
به گزارش "ورزش سه"، وینیسیوس جونیور در مقابل موناکو با یک گل تماشایی و دو پاس گل، سوتهای اعتراضی را به تشویق تبدیل کرد. دو گل برای امباپه، گلی با پیامی از بلینگام و رئال مادریدی که دوباره لبخند زد.
این شب، شبی شبیه به آتشبس بود؛ شاید حتی آغازی برای صلحی پایدار. فقط ویارئال و لیسبون میتوانند در آینده درباره دوام آن قضاوت کنند. برنابئو سپر دفاعیاش را کنار گذاشت و تیم با نمایشی درخشان پاسخ داد. امباپه پیامآور آرامش بود؛ او تنها پنج دقیقه پس از شروع بازی گل زد، گلی که هم ورزشگاه را به وجد آورد و هم به تیم آرامش داد. رئال مادرید عزم، دقت در پاسکاری و تمامکنندگی لازم برای بازی در برنابئو را نشان داد.

این شب برای ماستانتونو، که بهترین نمایش خود را با پیراهن رئال مادرید ارائه داد، و بهویژه برای وینیسیوس، بسیار پربار بود؛ بازیکنی که دو پاس گل کامل و یک «نیمپاس گل» دیگر (که با ضربه اشتباه کرر تکمیل شد) ثبت کرد و یک گل دیدنی هم به ثمر رساند. با این حال، شادی او چندان پرشور نبود؛ زخمها هنوز تازهاند. در فوتبال، ورود باشکوه و درمان، اغلب همزمان اتفاق میافتند. موناکویی که ضعیف ظاهر شد، شریک مناسبی برای این نمایش بود و حتی به موسو فرصت داد نخستین بازیاش را انجام دهد.
فضا بسیار متفاوتتر از یکشنبه پرتنش برنابئو مقابل لوانته بود. هواداران اعتراض را کنار گذاشتند و با نگاهی کمتر اتهامآمیز به ورزشگاه آمدند. تیم هم که میدانست روی لبه تیغ حرکت میکند، از همان ابتدا به دنبال جبران بود. آنها خوب میدانند هواداران بیشتر واکنشیاند تا پیشدستانه و در فوتبال، کوتاهترین راه آرام کردن فضا یک گل است. این گل خیلی زود و پس از پنج دقیقه به دست آمد؛ زمانی که تیم بیش از حد روی جناح راست متمرکز شده بود. همکاری والورده و ماستانتونو در نهایت به ارسال دقیق بازیکن اروگوئهای به لبه محوطه جریمه انجامید و امباپه با مهارت همیشگیاش و ضربهای دقیق با داخل پا، کار را تمام کرد.
رئال مادرید با دو مدافع کناری نهچندان راضی، والورده و کاماوینگا، بازی را آغاز کرد؛ بازیکنانی که با اکراه نقشهای خود را پذیرفته بودند. استفاده از والورده قابل درک بود، چون گزینههای اصلی تازه از مصدومیت برگشته بودند، اما حضور کاماوینگا در این پست با وجود آمادگی فران گارسیا تعجببرانگیز بود. آنچلوتی پیشتر هم او را در این نقش امتحان کرده بود، اما نتیجه قانعکنندهای نداشت و خود بازیکن نیز نارضایتیاش را علنی کرده بود. آربلوا هم او را در همین پست میبیند؛ چنانکه در دقایق پایانی بازی فاجعهبار برابر آلباسته نیز در همین نقش بازی کرد.
احیای ماستانتونو
سرمربی همچنین آردا گولر و ماستانتونو را به ترکیب اضافه کرد؛ دو بازیکنی که باید از دل باشگاه رشد کنند. باشگاهی که روی استعدادهای خام سرمایهگذاری کرده، به آنها نیاز دارد؛ همانطور که تیم پس از اتفاقات بازی لوانته به آنها نیاز داشت. این بازیکنان ترک و آرژانتینی در شبی دشوار، نجاتبخش ظاهر شدند و از فرصت خود به بهترین شکل استفاده کردند.
نمایش ماستانتونو چشمگیر بود. او در ابتدای دوران ژابی آلونسو انتخاب اول بود، اما در ادامه نقش کمرنگتری پیدا کرد. حالا بازگشته؛ با این آگاهی که برخلاف روزهای آرامش در ریورپلاته، اینجا یک تازهوارد است، نه بازیکن فیکس. او همان روحیه سرکش و جنگنده آرژانتینی را به نمایش گذاشت و با والورده هماهنگی خوبی داشت؛ بهطوری که بارها اجازه داد بازیکن اروگوئهای نقش محوریتری بگیرد.
مادرید در دقایق ابتدایی از همان جناح موقعیتهای متعددی ساخت. این سبک تهاجمی - هرچند بینقص نیست (آنسو فاتی یک موقعیت مسلم را به دلیل ضربه ضعیفش از دست داد) - در برنابئو محبوب است. حرکتهای اولیه ماستانتونو کمکم به کل تیم سرایت کرد، تعداد موقعیتها افزایش یافت و آردا گولر با پاس قطریاش به وینیسیوس، زمینهساز گل دوم امباپه شد؛ گلی که با ضربهای تکضرب به ثمر رسید. حالا دیگر تردیدی نیست که امباپه به یک شماره ۹ تمامعیار تبدیل شده است. این صحنه از یک حرکت درخشان کاماوینگا شکل گرفت؛ حرکتی نه برای خودنمایی، بلکه برای ساختن موقعیت.

گردباد وینیسیوس
وینیسیوس نیز با رویکردی آشتیجویانه وارد میدان شد. او ناامیدی یکشنبه را کنار گذاشت و دوباره همان بازیکن قابل اتکایی شد که روزی محبوب سکوها بود. در دفاع هم مسئولانه عمل کرد، چون میدانست تنها راه موفقیت در برنابئو، گذاشتن تمام توان است. او میان نقدها و آشتی کامل تعادل برقرار کرد؛ روند بخشش آغاز شده است.
در سوی مقابل، موناکو هیچ تلاشی برای پنهان کردن جایگاه نازلش در لیگ فرانسه نکرد. نه کیفیت لازم را داشت و نه شانس. شوت محکم تزِه به تیر دروازه خورد و ضربه دیگر بالوگان را کورتوا، دیواری که در بحران نلرزیده بود، مهار کرد. همین دو صحنه مانع شد موناکو با امید به رختکن برود و در نهایت، شکستی سنگین نصیبش شد.