
به گزارش "ورزش سه"، چند روز پیش خبری منتشر شد که فضای ورزش کشور به ویژه فوتبال باشگاهی را تحت تأثیر خودش قرار داد. وزارت صمت اعلام کرد؛ به دلیل آسیبهای وارده ناشی از جنگ تحمیلی سوم به زیرساختها و صنایع فولاد کشور، تا اطلاع ثانوی باشگاههای سپاهان اصفهان و فولاد خوزستان از حضور در رقابتهای مختلف منع شدند. این خبر واکنشهای بسیار زیادی از اهالی فوتبال را با خود به همراه داشت.
مدیران این دو باشگاه به نوعی با نامطلوب خواندن این خبر از تأثیر عمیق اجتماعی آنها در کشور و جامعه ورزش گفتند و حتی مدیران سپاهان اعلام کردند که میتوانند بدون بهرهگیری از منابع مالی شرکت فولاد مبارکه اصفهان با قدرت به فعالیت خود ادامه دهند!
هیچ کس نمیتواند از نام سپاهان که اولین نماینده تاریخ فوتبال ایران در مسابقات جام باشگاههای جهان بود و چندین جام قهرمانی لیگ و حذفی به نام آنها ثبت شده است و یا فولادی که پرچمدار پر افتخار فوتبال خوزستان و زمانی مهد سازندگی فوتبال کشور بود به راحتی بگذرد.

باید پذیرفت که امروز با توجه به تجاوز دشمن آمریکایی صهیونی به ایران عزیزمان، اولویتهای هزینهای کشور حداقل برای مدتی تغییر خواهد کرد و ابتدا باید زیرساختهایی که به رفاه، معیشت و زندگی میلیونها ایرانی مرتبط است را ترمیم نمود و بعد از آن به موضوعات دیگر پرداخت.
اما اگر واقعگرایانهتر به موضوع نگاه کنیم آن چیزی که امروز خبر، نامه، بیانیه و یا نظر وزارت صمت را به عنوان بحرانی برای ورزش باشگاهی و قهرمانیمان تبدیل کرده است فقط ناشی از آسیبهای مربوط به زیر ساختها و تجاوز دشمنان نبوده، بلکه عدم مدیریت صحیح باشگاههای به اصطلاح حرفهای ما در سنوات گذشته بوده که منجربه وابستگی شدید آنها به منابع دولتی و بودجههای تخصیص یافته از شرکتهای مادر شده است که البته این مشکل فقط ناظر بر باشگاههای صنعتی نیست بلکه تقریباً تمام باشگاههای کشور را شامل میشود.
مدیریتی هزینه محور بدون تلاشی برای کسب درآمد که مقصر درآمدزا نبودن خود را بهانههایی مثل عدم پرداخت حق پخش تلوزیونی و قانون کپی رایت میدانستند.
مدل مدیریتی که ۹۰ درصد منابع خود را بابت پرداخت حقوق و دستمزد یک تیمش (تیم بزرگسالان) اختصاص میداد و مابقی را صرف سایر امور روزمره میکرد، دریغ از یک برنامه عملی و منسجم چندساله.
متأسفانه تفکر و شیوه مدیریتی که هدایت اکثر باشگاهها را برعهده دارد علاوه بر هدر دادن بیتالمال با اعمال برنامههایی، معدود فعالیتهای برخی از باشگاهها برای کسب درآمد را نیز عقیم کردند.
روشی که نانوشته از افزایش فزآینده و سرسام آور دستمزدها و هزینهها استقبال و بجای توسعه فوتبال در همه ابعاد آن، فقط مخارج را افزایش داده است.
اگر منابع فراوان هزینه شده در فوتبال طی سنوات گذشته به خوبی هدایت و راهبری میشد امروز باشگاههای ما به ویژه قدیمیها و پر افتخارها، وابسته به بودجه دولتی و مالکین خود نبودند بلکه با بوجود آمدن شرایطی مثل امروز، میتوانستند به کمک آنها بروند.
آنچه که مسلم و مشخص است امروزه فوتبال فراتر از یک ورزش میباشد و میتوان از آن به عنوان پدیدهای اجتماعی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی یاد کرد. پدیدهای که خود میتواند موتور محرک اقتصاد و ویترین شیک فضای سیاسی، امنیتی و فرهنگی کشور باشد پس نمیتوان با یک نامه و بیانیه بر فعالیت باشگاههای پرطرفدار خط کشید و آنها را تعلیق کرد، بلکه بایستی با اصلاح روش و مدلهای مدیریتی و بهکار گیری افرادی با تفکرات متفاوت از گذشته، ساختار ورزش کشور بخصوص فوتبال را دگرگون ساخت تا در برابر آسیبها مقاومتر باشند.
میثم راستی کارشناس مدیریت فوتبال