
به گزارش "ورزش سه"، برای این اتلتیکوی فعلی، کسی نیست که بتواند روحیهاش را بالا بکشد؛ نه از نظر روانی و نه از نظر ورزشی. تیم روخیبلانکو مقابل تیم ماقبل آخر جدول ردهبندی هم به چیزی بیش از تساوی نرسید؛ دیداری دیگر که برای شاگردان دیهگو پابلو سیمئونه ناامیدکننده بود. لوانتهای که اتلتیکو در سه سفر اخیر لیگ به خانهاش نتوانسته آن را شکست دهد. مقطعی از فصل که خلاصهاش در همه زمینهها همان جمله معروف است:«همینی که هست». این حس بهوجود آمده که بعضیها بیش از فصل جاری، به فصل آینده فکر میکنند. و در این میان، تنها چیزی که میشود از آن بهرهای برد، جام حذفی است و انجام وظیفه در لالیگا (که باز هم فاصله با صدر بیشتر شده)؛ همان رتبه سوم که برای بعضیها دیگر قانعکننده نیست. وضعیت لیگ قهرمانان هم هنوز معلوم نیست، چرا که در آن رقابتها روخیبلانکوها مجبورند از تهِ بشکه توانشان را بیرون بکشند.
اما واقعیت همین است. بیست بازیکن تیم اول، که دو نفرشان برای بازی با والنسیا در دسترس نیستند؛ مهرههای شاخصی که نتوانستهاند تفاوتساز باشند؛ و خریدهایی که آن جهش کیفی مورد انتظار را به تیم ندادهاند. تازه، قدرت تمامکنندگی در خط حمله هم نه هست و نه نشانی از آمدنش دیده میشود.

شاید به همین دلیل بود که ترکیب ابتداییِ غیرمعمولی که سیمئونه چیده بود چندان تعجببرانگیز نبود. ترکیبی کمسابقه با چرخشهای زیاد و اعتماد به بازیکنانی که کمتر به میدان میآیند. تصمیمی میانه؛ هم پیامی برای برخی نفرات و هم استراحت حسابشده مهرههای مهم با نگاه به دیدار میانهفته کوپا دل ری برابر رئال بتیس. چرا که در شرایط فعلی، جام حذفی منطقیترین گزینه برای فکر کردن به یک جام قهرمانی است؛ جامی که بتواند سر و صدای ناامیدیِ تجربهشده در متروپولیتانو را خاموش کند؛ موضوعی که خود سرمربی اتلتیکو هم به آن اشاره کرده بود.
این چرخشها باعث شد خولین آلوارز روی نیمکت بنشیند؛ شاید مهمترین نکته ترکیب. هرچند اگر در نظر بگیریم که مهاجم آرژانتینی تا پیش از این مسابقه هشت بازی متوالی گل نزده بود، این تصمیم چندان عجیب هم نبود. دادن استراحتی برای درآمدن خستگی پاهایش و مهمتر از آن ذهنش، میتوانست مفید باشد. البته فرصت چندانی برای جا افتادن این تصمیم نبود؛ چون سورلوث در دقیقه ۲۰ پس از برخوردی شدید هنگام تلاش برای ضربه سر، کاملاً نقش بر زمین شد.
روی یک ضربه کرنر، مهاجم نروژی در برخورد با مورنو و لو نورمان دچار ضربه مغزی شد و با برانکارد زمین را ترک کرد. در تیم لوانته هم ماتیاس مورنو مجبور به خروج شد و مانو سانچز به میدان آمد.
پیش از آن، در پانزده دقیقه نخست بازی، اتلتیکو مالک توپ بود، لوانته عقبنشسته و منظم دفاع میکرد و تنها موقعیت جدی، ضربه سر نیکو گونزالس روی کرنر بود که رایان با یک شیرجه تماشایی آن را مهار کرد. ماجرای آن برخورد شدید، لحظاتی روخیبلانکو را از جریان بازی خارج کرد و لوانته از این فرصت استفاده کرد تا به دروازه اوبلاک نزدیک شود؛ جایی که کریم تونده شوتی زد که بیش از حد کات داشت و به هدف نخورد.

از آنجا تا پایان نیمه نخست، تقریباً هیچ اتفاقی نیفتاد. اتلتیکویی که در زمین حریف بازی میکرد، اما نه راه نفوذ روشنی پیدا میکرد و نه ارسالهای دقیق داشت.
نیمه دوم با تعویض لنگله آغاز شد؛ بازیکنی که در نیمه اول کارت زرد گرفته بود. اما مهمتر از آن، تعویض غیرمنتظره پابلو باریوس بود؛ تنها چهار دقیقه از شروع نیمه گذشته بود که این اتفاق افتاد. بازیکن مادریدی با سیمئونه و دکتر سلادا صحبت میکرد. پیش از بازی، خود چولو هشدار داده بود که باید دقایق بازی باریوس را مدیریت کرد، چون بهلحاظ اهمیت و ویژگیها در خط میانی بازیکنی منحصربهفرد است. باید دید این موضوع به چه ختم میشود؛ صرفاً ناراحتی جزئی بوده یا مسئلهای جدیتر.
با نامعلوم بودن سرنوشت بازی، مسابقه وارد فاز تعویضها شد. کوکه، بائنا و پوبیل برای اتلتیکو وارد زمین شدند و اتا ایونگ برای لوانته. مهاجم کامرونی بلافاصله پس از ورود، با یک حرکت سریع صاحب موقعیت شد اما ضربهاش به بدن اوبلاک برخورد کرد.
حدود یکسوم نیمه دوم طول کشید تا اتلتیکو دوباره خودش را پیدا کند. ابتدا شوت نیکو گونزالس از پشت محوطه، و مهمتر از آن، ضربه سر خولین آلوارز از سهمتری دروازه که باز هم متیو رایان با واکنشی عالی مهار کرد.
آخرین تعویضهای بازی، به اولین حضور خانو مونسراته با پیراهن اتلتیکو و ورود اولاساگاستی و پاکو کورتس انجامید. بازی همچنان روی لبه تیغ بود؛ به لطف مهارهایی مثل واکنش اوبلاک روی ضربه سر دلا که میتوانست گل سرنوشتساز باشد، در حالی که فقط یک ربع دیگر باقی مانده بود. آخرین جرقه اتلتیکو هم شوت خولین آلوارز بود که در دستان رایان آرام گرفت تا یک ناکامی دیگر ثبت شود.