
به گزارش "ورزش سه"، ذوب آهن اصفهان توانست استقلال را متوقف کند. نتیجهای که به کار هیچ یک از دو تیم نیامد و در شرایطی رقم خورد که آبی پوشان حملات به مراتب بیشتری انجام دادند اما واکنشهای داود نوشی صوفیانی یکی پس از دیگری آنها را ناکام گذاشت و اجازه نداد از این بازی به استقلالیها حتی یک گل و بیشتر از یک امتیاز برسد.
نوشی صوفیانی که سالهاست در فوتبال ایران به چهرهای شناخته شده تبدیل شده، با وجود کیفیت خوبی که همیشه از خود نشان داده، در تیمهای مدعی و بزرگ بازی نکرده ولی همیشه مقابل آنها عرض اندام کرده است. خبرنگار ما با او که حالا در 34 سالگی از کیفیت قابل قبولی برخوردار است، گفتوگویی انجام داده که در آن از لحظات بازی با استقلال گرفته تا بهترین پیشنهاد دوران فوتبالش و حتی تیم محبوبش صحبت به میان آمده است.
مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید:
* مساوی به کار ذوبآهن نیامد اما بابت نمایش خوب خودت تبریک میگویم.
این را در نظر بگیرید با تیمی بازی داشتیم که پر مهره است و کادر فنی خیلی خوبی دارد و پر ستاره است. واقعا مساوی دردی از ذوبآهن دوا نمیکرد و آمده بودیم تا با یک پیروزی شرایطمان را هم در جدول و هم از لحاظ روحی روانی بهتر کنیم. منتها باید جلوی استقلال هم منافذ را میبستیم و اجازه نمیدادیم که برنامههایشان شکل بگیرد. در مجموع بازی خوبی بود و هم خوشحالیم که عملکرد خوبی داشتیم و هم ناراحتیم بابت نتیجه چون دوست داشتیم برنده شویم. بالاخره این یک امتیاز هم برایمان بد نبود.
* استقلالیها باورشان نمیشود که در این بازی یکسری توپها گل نشد. درباره فرصتهای استقلال صحبت کنید.
از من که عقب زمین هستم تا آن کسی که نوک حمله است، هر کسی سعی میکند وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد. خوش شانسی ما بود یا تیزهوشی ما، هر چه که بود دروازه ما باز نشد و توانستیم از تیم مدعی استقلال یک امتیاز بگیریم.
* از بین فرصتهایی که از استقلالیها گرفتی، کدامش بیشتر به خودت چسبید؟
اول از همه آن تک به تک لحظه آخر که از قلی زاده گرفتم و با پا اجازه ندادم توپ گل شود. فکر میکنم آن توپ اوج کار دیروزم بود. توپی هم که در ابتدا از روزبه چشمی دفع کردم هم لذت خوبی داشت.
* خودت دست خدا را احساس کردی یا واقعا روز خوبت بود؟
هر دو. هم خودم در بهترین فرم قرار داشتم، هم خوش شانس بودم و هم در برخی صحنهها واقعا خدا کمک کرد. کل مجموعه تیم ما تلاش کردند. از این بابت خوشحالم که توانستم آنچه وظیفه خودم بود را به نحو احسن انجام دهم و بقیهاش را هم خدا کمک کرد.
* قبول داری شما از آن بازیکنانی هستی که هیچوقت به حقش نرسیده؟
فوتبال همین است و فراز و نشیب خودش را دارد. تصمیمات شخص و گاهی اوقات باشگاه هم میتواند در سرنوشت بازیکن دخیل باشد. در تمام مدتی که دارم بازی میکنم، در هر کجا بودم تمام توانم را گذاشتم. همیشه جوری زندگی کردم که وجدانم را ملاک قرار میدادم و چون همیشه همه تلاشم را کردم از خودم راضی هستم. شاید به قول شما میتوانست از این هم بهتر باشد.
* یعنی خودت فکر میکنی به آنچه حقت بوده رسیدی؟
نه میتوانم بگویم آره و نه میتوانم بگویم نه. گاهی اوقات فاکتور شانس خیلی مهم است. از شرایط ناراضی نیستم ولی میتوانست بهتر از این هم باشد. همه چیز را به خدا سپردهام.
* درباره شرایط امسال خودت بگو به ترکیب اصلی رفت و برگشت داشتی.
شروع فصل با پارسا جعفری شروع شد، بعد کار به نام من افتاد، دوباره صلاحدید کادر فنی روی بازی کردن پارسا بود، بعد از سه چهار هفته دوباره نوبت من شد و این روند نشان داد که ما تابع تصمیمات کادر فنی هستیم. هر وقت در زمین باشم جانم را برای تیم میگذارم.
* شایعاتی هم مطرح است که حسین پورحمیدی در حال انتقال به ذوب آهن است. از آمدن او یا هر دروازهبان دیگری ناراحت نیستی که شاید ترکیب را از دست بدهی؟
شاید این حرفم کلیشه به نظر برسد ولی واقعا از رقابت استقبال میکنم و هرچقدر گلر رقیبم بزرگتر باشد خوشحالتر میشوم. همیشه همین رویه را داشتهام و خواهم داشت. این حرفم واقعا دلی بود.
* الان 34 ساله هستی، تا چند سالگی فوتبال را ادامه میدهی؟
فوتبال حرفهای به سن و سال نیست. نمونهاش هم رونالدو و حتی علی آقا دایی خودمان که تا چهل سالگی درخشیدند. دروازهبان هم به نظر من بعد از 30 سالگی به بلوغ تکنیکی میرسد و وارد اوج کارش میشود. سبک زندگی من کاملا سالم است، از تایم خواب و تغذیه تا شرایط خانواده همه چیز خیلی خوب است و با همین روند تا چهل سالگی هم میتوانم در سطح بالا بازی کنم ولی فکر نکنم خودم بخواهم که تا آن سن بازی کنم.
* از خانواده گفتی. متاهل هستی؟
بله، شش ماه هست که نفر سومی هم به جمع ما اضافه شده به اسم آقا دیار (با خنده).
* در همه این سالها در فوتبالت تصمیمی داشتی که بعدا پشیمان شوی؟
قطعا چنین چیزی بوده. یک تصمیم میتواند فوتبالیست را پنج سال جلو بیندازد و یا حتی او را عقب گرد کند. شاید در برخی مقاطع میتوانستم تصمیم بهتری هم بگیرم. منتها گاهی اوقات پیشنهادهای خوبی گرفتم اما باشگاه اجازه جدایی نداده. مثلا دو سال پیش در مس رفسنجان از تراکتور پیشنهاد رسمی گرفتم اما باشگاه اجازه جدایی نداد. باشگاههای بزرگ دیگری هم بوده که پیشنهاد داده و دوست ندارم قضایایی که تمام شده را دوباره باز کنم.
* آبی یا قرمز؟
به خدا ذوب آهن (با خنده). نمیتوانم دروغ بگویم چون در هر تیمی باشم تعصب آنجا را میکشم.
* خب زمانی که بچه بودی چطور؟
حقیقتش را بخواهید تراکتوری هستم. قبل از اینکه وارد فوتبال حرفهای شوم و چون تیم شهرم هست، حس غرور خاصی به من میداد.