کد خبر: 1756850/39 زمان: 12:57   1400/02/31 بازدید: 17,245

به او گفتم بیا در ایران موهایت را با یک دلار کوتاه کن!

خاطرات محمدفنایی از ساندور پل

کمک داور سابق فوتبال ایران به بیان خاطرات جالبش از ساندور پل داور مطرح و فقید مجارستانی پرداخت.

 

به گزارش "ورزش سه"، ساندور پل داور برجسته مجارستانی که ایرانی ها نیز به خاطر قضاوت دیدار با استرالیا خاطرات جذابی را با او دارند، روز گذشته در 65 سالگی بر اثر سکته قلبی در گذشت. این داور که فینال جام جهانی 1994 را سوت زده، یک دوست ایرانی به نام محمد فنایی داشت.


فنایی به عنوان یکی از کمک داوران برجسته و سابق فوتبال ایران اولین آسیایی بود که فینال جام جهانی را قضاوت کرد و جالب اینکه او کمک داور دوم ساندرو پل در آمریکا و آن مسابقه حساس بود.


فنایی که دوستی دیرینه ای با ساندور پل دارد، خاطرات زیادی نیز در ذهنش از او نقش بسته است و به همین خاطر طی گفت و گویی با خبرنگار "ورزش سه" به بیان این خاطرات پرداخت. صحبت های فنایی را در ادامه می خوانید:

 


**ساندور پل پرفروغ ترین فرد فوتبالی مجارستان بود


ساندور پل داوری بود که می توانم بگویم پرفروغ ترین فرد فوتبالی مجارستان محسوب می شد. او با اینکه در یک کشور کمونیستی متولد شده بود اما بسیار نزد مردم کشورش احترام داشت و او را دوست داشتند. برای مردم مجارستان افتحار بزرگی بود که یک داور از کشور آنها فینال جام جهانی را قضاوت کرده است.

 


**ساندور پل بسیار خوش مرام بود


این داور برجسته 3 بار بهترین داور جهان لقب گرفت. شاید تاریک ترین نقطه زندگی اش آن بازی منچستر یونایتد و فاینورد بود که سر و صدای زیادی به پا کرد و به همین خاطر جام جهانی 1998 را هم از دست داد. ما نشست های زیادی با هم داشتیم و بسیار خوش برخورد و خوش مرام بود.

 


**به او گفتم بیا ایران موهایت را کوتاه کن!


در جام جهانی 1994 یکبار در هتل باهم در لس آنجلس نشسته بودیم که دیدم به آرایشگاه رفته و موهایش را کوتاه کرده است؛ پرسیدم چقدر پول پرداخت کرده؟ گفت 20 دلار. گفتم می آمدی ایران یک دلار پرداخت می کردیم و چای هم مهمانت می کردند. خندید و گفت من از ایران شناخت ندارم و گفت که دوست دارم به ایران بیایم.

 


**تصور نمی کردیم داور فینال جام جهانی باشیم


از آنجایی که آدم شوخی بود، مدام در جریان جام جهانی برای خودش تفسیر می کرد که کدام داوران به فینال می روند. یک دوست کره ای داشتیم به او می گفت تو اوت می شوی. به من می گفت تو در جام باقی می مانی. من در یک چهارم نهایی بازی هلند و برزیل یکی از کمک داوران بودم و وقتی دیدم در نیمه نهایی قضاوتی نکردم، دیگر تصور نمی کردم در فینال حضور داشته باشم. از این رو ما به هتلی رفتیم تا کمیته داوران درباره قاضی های مسابقات رده بندی و فینال جام جهانی 1994 تصمیم بگیرد. من اصلا تصور نمی کردم بتوانم در یکی از این دو مسابقه قضاوت کنم. مسئولان فیفا بیرون آمدند و گفتند: داور وسط، ساندرو پل. او مشت هایش را گره کرد و نشان داد خوشحال است. کمک داور دوم هم نام مرا را خواندند که بسیار تعجب کردم. به هر حال تا آن زمان هیچ داوری از آسیا فینال جهان را ندیده بود.

 


**می گفت میگو چیست که می خوری؟


وقتی به عنوان داور فینال انتخاب شدیم، شب به رستورانی لب دریا رفتیم تا شام بخوریم. ساندور پل خرچنگ گرفت و من میگو. به من می گفت این ها چیست که تو می خوری؟ وقتی خواستم از خرچنگ بگیرم هم نداد.

 


**شب قبل از بازی فینال 94 تولدش بود


شب قبل از بازی داوران فینال جام جهانی را به یک کشتی دور از دسترس خبرنگاران و مردم بردند. این کشتی زیبا در 5 کیلومتری ساحل قرار داشت. اتفاقا آن شب تولد ساندور پل هم بود که مسئولان فیفا برایش تولد گرفتند.

 


**سرش رو روی شانه ام گذاشت وگفت ...


بازی فینال جام جهانی که تمام شد، در رختکن سرش را روی کتف من گذاشت و اشک در چشمانش بود. گفتم چه شده؟ گفت من از یک روستا در 100 کیلومتری بوداپست تلاش کردم و به اینجا رسیدم. در کشورم مردم خیلی خوشحالند و ... من هم گفتم سرنوشت مان شبیه به هم است.

 

 


**به ایرانی ها می گفت درباره وقت اضافه از فنایی بپرسید!


بعد از بازی های جام جهانی در لس آنجلس از هم خداحافظی کردیم و او هم به کشورش رفت. بعد از مدت ها من در لبنان حضور داشتم. آنجا به خاطر برخی حساسیت ها داوران بازی هایشان را خارجی انتخاب می کردند. حساس ترین بازی لبنان در پیش بود و من به لبنانی ها پیشنهاد دادم ساندور پل را انتخاب کنند. من به ساندور پل زنگ زدم و او گفت که بسیار دوست دارد لبنان را ببیند و به لبنان سفر کرد.دقیقا بعد از بازی ایران و استرالیا بود. آنجا در لبنان ایرانی ها خیلی او به می گفتند که چرا اینقدر وقت اضافه گرفته است؟ او هم به مردم می گفت از فنایی بپرسید!

 


**دو روز زودتر برای دربی به تهران آمد

 

وقتی به ایران برگشتیم و مسئولان فدراسیون فوتبال و آقای مصطفوی برای دربی دنبال داور خارجی می گشتند، من پیشنهاد دادم ساندور پل را به ایران بیاورید. با او صحبت کردم و گفت خیلی خوب است. او آمد و دوروز جلوتر هم در تهران بود. از فرودگاه دنبالش رفتیم و کاری کردم به او خوش بگذرد. با هم به دربند رفتیم و مردم هم از او خاطرات خوبی داشتند. کاری به اتفاقاتی که در جریان بازی افتاد ندارم اما برای او عجیب بود که یک مسابقه در ایران با 100 هزار تماشاگر برگزار می شود.

 


**برایش عجیب بود دربی با 100 هزار نفر برگزار می شود!


می گفت 100 هزار نفر برای یک بازی به ورزشگاه می آیند؟ داوری که فینال جام جهانی را سوت زده بود، فکر می کرد مسابقه دربی در آسیا هم یک بازی عادی است. او بازی های زیادی را قضاوت کرده بود اما برایش شرایط دربی خیلی عجیب بود.

 


**ماجرای نشان دادن سماور به ساندرو پل!


با توجه به اشتباهاتی که در دربی داشت، از من پرسید در ایران وقتی یک داور اشتباه می کند به او چه می گویند؟ شب ما رستورانی در سعدآباد دعوت بودیم و مسئولان زیادی حضور داشتند. من یک سماور بزرگ که در رستوران بود را به ساندور پل نشان دادم و گفتم مردم بعداز اشتباه داور این را به او نسبت می دهند!

 


**عکس مرا به دیوار مغازه اش زده بود


در نهایت یک فرش کوچک به او هدیه دادیم و پولش پرداخت شد و رفت. چندی بعد در اسلواکی اردو زده بودیم و چون مجارستان نزدیک بود، ساندور پل از من خواست به کشور آنها بروم. به بوداپست رفتم و دیدم یک نمایشگاه عظیم لوازم خانگی دارد. او عکس هایش را به دیوار زده بود و حتی عکس بزرگ خودش با من هم در مغازه اش بود. مردم خیلی به سمتش می آمدند و با او عکس می گرفتند و خیلی محبوب بود.

 


**بیش از 20 سال از او خبر نداشتم


بعد از آن دیگر ساندور پل را ندیدم. تا اینکه دیروز متوجه شدم او در سن 65 سالگی سکته کرده و جانش را از دست داده است. او داور بزرگی بود و به خوبی انگلیسی صحبت می کرد. همه مردم ایران از او به نیکی یاد می کنند اما متاسفانه بیش از 20 سال است که از او خبری نداشتم و دیروز فهمیدم این اتفاق تلخ رخ داده که جا دارد به فوتبال دنیا تسلیت بگویم.

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.