برانگیز نبود. او دچار سندرومی شد که تاوان تبدیل شدنش به بهترین مربی دنیا بود؛ سندروم نقطه اوج؛ بیماری ای که احتمالا از اولین بوسه روی جام، در هر تیم قهرمانی ریشه می کند.

 

بهنام جعفرزاده

ديدگاه کاربران
    برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
    برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.