کد خبر: 1569371/42 زمان: 16:19   1397/08/26 بازدید: 107,931

پرسیدن حق روزنامه نگار است؛

نگاهی به توییت های تند روزنامه نگاران مشهور جهان! (عکس)

در صورت رعایت مرز باریک و دشوار عدالت، هر انسانی حتی روزنامه نگار هم اجازه ابراز آزادانه عقاید خود را در همه دنیا داراست.

به گزارش "ورزش سه"، اگر یک تیم فوتبال چه در عرصه ملی و چه باشگاهی را یک شرکت در نظر بگیریم، هدف از استخدام یک گروه فنی سطح بالا در دنیای فوتبال تنها مختص به اخذ نتیجه مناسب در مستطیل سبز نیست و آنها باید مدیریت این مجموعه را بر عهده داشته باشند.

 

این بدان معناست که در فوتبال مدرن، سرمربی رئال مادرید و بارسلونا باید تمام ابعاد فنی این 2 مجموعه بزرگ را در نظر گرفته و آن را با مدیریت (بسته به تعارف اولیه این علم و نه تنها با استفاده از تاکتیک های فوتبالی برای نتیجه گیری) به سمت جلو هدایت کنند.

 

اقتضای شغل یک سرمربی مقابله با این دست از فشارهاست. در تمام دنیا معمولا چالشی ترین سوالات ممکن از یک سرمربی در کنفرانس های مطبوعاتی پرسیده می شود و اصولا وظیفه نماینده یک رسانه، بیرون کشیدن یک جمله مهم، تاثیرگذار و حتی جنجالی از زبان طرف مقابل خود است.

 

بهتر است ابتدا تعریف کوچکی از ماهیت شغل طرفین داشته باشیم؛ شغل هر انسان به آن مجموعه وظایفی می گویند که بابت آن دستمزد دریافت می کند.

 

وظیفه یک روزنامه نگار حصول حقایق در مورد مهم ترین اتفاقات روز بوده و مسئول فنی یک تیم نیز برای ارتقای سطح فنی مجموعه اش و البته حفظ آرامش آن که یکی از شروط لازم نتیجه گیری است می باشد.

 

اینجاست که مدیر این شرکت می باید تخصص خود را در حفظ آرامش مجموعه اش نشان داده و با پاسخ های فنی و منطقی، اجازه ندهد اتفاقی خارج از مستطیل سبز آرامش تیمش را به مخاطره اندازد.

 

در چنین شرایطی، نحوه صحیح برخورد با انتقادات و حتی غرض ورزی ها، یکی از وظایف اصلی و مهم یک سرمربی و گروه کادر فنی اوست. در فوتبال جزیره، 2 سبک برخورد ژوزه مورینیو و پپ گواردیولا را می توان مهم ترین مثال برای توضیح این عامل مهم دانست.

 

سرمربی پرتغالی منچستریونایتد در سالهای اخیر رابطه ضعیفی با جراید و مطبوعات داشته و به همین دلیل شدت انتقادات از او در روزهای نتیجه نگرفتن بیش از به عنوان مثال پپ گواردیولا می شود.

 

در صورت پذیرش این تعاریف، در می یابیم که یک روزنامه نگار اجازه دارد خط فکری خاص خود را داشته باشد. با توجه به شرایط معیشتی این شغل، معمولا افرادی وارد حرفه روزنامه نگاری می شوند که خیلی به عواید مالی آن چشم ندوخته و بیشتر علاقه چشمگیری به فوتبال دارند.

 

پس فردی در سراسر دنیا که در این زمینه فعالیت می کند؛ با توجه به علاقه شدیدش به فوتبال قاعدتا طرفدار یکی از تیم ها خواهد بود و این نقطه ضعف او نیست.

 

در سراسر دنیا، مهم ترین و بزرگ ترین روزنامه نگاران در فضای شخصی خود اجازه دارند برای تعداد محدود دنبال کنندگان خود به راحتی در مورد علاقه شخصی خود صحبت کنند و مرز باریک و مهم این فرآیند، دخیل ندانستن آن در زمینه حرفه ای و شغلی آنهاست.

 

به توئیت های زیر نگاهی بیندازید؛

 

مت لاو سردبیر مشهور دیلی میل به راحتی و بعد از آنکه ویلیان روی سر تصویر آنتونیو کونته بعد از فتح FA CUP در سال گذشته عکس یک جام قرار داد، به او تاخته و وی را لایق تمدید قرارداد با چلسی نمی داند.

 

 

 

همچنین وی در توئیتی دیگر بعد از تساوی نیوکاسل و چلسی به انتقاد از داوید لوییز پرداخته و ادعا می کند باید گری کیهیل جایگزین او در ترکیب چلسی شود.

 

نیل اشتون، سردبیر نشریه سان که تمام صفحه او را ریتوئیت ها تشکیل داده، بارها توئیت هایی با مضمون انتقاد از تیم های پرطرفدار لیگ جزیره را تایید کرده و در این توئیت منچستریونایتد را تیمی توصیف می کند که قادر به سرگرم کردن هوادارانش نیست.

 

 

گی یم بالاگه فوتبال نویس مشهور هیچگاه علاقه خود را به پپ گواردیولا پنهان نکرده و در توئیتی معتقد است الکسیس سانچس به خاطر پول از انتقال به سیتی گذشته و راهی یونایتد شده اما رحیم استرلینگ حالا بعد از تمدید قرارداد حالا هر 2 را دارد.

 

 

وی همچنین در توئیتی دیگر به انتقاد از سیستم خولن لوپتگی پرداخته و معتقد است بازیکنان رئال مادرید تا سر حد توان برای او نمی جنگند.

 

 

کاوه صلح کل روزنامه نگار اسکای اسپورتس نیز به وضوح به طرفداری از سرمربی مورد علاقه خود ژوزه مورینیو پرداخته و معتقد است مشکل یونایتد چیز دیگری است و این تضارب آرا، دنیای متفاوت و پر جنب و جوش روزنامه نگاری را تشکیل می دهد.

 

 

از این دست توئیت ها در بین روزنامه نگاران مشهور جهان به کرات یافت می شود و شاید دیگر نیازی به بازگو کردن توئیت های جنجالی گری لینه کر در مورد کریم بنزما یا انتقاد از مورینیو و منچستر تحت هدایت او نباشد.

 

این گروه از روزنامه نگاران نه لزوما به ارگانی قدرتمند وابسته بوده و نه قصد دارند تیمی را زمین زده و گروه مورد علاقه خود را به کمال برسند. همانند هر فوتبالدوست دیگری، آنها نیز حق دارند با سرمربی مورد علاقه خود عکس گرفته، در فضای شخصی خود و در کنار احتمالا دوستان و همکارانشان که آنها را در شبکه های مجازی فالو کرده اند، عقاید خود را در مورد اتفاقات مختلف بیان کنند و این هرگز نقطه ضعف یا خطای آنها نیست.

 

در سال ۲۰۰۰، جیم مک لین رئیس باشگاه داند یونایتد به دلیل عصبانیت از سوال خبرنگار BBC ابتدا به وی توهین کرده و بعد به این خبرنگار حمله ور می شود. نتیجه چه شد؟ در ادامه بعد مک لین علاوه بر عذرخواهی، از سمت خود نیز استعفا می دهد.

 

*****

 

در مورد اتفاق عجیبی که بعد از دیدار دوستانه تیم ملی ایران و از سوی دستیار کارلوس کی روش رخ داد، برخی بر این باور بودند که فرد مضروب چون علاقمند به تیمی بوده پس لزوما در این زمینه خطاکار است اما بی شک در جامعه ای که ابراز عقاید آزادانه باید یک مولفه مهم پیشرفت فرهنگی باشد، چنین قضاوت هایی را می توان دور از انصاف قلمداد کرد.

 

وظیفه اصلی یک فرد رسانه ای حصول حقایق و سوال پرسیدن است و حتی اگر این فرضیه مورد پذیرش قرار گیرد که مکان سوال درست نبوده است، بی شک رواج چنین برخوردی در هیچ کجای دنیا قابل پذیرش نخواهد بود.

 

آریا فاطمی مقدم

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.