مجتبي شريفي در مصاحبهاي در مورد فوتبال ناپاک گفت و گويي انجام داده است:
*ايجنتي که با برخي بازيکنان راه آهن به منظور پيشنهاد بي شرمانه و با هدف تباني تماس گرفته بود به کميته انضباطي احضار شد؟
بله احضار شد و کل موارد را اعلام کرد، البته اسم وي را بعدا اعلام خواهيم کرد. وي ايجنت رسمي فيفا است و تا اين لحظه خودش در معرض اين اتهام قرار دارد. صد در صد شامل موضوع پيشنهاد نامشروع مي شود که مصداق ماده 40 است و در دفاع از خودش هم گفته که يکي از هواداران او را وادار به اين کار کرده است که البته قابل قبول نيست و چنين چيزي اصلا معنا ندارد. به زودي حکم درباره اين ايجنت ايراني که در واقع با عمل کاملا مشخص پيشنهاد به منظور تباني داده اعلام و معرفي خواهد شد.
*آيين نامه کميته انضباطي درباره افرادي که ادعاي تباني دارند و نمي توانند آن را ثابت کنند چيست؟
افرادي که ادعاي تباني مي کنند غير از ماجراي اثبات مدعا هستند مدعي مي گويد تباني شده اما دلايل تباني کافي نيست. مثلا گفته مي شود کسي پيشنهاد داده تا تباني شود. بايد مدارک اثبات کننده به دست بيايد که مي تواند شامل نوار صداي پيشنهاد دهنده، پرينت مخابرات و همچنين پيامک باشد. کساني که ادعاي تباني مي کنند در حقيقت به گمانه زني رو آورده اند. اگر نتوانند اثبات کنند مطابق بند 2 ماده 23 آيين نامه جديد انضباطي با آنها برخورد مي شود. بند دو هم همان بندي است که درباره اظهارنظر و تحقير و توهين و اظهار مطالب خلاف واقع و غير واقع اثبات است.وقتي شما مي بيند که دليلي نداريد يا نمي توانيد کمکي به مرجع رسيدگي بکنيد چرا گمانه زني مي کنيد؟ ما در کميته انضباطي به اين نتيجه رسيده ايم که بايد کميته انضباطي پس از بررسي همه ماجرا، مدارک ، شواهد و قرائن و همچنين پيگيري هاي مکرر و بررسي موشکافانه به يک پکيج خروجي مطمئن برسد و آن را مطرح کند. ماجراي کالچوپولي را که همه به ياد داريم مدت زمان طولاني طول کشيد تا تباني باشگاه هاي ايتاليايي با شنود تلفنهاي عوامل تباني ثابت شود. واقعا اگر در اين باره در فوتبال ايران موردي وجود دارد بايد کميته انضباطي پس از دريافت مدارک و جمع آوري اطلاعات، شبهات پنهاني را در اختيار مراجع خاص قرار دهد تا آنها با کمک گرفتن از ابزارهاي خاص و نظارت ويژه نظير همين شنود تلفني و يا کنترل ويژه موارد مشکوک اقدام کند.
*يعني شما عقيده داريد که اين مدارک در اختيار شما و يا مراجع خاص قرار نمي گيرد؟
بله، همه حرف مي زنند ولي از عمل خبري نيست. چطور است موقعي که نتيجه نمي گيرند فوتبال ناپاک است، داوران ضعيف و مشکوکند ولي چطور وقتي نتيجه مي گيرند همه چيز خوب است؟ اين ها به نفع فوتبال نيست و به فوتبال کمک نمي کند. وقتي فوتبال ناپاک است و باختهاند کلي سند و مدرک دارند اما وقتي نتيجه ميگيرند آن اسناد و مدارک يادشان ميرود که به ما يا مراجع خاص تحويل دهند. بارها شده است که برخي مديران به من قول دادهاند مدارکي را درباره تباني يا فوتبال ناپاک برخي مربيان و بازيکنان در اختيار کميته انضباطي بگذارند اما هنوز هيچ خبري نشده است.
*به نظرشما بالاخره فوتبال ما پاک است يا ناپاک ؟
ببينيد در هيچ حوزه و محيطي با توجه به اينکه انسانها جايزالخطا هستند نمي توانند بستر و زمينه بروز خطا و اشتباه و گناه را انکار کرد. وقتي از فرمان خدا نافرماني مي کنند آن وقت نافرماني از قوانين فوتبال که ديگر کاري ندارد. مي خواهم با علم منطق درباره اين مساله صحبت کنم. در توصيف اين ماجرا سه قضيه داريم .قضيه جزئيه، قضيه کليه و قضيه مهمله.
*درک اين موضوعات براي فوتبال ايران کمي ثقيل است. اگر امکان دارد لطفا اين قضايا را قابل فهم تر براي هوادارن فوتبال ايران روشن کنيد.
هدف من هم همين است. درباره تعريف اين سه قضيه نمي خواهم صحبت کنم. با استفاده از مصداق ها اين سه قضيه را تشريح مي کنم. قضيه جزئيه يعني اينکه ما بياييم و به طور مشخص و واضح بگوييم برخي ناپاکي ها در فوتبال ايران وجود دارد. قضيه مهمله اين است که به طور غير مشخص و غير مستقيم بگوييم که برخي ناپاکي ها در فوتبال ايران است که بايد آن را پاک کنيم.تفاوت دو قضيه جزئيه و مهمله در مستقيم و غير مستقيم بودن ماجرا است. مشخص و غير مشخص بودن ناپاکي است.
*البته در چند وقت گذشته بسياري به صورت مستقيم و غير مستقيم و به قول شما جزئيه و مهمله به وجود ناپاکي اشاره کرده اند.
بگذاريد قضيه کليه را هم بگوييم. قضيه کليه يعني اينکه بيايند و بگويند همه فوتبال ناپاک است. اين جمله بسيار جمله سنگيني است و سنگين تر آن است که خود گوينده در فوتبال باشد پس وقتي يک مربي مي گويد فوتبال ناپاک است يعني خودش هم جزو فوتبال ناپاک است پس خودش هم ناپاک است. فوتبال ناپاک در ايشان و گويندهاي که در فوتبال باشد صدق ميکند. وقتي کسي که در فوتبال ناپاک است و از ناپاکي حرف ميزند ،حرفش را قبول نمي کنند.
* يکي از مسائلي که در چند وقت اخير در رسانه ها مطرح شده اين است که کميته انضباطي برخورد لازم، قاطع و محکمي با مصاديق تخلف در فوتبال در داخل زمين ندارد.
مثال بياوريد
*مثل ماجراي محروميت بازيکناني که به داوران هتاکي کرده اند. البته خود شما هم در اين باره موضع گيري کرده ايد اما مثل اينکه کافي نبوده و منتقدان را راضي نکرده است. آنها عقيده دارند چرا بازيکني که نامدار است و به عنوان مثال به داور بازي هتاکي کرده به جاي محروميت طولاني مدت به دو جلسه محروميت و يک جريمه نقدي مختصر محکوم شده است.
اتفاقا دوست داشتم اين سوال را بپرسيد. مجموعه فدراسيون فوتبال با همه توانش از فوتبال حمايت ميکند. در بحث داوري مصاديق محدودي مطرح شده است که البته ساختار کلي دارد. ما بايد به همه مواضع توجه کنيم که اهالي فوتبال سرخورده نشوند. فدراسيون فوتبال بستر برگزاري مسابقات فوتبال و بازي جوانمردانه را براي بازيکنان و مربيان و همه اهالي فوتبال فراهم کند که بدون استرس طرفداران فوتبال شاهد يک بازي پر نشاط باشند. به هر جهت اعتراض يا مداخله در امر داوري بندهايي دارد که در قانون براي کميته انضباطي اختياري است اما دور زدن قانون در آن وجود ندارد. به عنوان مثال از يک تا سه جلسه به کميته انضباطي اختيار داده شده که بازيکن خاطي را محروم کند. به نظر من بايد اهالي خوب فوتبال اين را در نظر داشته باشند که بايد يک حکم کميته انضباطي را به خوبي تحليل محتوا کنند. اينکه در اذهان شبهه به وجود آمده اين است که احکام ما به خوبي تحليل محتوا نشده است.
* در همه جاي دنيا در چنين مواردي داور را به کميته انضباطي احضار نميکنند و گزارش داور و ناظر براي کميته هاي انضباطي حجت است.
مي دانم شما چه مي گوييد. اتفاقا دوست عزيزم مسعود عنايت رئيس محترم کميته داوران اين ماجرا را مطرح کرده بودند. با ايشان هيچ مشکلي ندارم اما همه گزارش ها را اعم از ناظر داور و ناظر فدراسيون بررسي ميکنيم، بعد دوربين هاي برنامه هاي مختلف ورزشي و فوتبالي تلويزيون را هم بررسي ميکنيم و کنار هم ميچينيم و بعد راي را اعلام ميکنيم.داوران را قبول داريم؛ اما اين را هم قبول داريم که دچار خطا ميشوند. اگر کميته انضباطي داوري را مي خواهد، منظور احضار نيست.منظور اين است که بازيکن و باشگاه بدانند که کميته انضباطي استقلالش را راعايت مي کند. اگر کميته انضباطي پي ببرد که داور از روي صداقت اظهار نظر کرده است آيا عيبي دارد که با داور هم گفتگو کند؟ اين که کميته انضباطي بدون تعصب و جانب داري حکم صادر کند اشکالي دارد؟ با موشکافي نگاه کنند. ممکن است که داور دچار خطا شده باشد.من مثال هم مي آورم. علي کريمي مصداق اين قضيه است. کريمي مرتکب خطا شده بود، با داور درگير شده بود ولي کارت قرمز هم گرفته بود. با توجه به اينکه علي کريمي در بازيهاي گذشته اش عملکرد خوبي داشت برايش تخفيف داديم. مي توانستيم برايش حکم تعليقي هم در نظر بگيريم.اما تشخيص داديم چنين حکمي در نظر گرفته شود. بعضي وقتها داور اشتباه ميکند و باعث واکنش بازيکن ميشود .همه اينها را بايد در نظر گرفت و حکم را صادر کرد.