
به گزارش "ورزش سه"، سرمربی آلمانی یکسالگی حضور خود در سمت مدیر جهانی فوتبال ردبول را جشن میگیرد. یک سال پس از پذیرش مسئولیت به عنوان مدیر جهانی فوتبال در کمپانی ردبول، یورگن کلوپ در مصاحبهای با «رد بولتن» از احساسات خود سخن گفت؛ مصاحبهای که در آن به وضوح نشان داد در حال حاضر هیچ تمایلی برای بازگشت به روی نیمکت مربیگری ندارد.
رهبری فراتر از نیمکت
«دلم برای رختکن تنگ نشده است؛ به اندازه کافی آنجا بودهام. سال اول فوقالعاده پرفشار بود. کارهای زیادی را آغاز کردیم و الگوهای قدیمی را شکستیم. من روز اول با این لحن نیامدم که به مردم بگویم چه کاری را باید متفاوت انجام دهند. میخواهم بدانم با چه کسانی سر و کار دارم، چه کار میکنند و چرا. پس از آن میتوانیم درباره تغییرات و بهبودها صحبت کنیم. اکنون نقش من حمایت از مربیانمان است؛ کسی که وقتی به دیدگاهی متفاوت نیاز دارند بتوانند با او تماس بگیرند، چون من دقیقاً در همان موقعیتها بودهام.»

تمرینِ خوشبینی
«نگاه من به زندگی بر پایه تأمل در اتفاقاتی است که برایم رخ داده. کسی به من یاد نداد که چگونه با ناکامیها کنار بیایم؛ این تصمیم خودم بود. وقتی به جایی که از آن آمدهام و مسیری که طی کردهام نگاه میکنم، تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. همیشه امیدوار بودم تصمیماتم درست باشد و دفعه بعد، آماده بودم تا دوباره همهچیز را به خطر بیندازم.»
مدیریت فشارهای بیرونی و درونی
«بزرگترین محرک در ورزش، فشار افکار عمومی است. مربیان به اندازه کافی به خودشان فشار میآورند. در برابر بحثهای عمومی چه واکنشی باید داشت؟ هیچ واکنشی. اگر بخواهم کتابی بنویسم، بسیار کوتاه خواهد بود فقط نادیدهاش بگیرید. یک جمله در ۲۰۰ صفحه. ما میخواهیم بهترین فوتبال ممکن را بازی کنیم و به اهداف خودمان برسیم، نه اینکه دیگران راه را برایمان دیکته کنند.»
بدترین شکست دوران حرفهای
«هر چیزی زمان خود را دارد، درد، خشم و تأمل. بدترین شکستهای زندگی من، صعود نکردن با ماینتس بود. بعد از اینکه برای دومین بار صعود را از دست دادیم، روی استیج رفتم و گفتم شاید خدای فوتبال در حال انجام یک آزمایش روی ماست: اینکه آیا یک نفر میتواند نه یک بار، بلکه دو یا حتی سه بار زمین بخورد و باز هم قدرتمندتر از قبل برخیزد؟ گفتم که هیچ باشگاه و شهری بهتر از ماینتس برای این آزمایش وجود ندارد. در آن لحظه همه حرفم را باور کردند؛ بازیکنان، هواداران، همه. در اولین جلسه تمرین ۱۰ هزار نفر آمدند. خوشبینی به تنهایی زیباست، اما وقتی آن را با دیگران تقسیم میکنید، تأثیری واقعاً قدرتمند پیدا میکند.»
نگاه به آینده
«من با خوشبینی با آینده روبرو میشوم، اگرچه قطعاً این موضوع نمیتواند به تمام اتفاقات دنیا تعمیم یابد. همهچیز در حال تغییر است. بسیاری از منابعی که بینهایت میپنداشتیم، اکنون کمیابتر و گرانتر شدهاند. بسیاری از مسائل فراتر از کنترل ماست. من نسبت به چیزهایی که میتوانم بر آنها تأثیر بگذارم، خوشبین هستم.»
حفظ ارزشها
«البته با توجه به موقعیت ممتاز من، افراد زیادی هستند که بسیار بیشتر از من رنج میکشند. من از این موضوع آگاهم. من اینجا در ۵۸ سالگی نشستهام و زندگیای را تجربه کرده و میکنم که در جوانی حتی جرأت رؤیاپردازی دربارهاش را نداشتم. خیلی چیزها بسیار بسیار خوب پیش رفته است. اما من ۴۰ سال پیش هم همین آدم بودم، با همان ارزشها. میتوان آن را "خوشبینیِ بیپایه و اساس" نامید؛ من همیشه باور دارم که در نهایت، همهچیز درست خواهد شد.»