به گزارش "ورزش سه"،
پژمان جمشیدی که چندسالی می شود پس از پایان دوران فوتبال خود به سینما، تلویزیون، تاتر و موسیقی روی آورده است در گفتگویی بی پرده از ورزش، هنر و ... سخن گفت:
در فوتبال، موضوعات بزرگ نمایی می شود
من تا بحال نشنیده بودم که جایی عنوان شود من پولی داده ام و روی جلد مجله ای رفته ام، هیچوقت چه در زمان فوتبال و چه بازیگری هیچوقت پولی بابت مصاحبه به کسی نداده ام و اصلا نمی دانم اینچنین اتفاقی می افتد یا خیر، رابطه ام هم همیشه با خبرنگاران نیز دارای احترام متقابل بوده است. نمی دانم اصلا شدنی هست که بشود پولی بدهم و مصاحبه کنم یا نه؟ در زمان فوتبال اگر اینچنین بوده است حداقل راجع به من اتفاق نیفتاده و همیشه به همین دلیل گفته ام در فوتبال بعضی در رابطه با بعضی چیزها خیلی بزرگنمایی می شود.
چون دانشجو بودم، مدیربرنامه نداشتم
یکی از معضلات من در فوتبال این بود که من دانشجو بودم، هربازیکنی یک مدیربرنامه داشت و اصلا اشکالی نداره مدیربرنامه ای با خبرنگاران تعامل داشته باشد و بازیکنی که لیاقت داشته باشد را پررنگ تر کند. من به دلیل دانشجو بودم، در هفتاد درصد دوران فوتبال و آن زمانی که به درد می خوردم هیچ مدیربرنامه ای با من کار خبری نمی کرد و اصلا روی من برنامه ریزی نمی کرد برای اینکه من اصلا نمی توانستم از کشور خارج شوم.
پیشنهاد من از آلمان چیز عجیبی نبود
زمانی که به پایان دوران بازی خود در تیم سایپا رسیده بودم به همراه تیم در تورنمنتی به نام تونمنت ال جی در مصر شرکت کرده بودم، زمانی به در بازگشت به فرودگاه در تهران رسیدیم نماینده باشگاه سایپا آنجا بود و مدارک من را داد و من باید می رفتم اداره گذرنامه و نظام وظیفه و ... برای نهایی کردن خروجم از کشور برای حضور در تیم دوئیسبورگ آلمان و آقای مانوسی فر که هنوز هم فعال هستند و سلامت باشند عامل این انتقال بودند و اصلا رفتن من به آلمان چیز عجیبی نبود، من در سایپا روزهای درخشانی داشتم.
در پست های مختلف بودم
وقتی در پست های مختلف بازی کنید کمی وضعیت سخت می شود، اگر شما پستی تخصصی داشته باشید تکلیف خودتان نیز مشخص است، مثلا در برنامه نود وقتی نام بهترین دفاع راست های ایران عنوان شد من نبودم و آنها هم شاید حق داشته باشند چرا که من دفاع راست بودم، دفاع چپ بودم، هافبک چپ و راست بازی کردم و البته اینها هیچکدام تعریف نیست، ناراضی نیستم که در پرسپولیس آمدم و این همه تغییر پست برایم ایجاد شد.
جوانان یک راه را دنبال کنند
از هیچ اتفاقی در زندگی خودم پشیمان نیستم، کلا از اینکه کارهای مختلفی را تجربه می کنم راضی هستم، البته هیچوقت خواننده حرفه ای نبودم اما آهنگ منتشر کرده ام. خودم شخصا راضی هستم، البته من برای تمام بچه هایی که نوجوان هستند و می خواهند راه زندگی شان را مشخص کنند می گویم که یک تخصصی را به طور کامل دنبال کنند و در آن حرفه ای شوند مانند زمانی که من فوتبال بازی می کردم. کاری را بکنید که دوست دارید تا زمانی که از دنیا می روید از خود راضی باشید.
از مهدوی کیا بیشتر تمرین می کردم
من معتقدم کسی جای کسی دیگر را در دنیا نگرفته است، مثلا من مطمئنم که مهدی مهدوی کیا بیشتر تمرین کرده ام، من و حامد کاویانپور در دورانی صبح در تیم ملی جوانان تمرین می کردیم، بعد از ظهر هم در همان اردو تمرین می کردیم، آن موقع خانه ما در گوهردشت کرج بود و خانه کاویانپور در نظام آباد، هر دو به خانه می رفتیم، حامد آن موقع ماشین داشت و من نداشتم، یک عصرانه می خوردیم، حامد می آمد گوهردشت، روبروی خانه ما یک پارک بزرگ بود، آنجا تمرین می کردیم و می دویدیم و سپس به خانه ما می رفتیم دوش می گرفتیم و می آمدیم تهران و شب را خانه حامد می ماندیم تا صبح از اینجا به اردوی تیم ملی جوانان برویم.
هیچوقت از زندگی شکایت نکردم
به طرز عجیبی من تمرین می کردم، تمام سال هایی که ما در آن خانه بودیم من شاید تا ده دقیقه قبل از سال تحویل تمرین می کردم و آنقدر در آن پارک می دویدم که تمام نقاط مختلف آن پارک را از حفظ بودم. ولی هیچوقت گله ای به خدا و تقدیر و زندگی نکردم که مثلا چرا مهدوی کیا به جام جهانی رفت و من نرفتم، حالا مهدی را به دلیل هم پست بودن می گویم، یا مثلا از من محق تر مجاهد خضیراوی بود که می توانم بگویم بازیکن مانند او در فوتبال ما انگشت شمار بود.
پی گیر زندگی شخصی پیمان قاسم خانی و هدیه تهرانی بودم
دوستی من و پیمان قاسم خانی به سیزده، چهارده سال قبل برمی گردد زمانی که من در پرسپولیس بازی می کردم، همیشه دوست داشتم زندگی خصوصی دو نفر را بدانم، پیمان قاسم خانی و هدیه تهرانی، البته نه معنای ورود به زندگی شخصی بلکه به شکل زندگی خصوصی صرف، دوست داشتم راجع به زندگی و بازی کردنشان و اینکه چطور می شود یک آدم اینقدر کاریزماتیک باشد و خودش را از بقیه جدا می کند و به معنای واقعی سوپراستار می شود، بدانم. در مورد این خاص بودن می خواستم بدانم که چطور به وجود می آید.
ایده پژمان از یک بانک شروع شد
در مورد سریال پژمان باید بگویم که اتمام دوران ورزشی شرایط خاصی دارد، خداحافظی از فوتبال کاملا یهویی شهرت یک فوتبالیست را از بین می برد و قطعا برایش دوران غم انگیز و دراماتیک خواهد بود. قضیه این سریال هم از اینجا شروع شد که من چکی داشتم که داشت برگشت می خورد، به بانک رفتم و به آن کسی که پشت گیشه بود و من اصلا از وی دلخور نشدم چون داشت وظیفه اش را انجام می داد من را نمی شناخت، آدم وقتی پرسپولیس و استقلال بازی می کند فکر می کند همه باید او را بشناسند.
آن روز کارت شناسایی هم همراهم نبود، او گفت اگر کسی اینجا شما را بشناسد من چک تان را پاس می کنم، باورتان نمی شود من نیم ساعت نشستم و همه جا را زیر چشمی نگاه کردم اما دریغ از یک نفر که من را بشناسد، این داستانک ها را من به پیمان گفتم و همش با او شوخی می کردم که اگر روزی این کار را ساختی باید بنویسی ایده پرداز پژمان جمشیدی و او شوخی می کرد که من ایده را دزدیم و تمام شد. ولی باید این را بگویم که صد درصد کسانی که من را می شناختند به جزء پژمان می گفتند این کار را نکن.
کارگردان فیلم پژمان، قاسم خانی است
فیلم سینمایی پژمان را پیمان قاسم خانی خواهد ساخت و داستان پژمان جمشیدی است که بازیگر شده و انتخاب های غلط او را در سینما به فلاکت می اندازد. یکی از کارگردان های معروف کشور که احتمالا آقای مانی حقیقی خواهد بود، هم قرار است در نقش خودش در این فیلم بازی کند و البته سام درخشانی هم در نقش خودش به بازی خواهد پرداخت و آقای حمید فرخ نژاد و ویشکا آسایش هم انشالله حضور خواهند داشت.
می شود فالوئر خرید
دنیای مجازی در حال حاضر شرایط عجیبی دارد وخیلی از دوستان تعداد فالوئرهای بسیار زیادی دارند و فکر می کنم می شود فالوئر خرید و این از تعداد لایک هایی که هر صفحه می خورد کاملا مشخص است، البته اشکالی هم ندارد.
قرار بود پژمان بازغی دایی و کریمی را آشتی دهد
طرح آشتی دادن
علی دایی و علی کریمی در جام ستاره ها از برنامه پژمان بازغی بود نه من، من همیشه اعلام کردم زمانی این کار را می کنم که هر دونفر علاقه به این کار داشته باشند. با علی کریمی رفیقم و عالی دایی را هم بسیار دوست دارم اما واقعا نمی دانم در این قضیه کدام یک تقصیر دارند، فکر می کنم بخشی از این آشتی نکردن به غرور هر دو برمی گردد.
در مورد برانکو اظهارنظر نمی کنم
در زمان چیرو روزهای موفقی داشتم، در مورد برانکو اظهارنظر نمی کنم چرا که کمی شخصی است و ممکن است ناعادلانه باشد، اما قطعا مربی فوتبال فهمی است و می تواند در پرسپولیس موفق باشد. بزرگترین مشکل پرسپولیس امکان کم تجربگی است و فکر می کنم بزرگترین ضربه ای که امسال آنها خوردند از همین نبود بازیکنان بی تجربه بود.
با پولی در بانک امرار معاش می کنم
در حال حاضر یک پولی در بانک دارم و با درآمد کارهای هنری می کنم، امرار معاش می کنم، برای پژمان ماهی 5 میلیون تومان گرفتم و چهارماه طول کشید، البته این مبلغ را پیمان تعیین کرد و با توجه به اینکه اولین تجربه بازیگری من بود هیچ اعتراضی نداشتم، بعد از آنن در فیلم شرف خانواده فاضل بازی کردم و رقم قراردادم در آنجا پانزده میلیون بود که ده میلیون آن را گرفتم.
در تاتر از باتجربه ها کمتر می گیرم
کل فروش یک تاتر بسیار پربیننده و فوق العاده حول و حوش 200 میلیون است و یک گروه 20 نفره را به همراه خود دارد، من نمی دانم چطور می گویند که من در این تاتر آخرم ملبغ 55 میلیون تومان گرفتم! من معمولا در تاتر همیشه سعی کرده ام از آدمهایی باتجربه ای که در آن کار بازی می کنند پول کمتری بگیرم.
تنها آدم دولتی زندگی ام بهنام ابوالقاسم پور است
جوابی در مورد کسانی که می گویند مگر بازیگر قحطی است که پژمان جمشیدی را به تاتر آورده اند، ندام بگویم چرا که تاحدودی حرف هایشان درست است، همیشه در مورد من مطلبی می نویسند و بعد می گویند در مملکت ما چیزی سرجایش نیست، اینکه چیزی سرجای خودش نیست اصلا به من ربطی ندارد، مهمترین آدم دولتی که من در زندگیم می شناسم بهنام ابوالقاسم پور است که رئیس تربیت بدنی شهرداری منطقه 20 است.
ماجرای زندگی من یک اتفاق نادر بود
من هیچوقت خودم را با کسی مقایسه نمی کنم اما اتفاقی که در مورد من افتاد یک اتفاق نادر است، شاید سریال پژؤمان اصلا دیده نمی شد و من از همان جایگاهی که بودم پایین تر می رفتم، شاید بگویند پژمان پول داده رو جلد مطبوعات رفته، پول داده سریال بازی کرده و هزارتا حرف دیگر اما دیگر نمی توانم پول که مردم بنشینند پای این سریال، پس دیده شدن من در این سریال چیزی بوده که خودش اتفاق افتاده است.
برای یک بازیگر به 20 نفر زنگ زدیم
من عاشقانه تاتر را دنبال می کنم، به شهادت خیلی ها من از سال 80، 81 به صورت حرفه ای تاتر را دنبال می کردم البته هیچوقت فکر نمی کردم که روزی بازیگر تاتر بشوم. نه منتقدانم مانند استاد مشایخی که سرور من است بلکه به دوستانی مانند دانشجویان هنر که شاید از من خوششان هم نیاید می خواهم بگویم که برای یکی از کارهای تاترمان یکی از بازیگران مرد ما به یک کار سینمایی رفت و نمی توانست در این تاتر حاضر شود، باور کنید ما به 20 بازیگر درجه یک که از تاتر به سینما رفته بودند زنگ زدیم و هیچکدام از آنها به دلیل حضور مقابل دوربین نتوانستند بیایند.
همه این دوستان از تاتر به تصویر رفتند و من از فوتبال به تاتر آمدم، هیچ کس هم البته نمی گوید که یک مهندس عمران به من آدم جای بقیه در تاتر تنگ شد؟
تاتر آمده و می گویند یک فوتبالیست آمده، حالا سوال من اینجاست آیا آمدم من تنها به تاتر جای بقیه را تنگ کرده کرده است .
اما رفتن مثلا این 20 نفر جا را برای کسی بازنکرده است؟ شاید خیلی ها تلاش کردند و می کنند اما مقصر عدم موفقیت خیلی ها نیستم، من از همه آدمهایی که در فوتبال و هنر این مملکت هستند هیچ ادعایی ندارم و کوچکترم.
اصلا بحث کل کل نیست، شما اگر قرار باشد در تاتری با ژاله صامتی، خسرو احمدی و خیلی های دیگر بازی کنی باید دعوت شوی، اصلا اینطور نیست که من اراده کنم پول بدهم بروم بازی کنم، قیمت ژاله صامتی، مانی حقیقی، تهمینه میلانی و ... چقدر است که من می توانم پول دهم و در کارهایشان حضور پیدا کنم؟
من و انصاریان از یکدیگر خوشمان می آید
علی انصاریان از همبازیان بسیار خوب من است و خیلی ها فکر می کنند ما چون هر دو کار هنری می کنیم از یکدیگر خوش مان نمی آید در حالی که اصلا اینطور نیست، من کار کلاف را از علی دیدم که کار بدی نبود.
باور نمی کردم پروین 70 ساله شد
سلطان علی پروین نامی ماندگار در تاریخ پرسپولیس وفوتبال ایران است، باورم نمی شد علی آقا 70 ساله شده باشد، ما یکبار در اردوی پرسپولیس 57 سالگی ایشان را جشن گرفتیم و الان باورم نمی شد که ایشان هفتاد ساله شده است و البته به این نتیجه رسیدم خودم هم چقدر پیر شده ام.
با پیمان رفیق ترم اما با مهراب بیشتر خوش می گذرد
پیمان قاسم خانی یکی از عزیزترین آدم های زندگی من است و این رفاقت ما قبل از سریال پژمان آغاز شده بود، با پیمان بیشتر از مهراب رفیقم اما با مهراب بیشتر خوش می گذرد، چون پیمان بیشتر در خانه می ماند اما مهراب پایه تفریح است.
حواشی سفر به برزیل خط دار بود
یک خطی پشت جریان برزیل رفتن ما بود، چرا که ما قبلا هم همراه تیم ملی وقتی به خرید می رفتیم شاید خیلی اوقات با شلوارک می رفتیم اما هیچوقت این اتفاقات نمی افتاد، این بار ولی به دلیل همان خطی که فکر می کنم وجود داشت این اتفاق افتاد و مردم هم نسبت به این ماجرای برزیل رفتن بدبین شده بودند.
برای تنابنده رفتن به جام جهانی کاری نداشت
به رفتن به جام جهانی اصلا فکر نکرده بودم اما رفتن به جام جهانی برای محسن تنابنده و کسان دیگری که بودند و برای یک تله فیلم 50 یا 60 میلیون پول می گیرند مسئله ای نبود که به جام جهانی بروند و 20 میلیون خرج کنند اما دور هم بودن و تشویق تیم ملی مهم بودف متسفانه همانطور که گفتم به دلیل حواشی که برای این کار به وجود آوردند مردم را نسبت به رفتن هنرمندان به جام جهانی بدبین کرده بودند.
فکر کردم سروش از من ناراحت شد
برای شما ایرانی سروش صحت من را دعوت کرد اما من تصمیم گرفتم که نروم و فکر کردم سروش از من ناراحت شد اما بعدا دیدم او برای خندوانه و استندآپ کمدی اش به سراغ من آمد و یک صدایی از من ضبط کرد، دیدم که از من ناراحت نیست، سروض یکی از راحت ترین و روشنفکرترین هنرمندان ما است.
بازی ها غمگینانه در تختی برگزار می شد
اتفاق بدی که در سال 81 افتاد که ما نتوانستیم بازهم قهرمان شویم این بود که استادیوم آزادی زیرکشت رفت و بازی های ما بسیار غمگینانه در استادیوم تختی برگزار می شد، البته باید بگویم که سپاهانی ها بسیار قوی و روی فرم بودند که توانستند جام را به خانه ببرند.
کاویانپور بامزه ترین آدم است
بامزه ترین آدمی که می شناسم حامد کاویانپور است، او یک طنز عجیبی دارد و متاسفانه از بازی با آث میلان وی را ندیدم. البته قبل از آن هم سه چهارسالی از او خبرنداشتم، حامد یکی از بهترین دوستان من بود.
نمی دانم تابوتم را به کدام سمت خواهند برد
بانهایت احترام به تمام آدمهایی که در هنر این مملکت زحمت می کشند باید بگویم که همیشه فوتبال برای من چیز دیگری بوده است و هیچوقت نمی توانم آن را از خاطرم ببرم و چیز دیگری را جایگزین کنم. نمی دانم اگر روزی بمیرم کسانی که زیر تابوت من را می گیرند به کدام سمت خواهند برد، با توجه به اظهار نظر و کارهای من آنهایی که زیر تابوت را گرفتند نمی دانند من را سمت قطعه هنرمندان ببرند یا جای دیگر!
با تیتر یه دوست روزنامه نگار شوکه شدم
یه دوست روزنامه نگار در روزنامه شان تیتر زده بود راجع به خودکشی من در رابطه با عدم دعوت به تیم ملی، پسرعمه ام آن روزنامه را دیده بود و شوکه شده بود از اینکه من خودکی کرده ام، البته باید بگویم که به خاطر عدم دعوت به تیم ملی آنقدر ناراحت و بی انگیزه بودم که گاهی وقت ها علی آقا در تمرینات به من می گفت برو بیرون بنشین چون می دید چقدر بی انگیزه شدم.
یکی از سه مرد تکنیکی بعد از انقلاب
علی کریمی قطعا یکی از سه مرد تکنیکی فوتبال ایران بعد از انقلاب است، من علی کریمی، مجید نامجو مطلق و خداداد عزیزی را به عنوان سه مرد تکنیکی بعد از انقلاب فوتبال ایران انتخاب می کنم.
استیلی از من خوشش نمی آمد
مطمئنم روزی که آمدم پرسپولیس آقای استیلی از من خوشش نمی آمد، نمی دانم چرا اما فکر می کنم این اظهارنظر من بسیار درست، البته بعدا که من در تیم ماندم و بازی های زیادی در کنار هم انجام دادیم دیگر قضیه خیلی فرق کرد. با شنیدن نام او قطعا به یاد گل قرن می افتم.
دایی یک الگوی کامل است
همیشه در مورد علی دایی گفته ام اگر یک روزی بچه دار شدم قطعا به او می گویم الگویش را علی دایی قراردهد، من اصلا به اینکه او رفیق خوبی هست یا نیست ندارم، از دور که کل زنگی او را می بینی دایی می تواند یک الگوی تمام و کمال برای کسی باشد. چون برادر من در دانشگاه شریف درس می خواند می دان قبول شدن در این دانشگاه برای کسی که در تهران زندگی می کند چقدر سخت است چه برسد به کسی که در شهرستان است.
مستند مرحوم حجازی به جزء یک بخش، تاثیرگذار بود
فیلم مربوط به مستند مرحوم حجازی بخش های بسیار جذابی داشت اما بخشی که مربوط به مربیگری ایشان بود که من اگر می خواستم این فیلم را بسازم قطعا به اختلافات ایشان و قلعه نویی نمی پرداختم، به غیر از آن بخش های تاثیرگذار و فوق العاده ای در این فیلم بود. اگر به اتفاقات مربوط به مربیگری ایشان کمتر پرداخته می شد تاثیر بیشتری پیدا می کرد.
به نیمه پرلیوان نگاه می کنم
در این دو سال خیلی عوض شدم، آدم باگذشت تر و کامل تری شدم، البته در این چندسال خیلی هم قضاوت شدم و احتمالا آن تاثیر داشت، البته علی رغم آن چیزی که گفته می شود اصلا آدم محافظه کاری نیستم. همیشه سعی می کنم به نیمه پرلیوان نگاه کنم چرا که در آن صورت زندگی بهتری خواهیم داشت.
تلاشی برای ایجاد حاشیه در زندگی ام نکردم
روند زندگی من ایجاد حاشیه می کند وگرنه من هیچ تلاشی برای ایجاد حاشیه ندارم، مثلا اخیرا آقای مانی حقیقی به من پیشنهاد بازی در فیلم شان را دادند خب معلوم است که من قبول می کنم برای اینکه در این چندسالی که کار کرده ام همیشه ایشان یکی از کارگردان هایی بودند که دوست داشتم با ایشان همکاری کنم حتی اگر قبول کردن این پیشنهاد برای من ایجاد حاشیه کند.