
به گزارش ورزش سه، مجموعهای که سالها قلب تپنده ورزش ایران بوده، جایی که میلیونها نفر در آن فریاد شادی سر دادهاند و اشک ریختهاند، حالا تصویری متفاوت پیش روی هر بازدیدکننده میگذارد.
مجموعه ورزشی آزادی امروز دیگر فقط یک مجموعه ورزشی نیست؛ روایت زخمخوردهای است از روزهایی که ضربان قلبت را از شدت استرس میتوانستی بشنوی و امروز این همه خاطره جای خود را به واقعیتی تلخ داده است.
از قهرمانیهای بهیادماندنی تیم ملی ایران در بازی های آسیایی گرفته تا شبهای پرهیجان رقابتهای باشگاهی یا آن شبی که تیمور غیاثی مثل یک پرنده بر فراز آشیانه این ورزشگاه پرید و قهرمان آسیا شد، اینجا حافظه مشترک چند نسل از هواداران فوتبال ایران است. اما امروز، هر قدم در این مجموعه، بیش از آنکه یادآور آن افتخارات باشد، نشانی از آسیب و توقف را به همراه دارد.

ورزشگاه آزادی؛ پروژهای در تعلیق
در نخستین ایستگاه، توجهها به زمین چمن ورزشگاه آزادی جلب میشود؛ ورزشگاهی که بهعنوان مهمترین زیرساخت فوتبال ایران، در حال بازسازی بود اما هنوز به مرحله بهرهبرداری نرسیده بود که دشمن برای سومین مرتبه به این خاک دست دارزی کرد.

به گفته ثابتقدم مدیر شرکت توسعه و تجهیز روند بازسازی این پروژه بهشدت تحت تأثیر شرایط اخیر قرار گرفته است. او تأکید میکند که پیش از این، کارگران بهصورت ۲۴ ساعته مشغول فعالیت بودند، اما حالا به دلیل شرایط ناامن و نگرانیهای موجود، بخش زیادی از نیروی انسانی کارگاه را ترک کردهاند و به دنبال این هستند تا با بازگشت نیروهای پیمانکار کار بازسازی را از سر بگیرند.
همین مسئله باعث شده سرعت پیشرفت پروژه به شکل محسوسی کاهش پیدا کند.

با توجه به صحبتهای مدیر مجموعه آزادی میتوان گفت که وعده بهرهبرداری تا آغاز فصل آینده لیگ برتر همچنان مطرح است، اما حتی مدیر پروژه سعی میکند با احتیاط درباره آن صحبت میکند و صراحتاً میگوید که در شرایط فعلی نمیتوان زمان دقیقی را تضمین کرد که البته باید به او در این رابطه حق داد.

کارگاهی نیمهخاموش؛ نشانههای توقف
مشاهدات میدانی نیز این صحبتها را تأیید میکند. برخلاف گذشته که کارگاههای اطراف ورزشگاه پر از فعالیت بودند، حالا تنها تعداد محدودی کارگر در بخشهایی پراکنده دیده میشوند؛ افرادی که بیشتر مشغول کارهای جزئی مانند نصب یا تعمیر صندلیها هستند.

از فعالیتهای گسترده عمرانی، بتنریزی یا عملیات سنگین ساختوساز خبری نیست. پروژهای که باید با سرعت بالا پیش میرفت، حالا در وضعیتی نیمهفعال و بلاتکلیف قرار دارد که متاسفانه تحتتاثیر جنگ تحمیلی قرار گرفته است.

* یکی از مهمترین بخشهای ورزشگاه ، زمین چمن ورزشگاه است. طبق توضیحات ارائهشده، بخش چمن ورزشگاه است که آسیب چندانی متحمل نشده است که در صورت هرگونه اصابت ترکش میتوانست زمان پروژه را بیش از پیش افزایش دهد.
نیازمند حمایت
به گفته مسئولان، بجز سالن دوازده هزار نفری که به نوعی نابود شده است, بخشهای مختلف مجموعه از جمله استخرها، پیستها و حتی زیرساختهای اطراف نیز هر کدام به شکلی دچار خسارت شدهاند؛ برخی جزئی و برخی جدی دیده است.

در این میان، کارگاههای ساختمانی مستقر در مجموعه نیز عملاً از کار افتادهاند و بسیاری از تجهیزات و کانکسها دیگر قابل استفاده نیستند.
فجایعی در همین کانکس ها رخ داده است که شاید تا به چشم خودت نبینی باورش سخت است، برای مثال ترکشی است که صندلی را شکافته است که میتوانست قلب هر کدام از هم وطنان بی گناهمان باشد.

در چنین شرایطی، مدیران پروژه بیش از هر چیز به حمایتهای مالی و بازگشت نیروی انسانی امید بستهاند. اگرچه از برخی حمایتها قدردانی شده، اما تأکید بر این است که برای ازسرگیری جدی پروژه، این میزان کافی نیست.
در عین حال، به نظر میرسد نهادهایی مانند سازمان لیگ نیز با درک شرایط موجود، فشاری برای تسریع پروژه وارد نکردهاند؛ چرا که بازگشت به شرایط عادی، پیشنیاز هرگونه پیشرفت واقعی است.

آزادی، در انتظار بازگشت به زندگی
آنچه امروز در آزادی دیده میشود، نه توقف کامل، بلکه تعلیقی سنگین است؛ مجموعهای که هنوز نفس میکشد، اما با تمام توان نه.

آزادی، با تمام خاطراتش، حالا در نقطهای ایستاده که آیندهاش به تصمیمها، حمایتها و البته بازگشت امنیت گره خورده است. جایی که روزی نماد شور و زندگی بود، حالا چشمانتظار روزی است که دوباره صدای سکوهایش، سکوت این روزها را بشکند.
برای رسیدن به آن روز موعود قبل از هر چیزی ابتدا باید واژه امید را با تمام وجودمان تعریفی تازه کرد.

وقتی اطرافت خالی میشود و به ستون های آزادی چشم که میدونی خود به خود این بیت از قصیده جاویدان ملک الشعرای بهار ذهنت را به خود درگیر میکند :
این قلب فسرده زمین است - از درد، ورم نموده یک چند....

کیاوش عزیزی