کد خبر : 1837470 | 18 مرداد 1401 ساعت 22:20 | 293.1K بازدید | 100 دیدگاه

منچستر یونایتد؛ آشفتگی، هرج و مرج و غرق شدن در گذشته

«خداحافظ رونالدو» این اشتباه را تمام کن تن هاخ!

نگاه‌ جاناتان ویلسون به یونایتد در پیش و پس از اولین بازی فصل ۲۳-۲۰۲۲.

«خداحافظ رونالدو» این اشتباه را تمام کن تن هاخ!

به گزارش ورزش سه، اولين هفته ليگ برتر آمد و‌ رفت. ظاهرا كسب و كار طبق معمول ادامه دارد. سيتي بدون هيچ‌گونه دردسری نشان داد مثل هميشه يك سر و گردن از بقيه بالاتر است و ارلينگ هالند نُقل بازار نقل و انتقالات بدون هيچ تلاش خاصي با دو گل خود ثابت کرد، غول و موجود متفاوتي است. تاتنهام، آرسنال و چلسي با پيروزي آغاز كردند و ليورپول تنها رقیب سیتی فصل را با نتيجه ٢-٢ برابر فولام آغاز كرد‌ و ۲ امتیاز در قدم اول عقب ماند. در ميان همه نتايج روز اول پيروزي ٢-١ برايتون براي نخستين بار در تاريخ فوتبال انگلستان در اولدترافورد برابر منچستر يونايتد حيرت انگيز ترين نتيجه بود.
تمامي خوش بيني هاي تعدادي از هواداران طي ٩٠ دقيقه به فراموشي سپرده شد. آن دسته كه بهتر مي دانستند با تظاهرات خود قبل از آغاز بازي عليه "گليزرها" خواستار خروج آنها شدند. عامل اصلي فروپاشي باشگاهی كه تا ١٠ سال پيش از اين در فوتبال انگلستان فرمانروايي مي كرد و یکی از بزرگان اروپا محسوب می شد.

پيش از اين درچند مطلب مختلف به یونایتد پرداخته بودم، به قول مربي جديد هلندي يونايتد "يك شبه چيزي تغيير نخواهد كرد"!
اين بار بسيار فشرده، بخش هايي از دو مطلب "جاناتان ويلسون" قبل و بعد از بازي يونايتد را در "گاردين" مرور مي كنيم. يك نوع "بررسي واقعيات" در تمامي سطوح است.
جایی‌که تصمیمات در دفاتر صاحبان و مدیران باشگاه، راهروها و اتاق‌های دربسته،  با انبوهی از مشاوران متعدد که حرف خود را می زنند بی‌آنکه واقف باشند درد در کجاست. اشتباهات مكرر و تصميمات غلط نابجا و پياپي تيمي چون يونايتد را به خاك سیاه نشانده است.

دوست داشته باشيد يا خير، بپذيريد يا نه، خوشتان بيايد يا نيايد، "ويلسون" حقايق را بیان مي كند و احتمالا براي هواداران يونايتد تلخي دل آشوب و حال به هم زني دارد. آنچه ویلسون می گوید اگر توسط من یا هریک از دوستان ادا مي شد یقینا با اعتراضات بسیاری روبرو می شد.

امیرحسین صدر

**مطلب پيش از بازی

*اولین وظیفه “تن هاخ” فيصله بزرگترین اشتباه یونایتد است: رونالدو

- درست نیست بگوییم، یک سال پیش همه چیز در منچستر خوب پيش مي رفت، اما به هر حال فصل پيش از آن يونايتد در لیگ برتر به مقام دوم رسيده بود. تردیدها در مورد مدیریت "اوله گونار سولسشر" به این معنی بود که چالش و تلاش جدی براي عنوان قهرمانی هنوز بعید و دور از دسترس به نظر می رسد، ولی هیچ کس واقعاً انتظار نداشت يونايتد با ١٦ امتیاز کمتر از فصل قبل به رده ششم سقوط كند. فصل گذشته به اندازه کافی خوب آغاز شد، با انهدام ٥-١ لیدز، سپس چهار امتیاز از بازي هاي نه چندان الهام بخش خارج از خانه. یونایتد سولسشر برابر تیم هایی که آنها را تحت فشار قرار مي دادند عالی بود و فضاي به دست آمده برای بهره برداری با سرعت خط حمله فراهم مي شد، اما در مقابل تیم هایی که در عمق مي نشستند کار سخت تر بود.

- ناگهان در هفته پایانی نقل و انتقالات، عجیب ترین واقعه و عامل از دست دادن تمركز تيم، به وقوع پيوست. گزارش هایی مبنی بر اینکه کریستیانو رونالدو، رابطه اش با یوونتوس به هم خورده و در آستانه پیوستن به منچسترسیتی است. در آن زمان ماشین یونایتد وارد عمل شد، چند نسل مختلف براي يك اشتباه فاجعه آميز و وحشتناك گرد هم آمدند؛ "سر الکس فرگوسن" "ریو فردیناند" و «برونو فرناندز»، تا اطمینان حاصل شود رونالدو نه با سيتي بلكه با یونایتد قرارداد امضا خواهد کرد. 
اگر سیتی عملیاتی برای بی‌ثبات کردن باشگاهی طرح ريزي مي كرد كه به نظر مي رسيد به تازگی ممکن است دوباره به عنوان یک رقیب شاخ و شانه بكشد، به سختی می‌توانست به چنين نتيجه دلخواهي دست پيدا كند.
یونایتد در اولین بازی خود مقابل نیوکاسل بد بازی کرد، اما رونالدو در برد ١-٤ دو گل زد و همین کافی بود. بزرگمرد گريست: فرزند ناخلف و سركش برگشته بود. 
پروژه نوستالژی سولسشر(گل پيروزي بخش او در فينال ليگ قهرمانان در وقت اضافي) توسط یک نوستالژی بزرگتر از مسیر خارج شد. غرق شدن در افتخارات گذشته، نابسامانی و هرج و مرج زمان حال را پنهان کرد. 
حضور رونالدو دليلي براي عدم وجود سرعت در خط حمله و سيستم سولسشر بود. برنامه و سيستم بر هم خورد و تيم از هم پاشید. يونايتد تنها ٤ بازی از ١٣ بازی بعدی خود را برد و سولسشر اخراج شد.
- غیرممکن است پي ببريم بدون رونالدو اوضاع و احوال تيم به چه شکل می ماند و اعتماد به نفس بازیکنان در چه سطحي قرار می گرفت، اگرچه به جرئت مي‌شود گفت؛ حضور رونالدو هماهنگی و هارموني رختکن يونايتد را كامل بر هم زد. درست است؛ ١٨ گل در لیگ برتر و ٨ گل بیشتر از هر بازيكن دیگری در تیم، و سازنده بسیاري از موقعيت ها، اما یونایتد در مجموع ١٦ گل کمتر از فصل قبل به ثمر رساند. و اين در حالی بود كه این گل‌ها غالبا یونایتد را از موقعیت‌های سخت و دشوار خارج می‌کرد.

- اگر رونالدو به يونايتد باز نمي گشت، آیا سولسشر همچنان سرمربی بود؟ با توجه به سير هرچند كند پيشرفت و آنچه تا آن دوره طي مي‌شد امكان راهيابي به لیگ قهرمانان وجود داشت. در حال حاضر رونالدو فقط سمبل و توتم باشگاهی است که با از دست دادن باورهاي خود و ظرفيت برنامه ریزی برای آینده، فقط  به گذشته خيره شده است.

- لحن و حرف ها تغییر می کند. ایده هاي اجرايي تیم تغییر می کند. اما مشکلات اساسی و بنيادين همچنان پابرجاست. منچستریونایتد همچنان زیر نظر گلیزرها باقی مانده است و معناي كار و تلاشي كه سرمربی فعلی، اریک تن هاخ انجام می‌دهد بي معنا و بي اهميت است. آشفتگی بزرگ باشگاه، با رايزن و مشاوران متعدد و متوليان متفكر،  هیئت مدیره‌ای را تغذیه می‌کند که دائما در تصمیمات بزرگ و کلیدی خود اشتباه می‌كنند، دوباره، دوباره و دوباره…

- از بین تمام این اشتباهات، بازگرداندن رونالدو به ٢٦.٨ میلیون پوند، احتمالا يكي از  فاجعه آمیزترین اشتباهات آنها بود. رونالدو، سولسشر را بسیار تضعیف کرد. سپس انتخاب عجيب‌تر رالف رانگنیک، به عنوان مدیر ورزشی كه هرگز نتوانست از پس کریس برآید. حالا اریک تن هاخ باید از پس این مهم برآید.
رونالدو قبل از بازی دوستانه آخر هفته گذشته مقابل رایو وایکانو در اینستاگرام خود نوشت: "یکشنبه، پادشاه بازی می کند." اما او تنها ٤٥ دقیقه در زمين بود و مدت ها قبل از سوت پایان بازی ناپدید شد، چیزی که تن هاخ آن را "غیرقابل قبول" توصیف کرد. این بخشی از مشکل رونالدو است: برای رسیدن به کمال به ندرت جایی برای ملاحظات با سرمربی، هم تیمی هایش یا باشگاه مي گذارد. او می‌خواهد يونايتد را ترك كند و در اين تصميم مصمم است، اما رونالدو اکنون ٣٧ سال دارد و به نظر نمي‌رسد باشگاه‌هایی که توانايي پرداخت حقوق او را دارند اصلا خواهان او باشند. به همين دليل، داخل و خارج از زمین باعث ایجاد مشکلاتی برای سرمربی منچستریونایتد شده است. رونالدو باید بفهمد دیگر آن چیزی نیست که قبلا بود.
ناگفته نماند که رونالدو برای سبک بازی تن هاخ مناسب نیست. اگر او درنگ کند، شروعی تازه بسیار دشوار خواهد بود. اما اگر او برود، گزینه‌های یونایتد در پست مهاجم نوك مارکوس رشفورد و آنتونی مارسیال هستند! اولی در فصل گذشته فقط ١٣ بازی لیگ را شروع کرد و دومی تنها دو بازی به میدان رفت.

- شروع تن هاخ امیدوار کننده بوده است. نظم و انضباط را تحمیل کرده است. ممنوعیت سرآشپزهای شخصی بازيكنان تا حد زیادی نمادین به نظر می رسد. مشكل اين است، عليرغم پيگيري هاي طولاني هیئت مدیره هنوز فرانكي دی يونگ را برای او خریداری نکرده یا هنوز دفاع راستی خريده نشده است. در همین حال، صحبت‌ها از ادرين رابيو از يوونتوس است و جذب بنجامین ششکو، مهاجم اسلوونیایی از ردبول سالزبورگ، "پیچیده" توصیف شده است. اگرچه احتمالا این راه ديگري برای ابراز خجالت است. پرداخت ٥٠ میلیون پوند برای یک بازیکن ١٩ ساله كه حاضر بود سه سال پيش از اين با ٢.٥ ميليون پوند با يونايتد قرارداد امضا کند.

- یک سال پیش هیئت مدیره، رونالدو را تحویل داد، حجم سلبريتي رونالدو به حدی بود که حتی باشگاهی به بزرگی یونایتد را جذب قدرت جاذبه خود كرد. کار تن هاخ، سعي برای شکل دادن به یک تیم نامتعادل است كه طی سال‌ها استراتژی‌های متفاوتي را دنبال كرده است. الهام بخشیدن دوباره به بازیکنان سرخورده اي که بايد با شرايط و شیوه مربیگری تازه کنار بيايند به اندازه کافی سخت خواهد بود.
اکنون تن هاخ  باید با بزرگترین اشتباه مديران یونایتد کنار بیاید. و در حالي كه سعی کند ديپلماتيك باقي بماند، راهی بیابد. بحراني كه مسئولين باشگاه مسبب آن هستند حل كند و رونالدو را با رضایت همگان راهي در خروجي اولدترافورد كند.

**مطلب پس از بازی :

*خوش بینی منچستریونایتد با تکرار اشتباهات قدیمی دود شد

سرمربی جدید، تركيب اصلي بدون کریستیانو رونالدو ، اما هیچ یک از مشکلاتی که سال هاست یونایتد را درگیر کرده از ميان نرفته است.
- خورشید درخشان، آسمان آبی، دمای بالاتر از ٢٩ درجه. ترامواهاي مملو، سه ساعت قبل از شروع بازي. انبوه هواداران در فروشگاه باشگاه. مهمانداران و نيروهاي مراقبت به طرز نگران کننده ای خوش مشرب. چهره مربی بر روی سکوی مت بازبی. همهمه متمايزي در فضا. حس خوش‌بینی و سپس بازی آغاز شد.
در سال‌های اخیر بعدازظهرهای ناراحت‌کننده زیادی برای منچستریونایتد وجود داشته است، اما هیچکدام به این اندازه ناامیدکننده نبود.
امیدواری هواداران خانگی، تحول و تغییر تیم با رویکرد تندرو اریک تن هاخ بود. اما برایتون برای مدتی طولانی بهتر از یونایتد بود. تنها موفقیت یونایتد کاهش شکست با نتیجه ۲-۱ بود. 
شروع تازه؟ نه، همان یونایتد قدیمی!
«اورام گلیزر» در جایگاه روسا نشسته بود. مشتاق شروعی جدید. با نگاه خیره ثابت و لبخند خشک و خالی،  مشخصه مردان بسیار ثروتمندی که وانمود می‌ کنند وقایع پیش رویشان را درک می کنند. در سمت چپ، سر الکس فرگوسن بعد از ۹ سال بازنشستگی با حال و روز همیشگی، با ناامیدی و صورتی سرخ.

- رشفورد، پاسی ساده، چرخش توپ زیر پا. عدم كنترل، اوت برای برایتون. تمام طول روز چنین بود. برای منچستر و او. مارکوس رشفورد تنها پوسته ای از بازیکنی است که زمانی بود، کمبود اعتماد به نفس بسیار عميق. تمام صحبت‌ها قبل از شروع بازی در مورد  کریستیانو رونالدو و نشستن روی نیمکت بود، کریستین اریکسن با ۹ کاذب شروع کرد. اما خط حمله یونایتد به وضوح درگیر بازي نبود. حس بی تفاوتی، و حرکاتی که آهسته به نظر می‌رسید، بسیار چشمگیر بود. شاید تصمیم تن هاخ و ممنوعیت سرآشپزهای شخصی بازیکنان تیم را آماده تر و خوش اندام تر کرد اما تحت فشار گذاشتن برایتون حتی قابل مقایسه با بدترین روزهای فصل گذشته نبود. هشت دقیقه بعد از نیمه دوم، رونالدو وارد شد، با ترکیبی از هو و تشویق. بسیاری از ایرادات باشگاه با امضای قرارداد او در آگوست گذشته تشدید شد. در غیاب هر چیز دیگری احتمالاً او تنها امید باقی مانده برای به ثمر رساندن گل بود. اگرچه بخشی از مشکل همین است. وارد کردن او به بازی اعتراف به شکست تن هاخ بود. 
وقتی طرح A با شکست مواجه شد، گلزن قهاری را که واقعاً اماده هم نیست وارد کنید و دست به دعا، امیدوار بهترین ها بمانید.

- گزارش‌هایی مبنی بر امضای قرارداد کوتاه‌مدت مارکو آرناوتوویچ وجود دارد، اما همچنان امیدهایی برای جذب بنجامین ششکو و فرانکی دی یونگ وجود دارد، اما اکنون احساس می‌شود این موضوع چیزی فراتر از افزودن پرسنل و بازیکن جدید است. در فوتبال، فرم می‌تواند خیلی سریع تغییر کند، ولی آنچه که شاید در روز یکشنبه آزاردهنده‌تر از هر چیز بود، «حس آشنای قدیمی» بود؛ تن هاخ، رالف رانگنیک، اوله گونار سولسشر، خوزه مورینیو، لوئیس فن خال، دیوید مویس ... تغییر كاپيتان كشتي اهمیت چندانی ندارد، زمانی‌که نفتکش به شکل غیر فابل کنترلی در جهت اشتباه حرکت می کند. هیچ راه حل آسانی وجود ندارد. این معضل نه در مورد سس گوجه فرنگی یا چیپس است، نه در مورد فشار و کنترل در بازی یا آمادگی بدنی، نه در مورد مربی یا کاپیتان، حمله یا دفاع. این در مورد باشگاهی است که کاملا راه خود را گم کرده است، درباره مسئولینی است در وحشت، به دنبال راه حل، بی آنکه هیچ درک واقعی از نحوه اعمال و اجرای آن داشته باشند.
یونایتد کجا می رود؟ پاسخگویی به آن بسیار دشوار است. به هر شکل در حالت ایده آل و دلخواه، هرگز با اولین شکست خانگی تاریخ در مقابل برایتون آغاز نمی شد.

دیدگاهها