کد خبر: 1450639/2 زمان: 16:34   1396/05/08 بازدید: 53,063

یادداشت ویژه :آن شب در مادید

چهل سالگی دیدار ایران - آرژانتین؛ جشنواره رئال

حمیدرضا صدر به بهانه چهل سالگی دیدار ایران - آرژانتین در سال 1977 در سانتیاگو برنابئو آن شب را به یاد آورده...

به گزارش "ورزش سه"، حمیدرضا صدر به بهانه چهل سالگی دیدار ایران - آرژانتین در سال 1977 در سانتیاگو برنابئو آن شب را به یاد آورده...


 

بهترین بازی های تاریخ تیم ملی برابر غول های فوتبال کدام ها بوده اند؟


احتمالا میان دیدارهای رسمی، نمایش تیم ملی در المپیک 1978 برابر لهستان و شوروی بهترین ها بودند. لهستان با ستاره هایی که دو سال پیش در جام جهانی سوم شدند - توماژوفسکی، دینا، لاتو و ژارماخ - با دردسر فراوان تیم ملی را 3-2 مغلوب کرد و گل حسن روشن درون دروازه توماژوفسکی، در صف بهترین سنگربانان دوران، یکی از تماشایی ترین گل های تاریخ تیم ملی بود. شوروی بزرگ به رهبری والری لوبانوفسکی افسانه ای و بازی اولگ بلوخین رباینده توپ طلا هم 1-2 از سد تیم ملی ایران گذشتند. بازی های تیم ملی برابر هلند، آلمان و پرتغال در سه جام جهانی خاطره انگیز نشدند و نمایش فکورانه تیم ملی برابر آرژانتین در جام جهانی 2016 با گل دیرهنگام لیونل مسی به شکست انجامید. 

 


ولی میان دیدارهای غیررسمی تیم ملی، یک دیدار ورای همه نمایش های تیم ملی قرار گرفت: نبرد ایران - آرژانتین در مارچ 1977، فروردین 1356. زمانی که تیم ملی جواز ورود به جام جهانی آرژانتین را به عنوان یگانه نماینده آسیا و تیم بی شکست کسب کرده بود و رئال مادرید طی برپایی جشن هفتاد و پنجمین سالگرد تولدش تیم ملی را به تورنمنت چهار جانبه ای تحت عنوان "جشنواره رئال" دعوت کرد. ایران نماینده قاره آسیا بود، آرژانتین نماینده آمریکای جنوبی و باشگاه نادی مولودیه از الجزایر، نماینده آفریقا. تیم چهارم ستاره های رئال مادرید به رهبری میلان میلانیچ بودند.


رئال مادرید کلیه مخارج تیم را به علاوه نوزده هزار دلار پرداخت و تیم ملی به رهبری حشمت مهاجرانی و سرپرستی فرهاد شریعت راهی مادرید شد. جایی که قرعه، تیم ملی را در سانتیاگو برنابئو به مصاف آرژانتین فرستاد. به نبرد با تیمی که میزبان جام جهانی 1978 بود و جام جهانی را فتح هم می کرد. سزار منوتی رهبری آرژانتین را در دست داشت و ستاره های راه راه پوش آبی آسمانی و سپید پرشمار بودند: هوگو گاتی، آلبرتو تارانتینی، خورخه اولگویین، اسوالدو آردیلس، ریکی ویا، رنه هوسمن، لئوپولدو لوکه، دنیل برتونی... آن شب، پیراهن بازیکنان تیم ملی سپید رنگ بودند، به رنگ پیراهن رئال. آن چه تماشاگران نشسته بر سکوهای برنابئو را خوش آمد. ایران به عنوان تیم گمنام دیدار به نبرد با غول آمریکای جنوبی رفته بود و برای شان همان دیوید کوچولوی قصه ها برابر گولیات بزرگ بود. 

 


ناصر حجازی دروازبان اول تیم به دلیل اختلاف جایی در ترکیب نداشت و منصور رشیدی گزینه دوم مصدوم بود، بنابراین بهرام مودت سنگربان پرسپولیس درون دروازه ایستاد. سایر بازیکنان همان هایی بودند که مهاجرانی قصد داشت در آرژانتین آنها را روانه میدان کند: حسن کازرانی، نصراله عبدالهی، حسن نظری، آندرانیک اسکندریان در دفاع. ابراهیم قاسمپور، محمد صادقی، علی پروین در خط میانی. رضا عادلخانی، حسن روشن و غفور جهانی در خط حمله. وقتی کاپیتان پروین پرچم یادبود را به هاراسکوزا آرژانتینی داد کسی تصور نمی کردند ناشناخته های آسیا، ستاره های آرژانتینی را به بند کشند. تصور نمی کردند بازیکنان گمنام ایرانی بسان دیوید، ترس و واهمه را به هیچ گرفته و به نبرد با غول بروند. بازی که با سوت فرانکو مارتینز آغاز شد نبرد بیباکانه و از ته دل سپیدپوشان خوش تکنیک ایران برابر آرژانتینی هایی که از جنگ فیزیکی هراسی به دل راه نمی دادند آغاز شد.

 


اسپانیایی های به وجد آمده از نمایش جانانه ایران برابر ستاره های آرژانتینی برای بازیکنان ایران هورا کشیدند. برتونی در دقیقه 14 دروازه مودت را خیلی زود از روی نقطه پنالتی باز کرد، آن چه که در جام جهانی بدل به معمای تیم ملی می شد: تقدیم چهار ضربه پنالتی، دو ضربه به هلند و دو ضربه به پرو، طی سه دیدار. مصدومیت بهرام مودت کمی پیش از نیمه اول مهاجرانی را به روانه ساختن آخرین گزینه اش درون دروازه وادار ساخت، به قرار دادن ناصر نبوی

 

دروازه بان بانک ملی. نبوی برخلاف انتظار برابر ستاره های آرژانتینی خونسردی ذاتی اش را به رخ کشید و برابر توپ های روانه شده به قاب دروازه اش تسلیم نشد. بعدها که تیم  راهی جام جهانی شد جایی در سیاهه دروازه بانان نداشت و ناصر حجازی، بهرام مودت و رسول کربکندی سه دروازه بان تیم بودند. با این وصف او در آن نبرد خاطره انگیز نقش خودش را با شایستگی بازی کرد. نیمه دوم به مردان سپید پوش تعلق داشت، به نفوذهای حسن نظری مدافع راست، به دریبل های حسن روشن در همان جناح. به نفوذهای عادلخانی از جناح چپ، به بازیسازی ابراهیم قاسمپور. به درخششی دور از انتظار...زمان سپری شد و هوگاتی سرخپوست موبلند آرژانتینی از دروازه اش دفاع کرد و دفاع. ولی سرانجام دقیقه 81 فرا رسید. فرا رسید و محمد صادقی، مرد میانی دو پای باشگاه پاس، آن سنگر تسخیرناپذیر را فتح کرد. عادلخانی از جناح چپ توپ را برای صادقی فرستاد و پسر خوزستانی با شوت سر ضربی توپ را گوشه دروازه آرژانتین جای داد. بازی 1-1 به پایان رسید و سرنوشت نهایی به ضربات پنالتی سپرده شد. روشن و قاسمپور ضربه های شان را از دست دادند و آرژانتینی ها چهار بار توپ را درون دروازه نبوی جای دادند و از فرط شاید یکدیگر را در آغوش کشیدند. پسران ایران راهی دیدار نهایی نشدند، با این وصف همه را حیرت کردند. 

 


درجه بندی بازیکنان از نگاه نشریه مارکا بازتابنده آن حیرت بود:


 ایران: مودت /1، نظری/3، عبدالهی/1، کازرانی/1، اسکندریان/2، پروین/2، صادقی/2، قاسمپور/2، روشن/2، جهانی/1، عادلخانی/2: جمع 19


آرژانتین: گاتی/2، اولگویین/1، گایگو/1، تارانتینی/1، هاراسکوزا/1، آردیلس/2، دنیل کیلر/1 ، ویا/صفر، لوکه/صفر، هوسمن/صفر، برتونی 2: جمع 10


همه پس از پایان دیدار به سوی مربی ایرانی رفتند که او را نمی شناختند، به سوی حشمت مهاجرانی. تیم ملی ایران پیش از اولین سفرش به نبردهای نهایی جام جهانی نمایشی داده بود بیش از حد غیر منتظره. خود را قرار داده بود در ویترین بین المللی کنار بزرگان.


رئال در دیدار دیگر با میگل انخل، کاماچو، برایتنر، دل بوسکه و سانتیانا، نماینده آفریقا را پشت سر گذاشت و در نبرد نهایی هم با یک گل آرژانتین را شکست داد. ولی پدیده آن تورنمنت، تیم ملی ایران بود.  سزار منوتی و ریموند کوپا به ستایش از تیم ملی پرداختند و مقاله های نشریاتی مثل اکیپ و فرانس فوتبال انتظارها از تیم ملی در جام جهانی را بالا بردند، خیلی بالا. نمایش تیم ملی در آرژانتین تناسبی با قواره آن انتظارها نداشت، ولی نمایش مارچ 1977 در برنابئو در صف دیدارهای بزرگ تیم ملی قرار گرفته بود...

 

 

حمیدرضا صدر

 

 

از همین نویسنده بخوانید:

 

 

گرت بیل: پسر سرگردان برنابئو

 

جنون خرید در فوتبال اروپا: خرج کن و فقط خرج!

 

مورینیو و یونایتد: فصل دوم، فصل پرواز؟

 

چلسی و دیگو کاستا: جنگ با خروس جنگی 

 

انتقال جنجالی بونوچی: چرا سرباز کهنه کار یووه راهی میلان شد؟

 

 خامس رودریگز: وداع طولانی و تلخ از نوع مادریدی

 

جان تری در آستون ویلا: نه نمی تونی از روی سایه‌ات بپری

 

 طناب داری که آرام و بی صدا بافته شد

 

پوچتینو در لبه تاریخ و رویا

 

تابستان از نوع آرسنالی؛ بهترین‌ها را از دست بده

 

سایه و روشن های یک انتقال جنجالی

 

بازگشت رونالدو به منچستر‌یونایتد: هفت پرسش

 

نگاه انتقادی اکونومیست به صعود ایران!

 

کی‌روش: از منچستر تا تهران برخلاف مسیر آب

 

وقتی عروسی به کوچه ایران رسید 

 

روزی که بلیت جام جهانی مهر باطل خورد

 

از رونالدو تا بوفون؛ از آسمان تا زمین

 

زیدان - آلگری: نیش‌ها را به هیچ بگیر

 

توخل و دورتموند: وداع سرد سرد با دیوار زرد

 

فرانچسکو توتی: پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد

 

گاسکویین 50 ساله: بدون نامه‌ای از محبوبه بی‌وفا

 

آیا دو جام یونایتد، جام های میکی ماوس بودند؟!

 

سه سقوط کرده: ونگر، گواردیولا، مورینیو

 

زیدان ماند و انریکه رفت

 

جان تری: وداع مرد احساساتی تک باشگاهه

 

چلسی 2017: دویدن دنبال باد

 

شبی در آمستردام برخلاف جریان آب

 

وقتی هیولا، سرخپوست‌ها را بلعید

 

بازنگری تاریخی‌‌ترین قهرمانی پرسپولیس؛ جام 1352

 

کسی نمی‌گفت آفتاب در مونیخ می‌درخشد 

 

مسی: خرمن آتش در میعاد

 

ال کلاسیکو: شب خوک زده با فیگو

 

تونی آدامز و سالاد فصل هجده ملیتی گرانادا

 

سی ال؛ لبخند دارودسته مادریدی

 

یوونتوس - بارسلونا: هفت پرده از نبرد انتقامی

 

میلان؛ فیل بزرگ در تاریکی مطلق

 

منچستریونایتد؛ چرا این تیم خود را پیدا نمی‌کند؟

 

مرگ تدریجی فوتبال هلند: چرا و چگونه؟

 

سایه روشن‌های جذاب‌ترین لیگ جهان 

 

مارچلو لیپی: مردی برای همه فصول

 

قطر - ایران؛ بازخوانی نبرد تلخ دوحه 1376

 

بهشت بر تو ارزانی باد پسرجان...

 

سیتی - موناکو؛ کبریت خیس برابر آتش گداخته

 

بازخوانی اولین فصل مورینیو در چلسی 

 

سیندرلا؛ نیمه شب چهارشنبه به وقت نوکمپ

 

نه، این همه آرزوهای ناپولی نبود...

 

تو هم تمام شدی آقای ونگر

 

انریکه و بارسا: اینجا زمان برای کسی متوقف نخواهد‌ شد

 

خوردن استیک با دندان‌های مصنوعی

 

معجونی که فوتبال انگلیس را تغییر داد 

 

تجدید خاطره با ایکر کاسیاس

 

آلگری: از تورین تا لندن و بارسلونا

 

بارسا در پاریس: ده پرده از کشتار والنتاین

 

لیگ قهرمانان: ناقوس‌ها برای که به‌صدا در می‌آیند؟

 

اولین توفان: وسترن در امجدیه

 

ردبول؛ بوندسلیگا علیه نوشیدنی شیطان!

 

ظهور و سقوط لستر: وداع با رمانتیسم؛ سقوط نکنید، بمانید آقای رانیری

 

آرسن ونگر: گربه خانگی میان ببرهای گرسنه

 

یادداشت حمیدرضا صدر درباره تیم محبوب ایتالیایی؛ رم، کولوسئوم در غیاب سزار  

 

لیورپول و کلوپ: ژانویه عذاب آور

 

از رونی تا رونالدو: مسیر موازی پسران فرگوسن

 

از قلیچ خانی و هاشمی نسب تا سرجیو راموس: دست دادن با آتش

 

رونالدو برزیلی یا رونالدو پرتغالی؟

 

جام جهانی 48 تیمی: معما، پرسش و دلار

 

از اوفارل تا کی‌روش: همان شهرزاد قصه‌گو

 

بازگشت یاپ استام به منچستر: داغ آن وداع تلخ

 

یوونتوس: همان بالا با یک علامت سوال

 

قربانگاه والنسیا، نفرین خفاش‌ها

 

فوتبال سال 2016؛ ده پرده از زندگی و مرگ

 

آیا یونایتد و مورینیو سرانجام به جاده اصلی بازگشته‌اند؟

 

آقای گل محجوب؛ از سیلی عبده تا مرگ در استکهلم

 

از چلسی تا آرسنال، از آنتونیو تا آرسن

 

لیونل مسی 2016: هم شیرین شیرین؛ هم تلخ تلخ

 

یادداشت ویژه حمیدرضا صدر برای برنده توپ طلا؛ رونالدو: رنج به علاوه سرمستی 

 

گواردیولا در باتلاق انگلیسی

 

میلان: مشت آهنین درون مخمل راه راه

 

ردبول، نوشابه منفور بوندسلیگاست!

 

هفته چهاردهم لیگ برتر: باران آنها را برد

 

ال کلاسیکو 232 : کسالت آمیخته به جادوی صد

 

هفته سیزده لیگ برتر: کونته آن بالا و مورینیو این پایین

 

تا 41 سالگی در برنابئو؛ کریستیانو می‌تواند؟

 

با این بارسلونا چه باید کرد؟

 

رئال به روایت زیدان: بی های و هوی، بی زرق و برق

 

هفته دوازده لیگ برتر: نه، تو دیگه خاص نیستی!

 

استیون جرارد: تاریخ تو را به کدام سو خواهد برد؟

 

 وداع با منصور پورحیدری؛ آن چروک‌های عمیق

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.