
به گزارش ورزش سه، «هر تیم خوبی باید دو آرژانتینی داشته باشد و هیچ انگلیسی در آن نباشد.» این جملهای بود که سانتیاگو برنابئو با قاطعیت به من گفت، وقتی از او پرسیدم چرا هیچ بازیکن بریتانیایی را جذب نکرده است. او که اعتبار جهانی رئال مادرید را با بازیکنانی از کشورهای صاحب فوتبال ساخته بود، اعتقاد داشت انگلیسیها بیش از حد سادهلوح هستند و بهراحتی فریب میخورند؛ درست برعکس آرژانتینیها. این خاطره زمانی در ذهنم زنده شد که دیوید بکام مثل یک کودک در تله دیگو سیمئونه در بازی انگلیس و آرژانتین در جام جهانی ۱۹۹۸ افتاد. این شروع یادداشت آلفردو رلانیو است که در روزنامه ال موندوی اسپانیا منتشر شده است.
این سومین بار بود که دو کشور در جام جهانی به مصاف هم میرفتند. بار اول در شیلی ۱۹۶۲ بود که بریتانیاییها ۳ بر ۱ پیروز شدند. اما در انگلیس ۱۹۶۶ یکی از جنجالیترین صحنههای تاریخ رقم خورد: اخراج آنتونیو راتین، کاپیتان آرژانتین. او از زمین بیرون نمیرفت، روی فرش قرمز منتهی به جایگاه ویژه ومبلی نشست و پرچم گوشه زمین که نقش پرچم بریتانیا را داشت، مچاله کرد. انگلیسیها به آرژانتینیها لقب «حیوانات» دادند و آنها هم در مقابل رقیب را «دزدان دریایی» خطاب کردند. در مکزیک ۱۹۸۶ هم که نوبت به درخشش مارادونا رسید؛ یک گل با «دست خدا» و دیگری با دریبل کردن نیمی از تیم انگلیس. یک انتقام فوتبالی برای شکست در جنگ مالویناس.
در فرانسه ۱۹۹۸، دو تیم در مرحله یکهشتم نهایی دوباره روبهرو شدند. گلن هادل، سرمربی وقت انگلیس که خود از قربانیان مارادونا در ۱۲ سال قبل بود، میگفت: «به خاطر آن گل مارادونا، سه روز نخوابیدم.» در سمت مقابل، دنیل پاسارلا با نظمی آهنین و راهبگونه تیم را هدایت میکرد. تمرینات پشت دیوارهای بسته بود و هیچ بازیکنی حق خروج یا ملاقات نداشت. بازیکنان آرژانتین در حالی که از دیدن تصاویر خندههای برزیلیها در دیزنیلند پاریس کلافه شده بودند، مجبور به تحمل دیسیپلین شدید پاسارلا بودند.
۳۰ ژوئن در سنتاتین، ۲۰ هزار انگلیسی حضور داشتند که نیمی از آنها بلیت نداشتند. درگیریها از شب قبل شروع شده بود؛ ویترینهای شکسته، ماشینهای آتشگرفته و بارهایی که بسته شدند. در روز بازی، ۱۵۰۰ نیروی امنیتی مسئول کنترل اوضاع بودند.
بازی طوفانی شروع شد. تا دقیقه ۱۶ اسکوربورد ۲ بر ۱ به سود انگلیس بود. باتیستوتا از روی نقطه پنالتی آرژانتین را پیش انداخت، آلن شیرر بازی را مساوی کرد و مایکل اوون با یک حرکت انفرادی فوقالعاده گل دوم را زد. در آخرین لحظات نیمه اول، خاویر زانتی روی یک ضربه آزاد تمرین شده کار را به تساوی کشاند؛ طرحی که زانتی میگفت سه سال روی آن تمرین کرده بودند و هرگز در مسابقه اجرا نشده بود.
اما نقطه عطف بازی ابتدای نیمه دوم بود. سیمئونه با شدتی بیش از حد از پشت به بکام ضربه زد و او را سرنگون کرد. در حالی که سیمئونه عقبعقب میرفت، بکام پاشنه پای راستش را بالا آورد و به پشت زانوی او ضربه زد. سیمئونه هم از این فرصت استفاده کرد و خودش را طوری روی زمین انداخت که انگار تیر خورده است. کیم میلتون نیلسن، داور دانمارکی، کارت قرمز را به بکام نشان داد. بکام با چشمانی گریان و تحت تمسخر کل ورزشگاه زمین را ترک کرد. بازی به پنالتی کشید و آرژانتین صعود کرد. دوربینها میک جگر را در جایگاه نشان دادند که سرش را بین دستانش گرفته بود.

بکام اولین اخراجی تاریخ انگلیس نبود، اما این اخراج به بدترین شکل ممکن تعبیر شد. او در نگاه همتیمیهایش ناامیدی را میدید و هیچکس به او دلداری نداد. تنها الکس فرگوسن صبح روز بعد با او تماس گرفت و گفت: «پسرم نگران نباش، سه هفته استراحت کن و وقتی به منچستر برگردی، حالت خوب خواهد شد.»
اما اوضاع به این سادگی نبود. ۲۵ میلیون انگلیسی بازی را دیده بودند؛ حتی بیشتر از مراسم تدفین پرنسس دایانا. بکام به نماد «ننگ ملی» تبدیل شد. تمام حسادتها و نفرتهای فروخورده نسبت به او فوران کرد: تیپ مدلگونهاش، موهایش، نامزدش ویکتوریا که عضو «اسپایس گرلز» بود و پورشه گرانقیمتش. دیوید در فرودگاه عذرخواهی کرد و گفت: «این بدترین لحظه دوران حرفهای من است.» اما دیلی میرور با تیتر تندی نوشت: «۱۰ شیر قهرمان و یک بچه احمق.» دیلی استار هم خواستار زندانی شدن او در برج لندن به جرم خیانت شد.
ویکتوریا سعی کرد از او دفاع کند اما اوضاع بدتر شد. آنها به نیویورک فرار کردند ولی آنجا هم خبرنگاران دست از سرشان برنداشتند. کانال ۴ او را در لیست منفورترین انگلیسیها قرار داد. در اولین بازی خارج از خانه مقابل وستهام، ۳۰ هزار کارت قرمز بین هواداران توزیع شد تا از او استقبال کنند. بکام برای خروج از زمین به ۶ محافظ نیاز داشت. حتی خانه والدینش در لندن ماهها تحت محاصره بود و عکسهای خطخطی شده او را روی دیوار میچسباندند.

سرانجام فوتبال روی خوشش را نشان داد. در همان فصل، یونایتد فاتح سهگانه شد. با این حال، بکام تا سال ۲۰۰۱ و آن ضربه آزاد تماشایی مقابل یونان که انگلیس را به جام جهانی ۲۰۰۲ رساند، کاملا بخشیده نشد. در جام جهانی ۲۰۰۲، او با گل کردن پنالتی مقابل آرژانتین و سیمئونه، انتقام کوچکش را گرفت.
آن دو قبل از آن در لیگ قهرمانان هم با هم روبرو شده بودند؛ همدیگر را در آغوش گرفتند و پیراهن عوض کردند. بکام گفت: «نمیتوانم سیمئونه را برای واکنش احمقانهام متهم کنم، او کارش را انجام داد و مسئولیت اتفاقات با من بود.» سیمئونه هم سالها بعد با تحسین شخصیت بکام گفت: «همه علیه او شدند و او توانست خودش را دوباره بسازد.»
بکام با ۱۱۵ بازی ملی از فوتبال خداحافظی کرد و آن اخراج، به قول خودش، باعث شد خیلی سریع بزرگ شود. او گفت: «بدون آن اتفاق، نه بازیکنی میشدم که بودم و نه انسانی که امروز هستم.»