کد: 234789918 اسفند 1404 ساعت 09:40229.2K بازدید

پشتم را خالی کرد، متاسفم به این آقا اعتماد کردیم

بمب ژاوی: خیانت لاپورتا به مسی فاش شد

ژاوی سفره دلش را یک سال و نیم پس از اخراجش از بارسلونا باز کرد و درباره دلیل واقعی عدم بازگشت مسی به بارسلونا، هانسی فلیک، کسی که در پشت پرده بارسا را اداره می‌کند و مسائل دیگر حرف زد.
بمب ژاوی: خیانت لاپورتا به مسی فاش شد

به گزارش "ورزش سه"، پس از نزدیک به دو سال سکوت، ژاوی هرناندز، بازیکن افسانه‌ای بارسلونا و پیش‌قراول هانسی فلیک روی نیمکت بلوگرانا، تصمیم می‌گیرد لب به سخن بگشاید تا به گفته خودش «حقیقت را بازگو کند». او پس از مصاحبه‌ای بیش از ۴۰ دقیقه‌ای، اعتراف می‌کند که احساس «رهایی» دارد. احتمالا تا سال‌ها درباره این گفتگو صحبت خواهد شد.

چرا تصمیم گرفتید صحبت کنید؟

به دلایل مختلف. دلیل اصلی این است که می‌خواهم حقیقتِ خودم را توضیح دهم. پس از جدایی‌ام تصمیم گرفتم به احترام بارسا هیچ اظهارنظری نکنم. مردم می‌دانند چقدر عاشق باشگاه هستم، تمام خانواده‌ام بارسایی هستند.

2432862

پس چه شد؟

روایتی که از سوی باشگاه نقل می‌شود کاملاً دروغ است و من نیاز دارم خودم را توضیح دهم؛ این موضوع درون من سنگینی می‌کرد و باید شفاف‌سازی می‌کردم.

قدم به قدم پیش برویم. آیا تیم هانسی فلیک را دوست دارید؟

بسیار زیاد. تیمی سلطه‌گر و تهاجمی است. ما بارسایی‌ها لذت می‌بریم و من خوشحالم چون معتقدم پایه‌های بسیار خوبی بنا کردیم تا این پروژه تداوم داشته باشد؛ ستون فقرات تیم را لامین، پدری، بالده، کوبارسی، فرمین و....تشکیل می‌دهند؛ یعنی کسانی که ما رویشان شرط بستیم. این یکی از میراث‌هایی است که فراتر از دو جامی که بردیم، بیش از همه به آن افتخار می‌کنم.

چه رابطه‌ای با فلیک دارید؟

عالی. مدام برای هم پیام می‌فرستیم. همیشه بابت تیم به او تبریک می‌گویم، درباره فوتبال حرف می‌زنیم... در واقع، یک بار او به خاطر یک موقعیت دشوار به خانه‌ام آمد و این کارش جای تقدیر دارد...

می‌توانید بیشتر توضیح دهید؟

او آمد تا عذرخواهی کند؛ وقتی از او پرسیدم که آیا واقعاً باشگاه در زمانی که من مربی بودم با او مذاکره می‌کرد؛ یعنی در همان دو یا سه هفته‌ای که باشگاه تصمیم به برکناری من گرفته بود اما هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد رودررو به من بگوید. او عذرخواهی کرد، بیش از دو ساعت با هم حرف زدیم، فوق‌العاده بود. باشگاه به او گفته بود چیزی به من نگوید و به همین خاطر او برای عذرخواهی به خانه‌ام آمد. او مرد خوبی است، بسیار نجیب، و خوشحالم که کارش خوب پیش می‌رود.

2432863

با بازیکنان صحبت می‌کنید؟

بله، رابطه بسیار خوبی دارم. طبیعتاً به همه کسانی که با هم داشتیم تبریک می‌گویم و این باعث افتخار من است؛ ما درون رختکن یک خانواده بودیم. من همیشه با فوتبالیست‌ها صادق بوده‌ام.

و از اینکه نمی‌توانید مربی آن‌ها باشید ناامید نیستید؟

نه، کاملاً برعکس، برایشان خیلی خوشحالم. ما رافینیا، کریستنسن، لواندوفسکی و کنده را خریدیم؛ همه چیز با همکاری ژوردی کرایف و متئو آلمانی برنامه‌ریزی شده بود. حالا فرمین را می‌بینید، یا لامین را که برای من همین حالا بهترین بازیکن جهان است، یا رافینیا که پستش را تغییر دادیم تا به عمق حمله کند...

و آیا خودتان اشتباه نکردید؟

البته که کارهای اشتباهی انجام دادیم، نقد زیادی به خودمان وارد کردیم؛ هم من شخصاً و هم با کادر فنی در جلسات مختلف. اگر بخواهم خلاصه بگویم، سطح مطالبه‌گری من از باشگاه رفته‌رفته کمتر شد. وقتی از قطر آمدم، در اولین تابستانم به عنوان مربی به رئیس گفتم که اگر بازیکنان خاصی را جذب نکنیم، ادامه نخواهم داد چون نمی‌توانیم در بالاترین سطح رقابت کنیم و او حرفم را گوش کرد. ما لیگ را بردیم، مقابل رئالِ کروس و مودریچ و... که قهرمان اروپا بود، رقابتی بودیم. در تابستان بعدی، آن مطالبه‌گری پایین آمد و این چیزی است که خودم را بابتش سرزنش می‌کنم.

2432834

باورکردنش سخت است...

اما این بارسا این‌گونه اداره می‌شود؛ عملاً الخاندرو اچواریا آن را مدیریت می‌کند. او کسی بود که من رابطه‌ای نزدیک و دوستانه با او داشتم و به همین دلیل، او شاید بزرگترین ناامیدی من در زمان جدایی از بارسا بود. او کاملاً پشتم را خالی کرد.

چه اتفاقی افتاد؟

در ژانویه آخرین فصلم، به آن‌ها گفتم که از ماه ژوئن برای خیر و صلاح باشگاه و خودم ادامه نمی‌دهم. از آن به بعد تیم شروع به بردن کرد و آن‌ها بودند که طی دو سه ماه —تا زمانی که در لیگ قهرمانان به پی‌اس‌جی و در لیگ به رئال باختیم— مدام به من می‌گفتند باید بمانی و سعی در متقاعد کردنم داشتند. من حتی یک جلسه رودررو با الخاندرو داشتم چون می‌دانستم اوست که همه چیز را تعیین می‌کند و به او گفتم: «ببین من تردید دارم چون به من می‌گویید ادامه بده اما موضوع برایم روشن نیست.» و او گفت بله، ما داریم برای سال آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم، رئیس مصمم است و...

و حذف مقابل پی‌اس‌جی از راه رسید...

در آن لحظه الخاندرو با من تماس گرفت، خوب یادم هست چون داشتم با بچه‌ها از مدرسه برمی‌گشتم؛ گفت باید جلسه بگذاریم، هیئت مدیره جلسه داشته و اکثرشان نسبت به ادامه کار من تردید دارند. الخاندرو گفت به شهر ورزشی بیایم و من هم گفتم مشکلی نیست، من که قبلاً گفته بودم می‌روم و اصراری به ماندن ندارم.

روز شامِ سوشی...

بله، در خانه رئیس. آنجا لاپورتا —که بعداً او هم حقیقت را نگفت— مرا برای ماندن متقاعد کرد. او عینا به من گفت: «ژاوی، من تیم را بدون تو نمی‌بینم، نیوکمپ جدید را بدون تو نمی‌بینم، ۱۲۵ سالگی باشگاه را بدون تو به عنوان مربی نمی‌بینم». و چون هنوز انگیزه داشتم و آینده بزرگی در تیم با این نسل جوان می‌دیدم، خودم را توانمند دیدم. فقط یک تغییر در لیست بازیکنان خواستم.

از چه نظر؟

بوسکتس داشت می‌رفت، خواستم زوبیمندی را بخرند و گفتند به خاطر مسائل اقتصادی نمی‌شود. بعد ژوردی کرایف به خاطر بی‌احترامی‌هایی که به او می‌شد، رفت؛ یعنی به پسر کرایف! آن‌ها که پرچم «کرایفیسم» را حمل می‌کنند... من به او (لاپورتا) گفتم: «آخر این چه حرفی است، ما تازه لیگ را برده‌ایم». یک ماه و نیم بعد، متئو آلمانی را برکنار کردند. در آن لحظه من هم باید می‌رفتم. تا زمانی که افسار کار دست ما بود، تیم در حال پیشرفت بود؛ به محض اینکه آن‌ها شروع به تصمیم‌گیری کردند، تیم افت کرد و این اتفاقی نبود.

اما رابطه با لاپورتا بسیار خوب بود...

بله، خیلی خوب. در واقع من به لطف او با بارسا قرارداد بستم، اما او در نهایت پشتم را خالی کرد.

2071881

چرا؟

او مرا بدون گفتن حقیقت برکنار کرد، در حالی که تحت تأثیر فردی بود که معتقدم جایگاهش بالاتر از رئیس است: الخاندرو اچواریا. در واقع، کسی که مرا برکنار کرد الخاندرو است.

مشکل چه بود؟

یک جلسه برنامه‌ریزی با تمام کادرم و رائول مارتینز و خولیو توس (مربیان بدنساز جدید که با الخاندرو و دکو توافق کرده بودیم اضافه شوند) داشتیم. همان‌جا بود که الخاندرو شروع به فریاد زدن کرد و گفت که آماده‌سازی بدنسازی تیم یک فاجعه است.

و آیا حقیقت داشت؟ در رسانه‌ها درباره‌اش صحبت شد...

من حرفش را قطع کردم و گفتم این‌طور نیست. داده‌هایی وجود دارد که ثابت می‌کند از سال ۲۰۰۳، بارسایی نبوده که بیشتر از تیمِ قهرمانِ ما در لیگ دویده باشد. ما هرگز به خاطر مسائل بدنی نباختیم. این روایتی بود که آن‌ها ساختند تا مرا برکنار کنند. و یکی از کسانی که در این روایت نقش داشت رائول مارتینز بود، یک دوست صمیمی دیگر که روایت الخاندرو را برای اخراج من پذیرفت.

آیا اچوریا شما را اخراج کرد؟

در آن لحظه از او پرسیدم دقیقاً سمتش چیست، چون دکو (مدیر ورزشی) و بویان (دستیارش) هم حضور داشتند. همان‌جا او تصمیم گرفت که من ادامه ندهم، اما به جای اینکه رودررو بگوید «ببین، تو اخراجی»، دو سه هفته زمان گذشت.

آن روزها چطور گذشت؟

یک کمپین رسانه‌ای علیه من راه انداختند و بدتر و ناامیدکننده‌تر از آن، الخاندرو شروع کرد به صحبت با بازیکنانی مثل سرجی روبرتو، آرائوخو، پدری یا رافینیا و به آن‌ها گفت که من می‌خواهم آن‌ها را بفروشم.

همیشه صحبت از لیستی شامل چندین خروجی بود که توسط شما امضا شده بود.

این هنوز هم مرا آزار می‌دهد چون حقیقت ندارد. ما برنامه‌ریزی کرده بودیم چون به خاطر «بازی جوانمردانه مالی» بسیار محدود بودیم و فقط درباره فروش یک بازیکن حرف زدیم. در واقع با ژوردی و متئو برنامه‌ریزی کردیم که فقط یک نفر را کنار بگذاریم.

2244879

کدام بازیکن؟

به احترام آن بازیکن ترجیح می‌دهم نگویم. در آن زمان به خودش نگفتم و دیگر فرصت ندادند که بگویم. یادم هست آن دو سه هفته تلفنم را جواب نمی‌دادند و پیام‌هایم بی‌ پاسخ می‌ماند. من به لاپورتا اعتماد داشتم و الخاندرو دوستم بود، اما اوست که مرا از باشگاه بیرون انداخت.

رنجیده‌خاطر هستید.

مردم باید درک کنند، این داستانِ من است. حتی لحظه‌ای بود که سرجی روبرتو که دوست من و کاپیتان بود، پیش من آمد و گفت: «ژاوی، واقعاً نمی‌خواهی من ادامه بدهم؟». و من گفتم کاملاً برعکس، آن‌ها دارند مرا دقیقاً به خاطر دفاع از تمدید قرارداد تو می‌کُشند. و بعد او به من گفت که جناب الخاندرو دارد این حرف را بین چندین بازیکن پخش می‌کند.

حرف شما را باور کردند؟

فکر می‌کنم بله. من همیشه صادق بودم. با پیکه که سال‌ها هم‌تیمی بودیم و با ژوردی آلبا که دوستم بود این کار را کردم و گفتم زمان رفتن است. چطور ممکن است با بقیه صادق نباشم؟ من آدمِ فوتبالم، کدهای رختکن روشن است، اگر صادق نباشی رختکن را از دست می‌دهی. اما الخاندرو کمر به تخریب آن فضا بست و هنوز هم ادامه می‌دهد و به همین دلیل است که این مصاحبه را انجام می‌دهم.

این چیزی است که بیش از همه شما را آزار می‌دهد؟

من دندان روی جگر گذاشتم اما رئیس دارد می‌گوید که من خواستار خروج ده نفر بودم و این دروغ است.

از روی کینه حرف می‌زنید؟

اصلاً. چیزهای خیلی بیشتری وجود دارد که واقعاً مرا آزار می‌دهد اما از سر کینه حرف نمی‌زنم، از سر عدالت حرف می‌زنم. می‌خواهم بدانید که اوضاع در بارسا خوب پیش نمی‌رود؛ من آن را لمس کرده‌ام و این پیام من به مردم است. برای بازیکنان، هانسی و باشگاه احترام قائلم، اما برای محافظت از خودم حرف می‌زنم. بازیکنان نمی‌توانند درباره من حرف بزنند، فضا خیلی متشنج است.

این مصاحبه می‌تواند روی انتخابات تأثیر بگذارد. ممکن است به فرصت‌طلبی متهم شوید.

من فقط می‌خواهم هواداران بفهمند که داخل بارسا چه می‌گذرد. با تمام وجود می‌گویم که باشگاه به یک تغییر از بالا تا پایین نیاز دارد؛ تغییر در ساختار، حرفه‌ای‌گری... برای من این کاملاً روشن است و مردم باید آن را از زبان من بشنوند. ما نمی‌توانیم وابسته به آدم‌هایی باشیم که نجیب نیستند.

2432864

هانسی فلیک به لاپورتا بسیار وفادار است و از او تمجید می‌کند.

درباره اوضاع الان دیگر نمی‌خواهم حرف بزنم چون من آنجا نیستم. فقط می‌گویم با من خوب رفتار نکردند، همان‌طور که با کومان در زمان خودش رفتار شد.

اما جایگزینی مربی را درک کردید؟

البته، برای همین از سر کینه حرف نمی‌زنم. معتقدم تغییر مربی لازم بود؛ ما جامی نبردیم و وقتی در بارسا هستی، در معرض قضاوت بر اساس نتایج قرار داری. منظور من این است که این آدم‌ها درست عمل نمی‌کنند، به همین خاطر فکر می‌کنم باشگاه به یک تغییر کلی نیاز دارد.

نظرتان درباره دکو چیست؟

برای او احترام قائلم، اما دکو دست‌وپایش توسط اچواریا بسته شده است؛ کسی که واقعاً تصمیم می‌گیرد، اوست.

آیا با لئو مسی صحبت می‌کنید؟

بله، با لئو رابطه خوبی دارم.

درباره انتخابات صحبت می‌کنید؟

این‌ها گفتگوهای خصوصی است و با توجه به اینکه او لئو است و می‌دانم چه بازتابی دارد، ترجیح می‌دهم چیزی نگویم. اما خب، فکر کنم همه می‌دانید او چه فکری می‌کند، نه؟

آیا ممکن بود مسی در زمان مربیگری شما به بارسا برگردد؟

آنجا هم رئیس حقیقت را نمی‌گوید. کارِ لئو تمام شده بود. در ژانویه ۲۰۲۳، بعد از قهرمانی جهان، با هم تماس گرفتیم و او به من گفت که اشتیاق بازگشت دارد و من هم موافق بودم. تا ماه مارس حرف زدیم و به او گفتم: «خب، هر وقت به من چراغ سبز بدهی، به رئیس می‌گویم چون من از نظر فوتبالی تو را در تیم می‌بینم».

2432865

پس چه شد؟

رئیس شروع کرد به مذاکره بر سر قرارداد با پدر لئو و ما چراغ سبز لالیگا را داشتیم، اما این رئیس بود که همه چیز را خراب کرد.

دلیلش را به شما گفت؟

لاپورتا عینا به من گفت که اگر لئو برگردد، قرار است علیه او (لاپورتا) جنگ راه بیندازد و او نمی‌تواند چنین اجازه‌ای بدهد. و بعد ناگهان لئو دیگر جواب تلفنم را نداد چون از آن طرف به او گفته بودند که کار شدنی نیست. من با پدرش تماس گرفتم و گفتم: «خورخه، امکان ندارد»، و او گفت: «با رئیس حرف بزن». من اصرار کردم که ما پنج ماه است با لئو حرف می‌زنیم، کار تمام است، از نظر فوتبالی شکی نیست، از نظر اقتصادی هم که به مونجوئیک می‌رویم و قرار است یک «رقص آخر» مثل مایکل جردن داشته باشیم؛ همه چیز آماده بود.

شما از «ویکتور فونت» حمایت کرده‌اید. اگر او پیروز شود، به بارسا برمی‌گردید؟

من الان فکر می‌کنم که دیگر هرگز به بارسا برنخواهم گشت. دوره من به عنوان بازیکن و مربی تمام شده است. هدف من بیان حقیقت است. لئو به بارسا نیامد چون رئیس نخواست؛ نه به خاطر لالیگا و نه چون خورخه مسی پول بیشتری می‌خواست؛ این دروغ است. این رئیس و اطرافیانش بودند که گفتند نه، نمی‌تواند چنین اجازه‌ای بدهد، چون او تمام قدرت را در دست دارد و مسی این قدرت را برای او دچار چالش می‌کرد.

مدتی طول کشید تا دوباره با مسی حرف بزنید؟

بله، چون او فکر می‌کرد من هم جزو آن بازی بودم. این موضوع به رابطه من با لئو خیلی ضربه زد، اما الان دوباره رابطه‌مان خوب شده است.

مسی برمی‌گردد؟

من می‌مردم برای اینکه لئو برگردد و هنوز هم فکر می‌کنم که او به تیم کمک می‌کرد تا گل بزند و پاس گل بدهد، بدون شک! آخر او می‌خواهد در جام جهانی بازی کند! لئو دوباره در نیوکمپ می‌درخشید و این آرزوی او و من بود؛ خودش این را می‌داند، الان دیگر می‌داند. اما مدتی بود که نمی‌توانستم با او ارتباط برقرار کنم، مایه تأسف بود، اما تقصیر کسانی است که آنجا هستند.

از زمان اخراجتان با لاپورتا حرف زده‌اید؟

نه.

آخرین باری که حرف زدید کی بود؟

یادم هست بعد از آن دو سه هفته‌ای که جواب پیام‌هایم را نمی‌داد، همدیگر را بعد از بازی با رایو وایکانو دیدیم. سکوی هواداران شعار می‌داد: «ژاوی آری، لاپورتا نه». موقعیت ناراحت‌کننده و بسیار متشنجی بود.

و بعد از آن؟

چند روز بعد آمد و من گفتم: «خب، گمان می‌کنم اخراجم، اما بگو چرا». و او جواب داد که من به لیست بازیکنان اعتقاد ندارم. دروغ بود اما به او گفتم: «ببین، مهم نیست، من با تیراندازی و دعوا از بارسا نمی‌روم».

«ایسم»های بارسا با این مصاحبه تمام نمی‌شود...

آن‌ها طوری به تو القا می‌کنند که بارسا یعنی «یا با منی یا علیه من». همان شعارِ «علیه همه چیز و علیه همه کس». آن‌ها این‌طور هستند، این روش کارشان است و برای بارسایی‌ها مایه تأسف است. من علیه لاپورتا نیستم، من به نفع بارسا هستم. ما به آدم‌های سالم نیاز داریم. ۲۰ سال است درگیر این ایسم‌ها هستیم؛ کرایفیسم، لاپورتیسم، ساندریسم، نونییسم... همه باید بخشی از بارسا باشند.

بعد از این صحبت‌ها چه حسی دارید؟

آرام‌تر شده‌ام. من بیرون هستم چون مقابل الخاندرو اچواریا ایستادم.

تازه‌ترین اخبار ورزشی ایران و جهان دراپلیکیشن ورزش سه
دانلود
290اشتراک گذاریگزارش خطا

زنده پیشنهادی

آخرین اخبار