کد خبر: 1570422/1 زمان: 19:27   1397/08/30 بازدید: 13,153

داستان بیگ سیکس در دوازده هفته ابتدایی جزیره؛

لیگ برتر جزیره؛ تئوری های خونین!

آدم ها دو دسته اند. یا عاشق لیگ جزیره هستند یا قرار است به زودی عاشق آن بشوند. پس شما خواننده گرامی در هر حالت ممکن و چه به صورت بالفعل یا بالقوه از لذت های وافر بازی های فوتبال جزیره بی نصیب نیستید.



به گزارش "ورزش سه"، هیچ چیز برای یک طرفدار به اندازه "شور" اهمیت ندارد. شعور به درک برود. بله جای درستی را انتخاب کرده اید، لیگ برتر یک "ماشین شورساز" واقعی است. هنر، فانتزی، قدرت، سرعت، بی باکی، غافلگیری. یک گل دیگه هم بزن. حمله و حمله و همیشه حمله. و البته باران و زمین های گل آلود. بدون تردید خدای خالق فوتبال پازل هیچکدام از مخلوقاتش را اینقدر کامل و دقیق چفت و بست نکرده است. پس این شما و این هم تحلیل شش تیم بزرگ جزیره در دوازده هفته ابتدایی این نمایشگاه زیبایی و شادابی.

 


آرسنال:  یک پسر عاقل هرگز به تجربیات پدرش پشت نمی کند. داستان اونای امری و بازی که توپچی ها در هفته های گذشته به نمایش گذاشته اند نیز تمثیلی از همین گزاره است. امری با هوشمندی و ظرافت به میراثی که ونگر جا گذاشته، بله گفته است. تیم همچنان سریع بازی می کند و همچنان ریتم به عنوان یکی از اولویت های اصلی تیم در دستور کار قرار دارد. تمام زمین با تعدادی از بازیکنان متخصص در حفظ توپ پر می شود. بک چپ متخصص در حفظ توپ، مهاجم هدف متخصص در حفظ توپ. پرسینگ از جلو تاکتیکی معتبر محسوب می‌شود. تاکتیک ها همان تاکتیک ها هستند؛ اما یک تفاوت مهم هم وجود دارد. مسئله ساختار. بازی که تیم ونگر ارائه می داد شبیه یک غذای بدون طعم ولی با بهترین محصولات بود. قابل خوردن؟ بله. قابل تعریف کردن؟ خیر... عدم وجود ساختار در تیم ونگر یعنی اینکه پرس شدید تیم و مالکیت توپ تیم در یک بازی خاص با هم، همگرایی برای ایجاد بازی غالب و تهاجمی را رقم نمی زدند. ساختار اینجا نقش پیوستگی را ایفا می کرد، همانند یک ساختمان که کل متریال را به هم وصل می کند. و خوب اونای امری نشان داده که متوجه این موضوع شده است. بازی تیم بهترین مرجع برای قضاوت می باشد. یک تیم با تاکتیک های بازی تهاجمی -سرعتی درست  مانند ونگر و با اجرای صحیح بازی تهاجمی - سرعتی درست برخلاف ونگر. تیم منظم، معتدل و مرتب شده است و از همه مهمتر ساختارسازی به آنها دو نعمت ویژه که ضعف های آرسنال پیشین بودند را اعطا کرده: تیم توانایی کامبک کردن را دارد و تیم برابر رقیبان بزرگ دچار فروپاشی های عجیب و غریب و خوردن پنج و شش گل در یک نیمه نمی شود. مطمئنا راه برای پیشرفت بیشتر تیم باز است.

 

 


لیورپول: چه عاملی آنها را به فینال چمپیونز لیگ رساند؟ تاکتیک های کلوپ یا فانتزی های صلاح! شروع این فصل مطمئن ترین پاسخ را داد. تاکتیک های کلوپ برنده ماجرا بود. چون در شروع فصل جدید صلاح مقداری از نظر فنی "نامتوازن" عمل کرده است؛ اما تیم همچنان دارد پرقدرت و نابودکننده بازی می کند. بردهای پیاپی و پرگل. سه صفر. چهار صفر. آنها از نظر تئوریک بیشتر یک تیم "تخریبی" هستند تا یک تیم "تهاجمی" و دلیل بردهای پر گل آنها بیشتر از تهاجم صرف، اجرای صحیح تاکتیک های تعریف شده توسط کلوپ می باشد. تاکتیک هایی با این سر فصل: "خلق موقعیت گل، همیشه و همیشه. درصد خطرش هم مهم نیست. از ده درصد تا صددرصد". حملات سریع و پرسینگ شدید تمام زمین در واقع به برند لیورپول کلوپ تبدیل شده است. اما خب یک مشکل وجود دارد. "سندروم قهرمان نشدن کلوپ". بدون تردید لیورپول رقابتی ترین تیم حال حاضر اروپاست. برابر هیچ تیمی از پیش بازنده نیست و برابر هر تیمی قدرت گل زدن و پیروز شدن را دارد. اما برخلاف تاکتیک ها، در بحث نتیجه گیری هرگز پیشرو نیست. شاید اصطلاح مرد نقره ای و تیم نقره ای بهترین تعریف آن باشد.. و ماجرا در فصل جدید هم ادامه دارد. قرمزها می برند، خوب هم می برند اما بین رتبه دوم و سوم جدول در جدل هستند. به احتمال زیاد هواداران آنفیلد برای این فصل هم بلیط قهرمانی را رزرو نخواهند کرد.

 


منچستر یونایتد: یک تیم نامتوازن و رنج زده. به طور عمده در مورد چرایی ضعیف شدن یونایتد در فصل جدید دو دیدگاه وجود دارد. البته در صورتی که مشکل ژوزه برای مربیگری در فصل سوم را نادیده بگیریم. یک دیدگاه که طرفداران بسیار زیادی دارد روی تاکتیک های مورینیو زوم کرده است. این دیدگاه اعتقاد دارد که "تاکتیک های ژوزه توانایی بهره‌برداری حداکثری از استعداد و قدرت بازیکنانش" را ندارد. آیا یک عقاب در قفس می تواند پرواز کند؟ محدودیت های اعمال کرده ژوزه برای بازیکنان که عموما نفرات خط میانی را شامل می‌شود نیز مانند این قفس رفتار می کنند. ماتیچ حق اضافه شدن به عمق را ندارد. حذف یک بعد از بازی وی. پوگبا حق ندارد زیاده از حد با توپ بازی کند. حذف یک بعد از بازی وی. برای سانچز و فلینی و بقیه نیز محدودیت ها وجود دارند. محدودیت در یک درصد موارد باعث شکوفایی می شود، در بقیه اوقات خودتان را الکی فریب ندهید. خوب مطابق این ادعا محدودیتی که تاکتیک های سبک احتیاطی مورینیو ایجاد می کند با این دسته از بازیکنان همخوانی ندارد. فاصله تئوری و استعداد خیلی زیاد است. در حالی که مثلا در اینترمیلان 2010 کامل ترین پازل ممکن در اختیار آقای خاص قرار داشت. در برابر این دیدگاه یک دلیل نگاره دیگر هم وجود دارد. نظری که بیشتر بین روزنامه نگاران طرفدار دارد. منتقدهای باریک بینی که اعتقاد دارند "یونایتد ضعیف شده است، چون دستگاه عفونت گیر مورینیو خراب شده است". فلسفه روانی ژوزه همیشه به این شکل بود که با سیبل کردن خودش و کشاندن توجهات به سمت خود از طریق دعوا با همه افراد جهان (البته خارج از باشگاه)، توجهات را از روی تیمش به صفر برساند و آنها را چراغ خاموش به سمت قهرمانی هدایت کند. درست مانند یک عفونت گیر. یک پرزگیر. اما در این فصل قضیه تفاوت پیدا کرده است. دعواهای مورینیو خانوادگی شده اند. با پوگبا، با مارسیال، علیه ده خیا و به میزان قابل توجهی هم با مدیران ارشد باشگاه. زوم رسانه ها همه به سمت الترافورد تنظیم شده اند و این همه توجه جز بولد کردن حتی کوچکترین حاشیه ها هیچ تاثیری ندارد. و در نهایت این حاشیه ها روی عملکرد نهایی تیم در زمین تاثیر واقعی خود را نشان می دهند. در عملکرد متزلزل تیم و بله حالا پیش از هر زمانی هویت شیاطین سرخ در خطر است و حداقل به نظر می‌رسد که دیگر کاری از دست مورینیو برنمی آید. تغییر سرمربی که به خاطر گزینه جذابی مانند زیدان در بین طرفداران تیم پایگاه اجتماعی قوی هم دارد.

 


تاتنهام: پیش از هر چیزی جهان فوتبال از مدیران تاتنهام یک سوال دارد: به دنبال چه هستید؟ قهرمانی می خواهید؟ حضور در لیگ قهرمانان؟ یا بالابردن گرید تیم با بازی خوب کردن؟ آنها خوب هستند اما عالی نه. یک سرمربی خوب. بازیکنانی خوب و تاکتیک هایی خوب. همچنین رتبه هایی خوب. اما ما می بینیم که تاتنهام برای فصل جدید هیچ خریدی انجام نداده، در حالی که عرف موفقیت در فوتبال به ناچار با هزینه کردن پیوند خورده است. از این مسئله ما نتیجه می گیریم که در مجموعه تیم یک "اعتماد سازی ویژه" و قابل الگو شکل گرفته است. مدیریت به پوچتینو اعتماد دارد، پوچتینو به بازیکنان تیم و بازیکنان نیز به تاکتیک های پوچتینو برای خوب بازی کردن باور دارند. در ذیل این اعتماد سازی و البته نوآوری های مداوم تاکتیکی، پوچتینو مخصوصا در بحث حمله سریع با پاس های بلند تیم روش خوب بازی کردن را یافته است و در فصل جاری هم این بازی های خوب هرچند با کمی لغزش، در جریان است. اینکه آنها می توانند سهمیه لیگ قهرمانان فصل بعد را بگیرند یا نه، موضوعی است که به طور خاص در این فصل سخت به نظر می‌رسد؛ اما می توان مطمئن بود که اگر موفق به این کار بشوند به لیست تیم های قدرتمند اضافه خواهند شد. یک گرید بالاتر از لیست تیم های خوب.

 


چلسی: اینکه به طور کلی ایتالیایی ها به راحتی و سریع با فلسفه حاکم بر باشگاه چلسی ارتباط برقرار می کنند یک مسئله کاملا واضح است. دی متئو طی شش ماه اول تیم را قهرمان بزرگترین جام باشگاهی اروپا کرد. با گذشتن از سد غول های بازی حفظ توپ و حملات پی در پی. کونته نیز در همان پانزده هفته اول با سیزده برد متوالی آدرس استمفوردبریچ را روی پاکت قهرمانی حک کرد. با یک سیستم سه دفاعه جدید برای جزیره و با تاکید روی بازی از جناحین. یک جورهایی تلفیق مدرنیته و سنت. تلفیق کاتناچیو و بازی انگلیسی. اما در مورد موفقیت ساری تردیدهای بیشتری وجود داشت، چون همگان با یک ایتالیایی متفاوت روبرو بودند. به قول جاناتان ویلسون: ایتالیایی با تفکرات تهاجمی! مگر می شود؟. اما  قرار نیست همیشه پیش بینی ها درست از آب در بیاید. ساری با قدرت کارش را در لیگ جزیره شروع کرده. هشت برد و چهار مساوی و بدون شکست. ماموریت های تهاجمی کانته به شدت افزایش یافته. رهبری تاکتیکی تیم به جای پست هشت در اختیار پست شش یعنی جورجینیو قرار گرفته. خط هافبک ملزم شده که در اکثریت اوقات تکضرب بازی کند. تیم تلاش می کند به جای استفاده از خلاقیت هازارد در شکستن خطوط دفاع حریف، از وی در مرحله گلزنی استفاده کند. تغییرات اکثرا تیم را به سمت بازی مالکانه سوق می دهند هرچند هنوز آن نوع پرس شدیدی که لازمه این بازی هاست در بازی آنها دیده نمی شود. در واقع ایده ای که وجود داشت می گفت لیگ جزیره برای سرمربی یعنی نوآوری و جذبه. سن و شرایط ساری در این مورد ابهام ایجاد می کرد. آیا یک مربی 59 ساله در بالاترین سطح فوتبال می تواند برای هر هفته ایده های جدید داشته باشد و ضمن اینکه برابر حملات همیشگی همکارانش که خاص این لیگ است بتواند آرامش خود را حفظ کند؟ آنچه که مشخص است ساری نشان داده که مربی آگاهی است. می داند کجا قرار دارد، انتظارات از او چه هستند و چگونه باید رفتار کند. آقای ایتالیایی مسیر را یافته است و مطمئنا اگر بتواند تیم را روی همین مسیر به پیش ببرد با یک چلسی مدعی قهرمانی برای این فصل روبرو هستیم.

 


منچسترسیتی: داستان ابهت و زیبایی. پاس های قوی تر. ترکیب های هندسی قوی تر. پرس نفر به نفر قوی تر. ضدحمله های قوی تر. سیستم حرکتی بینابینی قوی تر. و صد البته بازیکنانی که در اجرای فعالیت ها بسیار قوی تر عمل می کنند. همه چیز به شکلی فوق‌العاده پیشرفت کرده است و تمام اینها حاصل هوش و ظرافت و پختگی آقای نابغه می باشد. آقای گواردیولا. برای اولین بار پس از شش قطبی شدن لیگ برتر ما شاهد صدرنشینی و شانس اول قهرمانی مدافع عنوان قهرمانی هستیم. به طور ویژه ای هم در بحث تاکتیک ها و هم در بحث حمایت مالی از پروژه اختلاف با دیگر تیم های رقیب دیده می شود. همچنین در بحث مجموعه ای از بازیکنان برتر و متخصص هم تیم از بقیه کامل تر است. مطمئنا با توجه به آنچه که تا اینجای فصل دیده ایم، میزان قمارها بر روی قهرمانی سیتی از قهرمان نشدنش بیشتر می باشد. ضمن اینکه در بین این شش تیم به طور حقیقی، سیتی تنها تیمی است که به طور جدی به قهرمانی چمپیونز لیگ فکر کرده و برای آن برنامه‌ریزی می کند و همین نگرش و تلاش پشت آن باعث این تفاوت بین سیتی و دیگر تیم ها از نظر سطح بازی شده است. کدام یک می تواند مالکیت توپ را از تیم پپ بگیرد؟ کدام یک می تواند گل های بیشتری بزند؟ شاید در بحث اصول دفاعی حریفان تلاش می کنند خود را به تیم برتر پپ برسانند، اما قدرت نامبروان آنها در مباحث تهاجمی به حدی ویژه است که می توان گفت آنها شانس اول قهرمانی لیگ هستند، شانس دوم قهرمانی لیگ هستند و البته شانس سوم.

 

 

مجتبی مرشدنژاد

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.