
به گزارش "ورزش سه"، دیدار بزرگ بنفیکا و پورتو در ورزشگاه دالوژ با تساوی ۲–۲ به پایان رسید؛ نتیجهای که اگرچه مانع شکست صدرنشین شد، اما فاصله دو تیم در کورس قهرمانی را تغییر نداد. پورتو همچنان با ۷ امتیاز برتری نسبت به بنفیکا و ۴ امتیاز فاصله با اسپورتینگ در صدر جدول لیگ پرتغال قرار دارد.
پورتو بازی را بهتر آغاز کرد و در دقیقه ۱۰ با گل فروهولت از روی ریباند ضربه مهارشده توسط تروبین پیش افتاد. برتری آبیوسفیدها در ادامه نیمه نخست هم ادامه داشت و در دقیقه ۴۰ اسکار پیهتوشفسکی با گلی تماشایی اختلاف را به دو گل رساند؛ گلی که میتواند یکی از زیباترین گلهای فصل لقب بگیرد. حتی پورتو میتوانست اختلاف را بیشتر کند، اما ضربه آزاد گابری ویگا با واکنش دیدنی تروبین مهار شد.
بنفیکا در نیمه دوم بهتدریج فشار بیشتری وارد کرد. با تعویضهای تهاجمی ژوزه مورینیو و ورود لوکباکیو، ایوانوویچ و باریرو جریان بازی تغییر کرد. ابتدا ضربه لوکباکیو به تیر دروازه خورد و شیلدروپ در دقیقه ۶۹ گل نخست بنفیکا را به ثمر رساند. سپس در دقیقه ۸۸ باریرو روی ارسال دقیق ایوانوویچ گل تساوی را زد تا بازی ۲–۲ شود.
در دقایق پایانی بازی با تنش زیادی همراه شد؛ مورینیو اخراج شد و بنفیکا نیز در لحظات آخر روی خطای احتمالی دیوگو کاستا روی پاولیدیس درخواست پنالتی داشت، اما نتیجه تغییر نکرد و در نهایت دو تیم به تساوی رضایت دادند؛ تساویای که همچنان پورتو را در صدر لیگ نگه داشت. پس از این مسابقه پرتنش، مورینیو در نشست خبری درباره حواشی و تحلیل بازی صحبتهایی جنجالی مطرح کرد.
آیا صحنه آخر بازی را دیدهاید که بنفیکا در آن درخواست پنالتی داشت؟ نظرتان درباره مسابقه چیست؟
«صحنه آخر را ندیدم. دیگر روی نیمکت نبودم و فرصت نکردم آن را از تلویزیون ببینم. همچنین نمیخواهم همان اشتباهی را تکرار کنم که هفته گذشته کردم؛ آن زمان درخواست پنالتی کردم و بعد معلوم شد پنالتی نبوده است. دو موضوع وجود دارد. شما درباره بازی پرسیدید، درست است؟ اما من میخواهم درباره دو چیز متفاوت صحبت کنم: بازی و اخراج خودم.
در مورد اخراج، دو نکته دارم. داور میگوید چون توپ را به سمت نیمکت پورتو شوت کردهام، من را اخراج کرده، در حالی که این کاملاً دروغ است. نمیدانم سه بار، چهار بار یا پنج بار، اما بارها در ورزشگاه دالوژ وقتی تیم ما گل زده، توپ را به سمت سکوها زدهام؛ این نوعی جشن گرفتن و دادن توپ به یک هوادار خوششانس است. میدانم از نظر فنی بازیکن خیلی خوبی نیستم، اما توپ را به سمت سکوها زدم.

در مورد اخراج، یکی از اعضای نیمکت پورتو که او هم اخراج شد، در تونل ۵۰ بار من را خائن خطاب کرد. دوست دارم برایم توضیح بدهد: خائن به چه چیزی؟
من در پورتو بودم و تمام وجودم را برای پورتو گذاشتم. بعد به چلسی، اینتر، رئال مادرید و فنرباغچه رفتم، دور دنیا را گشتم و در هرجا تمام جان و زندگیام را هر روز برای تیم گذاشتم. به این میگویند حرفهایگری.
یک چیز توهینهای هواداران است و آن بخشی از فوتبال است. همان هوادارانی که سالها پیش نمیتوانستم در شهر راه بروم چون جلوی پایم زانو میزدند، حالا به من توهین میکنند. مشکلی نیست.
اما اینکه یک همکار در حرفه فوتبال من را خائن بنامد؟ خائن به چه؟ به اینکه برای بنفیکا همه چیزم را میدهم؟ اگر فردا از بنفیکا بروم و به استرلا آمادورا، یونیائو لیریا یا موریرنزه بروم، همانقدر تلاش خواهم کرد.
پس خائن به چه؟ از این موضوع خوشم نیامد. من به اشتباه اخراج شدم. داور چهارم در طول بازی عملکرد بسیار بدی داشت و وقتی این موضوع را به داور گفتم، باز هم همان رفتار را ادامه داد.
نظرت در مورد بازی؟
در بخش زیادی از مسابقه، پورتو از ما به برد نزدیکتر بود. ممکن است کسی از آن خوشش بیاید یا نیاید یا حتی از آن متنفر باشد، اما پورتو تیمی ساخته که ایده مشخصی دارد. آنها میدانند چه میخواهند، چگونه بازی میکنند و نوع بازیکنانی که دارند برای همان سبک بازی انتخاب شده است.
آنها تیمی با قدرت بدنی فوقالعاده هستند. بازی کردن مقابل افسی پورتو بسیار سخت است. چهار وینگر دارند و هرکدام از دیگری سریعتر است. از نظر شدت و ریتم بازی از ما بهتر هستند.
بهترین بازی ما مقابل پورتو از میان سه مسابقه، بازی جام حذفی بود. در آن بازی اورسنز و باریرو در میانه میدان بودند و ما مالکیت توپ زیادی داشتیم. وقتی مقابل پورتو توپ زیاد از دست بدهید، مجبور میشوید دنبال آنها بدوید. اما آنها با موتور حرکت میکنند و شما با دوچرخه. خطر همیشه همینجا بود. آنها همان بازیای را انجام دادند که میخواستند انجام دهند. نتیجهای گرفتند که فکر میکنم برایشان خوب است. اما به نظرم آنها برای بردن آمده بودند، نه برای دفاع کردن.»
«آنها جلو افتادند و بعد هم در مدیریت بازی، مدیریت زمان، گرفتن خطا، گرفتن کارت و اعتراض کردن استاد هستند، و بعد هم ژوائو پینیرو را پشت سر خود دارند. اما فکر میکنم آنها بازی خودشان را انجام دادند؛ یک بازی بزرگ.
ما نیمه اول بسیار بدی داشتیم و اجازه دادیم آنها همان بازیای را انجام دهند که میخواستند. من احساس محدودیت زیادی داشتم، چون با اینکه خیلی دوست ندارم چنین کاری بکنم، اما واضح است که گاهی مجبورم.
یک چیز این است که با اورسنز و باریرو بازی کنید و چیز دیگری است که با انزو و ریوس بازی کنید. نمیگویم یکی بهتر از دیگری است، اما ویژگیهایشان کاملاً متفاوت است. و برای پورتو، بنفیکایی که آن شب بودیم خیلی مناسبتر بود.

در نیمه دوم، نگرانی من در رختکن این بود که با وجود محدودیت در تعویضها، تیم را مدیریت کنم، چون باریرو نمیتوانست بیشتر از ۱۰ یا ۱۵ دقیقه بازی کند. خودش زمان را مشخص کرد و گفت:«مربی، در بدترین حالت ۱۰ یا ۱۵ دقیقه.»
مانو خیلی شبیه انزو است. سوداکوف هم شبیه باریرو است، بسیار شبیه باریرو. لوکباکیو هم در حال پیشرفت است، اما هنوز شرایطی نداشت که در بین دو نیمه وارد زمین شود.
نگرانی من در رختکن این بود که از نظر روانی تیم را متعادل کنم. نمیخواستم چون ۲–۰ عقب بودیم و بازی وحشتناکی انجام داده بودیم، تیم فکر کند باید با تمام توان حمله کند و آنها را نابود کند. اگر تعادل نداشتیم، آنها ما را نابود میکردند.
و وقتی آنها دو فراری را بیرون آوردند و دو مکلارن به زمین فرستادند، خطر همیشه وجود داشت. در رختکن گفتیم اگر گل دوم را بزنیم، بازی میتواند تغییر کند؛ همانطور که تغییر کرد. آنچه باعث این بازگشت شد قلب، غرور، میل به بردن و این ذهنیت بود که اگر نمیتوانی ببری، حداقل نباید ببازی.
ما برای خودمان، برای جایگاه در جدول، برای هواداران و برای اهمیت این بازی جنگیدیم. اما اگر بخواهم صادق باشم، با توجه به آنچه آنها و ما میخواستیم در زمین انجام دهیم، آنها تیم قویتری بودند.»