حساب رسمی ورزش‌سه را در اینستاگرام دنبال کنید
کد خبر: 1590614/1 زمان: 18:13   1397/11/21 بازدید: 7,117

تکامل تاکتیک ها؛ فوتبال چگونه مدرن شد؟ (2)

از شروع دهه نود میلادی جنبش "تاکتیک گرایی" و تلاش برای خلق یک "فرم بازی برنده" در فوتبال جهان و خاصه اروپا به راه افتاد. آنچه که فوتبال را پیچیده‌تر کرد، قوی تر کرد، نزدیک تر و البته سخت تر کرد.

به گزارش "ورزش سه"، پیچیده و قوی و نزدیک و سخت که باعث توسعه مفهوم "بازی را پلن ها می برند نه بازیکنان" شد. و خوب چرا این اتفاق رقم خورد؟ پای سه عامل در میان است. اول. ورود کامپیوتر ها به فوتبال و گسترش مباحث آنالیز کردن حریفان حتی در جزئی ترین دیتاها. دوم. ورود نسل جدیدی از مربیان با سردمداری آریگو ساکی که سابقه بازیکن حرفه ای بودن را نداشتند و به همین علت بر اساس عملکردهای تاکتیکی تیم خود را پرورش می دادند. و سوم. ورود پول به فوتبال و تبدیل کردن آن به یک صنعت صددرصد رقابتی بر اساس مبانی بازار آزاد و رقابت کردن بر سر تک تک بلیط ها و نیمکت ها و بازی ها و جام ها. در واقع هیچکس حق نداشت حتی کوچکترین چیزی را هم از دست بدهد. می خواهی سود کنی پس باید ببری، و می خواهی ببری پس باید تمام و کمال آماده رقابت کردن باشی..


به این ترتیب تلاش برای خود را از هر نظر آماده رقابت کردن با استفاده از آنالیزهای قوی و مربیانی که به مباحث تئوریک بازی علاقه داشتند باعث تکامل یافتن تند و تیز تاکتیک ها شد. کل تاریخ فوتبال تا 1990 یک طرف و از این سال به بعد هم یک طرف. تکامل و شکوفایی که در چهار بحث تاکتیکی بیش از همه خود را نشان داد. استایل بازی- پرسینگ- فازهای انتقال- چینش و سیستم. چهار مبحث بسیار ارزشمندی که ما در ورزش سه برآن شدیم تا در چهار یادداشت مختلف به تفکیک کلید واژه های هر مبحث را تحلیل کنیم. پس این شما و این هم بخش دوم مطلب: "پرسینگ"

 


دو رویکرد عمده در مورد پرسینگ پس از دهه نود اوج گرفتند. رویکرد ساکی و رویکرد هکتور کوپر. طبق رویکرد ساکی "تخریب فضا هدف شماره یک است" و برای رسیدن به این مقصود وسیله مورد نیاز "فشردگی" می باشد. از همین رو ماشین مخوف پرسینگ 25 متری تیم میلان خلق شد. تمام ده بازیکن تیم در یک مربع 25 در 25 متری سیستم دفاع منطقه ای را اجرا می کردند. در سوی مقابل هکتور کوپر هم سیستم پرسینگ محبوب خودش را طبق دفاع حریف گیر بنا نهاد: "پرس بازیکن صاحب توپ حریف، پرس نزدیک ترین بازیکن به بازیکن صاحب توپ و پرس بازیکنی که احتمال دریافت توپ از بازیکن صاحب توپ را دارد". دو سیستم پرس بر اساس دو تاکتیک دفاع منطقه ای و نفر به نفر و هر دو هم برای یک هدف. چه هدفی؟ کاستن از توان بازی مالکانه حریف که در این دهه نزد اکثر تیم ها داشت به روش اصلی تبدیل می شد. ایجاد اختلال در بازی با توپ حریف. و خوب البته تخریب سه گانه "فضا و مکان و زمان" هم که جای خود را در هدف انگاری پرس کنندگان داشت. در این بین تا به امروز بافت اصلی سیستم های پرسینگ حفظ شده است ولی خوب در "گرامر اجرا" بدون تردید مربیان مختلفی با فرمول های جدید دفترچه یادداشت خود را خط خطی کرده اند. در زیر چند اصل مشترک این سیستم های پرسینگ در 29 سال گذشته را مرور می کنیم. 


تاکتیک آفساید: پاس های بلند لعنتی. این لعنتی ترین آنتی تز برای تیم های پرس کننده بوده، هست و خواهد بود. وقتی ما اقدام به پرس حریف می کنیم آنها در کسری از ثانیه با یک پاس بلند تلاش می کنند از فضای پشت خط دفاعی ما نفوذ کنند و این یک معضل جدی است. معضل جدی؟ بله. آنتی تز پرس؟ صد درصد. پس باید چکار کرد. در واقع آنتی تز این آنتی تز چیست؟ آنتی تز پاس های بلند پشت دفاع؟. سر و کله ساکی در میلان پیدا شد. آنها با سیستم پرس شدید بازی می کردند. و خوب حریفان هم برابر آنها از پاس های بلند استفاده می کردند، اما این بار دیگر موفقیتی برای رقبا حاصل نشد. چرا؟ چون ساکی در میلان برای پوشش پرس شدید تیمش از تاکتیک آفساید استفاده کرد. بقیه ماجرا را از زبان خود این فیلسوف ایتالیایی بشنویم: " ما می دانستیم که تنها راهی که حریفان بتوانند از یونیت فشرده پرس کننده ما عبور کنند ارسال پاس های بلند پشت دفاع می باشد. به همین دلیل تمرینات آفساید را وارد بخش اصلی کارمان کردیم و هر روز و هر جلسه در مورد آفساید تمرین کردیم. در نهایت به چنان قدرتی رسیدیم که هیچ تیمی نمی توانست با پاس های بلند به ما ضربه بزند چون با فرارهای به جلو سریع بازیکنان آخرین خط تیم در عقب، همه حریفان را در تله آفساید قرار می دادیم". خوب موفقیت تاکتیک آفساید ساکی به حدی بود که پس از آن ما با اصطلاح "قانون آفساید" برای تیم هایی که پرس می کنند روبرو هستیم. یعنی اینکه پرس بدون آفساید گیری دیگر پرس نیست، به خودکشی دفاعی شباهت دارد.  


کانال های مهم حریف را بلاک کن: وقتی شما قرار است یک تیم را پرس کنید باید به این نکته بسیار مهم توجه داشته باشید که زمین فوتبال شبیه کره زمین با مناطق آب و هوایی و زیستی مختلف است و همانگونه که شما در سفر به این مناطق مختلف از پوشش متناسب با جغرافیا استفاده می کنید، هنگام ارائه یک پرس تمام زمین نیز باید از پوشش متناسب با جغرافیا استفاده کنید. ما به این فعل "دانش جغرافیایی تاکتیک" می گوییم. اینکه شما باید در مناطق مختلف نسبت به توانایی های مختلف حریف از روش های مختلف پرسینگ استفاده کنید. یکی از عمده این روش ها که در بطن اکثر تاکتیک های پرس از دهه نود تا به امروز دیده می شود اقدام به ایجاد دیوار در مسیر ارتباطی دو بازیکن مهم حریف می باشد. یعنی شما به عنوان مثال به خط هافبک تیم تان آموزش می دهید هر وقت که داوید سیلوا صاحب توپ شد، بازیکنی که در آن لحظه دی بروینه در منطقه وی قرار دارد باید سریع به جلوی کوین به سمت سیلوا شیفت کند و اجازه ارتباط گیری را به آنها ندهد. در شکل ویژه تر ما روش بلاک کانال های مهم حریفان را در فصل جاری توسط تیم لیورپول می بینیم. لیورپولی که سیستم پرس از جلو را پیاده می کند و خوب علاوه بر ایده پاس های بلند، یکی دیگر از گزینه های فرار از پرس رقیب بازی با بک های تیم در کناره ها توسط مدافعین آخر است. خوب ما در لیورپول چه می بینیم؟ صلاح و سادیو مانه در دو سمت خط شروع فشار سه نفره تیم بین مدافعان آخر و بک های کناری به صورت مورب قرار گرفته و از ارتباط گیری آنها جلوگیری می کنند. تا از این طریق فیرمینیو و هافبک های تیم کار ساده تری برای فشار آوردن روی مدافعان آخر رقیب داشته باشند.


منفجر کردن کمربند میانی: اگر در فوتبال ماقبل دهه نود بیس بازی یک تیم خط حمله اش بود، در فوتبال مدرن تعیین کنندگی به عهده خط میانی تیم گذاشته شده است. هافبک هایی که تمپو را میزان می کنند، هافبک هایی که می سازند، خلق می کنند، انرژی می دهند و خلاقیت زا هستند. این همه یعنی اهمیت مردان میانی در کنش های تاکتیکی یک تیم در فاز حمله. پس تیم مدافع باید با هوشیاری و آگاهی به خصوصی نسبت به تولید واکنش در برابر "مردان سازنده انرژی و خلاقیت" عمل کنند. با هوشیاری و با آگاهی. و خوب از رهگذر این تفکر بود که مربیان علاقه مند به پرسینگ، ایده "انفجار در مرکز زمین" را بنا نهادند. یعنی چه؟ یعنی تخریب مرکز زمین و عدم اجازه به تیم حریف برای استفاده از خط میانی در حمله تا حذف کامل  ارتباطات هافبک های آنها با دیگر بازیکنان و خطوط از طریق......، از چه طریقی؟ بله این یک پرسش مهم است. به طور ویژه از دو تکنیک پرس در این زمینه می توان استفاده کرد. تکنیک قیچی کردن و تکنیک محاصره کردن. در تکنیک قیچی کردن شما از دو دیوار بین خطوط استفاده می کنید. یک دیوار بین خط دفاع و هافبک و یک دیوار بین خط هافبک و حمله. دو دیوار مستحکم و متراکم و فعال و دونده. دو دیوار که به طور واقع اجازه در مرحله اول "دریافت" و در مرحله دوم در صورت شکست مرحله اول "انتقال" را به خط میانی حریف ندهند. در تکنیک دوم که معروف به متد "محاصره_ خفگی" است باز شما از همین دو دیوار استفاده می کنید. اما این بار با تراکم نفری کمتر و نفرات کم شده را به مقابله مستقیم نفر به نفر با هافبک های میانی حریف چینش می کنید. سپس از دو دیوار می خواهید که به سمت هم حرکت کرده و تا جای ممکن با هم فشردگی ایجاد کنند. در این حالت یک قفس ایجاد می شود که علاوه بر آن (به خاطر من تو من کنندگان) درون قفس هم زندانی ها را غل و زنجیر کردید. این یک محاصره خفه کننده بی بر و برگرد برای حذف صددرصد خط میانی رقیب است. فقط یک نکته! رقیب در همچین حالتی مجبور به اجرای پاس های بلند پشت دفاع می شود. قانون شماره یک را که فراموش نکرده ای!

 


گگن پرسینگ: یک پرسش سخت و تیز: آیا می توان گگن پرسینگ را یک انقلاب تاکتیکی دانست؟ بدون تردید بله. اگر شما به این نتیجه‌گیری شک دارید حتما توصیه می کنم گزارش های فنی یوفا در مورد لیگ قهرمانان را از سال 2010 (سالی که دیگر دورتموند کلوپ و بارسلونای پپ به عنوان شروع کنندگان جریان قد را علم کرده بودند) به بعد مطالعه کنید. سال به سال ما با کاهش آمار گل خوردن از روی ضدحمله و افزایش آمار گل زدن از روی حمله سریع روبرو هستیم. کاهش و افزایشی که به خاطر گگن پرسینگ رقم خورده. به خاطر قانون "پنج ثانیه طلایی". پنج ثانیه پرس شدید و متراکم و چندجهته روی توپ به محض از دست دادن توپ با هدف جلوگیری از ضدحمله حریف. با هدف گرفتن سریع توپ و ضربه زدن به "ناسازمان دفاعی حریف". حتی کلوپ مسئله را تا آنجا بزرگ کرده که می گوید "گگن پرسینگ بهترین شکل بازیسازی" است! کلوپ و گواردیولایی که به این جریان در فوتبال مدرن "شکل" دادند و باعث شدند که به مرور زمان اکثر تیم ها به سمت استفاده از این سیستم "دفاعی - تهاجمی" گرایش پیدا کنند. اما خوب فقط شکل دادن و نه خالق بودن. تاریخچه گگن پرسینگ را می توان در سه جا به طور ویژه مشاهده کرد. نزد ارنست هاپل که جنبش تاکتیکی "پرس- ضدحمله" را در فوتبال آلمان تئوریزه کرد. نزد زوج میشل- کرایف در سبک توتال فوتبال. و نزد آریگو ساکی در تیم میلان. سه جایی که در امتداد یکدیگر هرکدام ادویه هایی را به این متد اضافه کردند و سرانجام در یک دوره همزمان زوج کلوپ - گواردیولا در دو باشگاه مختلف شکل امروزی آن را طراحی کردند. شکل کامل آن را. پیشکشی به فوتبال پست مدرن دهه دوم قرن بیست و یکم.


مجتبی مرشدنژاد

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.