لوگو آنتن از طریق اپلیکیشن آنتن مسابقات ورزشی روز دنیا را به صورت زنده تماشا کنید!
کد خبر: 1308426/34 زمان: 11:16   1394/12/13 بازدید: 6,079

پورحیدری به من گفت چقدر پوست کلفتی

هاشمی مقدم: جای بازیکنان ایرانی لیگ قطر نیست!

امیر هاشمی مقدم، یکی از ستارگان اواخر دهه شصت فوتبال ایران که روزهای خاطره انگیزی را در عرصه باشگاهی و ملی رقم زده است.

بازیکن اسبق تیم ملی ایران و باشگاه های استقلال، وارشاش مجارستان، تورکی تیلند، بلکس هافس سانفرانسیسکو و کالمچات هلند در مصاحبه ای با "ورزش سه"، پاسخگوی پرسش های ما شد.

امیر پس از اتمام دوران فوتبال در تیم هلندی، سرزمین لاله ها را برای اقامت انتخاب کرد و طی 20 سال اخیر با گذراندن دوره های پیشرفته مربیگری پس از مرارت های فراوان مدرک A یوفا را به دست آورد.او هم چنین مدرس رسمی فیفا در هلند است و همزمان سابقه هدایت بسیاری از تیم های هلندی را در رده های سنی پایه و بزرگسالان بر عهده داشته است.

*روایتی کوتاه از دوران 20 سال اخیر برای ما بیان کنید.این که چه مراحلی را تا به امروز در فوتبال هلند پشت سر گذاشتید؟

همزمان با ادامه تحصیلات با علاقه وارد عرصه مربیگری در سطح نونهالان شدم و با اخذ مدرک C یوفا استارت جدی زدم. دو سال با شرکت در دورهای آکادمیک و توسعه فعالیت های مربیگری موفق به دریافت مدرک B شدم. سپس برای گرفتن مدرک A تلاش های زیادی کردم.البته سه سال متوالی درخواست بنده رد شد تا این که با موافقت فدراسیون فوتبال هلند دوره آموزشی یک ساله مدرک A یوفا را نیز گذراندم.

*اخذ مدرک A یوفا برای یک مربی ایرانی افتخار بزرگی است.آیا این پایان راه شما برای یادگیری بود؟

با داشتن تحصیلات آکادمیک و مدرک A یوفا به این نتیجه رسیدم هنوز خیلی چیزها را باید یاد بگیرم. به همین خاطر با اشتیاق در سمینارها و دورهای مختلف مربیگری شرکت کردم. در این پروسه سه سال به درخواست فدراسیون فوتبال هلند مسئول بررسی ضعف فنی و مدیریتی باشگاه های این کشور شدم. طی 12 سال مربی تیم های مختلف هلندی در رده های مختلف بودم و عناوین متعددی نیز کسب کردم.

*اگر بخواهید فلاش بکی به گذشته فوتبالی تان بزنید کدام خاطره  هنوز برای شما به یاد ماندنی تر است؟

گل من به تیم الهلال عربستان در فینال جام باشگاه های آسیا بسیار خاطره انگیز بود.هم چنین خاطره شیرینی از جام میلز هندوستان دارم. در نیمه نهایی آرنج دستم به شدت آسیب دید  و راهی بیمارستان شدم. در  فینال با تیم پوسکو کره‌ جنوبی بازی داشتیم. دستم مو برداشته بود و از شدت خونریزی داخلی به شدت ورم کرد و کبود شد. خیلی ناراحت بودم تا این که در هتل منصور خان پورحیدری به اتاقم آمد و حالم را بپرسد. وقتی دید خیلی پریشانم به من گفت: امیر ناراحت نباش. با استراحت خوب می شوی. من هم به منصورخان گفتم ناراحت دستم نیستم. اگر شما صلاح بدانید می خواهم فینال را هم بازی کنم. خنده او را هیچ گاه فراموش نمی کنم که گفت تو چه پوست کلفتی هستی. بازی کردم و ۲ گل زدم. با نتیجه سه بر یک پیروز هم شدیم.

*اگر در فوتبال ایران می ماندید فکر می کنید تا چه اندازه این شانس را داشتید مثل بسیاری  از هم نسلی های خود مربی بزرگی شوید؟

جواب این پرسش آسان نیست.عاشق  فوتبال هستم و حتی در سن ۲۰ سالگی مدرک درجه سه مربیگری ایران را گرفتم. احساس می کنم حتما در ایران دنبال این کار می رفتم.این که مربی بزرگی می شدم نمی دانم. همان طور که  یک بازیکن خوب باید استعداد و عشق به کارش داشته باشد یک مربی خوب هم باید این  شاخصه ها را داشته باشد. برای پیشرفت باید دنبال بازگشایی درهایی بود که کلید آن با آموزش و یادگیری فنون و روش های درست میسر است.

*شما در تیم های مختلف خارجی هم بازی کرده اید.نظر شما درباره حضور بازیکنان ایرانی در لیگ قطر چیست، آیا این اتفاق به سود فوتبال ایران است؟

از دید من حضور بازیکنان ایرانی به خصوص جوان ترها  در فوتبال قطر یا امارات هیچ چیزی به داشته های فنی آن ها اضافه نمی کند. این حضور حتی باعث افت فنی، روحی و فیزیکی آن ها خواهد شد. فوتبال کلیشه‌ای و کند این کشورها دور از تنوع،  شادابی و به دلیل تغییرات متعدد بازیکنان و مربیان دور از ثبات فنی و حرفه‌ای است و ورزشگاه ها خالی هستند.
اگر فوتبال ایران قصد پیشرفت دارد و می خواهد خود را به فوتبال اروپا که قطب فوتبال دنیاست نزدیک کند باید راه ورودی به آن را  پیدا کند تا به فرهنگ، روش ها،  مدیریت و علوم ورزشی این گونه  فوتبال برسد. یکی از  این راه ها حضور  بازیکنان ایرانی در اروپا است. چرا بازیکنان ژاپنی و کره جنوبی را در کشورهای عربی نمی بینیم. استعدادهای ما باید با روش اصولی و توجه حرفه ای رشد کنند.
ما بازیکنانی مانند دایی،  مهدوی کیا،  کریمی،  باقری در سطح اول فوتبال اروپا داشتیم. الان هم  علیرضا جهانبخش و سردار آزمون پیشرو هستند. پس جای بازیکنان ایرانی از لحاظ فنی و غرور ملی در کشورهای خلیج فارس نیست. رونالدوها، زلاتان ها و بازیکنان تاپ دنیا در اروپا به دنیا معرفی شده اند  و نه از قطر و امارات.


*با توجه به تجارب بین المللی شما چقدر حضور ما در نهادهای اجرایی فوتبال می تواند مهم باشد و این کار را باید چگونه شروع کنیم؟

فوتبال ایران تا اندازه زیادی اعتبار، ارزش ها و قابلیت های خودش را به دنیا نشان داده است.تیم اول آسیا و 44 دنیا هستیم، اما وجود افرادی با صلاحیت،  پر انرژی و کاردان در ارگان ها و سازمان هایی مختلف راه را برای ما هموارتر خواهد کرد که حق انتخاب و رای بیشتر داشته باشیم. همیشه در بطن اتفاق ها و پیشرفت های فنی و مدیریت فوتبال باشیم. ارتباط مان با سایر کشورهای دنیا سریع تر و آسان تر باشد و در نهایت تاثیر مستقیم در دانش، علم و نوآوری در فوتبال ایران خواهد داشت.

*دید هلندی ها پس از حضور علیرضا جهانبخش نسبت به فوتبال ایران چقدر تغییر کرده و ارزیابی آن ها چیست؟

پس از درخشش علیرضا جهانبخش در هلند مسلما نگاه ها به فوتبال ایران خیلی بیشتر شد. هلندی های بسیار زیادی به جام جهانی نگاه کردند.بعد از پیوستن علیرضا جهانبخش به AZ و و درخشش او، ایران و فوتبال ایران بیشتر   در رسانه‌ها دیده می شود. نکته جالب  برای من این است که علیرضا هم فوتبال ایران و هم شخصیت حرفه ای فوتبالیست‌های ایرانی را به نمایش گذاشته و خیلی ها در اینجا شیفته متانت و شخصیت ورزشکاری او هستند که باعث افتخار هر ایرانی است.

*شما مهم ترین مدارج فوتبالی اروپا را با سخت کوشی به دست آورید و کارتان را از پایین ترین سطح تا به بالاترین درجه ممکن رساندید.به نظر شما چرا بعضی از بازیکنانی که می خواهند مربی شوند حاضر نیستند پله ها را یکی پس از دیگری طی کنند؟

من از پایین ترین سطحی که وجود دارد شروع به کار کردم. از سنین ۶ و ۷ ساله ها تا اینکه مربی سنین ۱۵-۱۶ ساله ها شدم و متوجه شدم علاقه و استعداد مربیگری را  دارم. سپس در آکادمی فدراسیون  فوتبال هلند دوره مربیگری C را شروع کردم و به همین روش بعد از سال ها نوجوانان و جوانان را تمرین دادم و به تدریج مدارک B و سپس A یوفا را گرفتم. در این کشور مهم نیست که قبلا چند تا بازی ملی کردی و یا اسمت چیست! اینجا باید زحمت بکشی و ثابت کنی که  استعداد، دانش و عشق به مربیگری را دارید. گواردیولا، فرانک ، یاپ استام،  مورینیو و خیلی از مربیان بزرگ دنیا از تیم های پایه شروع کردند و یا چند سال کمک مربی بودند. شاید علاقه به شهرت و پول زیاد در ایران عامل مهمی باشد که بعضی از افراد قبل از اینکه خودشان را بشناسند دست به چنین کاری می زنند.
باشگاه ها باید عمیق تر برای انتخاب مربیان تحقیق و تعمق کنند و فدراسیون هم باید در مورد لایسنس و به روز بودن بودن مربیان بیشتر تلاش کند. مربیگری فقط تمرین دادن و ارنج کردن یک تیم نیست.جالب این که در امر مربیگری فقط با  فوتبال سر و کار ندارید. برنامه ریزهای فنی برای رشد تاکتیکی، فیزیکی و روحی تیم، آنالیز کردن بازیکنان،  آنالیز تیم خود و تیم های حریف و ... رابطه با اسپانسرها ، خبرگزاری ها، رادیو و تلویزیون  و از همه مهم تر مدیریت ۲۲ بازیکن که هر کدام زبان خاص خودشان و گوش شنوای خاص خود را دارند و از فرهنگ ها و خانواده‌های مختلف هستند که کار آسانی نیست. شکل دادن یک تیم مهم است، تمرین را هر کسی می تواند بدهد.

*قطعا شما با نیت و هدف بزرگی وارد عرصه مربیگری شدید. کسب مدرک A یوفا و مدرس فیفا شدن در هلند کار آسانی نیست.چرا در این سال ها برای کار در فوتبال ایران پیش قدم نشدید؟

 برای رسیدن به این نتایج و مدارک سال ها زحمت کشیدم، اما گرفتن مدارک به این دلیل نیست که بلافاصله آمادگی مربیگری و برداشتن قدم های بزرگ را داشته باشم. عشق به فوتبال و کار مربیگری در من بی وصف است و می توانم بگویم که در نفس من گنجانده شده است.
برای همین ترجیح دادم روز به روز خودم را کامل تر کنم، روز به روز بیشتر تجربه به دست بیاورم. یک مربی فوتبال باید بداند در مورد چه چیزی صحبت می کند و یک مربی هر چه از لحاظ فنی، علمی و تجربی کامل تر باشد تاثیرش بر روی تیم و بازیکنانش بهتر و پر نتیجه تر خواهد بود.
علم فوتبال سقفی ندارد و هر چه بیشتر غرق آن شوید بیشتر باید دنبالش بروید. من در این مدت تجربیات مفید و ارزنده ای در فوتبال اروپا کسب کردم.

*مهم ترین دستاورد شما در فوتبال هلند طی دوران آموزشی، مربیگری و تدریس چه بوده است؟

دستاوردها مبتنی بر نتایج آماری و ساختن بازیکنان و پرورش مربیان جوان است. از لحاظ آماری به عنوان مربی حدود ۵ سال مربی پایه نوجوانان و جوانان و ۱۱ سال سرمربی تیم های بزرگسالان بودم. چند بار مقام قهرمانی و  حضور در مرحله پلی آف داشتم. بیشتر از نتایج و آمارها استعدادهایی را که با آنها کار کردم و شاهد رشد شان بودم به من آرامش زیادی می دهند. در امر تدریس هم همیشه وقتی مربیان جوان را پرورش می دهید احساس می کنید نقش کوچکی در تکمیل کردن ذهنیت یک مربی دارید. این مساله  احساس بسیار خوبی به من می دهد و همیشه لذت آور است.

*همان طور که می دانید متاسفانه فوتبال ایران از جهات بسیاری فاقد استانداردهای حرفه ای است.علت چیست؟

در ضعف فنی و مدیریتی فوتبال ایران شکی نیست. بهتر است این طور بیان کنم که هر سازمان و یا ارگانی با مدیریت سرو کار دارد. در فوتبال  حال حاضر دنیا باشگاه ها دیگر فقط  به عنوان یک باشگاه فوتبال معمولی دیده و اداره نمی شوند. باشگاه ها یک شرکت و در خیلی موارد یک سازمان و ارگان بزرگ  هستند که مدیریت حرف اول را می زند. یک مدیریت خوب و کار کشته می داند که از لحاظ فنی، باشگاهش به چه شکل و تحت نظر چه مربیانی باید اداره شود.
فوتبال در سادگی اش یک علم پیچیده با شاخه ها و بخش های مختلف شده که هر شاخه و بخشی، تخصص و علم مخصوص به خودش را دارد.
ما در فوتبال ایران احتیاج به  یک تغییر اساسی  در بخش مدیریت داریم. باید سرمایه‌گذاری اصولی روی  افراد و علم  فوتبال بشود. ضابطه باید جای رابطه را بگیرد و باشگاه ها دنبال علم روز و بهترین ها برای بازیکنان و مجموعه شان باشند.
بد نیست که مدیران و دست اندرکاران محترم در فوتبال ایران نگاهی به شکل و روش مدیریت و باشگاه داری در کشورهای پیشرفته و موفق بیاندازند. در کنار آن مربیان جوان ما برای کامل تر کردن ذهنیت و فلسفه فوتبالشان در کلاس ها و دوره های آموزشی در این کشورها حضور پیدا کنند. من شخصا در این راستا هر کمکی از دستم بر بیاید با کمال میل انجام می دهم.
ديدگاه کاربران
    برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
    برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.