
به گزارش ورزش سه و به نقل از تسنیم، در سال 1998، تیم مکلارن حتی پیش از آغاز رسمی فصل برتری خود را به رخ رقبا کشید و آنها را از نظر روانی تحت فشار قرار داد. قدرت خارقالعاده خودروی MP4-13 حاصل همکاری آدریان نیوی، مرسدس و مهندسان تیم چنان چشمگیر بود که رانندگان نه توان و نه تمایلی برای پنهان کردن ظرفیت واقعی آن در تستهای پیشفصل داشتند.
آزمایشهای پیشفصل فرمول یک معمولاً از سوی رسانهها و هواداران به عنوان نوعی گرمکردن پیش از شروع رقابتها تلقی میشود. پس از ماهها وقفه، علاقهمندان این رشته که مشتاق بازگشت سرعت و هیجان هستند، با دقت نتایج اولین دورهای آزمایشی تیمها را دنبال میکنند. در این میان، تحلیلها حول محور توازن قوا، نوآوریهای فنی و مشکلات احتمالی شکل میگیرد. با این حال، همواره یک هشدار تکرار میشود؛ «این فقط پیشفصل است؛ هنوز برای نتیجهگیری زود است.» این گزاره اغلب درست است؛ چراکه تیمها با برنامههای متفاوت کار میکنند، حالتهای واقعی موتور را پنهان میسازند، با میزان سوخت بازی میکنند و تمرکز اصلیشان بر سنجش قابلیت اطمینان است. بنابراین، عملکرد واقعی معمولاً تا نخستین جلسه تعیین خط آشکار نمیشود.
تقریباً همیشه چنین است اما در سال 1998، شرایط متفاوت بود. از همان مراحل ابتدایی تستهای عمومی پیش از فصل روشن شد که مکلارن و طراح برجستهاش، آدریان نیوی خودرویی خارقالعاده ساختهاند؛ MP4-13 خودرویی که خیلی زود لقب «موشک» را به خود اختصاص داد.
انتقال نیوی و مقررات جدید
آدریان نیوی در سال 1996 دعوت ران دنیس برای پیوستن به تیم ووکینگ را پذیرفت. با این حال، مطابق روال معمول، او مدتی را در مرخصی اجباری سپری کرد تا از انتقال مستقیم دانش فنی تیم قبلیاش جلوگیری شود. به همین دلیل، در توسعه خودروی MP4-12 برای فصل 1997 نقشی نداشت و تمام تمرکز خود را بر طراحی خودرو برای مقررات جدید فصل 1998 گذاشت.
نیوی به عنوان مدیر فنی جدید با قراردادی قابلتوجه به مکلارن پیوست. ران دنیس معتقد بود حضور او میتواند جهشی بنیادین در عملکرد تیم ایجاد کند. با این حال، بسیاری از رقبا تردید داشتند. در اواسط دهه 1990، فرمول یک به قدری پیچیده شده بود که تصور میشد دوران طراحان «نابغه تنها» به سر آمده است.
در این بین قوانین جدید همه چیز را تغییر داد. فدراسیون جهانی اتومبیلرانی برای افزایش ایمنی و بهبود سبقتگیری تغییرات اساسی اعمال کرد؛ استفاده از لاستیکهای شیاردار به جای تایرهای صاف و کاهش عرض خودروها از 2000 به 1800 میلیمتر. این تغییرات، فرصتی ایدهآل برای ذهن خلاق نیوی فراهم آورد تا از نو طراحی کند و برتری بسازد.
نقش مرسدس و بریجستون
یکی از چالشهای اصلی، کنترل ناپایداری خودرو در پیچها بود که به دلیل باریکتر شدن شاسی ایجاد میشد. نیوی با افزایش طول خودرو و تغییر موقعیت راننده در کابین به راهحلهایی مؤثر دست یافت. در این مسیر، همکاری با شرکت ایلمور تأمینکننده موتورهای مرسدس نقش کلیدی داشت. مهندسان این شرکت با پایین آوردن مرکز ثقل موتور و استفاده از آلیاژهای سبک عملکردی بهینه ایجاد کردند. از نظر آیرودینامیکی نیز MP4-13 با دماغهای پایین و سایدپادهای کشیده، طراحیای متمایز داشت.
از سوی دیگر؛ تغییر تأمینکننده تایر نیز تأثیر بسزایی داشت. مکلارن پس از سالها همکاری با گودیر به بریجستون پیوست و به مشتری اصلی این برند ژاپنی تبدیل شد. برخلاف گودیر که باید نیازهای چندین تیم را به طور همزمان تأمین میکرد، بریجستون تمرکز ویژهای بر مکلارن داشت و همین موضوع به خلق ترکیبی بسیار رقابتی انجامید.
تسلط در تستهای پیشفصل
مکلارن اندکی دیرتر از رقبا وارد تستهای اسپانیا شد اما خیلی زود قدرت خود را نشان داد. در همان روزهای نخست، میکا هاکینن با اختلافی چشمگیر سریعترین راننده پیست شد و در ادامه، دیوید کولتارد حتی فاصلهای چندثانیهای با رقبا ایجاد کرد. این برتری آنقدر آشکار بود که پنهان کردن آن بیمعنا به نظر میرسید. مکلارن عملاً پیام روشنی به رقبا ارسال میکرد؛ «آماده باشید.»
زمانی که اطلاعات اولیه درباره عملکرد موتور مرسدس منتشر شد، نگرانی در میان تیمهای رقیب شدت گرفت. ترکیب موتور قدرتمند با طراحی نوآورانه نیوی، سطحی از عملکرد را به نمایش گذاشت که پنهان کردن آن دیگر ممکن نبود.
آغاز فصل؛ برتری مطلق
رقبا حتی به دفاتر FIA مراجعه کردند تا راهی برای مهار این برتری بیابند. یکی از اقدامات، غیرقانونی اعلام کردن سیستم ترمز نوآورانه مکلارن بود که امکان کنترل مستقل چرخهای عقب را فراهم میکرد اما این تصمیم نیز نتوانست روند موفقیت تیم را متوقف کند.
در نخستین مسابقه فصل در ملبورن، مکلارن نمایش خیرهکنندهای ارائه داد: شروع از ردیف جلو، کسب مقامهای اول و دوم و اختلافی یک دور کامل با نفر سوم. در مسابقات بعدی نیز این روند ادامه یافت. در برزیل، حتی بدون سیستم ترمز جنجالی، هاکینن پیروز شد و کولتارد دوم شد، در حالی که میشائیل شوماخر با فاصلهای قابلتوجه سوم شد.
در ادامه فصل، مکلارن در پیستهایی چون ایمولا، بارسلونا و موناکو نیز برتری خود را تثبیت کرد. از 16 مسابقه، 9 پیروزی نصیب این تیم شد و چندین مقام به دست آمد. هر چند در نیمه دوم فصل رقابت با فراری نزدیکتر شد اما نتیجه نهایی تغییر نکرد؛ قهرمانی جهان برای هاکینن و قهرمانی سازندگان برای مکلارن.
میراث یک شاهکار
شاید بتوان گفت عملکرد درخشان MP4-13 تا حدی سایهای بر قهرمانی هاکینن انداخت اما این موفقیت تصادفی نبود. او از 9 پیروزی تیم 8 پیروزی را به دست آورد و به خوبی توانست از پتانسیل این خودرو بهره ببرد. هماهنگی کامل میان راننده و خودرو عامل اصلی این موفقیت بود.
خودروی MP4-13، نخستین شاهکار کامل آدریان نیوی در مکلارن برای همیشه به عنوان یکی از بهترین خودروهای تاریخ فرمول یک شناخته میشود. این خودرو نه تنها از نظر فنی، بلکه از منظر روانی نیز برتری خود را پیش از آغاز فصل به رقبا تحمیل کرد؛ برتری که مسیر قهرمانی را از همان ابتدا هموار ساخت.