
به گزارش "ورزش سه" از هفته آینده رقابتهای مرحله پلیآف لیگ فوتسال زنان آغاز خواهد شد و 8 تیم برتر رقابتها در مرحله یک چهارم نهایی رقابتهای خود را دنبال میکنند؛ باشگاه نصر فردیس کرج با یک وجه تمایز نسبت به رقبایش پا به میدان مسابقه خواهد گذاشت، آنها که در تعطیلات نیمفصل مرحله گروهی یک خرید انجام دادند، حالا در مرحله حذفی از خرید خود میتوانند بهره ببرند.
آرزو صدقیانیزاده که سابقه قهرمانی با تیم ملی فوتسال زنان ایران در سال 2018 در جام ملتهای آسیا را دارد، با گذر از روزهای مصدومیت شدیدی که برای او پیش آمد و حدود یکسال از میادین دور بود، حالا میتواند مجدداً در میدان مسابقه حاضر شود و همراه نصریها در مرحله پلیآف خواهد بود.
صدقیانیزاده که فصل گذشته در تیم فوتسال زنان سایپا توپ میزد و در همانجا هم دچار آسیبدیدگی از ناحیه کتف شد، حالا با گلایه از مدیران سایپا به ویژه مهرداد سراجی مدیرعامل پیشین این باشگاه، صحبتهای جالبی را انجام داده است.

گفتگوی ستاره فوتسال زنان ایران و باشگاه نصر فردیس کرج را با خبرنگار ما در ادامه میخوانید:
* گفتند یکسال باید دور از میادین باشی اما خوشحالم که زودتر برگشتم
متاسفانه 9 ماه پیش دچار دررفتگی کتف و شکستگی مفصل شانه شدم و به همین علت مجبور شدم که جراحی کنم؛ اصلاً آسیبدیدگی کتف مثل دیگر آسیبدیدگیها نیست و دورهی درمان آن بسیار طولانی است. تمامی جراحان به من گفتند که یکسال زمان میبرد که بتوانی به میادین بازگردی، اما خداراشکر توانستم با تمریناتی که داشتم و پیگیریهای روزانهای که برای رفتن به فیزیوتراپی و انجام تمرینات اختصاصی انجام دادم، بعد از 9 ماه با 80-90 درصد آمادگی به میادین بازگردم.
* سایپا پول عمل جراحیام را داد اما از حقوقم کسر کرد!
خداراشکر میکنم که توانستم این دورهی سخت را پشت سر بگذارم، چون واقعا مصدومیت بدترین اتفاق برای یک ورزشکار است؛ تا الان هیچ مصاحبهای راجع به سایپا نکردم، خداراشکر سال اول از لحاظ مالی-لجستیکی تامین بودیم و سال دوم هم نسبتاً خوب بود و زمانیکه من مصدوم شدم، آقای سراجی مدیرعامل تیم با پرداخت تمام خرج جراحی من موافقت کردند و این مبلغ را به حساب من رفتند اما متاسفانه زمانیکه قرار بود حقوق من که 30 درصد از آن مانده بود را پرداخت کنند، پرداخت نکردند و گفتند که ما به شما پول جراحی دادیم و از حقوقتان کسر کردیم.
* سراجی برای عمل من موافقت کرد اما ...
زمانیکه پول جراحی من را دادند، اصلاً این صحبت را نکردند که از حقوقم کسر خواهد شد و من شاید اگر میدانستم که چنین اتفاقی قرار است رخ بدهد، جراح دیگری را انتخاب میکردم یا برنامهی دیگری برای جراحیام داشتم؛ اما باشگاه سایپا زیرقولش زد و متاسفانه پول جراحی که من در آن تیم مصدوم شدم و هر باشگاهی موظف است که پول جراحی بازیکن را تمام و کمال بدهد، را عملاً پرداخت نکرد. نامه زدم که من بازیکن تیم ملی هستم و میخواهم پیش بهترین جراح عمل کنم و ایشان در ابتدا موافقت کردند اما متاسفانه از حقوق من کسر شد.

* مجبور شدم تا به فدراسیون فوتبال شکایت کنم
با پیگیریهایی که داشتم توانستم 15 درصد از قراردادم را بگیرم اما 15 درصد دیگر را به من ندادند که من تصمیم گرفتم به فدراسیون بروم و حدود 20 روز پیش در آنجا شکایت کردم؛ واقعا گلهمند هستم، چرا که بازیکن با تمام وجود وظیفهاش است که بازی کند اما مدیران و مسئولان تیم هم باید کنار بازیکن باشند، به ویژه زمانیکه او مصدوم میشود. اما متاسفانه اینگونه نیست و مدیران بازیکن را به حال خود رها میکنند و این اتفاق اصلاً زیبنده نیست.
* خوشحالم دوباره کنار همبازیان گذشتهام بازی میکنم
تیم نصر فردیس، تیم پرمهرهای است و بازیکنان آن کسانی هستند که در سالهای اخیر همبازی من بودهاند؛ شرایط تیم در 3-4 جلسه تمرینی که من در کنار آن بودم، خداراشکر خیلی عالی بوده و امیدوارم بتوانم در نصر فردیس به آن آمادگی لازم برسم و بتوانم به تیم کمک کنم.
* جوانگرایی در تیم ملی در کنار باتجربهها بهتر است
من تازه به لیگ برگشتهام و نمیدانم قرار است دوباره به تیم ملی دعوت شوم یا خیر، اما ترجیح میدهم که بعد از پلیآف ببینیم شرایط دست من چگونه خواهد بود و اگر دعوت شدم، در آن زمان به تیم ملی فکر کنم؛ به نظر من جوانگرایی کار بسیار خوبی است، به خصوص که الان فوتسال زنان ایران پشتوانه لازم را ندارد اما جوانگرایی در کنار باتجربهها میتواند کمک بیشتری به تیم ملی کند. البته که این نظر من است و امیدوارم که در آینده اتفاقات بسیار بهتری برای تیم ملی رخ بدهد و بازیهای تدارکاتی بیشتر و اردوهای مداوم و پی در پی برگزار شود تا تیم ملی بتواند به آمادگی لازم رسیده و برای سومینبار پیاپی قهرمان آسیا شود.

* 3 سال میشود که تدریس در دانشگاه را آغاز کردم!
من در دانشگاه آزاد تهرانشمال تدریس میکنم، حدود 3 سالی است که مشغول به این کار شدهام؛ من همیشه علاقه زیادی به فوتبال داشتم اما دوست نداشتم که در کنارش درس نخوانم، چون میدانستم که شاید در کنار بالاخره روزی ورزش من هم تمام شود و نیاز باشد که در رشتهای هم تحصیل کرده باشم. به همین علت با شرایط سخت و در شرایطی که شهرستان بازی میکردم، 3 روز به تهران میآمدم و به دانشگاه میرفتم و 3 روز بعد را هم به آن شهری که بودم برمیگشتم.
* به همبازیانم هم توصیه کردم کنار ورزش حتماً درس بخوانند
خیلی سخت درس خواندم چون ما همیشه اردوی ملی بودیم و زمان لازم نبود اما سعی کردم تا طوری برنامههایم را تنظیم کنم که هم به درس برسم و هم فوتسالم؛ خداراشکر تقریباً در هر دوی اینها موفق بودهام و همیشه به دوستانم گفتهام که بهتر است که در کنار ورزش، در رشتهای هم تحصیل کنند چون همیشه این ورزش نیست و ما همیشه نمیتوانم به صورت حرفهای بازی کنیم.