کد: 234336022 بهمن 1404 ساعت 16:2714.1K بازدید

سیر تکاملی علیه نگرش گواردیولایی

فوتبال در سال 2026: دوران پادشاهی سانتر!

در فوتبال ۲۰۲۶ که بلاک‌های دفاعی فشرده راه نفوذ را بر کات‌بک‌های معروف گواردیولایی بسته‌اند، نسل جدیدی از ارسال‌ها از منطقه خاکستری دوباره به مد روز فوتبال جهان تبدیل شده است.
فوتبال در سال 2026: دوران پادشاهی سانتر!

به گزارش ورزش سه، چشمانتان را ببندید و گلی را تصور کنید که روی یک ارسال کلاسیک به ثمر رسیده است. به احتمال زیاد بسیاری از شما تصویر مشابهی در ذهن داشته باشید؛ پس از یک پاس مورب، یک هافبک در یکی از دو جناح توپ را دریافت و کنترل می‌کند. در آن لحظه، یک مدافع کناری با حداکثر سرعت از خط کناری و پشت سر او می‌دود تا اورلپ کند. پاس بعدی به سمت او ارسال می‌شود و مدافع خودش را با توپ تطابق می‌دهد، از سرعتش کم می‌کند و با پای تخصصی (با پای چپ در جناح چپ و با پای راست در جناح راست) یک سانتر دقیق می‌فرستد. در همین حال مهاجم قدبلند تیم از مدافع جدا شده، به سمت تیر نزدیک استارت می‌زند و توپ را به تور می‌کوبد. در نهایت همه چیز با دویدن به سمت پرچم کرنر و غلتیدن روی زانوها روی چمن خیس به پایان می‌رسد.


اگر دلتنگ این شکل فوتبال سنتی هستید، باید بدانید که مربیانی مثل شان دایچ هنوز مشغول کار هستند و این سبک را زنده نگه داشته‌اند. در یک مسابقه اخیر، تیم فعلی او ناتینگهام فارست، تیم سابقش اورتون را با ارسال‌های پیاپی بمباران کرد. آن‌ها در مجموع ۵۲ سانتر موفق داشتند که اکثر آن‌ها دقیقاً به همین سبک کلاسیک بود؛ یعنی بازیکنان از پاهای تخصصی خود در موقعیت‌های عمیق نزدیک به خط دروازه برای فرستادن توپ استفاده می‌کردند.

با توسعه علم تجزیه و تحلیل و ورود داده‌ها به فوتبال، چنین سانترهایی کم‌کم بی‌اثر تلقی شدند و می‌دانید که در دوران مدرن، هر چیز بی‌اثری معادل «فوتبال بد» است. در پنج لیگ برتر اروپایی، سانترهای داخل محوطه جریمه با ورود پپ گواردیولا به بایرن مونیخ به سرعت از مد افتاد. قهرمانی در آلمان به طور سنتی به سانترها متکی بود، اما گواردیولا نشان داد که حتی در چنین لیگی، سانترهای منظم در طول 90 دقیقه ضروری نیست. جستجو برای یک سلاح جدید چندین سال ادامه یافت. در سال ۲۰۱۷، بررسی‌ یک نمونه تصادفی از ۱۰۰۰ سانتر در لیگ‌های بزرگ اروپا، که توسط دکتر هری گلید مطالعه شده بود، نشان می‌داد که فوتبال به کدام سمت می‌رود.

2426352
نقشه ارسالها در لیگ‌های بزرگ در سال ۲۰۱۷

و سرانجام آن سلاح مخفی پیدا شد. از اواسط دهه ۲۰۱۰، تیم‌ها به طور فزاینده‌ای از پاس‌های مورب رو به عقب، که به اصطلاح به آن «کات‌بک» می‌گوییم، استفاده کرده‌اند. این روزها نمی‌توانید حتی یک بازی از منچسترسیتی را تماشا کنید و شاهد کات‌بک نباشید. اولین پاس نفوذی از جناحین به داخل محوطه جریمه، به فضای خالی یا «half-space» ارسال می‌شود؛ جایی که یک بازیکن به داخل نفوذ کرده و توپ را به سرعت به فضای دوم (معمولاً با ارتفاع کم و روی زمین) پاس می‌دهد و از آنجا بازیکن ورودی، ضربه نهایی را می‌زند. دقیقاً همین سبک بازی بود که پیروزی مورد انتظار سیتی در لیگ قهرمانان اروپا را رقم زد و رودری توانست تنها گل فینال ۲۰۲۳ مقابل اینتر را پس از یک کات‌بک تماشایی به ثمر برساند.

آرنه اشلات در مورد اهمیت این پاس‌های مورب می‌گوید: «در این موقعیت‌ها، توپ به دروازه نزدیک‌تر می‌شود و به حریف زمان کمتری برای واکنش می‌دهد. اما مهم‌تر از آن، یک پاس مورب رو به عقب شانس گلزنی بسیار بیشتری نسبت به شوت از روی یک سانتر سنتی ایجاد می‌کند. بازیکنی که به سمت توپ برگشتی می‌دود، می‌تواند از سرعت خودِ پاس برای شدت دادن به شوتش استفاده کند.» اشلوت یکی از مخالفان شناخته شده و سرسخت سانتر است و از آن به عنوان یک وسیله ناکارآمد برای گلزنی اسم می‌برد. او از زمان حضورش در PEC Zwolle این نظر را بارها فریاد زده است. جای تعجب نیست که در طول فصل قهرمانی‌ لیورپول، تیم اشلوت رکورد جدیدی در کاهش تعداد سانترهای سنتی به داخل محوطه جریمه ثبت کرد، اما در عوض، کات‌بک‌ها به یک اتفاق معمول در بازی آن‌ها تبدیل شده بود. تصویری از گزارش فنی یوفا برای فصل ۲۰۲۳/۲۰۲۴ لیگ قهرمانان به وضوح نشان می‌دهد که این نوع سانترهای مدرن چقدر می‌توانند موفقیت‌آمیز باشند.

2426353
مناطق و میزان موفقیت سانتر در فصل 2023/2024 لیگ قهرمانان اروپا

با این حال، با گذشت زمان، سلاحی برای مهار کات‌بک‌ها هم کشف شد. خودِ پاس‌های رو به عقب مورب همچنان برای مدافعان کابوس هستند؛ چرا که پس از یک پاس نفوذکننده، مدافعان مجبور می‌شوند رو به دروازه خودی بدوند و سپس به سرعت بچرخند تا شوت را دفع کنند. فاصله بین مدافعان و هافبک‌ها در این لحظه به حریف اجازه شوت‌زنی می‌دهد. مقابله با این مشکل در لحظه وقوع دشوار است، اما مربیان یاد گرفتند که می‌توان تعداد و تأثیر پاس‌های نفوذی به محوطه جریمه را که منجر به کات‌بک می‌شوند، به حداقل رساند.

به همین دلیل است که حتی بهترین تیم‌های اروپایی امروز به سیستم دفاع پنج نفره روی آورده‌اند. وقتی یک مدافع کناری با توپ به سمت بیرون حرکت می‌کند، چهار مدافع دیگر در باکس باقی می‌مانند و یکی از آن‌ها مسئول مهار بازیکنی می‌شود که قصد دارد توپ را به صورت مورب به عقب پاس دهد. در سیستم چهار دفاعه قدیمی، این کار خطرناک بود چون فقط دو مدافع در دهانه دروازه باقی می‌مانند. حالا فرض کنید شما با یک هافبک دفاعی محوری بین خطوط (سیستم ۱-۴-۴-۱) دفاع می‌کنید؛ در این حالت، یک پاس رو به عقب فقط یک بازیکن را در فضای وسیع بین مدافعان و هافبک‌ها باقی می‌گذارد تا توپ را قطع کند. این اصلاً کافی نیست. بنابراین بسیاری از تیم‌ها مثل آرسنال، تصمیم گرفتند بازیکن محوری خالص را حذف کرده و با یک بلوک بسیار فشرده ۲-۴-۴، بدون هیچ فضایی بین خطوط دفاع کنند. برخی حتی فراتر رفته‌اند و همان فشردگی را در قالب سیستم ۱-۴-۵ اجرا می‌کنند.

نیاز به یک گام تکاملی جدید، تیم‌ها را دوباره تکاپو انداخت. چندین عامل دست به دست هم دادند تا یک مکان جدید و نوع جدیدی از حمله کشف شود:

1. ضربات کرنر به طور فزاینده‌ای به سمت دروازه‌ها (Inswing) ارسال می‌شوند و بسیاری از آن‌ها مستقیماً به گل تبدیل می‌شوند یا حالتی شبیه به ضربه‌های موسوم به المپیکی دارند که بدون برخورد به کسی وارد دروازه می‌شوند.

2. تیم‌ها نه تنها از وینگرهای معکوس (راست‌پا در چپ و چپ‌پا در راست) بلکه از مدافعان کناری معکوس هم استفاده می‌کنند. بایرن در لیگ قهرمانان مقابل کلوب بروژ، دو مدافع با پای غیرتخصصی را به میدان فرستاد: گررو چپ‌پا در سمت راست و لایمر راست‌پا در سمت چپ.


3. وقتی تیم‌ها یک بازیکن به خط دفاعی اضافه می‌کنند، از تعداد هافبک‌ها یا مهاجمان‌شان کم می‌شود و این فضا را برای بازیکنانی که معمولاً سانتر نمی‌کردند باز می‌کند تا به محوطه جریمه حمله کنند.

احتمالاً نام نایمخن را شنیده‌اید؛ تیم سابق علیرضا جهانبخش خودمان. آن‌ها در هلند معمولاً یک تیم میانه جدولی یا پایین‌تر هستند، اما در این فصل با مربیگری دیک شرودر، با فوتبال تهاجمی‌شان حسابی سر و صدا کرده‌اند. نایمخن رسماً با سه مدافع مرکزی و دو مدافع کناری بازی می‌کند، اما نکته اینجاست که مدافعان مرکزی بیرونی آن‌ها در واقع مدافع کناری هستند و مدافعان کناری‌شان هم در اصل وینگرهای معکوس هستند.

2426355
یک حمله تیم نایمخن


در نتیجه، نایمخن در هر مسابقه از هر سه نکته فوق استفاده می‌کند و همین استراتژی باعث شده مدام علیه حریفان موقعیت گل بسازند. در حملات این تیم، مدافع کناریِ معکوس، توپی که ارسال شده را دریافت می‌کند، در حالی که توپ روی پای راستش است و او هم راست‌پا است. در همین لحظه یک مدافع میانی چپ‌پا از جایی پایین‌تر از او استارت می‌زند و حریف هیچ راهی برای مسدود کردن پاس ندارد چون مجبور است مراقب بازیکن دوم هم باشد. پاس به سمت دروازه ارسال می‌شود و حتی با حضور دو بازیکن در محوطه، کار حریف تمام است.

درست مثل افزایش گل‌های ناشی از کرنر، اصل بر این است که وقتی توپ به سمت دروازه می‌چرخد، مسیر آن ذاتاً خطرناک‌تر از سانترهای قدیمی است. نایمخن از غیبت هافبک‌های فاینورد در لبه محوطه جریمه استفاده کرد، پاس را به سمت دروازه فرستاد و سه بازیکن برای قطع کردن آن هجوم بردند تا در نهایت گل پیروزی را به ثمر برسانند.

شرودر نه تنها موفقیت سانترهای ورودی را درک کرد، بلکه بهترین نقطه برای ارسال را هم پیدا کرد. در فوتبال جدید که تیم‌ها از کات‌بک می‌ترسند، منطقه گوشه محوطه جریمه به یک «منطقه خاکستری» کلیدی تبدیل شده است. مسئولیت این منطقه معمولاً بین فولبک، هافبک دفاعی و وینگر حریف تقسیم می‌شود و می‌دانید که وقتی مسئولیت بین چند نفر باشد، در واقع هیچ‌کس مسئول واقعی نیست. برخلاف سانترهای سنتی یا کات‌بک‌های واضح، در گوشه محوطه جریمه همیشه یک ثانیه طلایی وجود دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند با سانترکننده روبرو شود.

سرمربی نایمخن حتی تمرینات تیمش را هم برای تطبیق با این سبک ویژه ارتقا داده است. در زمین تمرین آن‌ها، یک قوس قرمز از میان محوطه جریمه عبور می‌کند که «منطقه پاسکاری» است. به محض اینکه بازیکنی خارج از این قوس آزاد می‌شود، بقیه وظیفه دارند به سرعت به فضای داخل قوس، جایی که گل‌ها ساخته می‌شوند، هجوم ببرند. بایرن مونیخ هم دقیقاً از همین متد استفاده می‌کند. به محض اینکه یک بازیکن چپ‌پا به گوشه سمت راست محوطه جریمه می‌رسد، حریف فقط می‌تواند دعا کند؛ چون خطر در کمین است.

این سانترهای ورودی دروازه‌بان را هم مستأصل می‌کند. چون توپ به سمت دروازه نشانه گرفته شده، گلر نمی‌تواند سر جایش بایستد. از طرفی مدافع هم تا آخرین لحظه درگیر مهار حریف است و در حالی که رو به دروازه می‌دود، ناگهان با دروازه‌بان خودی که بیرون آمده برخورد می‌کند. بایرن بارها از همین هرج و مرج استفاده کرده تا توپ‌های مرده را به گل تبدیل کند.

2426356
یک ارسال بایرن از گوشه محوطه جریمه

عامل دیگر «فاصله» است. همان‌طور که اشلات در مورد کات‌بک‌ها می‌گفت، سانترهای ورودی از گوشه محوطه سریع‌تر از سانترهای کناری به مقصد می‌رسند و زمان واکنش را از حریف می‌گیرند. تیمی مثل فولام بارها ثابت کرده که حتی با یک یا دو بازیکن در محوطه جریمه هم می‌توان از این منطقه به گل رسید. چون بازیکن به سمت توپِ در حال حرکت هجوم می‌برد، ضربه نهایی بسیار قدرتمندتر از کار در می‌آید.

2426357
گل بایرن پس از پاس دریافتی

بنابراین، سانتر کردن دوباره به مد روز فوتبال تبدیل شده است. این بار بازی توسط بازیکنان معکوس یا هافبک‌های مرکزی و با استفاده از تکنیک‌های ضربات ایستگاهی مدیریت می‌شود. این متد جدید، پاسخ دندان‌شکنی به تیم‌هایی است که برای جلوگیری از کات‌بک، محوطه جریمه را شلوغ می‌کنند. جالب است بدانید تعداد سانترها در لیگ برتر برای دومین فصل متوالی افزایش یافته است؛ روندی که در ۲۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده و به نظر می‌رسد این تازه اول راه است.

شما هم معتقدید دوران کات‌بک‌های زمینی تمام شده و باید منتظر بازگشت پادشاهی سانترها، البته با فرمول جدید باشیم؟ نتایج تیم‌هایی مثل نایمخن و بایرن که نشان می‌دهد پاسخ مثبت است.

تازه‌ترین اخبار ورزشی ایران و جهان دراپلیکیشن ورزش سه
دانلود
34اشتراک گذاریگزارش خطا

زنده پیشنهادی

دیدگاه‌ها

لطفا قبل از ارسال دیدگاه خود، حتماقوانین و مقرراترا مطالعه فرمایید.
لطفا منتظر بمانید...

آخرین اخبار