
به گزارش "ورزش سه"، کم پیش میآید که گل تاتنهام توسط «تمام» هواداران آرسنال جشن گرفته شود. اما ضربه عقربی دومینیک سولانکه برای تکمیل بازگشتی که در نیمه اول کاملاً غیرممکن به نظر میرسید، ممکن است آخرین میخ بر تابوت امیدهای لرزان سیتی برای قهرمانی باشد.
بعدازظهری که به نظر میرسید با تحقیری دیگر برای توماس فرانک به پایان برسد، با تشویق سولانکه و ژاوی سیمونز فوقالعاده توسط هواداران اسپرز خاتمه یافت؛ تغییرات مرد دانمارکی در بین دو نیمه، بهترین ۴۵ دقیقه کل فصل آنها را رقم زد.
تاتنهام از تیمی کاملاً ناامید در نیمه اول (جایی که شاگردان پپ گواردیولا چنان تسلطی داشتند که گری نویل و جیمی کرگر در شبکه اسکای آنها را به مسخره گرفتند)، به قهرمانان زمین تبدیل شد.

اگر این آخر هفته همان زمانی باشد که سرنوشت قهرمانی را تعیین کرد، گل دوم سولانکه، که از نظر زیبایی با گل اولِ واقعاً زشت او تضاد داشت، تا مدتها در یادها خواهد ماند.
به نظر میرسید سولانکه برای رسیدن به سانتری که کانر گالاگر خستگیناپذیر از جناح راست فرستاده بود، کمی زود حرکت کرده و توپ پشت سر او در حال پرواز است. با این حال، او واکنشی عالی نشان داد و با زمانبندی دقیق، با یک ضربه «هوک» رو به عقب، توپ را از بالای دستان جانلوئیجی دوناروما عبور داد؛ تلخترین نیش برای داستان قهرمانی سیتی.
محال است توماس توخل تحت تأثیر قرار نگرفته باشد؛ نه فقط به خاطر کیفیت گل، بلکه به خاطر تلاش و انرژی بیحدی که سولانکه به عنوان یک مهاجم هدف به کار گرفت. اگر او به همین روند ادامه دهد، در جام جهانی ذخیره مطمئن هری کین خواهد بود. علیرغم ۲۰ دقیقه پایانی دیوانهوار که شاهد موقعیتهای خطرناک و فرارهای لحظه آخری در هر دو سمت بود، گل برتریِ ثانیههای پایانی به ثمر نرسید؛ البته به جز برای میکل آرتتا و توپچیهایش.

این حقیقت که نتیجه مذکور آرسنال را به مدعی اصلی و داغتر کسب جام تبدیل کرد، شاید حال و هوای هواداران اسپرز را در صبح دوشنبه کمی تلخ کند، اما برای فرانک، ارائه یک نمایش با این شدت در لیگ خانگی به معنای آن است که سوالات درباره آینده او برای چند روز فروکش خواهد کرد.
سوالاتی که پس از ۴۵ دقیقه تسلط کامل سیتی، بلندتر از همیشه به نظر میرسید؛ نیمهای که نویل فضای آن را «ترسناک» و شبیه به یک «بازی خیریه» توصیف کرد. با غیبت ۱۱ بازیکن اصلی، اسپرز کاملاً تسلیم به نظر میرسید و رادو دراگوشین مثل یک سطل میخ قدیمی، زنگزده نشان میداد. تنها دو دقیقه گذشته بود که ارلینگ هالند با سهولتی خجالتآور دراگوشین را دور زد تا آنتوان سمنیو را به سمت دروازه گولیلمو ویکاریو بفرستد.
آنها به این هشدار توجه نکردند و وقتی ایو بیسوما در دایره مرکزی زمین به شکلی ناشیانه توپ را به برناردو سیلوا لو داد، سیتی ضربه زد. هالند توپ را به رایان شرکی در سمت راست رساند؛ او با یک نیمگام، فضای لازم را مقابل دراگوشین کُند ایجاد کرد و با یک ضربه زمینی پای راست، دروازه را باز کرد. فرانک از شدت ناراحتی سرش را به عقب برد و بطری آب را به زمین کوبید؛ او مثل «شاه کانوته» در برابر امواج، ناتوان بود.
کمی بعد، هالند به راحتی از رومرو و دراگوشین عبور کرد اما ضربهاش به سقف بالای دروازه خورد. سپس شرکی بعد از ویران کردن رومرو و فرستادن دراگوشین به میانههای جاده، ضربهای زد که با برخورد جزئی به دستکشهای ویکاریو مهار شد (که البته از دید داوران پنهان ماند). جو ورزشگاه فراتر از حد تصور سرد بود و هواداران میزبان هر پاس رو به جلویی را با طعنه تشویق میکردند.

سیتی همیشه یک بازیکن آزاد در اختیار داشت و گل دومِ اجتنابناپذیر یک دقیقه قبل از استراحت از راه رسید؛ زمانی که پاس بی هدف و ناامیدانه دراگوشین توسط رودری قطع شد. دو پاس بعد، برناردو سیلوا موقعیت را برای سمنیو فراهم کرد تا توپ را به تور بچسباند. سمنیو این بار هم برای پشتک زدن بعد از گل، بیشتر از باز کردن دروازه اسپرز به زحمت افتاد.
سوتهای اعتراضی بین دو نیمه نشان از پذیرش شکست داشت و عدم حضور کریستین رومرو در نیمه دوم (پاپ سار وارد شد و تیم به سیستم چهار دفاعه تغییر کرد) تنها به حس شوم بازی افزود. اگر رایان آیتنوری در ابتدای نیمه دوم ضربه سر خود را به گل تبدیل میکرد، سیتی در جاده پیروزی کار آسانی داشت. اما او فرصت را از دست داد و اسپرز، با الهام از ژاوی سیمونز، بیدار شد و جو بازی را دگرگون کرد.
دوناروما شلیک سرکش دستینی اودوگی را راهی کرنر کرد. سپس سیمونز، سولانکه را پیدا کرد که با اختلاف ناچیز در آفساید نبود. سولانکه مقابل خوسانوف چرخید و در حالی که میخواست ضربه نهایی را بزند، گِهی پایش را برای قطع توپ دراز کرد. به نظر میرسید بازیکن اسپرز به ساق پای گِهی لگد زده و همین باعث شده پای مدافع به توپ بخورد و آن را از خط دروازه خودی عبور دهد. با این حال، گل پذیرفته شد و VAR تشخیص داد که ضربه نهایی متعلق به سولانکه بوده است.

همه چیز به کلی تغییر کرد. ناگهان اسپرز در موضع قدرت قرار گرفت؛ آنها در دوئلهایی پیروز میشدند که در نیمه اول مدام میباختند و با فشار به جلو، تیم گواردیولا را تحت فشار گذاشتند. و سرانجام ۲۰ دقیقه مانده به پایان، لحظه نبوغ سولانکه فرا رسید؛ بعد از آنکه گالاگر اولین کسی بود که به توپ در سمت راست رسید و آن را به منطقه خطر فرستاد.
اسپرز به حملات خود ادامه داد. سیمونز که در همه جای زمین حضور داشت، اودوبرت را پیدا کرد، اما ضربه او با پاهای دوناروما مهار شد؛ کمی بعد، دستان اختاپوسمانند این دروازهبان ایتالیایی مانع از گلزنی بازیکن هلندی (سیمونز) شد، چرا که ضربه او پس از برخورد به مدافع تغییر جهت داده و در راه ورود به کنج بالایی دروازه بود.
سیتی که حالا مستأصل شده بود، واکنش نشان داد. تیجانی ریندرز یک ضربه سر را به بیرون فرستاد و پس از آن، ضربه آزاد چیپمانند برناردو سیلوا آشوب تمامعیاری ایجاد کرد.

توپ در حالی که سار روی زمین نشسته بود به بازوی او برخورد کرد، او اصلاً از ماجرا خبر نداشت، و سپس ضربه هالند را به کرنر فرستاد؛ در همین حال، گری هم به اندازه کافی تلاش کرد تا مانع از گلزنی ریندرز از فاصله شش قدمی شود.
هنوز زمان برای اتفاقات بیشتر باقی بود؛ سیمونز در سمت چپ عالی کار کرد و گِهی درست لحظاتی پیش از اودوبرت به توپ رسید.
پس از آن، در حالی که سیتی تمام توان خود را برای حمله به کار گرفته بود (اصطلاحاً به سیم آخر زده بود)، آشفتگی بیشتری در محوطه جریمه اسپرز به پا شد.
اما اینها برای پپ کافی نبود. برای فرانک کافی بود؛ و مخصوصاً برای آرتتا.