
به گزارش "ورزش سه"، اتلتیکو مادرید، بیسر و صدا، ۱۳ سال بعد دوباره به فینال کوپا دلری رسیده و از زمانی که سیمئونه روی نیمکت این نشسته برای هشتمین بار به مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان رسیده است. اتلتیکو مادرید خودش را در میان هشت تیم برتر اروپا جا داده است. این هم چیزی تازه نیست چون سیمئونه از زمانی که روی آن نیمکت نشسته هشت بار به این مرحله رسیده است. یعنی در بیشتر مواقع.
این تیم در حالی زندگی میکند که دو غول بزرگ اطرافش را گرفتهاند و نور را میپوشانند و دید را منحرف میکنند اما هوادارانش باید احساس خوششانسی کنند که چنین چیزی را تجربه میکنند. باشگاههای اروپایی بسیار کمی (حتی نه فقط اسپانیایی) میتوانند چنین چیزی بگویند. همه اینها در حالی رخ داده است که این تیم همچنان در جایگاه سوم لالیگا قرار دارد، هدف حداقلی و اولویت اصلی مدیران این باشگاه و در انتظار بازی در یک فینال هیجانانگیز کوپا دلری است. یعنی به نظر میرسد فصل آنها بسیار دور از آن فاجعهای باشد که بسیاری از کسانی که ادعا میکنند از فوتبال سر در میآورند پیشبینی میکردند.
چیزهای زیادی هست که میتوان درباره این تیم نقد کرد اما دو اصل وجود دارد که برای هر کسی که میخواهد درباره این تیم صحبت کند باید غیرقابل مذاکره باشد: احترام کامل به شخصیت سیمئونه به خاطر آنچه هست و آنچه انجام داده و پذیرفتن این واقعیت که اهداف، انتظارات و دلایلی که این باشگاه بر اساس آنها حرکت میکند تصمیمی است که فقط متعلق به اتلتیکو است. نه هیچکس دیگر.

در میان همه اینها، ناگهان یک دربی جدید در راه است. دربیای عجیب، احتمالاً کمهیجان، با ارزشی نسبی برای اتلتیکو و کمی وسوسهانگیزتر برای رئال مادرید که علاوه بر کسب امتیازها، نیاز دارد همچنان به آن واقعیتی که ساخته است ادامه دهد، واقعیتی که به هر شکل ممکن همیشه تیترهای اصلی اخبار ورزشی را پر خواهد کرد.
واضح است که رئال مادرید با موجی از خوشبینی به این بازی میآید؛ خوشبینیای که از عبور قاطع و درخشان از «جهان گواردیولا» به دست آمده است. آنها همچنین میدانند که فاصله چهار امتیازی با بارسلونا در این لالیگایی که چندان هم سطح بالا نیست، فاصلهای کاملاً منطقی است تا احساس کنند هنوز در رقابت برای قهرمانی هستند و این منطقی است.
اما آنچه چندان روشن نیست این است که در سمت مقابل چه چیزی خواهیم دید. با توجه به این که ذهن اتلتیکو طبیعتاً جای دیگری است، با فاصله ۱۳ امتیازی از صدر جدول و ۱۳ امتیاز فاصله تا خارج شدن از سهمیه لیگ قهرمانان و بدون فراموش کردن تصویر نسبتاً قابل انتقادی که تیم سیمئونه در بازیهای خارج از خانه در ماههای اخیر نشان داده است، همه چیز نشان میدهد که این سناریو چندان مناسب نیست تا اتلتیکو از نظر فیزیکی، ورزشی یا احساسی ریسک کند. آیا اصلاً چنین کاری منطقی است؟
برخی حتی پیشنهاد میکنند که اتلتیکو مستقیماً با تیم دوم وارد زمین سانتیاگو برنابئو شود که کم و بیش در بازیهای اخیر لیگ هم رخ داده است. چنین چیزی ممکن است و کسی را هم شگفتزده نمیکند. در واقع اگر کسی از نگاه «بازی به بازی» سر بلند کند و به آنچه در ادامه میآید نگاه کند، شاید حتی عجیب باشد اگر اینطور نشود. در کمتر از ۱۵ روز، اتلتیکو قرار است سه بازی مقابل بارسلونا انجام دهد (که دو تای آنها در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان خواهد بود) و یک فینال کوپا دلری را هم بازی کند.

وضعیتی دشوار است اما اینها از ویژگیهای تقویم نامتقارن است که آن را «فوتبال اسپانیا» مینامیم. تقویمی که طوری طراحی شده تا چیزی را که تصور میکنند پول میآورد تقویت کند (و این را بدون تعارف میگویند) و تاریخهایش هر لحظه میتواند تغییر کند با همان دقتی که کنفدراسیون فوتبال آفریقا برنامهریزی میکند و با همان راحتی که کسی یک لیوان آب مینوشد.
با توجه به نکات بالا و با همان منطقی که ممکن است کسی نظر متفاوتی داشته باشد، این یکشنبه انتظار بهترین نسخه از اتلتیکو مادرید را نداشته باشید. البته بعدش هرچه بشود خواهد شد، چون پیشبینی در فوتبال تقریباً همانقدر علمی است که حدس زدن نتیجه پرتاب یک تاس. هیچکس نمیداند چه خواهد شد.
در میان انبوه حرفهای بیاهمیتی که معمولاً در نشستهای خبری پیش از بازیها گفته میشود، سیمئونه جملهای گفت که بسیار جالب بود: «ما از واقعیتی که داریم آگاهیم و ما معماران واقعیت خودمان هستیم.» دور از شوخیهای سطحی، این جمله به هویت اشاره میکند و مستقیماً به قلب هوادار میزند. چیزی که کاملاً با آن مفهومی از اتلتیکو همخوانی دارد که هواداران این تیم دههها از پدران به فرزندان منتقل کردهاند اما با مفهومی که بازار، هیولای رسانهای و پیشوایان سودآوری میخواهند تحمیل کنند کاملاً ناسازگار است.
هواداران از هر چیزی که خودشان بخواهند خوشحال میشوند، لذت میبرند و جشن میگیرند، بدون این که لازم باشد به کسی توضیح بدهند. مستقل از آنچه آقا (یا خانمی) که میکروفون دست گرفته است، دارندگان حقوق تلویزیونی، تیترهای رسمی، طرفداران «فوتبال واقعی»، تماشاگر بیطرف، ماتئو لاهوز یا یک مشاور فکر میکنند.