
به گزارش "ورزش سه"، رئال مادرید یکی از حساسترین دورههای دهه اخیر خود را سپری میکند. تنها در هشت ماه، باشگاه وارد یک مارپیچ نزولی نگرانکننده شده است که هم در زمین و هم در هیئت مدیره منعکس میشود. بحرانی عمیق که در نهایت پروژه ژابی آلونسو را که با انتظارات زیاد آغاز شده بود و اکنون در دستان آربلوا و کاملاً سردرگم است، نابود کرده است. حس بینظمی، از دست دادن اقتدار بر بازیکنان و مجموعهای از تصمیمات ضعیف اجرا شده، اثر دومینویی ایجاد کرده که در نهایت بر عملکرد ورزشی تأثیر گذاشته است. آنچه که به نظر میرسید پس از جدایی آنچلوتی یک گذار منظم باشد، به یک فرآیند آشفته تبدیل شده است که با حوادثی مشخص میشود که وجهه باشگاه و بازیکنان را تخریب کرده است.

جدایی سورئال کارلو آنچلوتی
اولین اشتباه بزرگ رئال مادرید، نحوه برخورد آنها با جدایی کارلو آنچلوتی بود. اعلام انتصاب او به عنوان سرمربی تیم ملی برزیل حتی قبل از اعلام رسمی جدایی او توسط باشگاه، وضعیتی بیسابقه را رقم زد. آنچلوتی تا حدودی به این دلیل رفت که کنترل رختکن را از دست داده بود. پیام او دیگر در تیم طنینانداز نبود، تیمی که کمکم نشانههای آشکاری از خودراضی بودن از خود نشان میداد. این اولین هشدار جدی بود که چیزی در تیم در حال فروپاشی است.

جدایی لوکا مودریچ
اشتباه دیگری که اخیراً به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است، اما در ابتدای فصل آشکار شد، تصمیم به عدم تمدید قرارداد لوکا مودریچ بود. این بازیکن کروات میخواست یک سال دیگر در رئال مادرید بماند و در زمین ثابت کرده بود که هنوز بازیکنی مرتبط و تعیینکننده است. با این حال، باشگاه با این استدلال که زمان سرمایهگذاری روی بازیکنان جوانتر فرا رسیده است، او را از تیم کنار گذاشت. امروز، هواداران رئال مادرید دلتنگ استعداد، رهبری و توانایی او در مدیریت مسابقات و لحظات حساس هستند. در همین حال، مودریچ در آث میلان نشان میدهد که همچنان یکی از بهترین هافبکهای جهان است و این نشان دهنده قضاوت نادرست این تصمیم است.
امتناع از جذب هافبک
کروس رفته بود و درها برای جدایی لوکا مودریچ باز شده بود، بنابراین ژابی آلونسو درخواست یک هافبک میانی کرد. هدف اصلی او مارتین زوبیمندی بود، اما این بازیکن عملاً انتقالش به آرسنال را قطعی کرده بود. با این حال، گزینههای دیگری در بازار وجود داشت که میتوانستند بررسی شوند. رئال مادرید تصمیم گرفت که تیمی که در اختیار دارد کافی است. ژابی یک بازیساز برای خط میانی میخواست، بازیکنی که بتواند بازی را هماهنگ کند و تعادل ایجاد کند، اما آنها چنین بازیکنی را به خدمت نگرفتند. نتیجه، خط میانیای فاقد کنترل و رهبری بوده است.

جام باشگاههای جهان، اولین رویارویی با ژابی آلونسو
یکی دیگر از نکات اختلاف زمانی مطرح شد که باشگاه، ژابی آلونسو را مجبور کرد برخلاف میلش در جام باشگاههای جهان شرکت کند. پیامی که اساساً به او دادند این بود: «یا همین الان قبولش میکنی یا هیچ قراردادی امضا نمیشود.» این بهترین شروع برای پروژهای نبود که قرار بود هیجانانگیز باشد. با وجود همه چیز، این مربی در چند بازی اول خود تأثیر خوبی گذاشت و ایدههای روشن و رویکرد تاکتیکی جالبی را نشان داد. اما رابطه او با هیئت مدیره از قبل تیره و تار بود. ژابی آلونسو: دوران من اینجا تازه شروع شده، نه با جام باشگاههای جهان
پرونده وینیسیوس
جدیترین اشتباه احتمالاً بزرگترین اشتباه رئال مادرید در ماههای اخیر، نحوه برخورد آنها با وضعیت وینیسیوس بوده است. فصل گذشته، آنها اجازه دادند این بازیکن برزیلی در مراسم توپ طلا شرکت نکند و این به وضوح قدرت بیش از حدی را که این بازیکن در باشگاه داشت، نشان داد. در این فصل، اختلاف بین وینیسیوس و ژابی آلونسو در نهایت به قیمت از دست دادن شغل سرمربی تمام شد. نقطه عطف ماجرا در ال کلاسیکو بود، زمانی که این بازیکن برزیلی به سرمربی بیاحترامی کرد. باشگاه بیطرف ماند و به صراحت اعلام کرد که از این بازیکن حمایت میکند. آن روز، آغاز قطعی سقوط پروژه ژابی آلونسو بود.

عدم حمایت از مربی
ژابی آلونسو هرگز احساس حمایت نکرد. بازیکنان، در بیشتر موارد، او را نادیده گرفتند. آنها دستورالعملهای تاکتیکی او را نادیده گرفتند و به سبک بازی او پایبند نبودند. سرمربی با حمایت باشگاه آمده بود تا پویایی تیم را تغییر دهد، نظم تاکتیکی را القا کند و تیمی ساختارمندتر بسازد. با این حال، وقتی شرایط سخت شد، فلورنتینو پرز بار دیگر طرف بازیکنان را گرفت. نتیجه اجتنابناپذیر بود: دوشنبه گذشته، جدایی سرمربی به طور غیرمنتظرهای اعلام شد.
سر و صدای زیاد از بیرون
آخرین اشتباه بزرگ رئال مادرید، تمام سر و صداهای خارجی پیرامون باشگاه است. درگیری آشکار با یوفا، درگیریهای مداوم با داوران، تلاش برای تغییر مالکیت و سایر مسائل خارج از زمین، فضایی را ایجاد کرده است که حواسها را از آنچه واقعاً مهم است پرت میکند. درگیریهای آشکار زیاد، مانع از تمرکز ۱۰۰ درصد باشگاه بر جنبه ورزشی میشود.