
به گزارش "ورزش سه"، هر بار که لالیگا سقف دستمزد باشگاهها را منتشر میکند، همان سؤال همیشگی مطرح میشود: این عدد دقیقاً چه معنایی دارد؟ همان عددی که بر خرید بازیکنان، تمدید قراردادها و فعالیتهای نقل و انتقالاتی تأثیر میگذارد. پشت دادههایی که در جدولهای رسمی دیده میشود، یک سیستم پیچیده کنترل اقتصادی قرار دارد که مشخص میکند هر باشگاه تا چه اندازه میتواند برای تیمش هزینه کند، بدون این که ثبات مالیاش به خطر بیفتد. چندین کارشناس در گفتگو با مارکا این موضوع را تحلیل کردهاند.
به اصطلاح حد هزینه کارکنان ورزشی (LCPD) یکی از عناصر مرکزی مدل کنترل اقتصادی است که لالیگا بیش از یک دهه پیش آن را اجرا کرد و شیوه برنامهریزی باشگاهها برای فصلهایشان را دگرگون کرده است. اهمیت آن بسیار حیاتی است. کارلوس اورتادو، مدیر تیم در لابورال، به مارکا توضیح میدهد: «سقف دستمزد یا همان حد هزینه کارکنان ورزشی طبق اصطلاح خود لالیگا، عددی است که مستقیماً از سیستم شناخته شده و پیچیده کنترل اقتصادی آن ناشی میشود. این مدل پیش از شروع فصل تعیین میکند که هر باشگاه پس از تحلیل دقیق درآمدهای پیشبینی شده، ساختار هزینهها و وضعیت مالی، چه مقدار میتواند به مجموع هزینه کارکنان ورزشیاش اختصاص دهد.»
این محاسبه ثابت نیست. لالیگا در طول فصل، به خصوص پس از پنجره نقل و انتقالات زمستانی، دادهها را بازبینی میکند تا حاشیه هر باشگاه را بر اساس تحول وضعیت مالی آن تنظیم کند. به گفته کارشناسان، هدف این سیستم محدود کردن جاهطلبی ورزشی نیست، بلکه اطمینان از این است که باشگاهها در چارچوب توان مالی واقعیشان رقابت کنند.
اورتادو اضافه میکند: «این محاسبه بر اساس چند حوزه کلیدی از بودجه باشگاهها انجام میشود و به ما اجازه میدهد محدودهای واقعبینانه از هزینهها را برای رقابت، از دیدگاهی محتاطانه و پایدار تعریف کنیم. نهاد اعتبارسنجی لالیگا همان مرجعی است که سقفهای پیشنهادی را تأیید میکند یا در صورت لزوم آنها را بدر سطحی تنظیم میکند که ثبات مالی باشگاه را تضمین کند.»
بسیار فراتر از دستمزد بازیکنان
در گفتمان عمومی، اغلب از سقف دستمزد به گونهای صحبت میشود که گویی فقط پولی است که برای پرداخت به فوتبالیستها اختصاص داده میشود. در واقعیت، مفهوم آن بسیار گستردهتر است. اورتادو اشاره میکند: «هرچند اغلب فقط با دستمزد بازیکنان شناخته میشود، اما سقف هزینه شامل هزینه کل تیم است.»

این محاسبه شامل دستمزد ثابت و متغیر، سهم بیمههای اجتماعی، پاداشهای جمعی، هزینههای خرید بازیکن مانند کمیسیون مدیر برنامهها و همچنین استهلاک خریدها است، یعنی هزینه انتقال بازیکن که در طول سالهای قرارداد او تقسیم میشود. این سیستم همچنین عناصر دیگری مرتبط با فعالیتهای ورزشی باشگاه را در نظر میگیرد. این کارشناس توضیح میدهد: «بخشی از کادر مربیگری و در برخی موارد تیمهای ذخیره، آکادمی جوانان یا سایر بخشها را نیز شامل میشود.»
لالیگا همچنین بین تیمهای ثبت شده و ثبت نشده تمایز قائل میشود که این امکان را میدهد تأثیر اقتصادی کلی بر سازمان ارزیابی شود. عنصر مهم دیگر ارزشگذاری بازار است. اگر یک معامله از پارامترهای استاندارد فاصله بگیرد، چه در مورد دستمزد، چه انتقال بازیکن یا قرارداد اسپانسری، لالیگا میتواند معیارهایش را برای برآورد ارزش واقعی آن اعمال کند. این موضوع مانع میشود که برخی معاملات برای دستکاری مصنوعی حسابها استفاده شوند.
یک مدل پیشگیرانه
یکی از دلایلی که سیستم اسپانیا اغلب به عنوان یکی از سختگیرانهترین سیستمها در اروپا معرفی میشود، به فلسفه آن مربوط است. به جای اعمال مجازات پس از رخ دادن هزینهکرد بیش از حد، مدل لالیگا تلاش میکند از ابتدا از آن جلوگیری کند. خوان گلابرت، شریک در بخش سرمایهگذاری و مالی، به مارکا توضیح داد: «این سیستم یک مدل پیشگیرانه را اعمال میکند، نه صرفاً یک مدل تنبیهی. برخلاف لیگهای دیگر که اجازه هزینهکرد میدهند و سپس مجازات اعمال میکنند، در اسپانیا اگر باشگاهی از قوانین پیروی نکند، نمیتواند بازیکن را ثبت کند.»
این رویکرد منطق کنترل مالی را کاملاً تغییر میدهد. در حالی که در لیگهای دیگر مجازاتها ماهها یا حتی سالها بعد (اغلب با کسر امتیاز یا جریمه) اعمال میشوند، در لالیگا سیستم مستقیماً بر برنامهریزی ورزشی اثر میگذارد. گلابرت میگوید: «نظارت دائمی، جامع و مبتنی بر معیارهای عینی است و همین امر آن را به یکی از سختگیرانهترین سیستمها در اروپا تبدیل میکند.»
علاوه بر این، باشگاههایی که در رقابتهای قارهای شرکت میکنند باید مقررات مالی یوفا را نیز رعایت کنند که یک لایه نظارتی دیگر اضافه میکند.

تأثیر مستقیم بر بازار نقل و انتقالات
واضحترین پیامد سقف دستمزد هر تابستان و زمستان در بازار نقل و انتقالات دیده میشود. زمانی که یک باشگاه به سقفش نزدیک میشود، هر حرکت باید در محدودهای بسیار مشخص انجام شود. اورتادو توضیح میدهد: «این سقف مستقیماً بر ثبت بازیکنان تأثیر میگذارد و باشگاهها را مجبور میکند هر حرکت را از مدتها قبل برنامهریزی کنند. وقتی باشگاهی نزدیک به سقف قراردادش فعالیت میکند، هر خرید باید از قوانین مشخصی مانند محدودیت افزایش دستمزد یا ارزشگذاری عینی بازار پیروی کند.»
این موضوع باعث میشود دپارتمانهای ورزشی و مالی به صورت هماهنگ کار کنند. مدیریت مالی دیگر یک عنصر فرعی نیست، بلکه بخشی اساسی از استراتژی ورزشی است. اورتادو اضافه میکند: «نظارت در پایان هر دو پنجره نقل و انتقالات و در پایان فصل ادامه دارد. مدیریت ورزشی به یک تمرین دائمی برای تنظیم و حفظ ثبات مالی تبدیل میشود.»
سیستمی سختگیرانه، اما با مقداری انعطاف
با وجود سختگیرانه بودن طراحی سیستم، مکانیزمهایی وجود دارد که در شرایط خاص انعطافپذیری ایجاد میکند. اورتادو توضیح میدهد: «بازیکنان حتی زمانی که باشگاه از سقفش عبور کرده باشد نیز میتوانند ثبت شوند، اگر صرفهجویی کافی ایجاد شود یا درآمدهای فوقالعاده تأیید شود.»
همچنین افزایش حاشیه از طریق تزریق سرمایه امکانپذیر است، هرچند تأثیر آن به جایگاه باشگاه در طبقهبندی مالی لالیگا بستگی دارد. علاوه بر این، سیستم در طول فصل نیز تعدیلاتی در نظر میگیرد، مانند موارد مصدومیتهای طولانی مدت یا تغییرات قابل توجه در درآمدها. این اقدامات اجازه میدهد بدون به خطر انداختن منطق کلی کنترل مالی، با شرایط پیشبینینشده سازگار شد.

تفاوت بزرگ با لیگ برتر انگلیس
تفاوت با دیگر لیگهای اروپایی، به خصوص لیگ برتر انگلیس، کاملاً آشکار است که مدل کنترل هم از نظر فلسفه و هم اجرا متفاوت است. پالوما مارتینس لاگه، شریک در حوزه حقوق رقابت، به مارکا توضیح میدهد: «تفاوت هم فلسفی است و هم ساختاری. لالیگا یک مدل پیشگیرانه و مداخلهگرانه مبتنی بر سقف هزینه و کنترل پیشینی اعمال میکند، در حالی که لیگ برتر از سیستمی انعطافپذیرتر استفاده میکند که بر محدودیت زیان و نسبتهای مالی تمرکز دارد.»
این رویکرد بریتانیایی آزادی اولیه بیشتری به باشگاهها میدهد اما خطراتی نیز ایجاد میکند، وقتی مجازاتها بعداً اعمال میشوند. مارتینس لاگه هشدار میدهد: «این میتواند باعث اختلالات رقابتی در میانه فصل شود»، اشارهای به موارد اخیر کسر امتیاز در انگلیس.
مزایا و معایب برای فوتبال اسپانیا
سیستم اسپانیا به بهبود سلامت مالی فوتبال حرفهای کمک کرده است، اما پیامدهای رقابتی نیز دارد. گلابرت میگوید: «به طور کلی، فوتبال اسپانیا تحت قوانین مالی سختگیرانهتری نسبت به سایر لیگهای بزرگ رقابت میکند.»
این موضوع خطر بدهی را کاهش میدهد، اما در عین حال قدرت خرج کردن را در مقایسه با باشگاههایی که سرمایهگذاران بزرگ دارند یا ساختار مالکیتی متفاوتی دارند، محدود میکند. با این حال، این مدل مزایایی هم دارد. این کارشناس توضیح میدهد: «کنترلهای مالی سختگیرانه برای سرمایهگذاران بینالمللی بسیار ارزشمند است. آنها دسترسی به تأمین مالی را تسهیل میکنند و به ثبات سیستم اعتماد میبخشند.»

نمونه باشگاه بارسلونا
مشکلات اخیر بارسلونا در ثبت بازیکنان به یکی از واضحترین نمونهها از نحوه عملکرد این سیستم تبدیل شده است. مارتینس لاگه توضیح میدهد: «این موارد نشان میدهد سیستم دقیقاً همانطور که طراحی شده است عمل میکند.»
وقتی ساختار هزینهها از ظرفیت واقعی باشگاه فراتر میرود، لالیگا ثبت بازیکنان را مسدود میکند و اجرای اقدامات کاهش هزینه را تحمیل میکند. این موارد همچنین تأثیر تصمیمات اقتصادی گذشته را نشان میدهند. قراردادهای بزرگ، بدهیهای معوق یا ساختارهای دستمزد به ارث رسیده میتوانند سالها فضای مانور یک باشگاه را محدود کنند، حتی اگر درآمدهای آن همچنان بسیار بالا باشد.
آینده کنترل مالی در اروپا
بحث درباره مدلهای تنظیم اقتصادی فوتبال هنوز به پایان نرسیده است. تصمیمات اخیر دادگاه دادگستری اتحادیه اروپا و تحول بازار جهانی ورزش به سناریویی پیچیدهتر اشاره دارند. مارتینس لاگه میگوید: «احتمالاً اروپا به سمت مدلهای ترکیبی حرکت خواهد کرد که اقدامات پیشگیرانه را با انعطافپذیری بیشتر ترکیب میکنند.»
ورود سرمایهگذاران جدید، جهانی شدن بازار و پیچیدگی مالی روزافزون فوتبال، نیاز به تطبیق سیستمهای کنترلی را افزایش میدهد. در همین حال، لالیگا همچنان یکی از مداخلهگرترین نمونهها در قاره اروپا باقی مانده است. برخی آن را مانعی برای رقابت میدانند، در حالی که دیگران آن را تضمینی برای ثبات میبینند. در هر صورت، سقف دستمزد همچنان یکی از عواملی خواهد بود که بیشترین تأثیر را بر فوتبال اسپانیا میگذارد، حتی پیش از آغاز فصل.

خلاصه آخرین گزارش: بارسا در حال بازیابی است
لالیگا در ماه مارس، پس از پنجره نقل و انتقالات زمستانی، سقف هزینه تیمها را به روز رسانی کرد و توجه ویژهای به باشگاه بارسلونا داشت. این باشگاه بهبود قابل توجهی را تجربه کرده، سقف دستمزد آن از ۳۵۱ میلیون یورو به ۴۳۲ میلیون یورو افزایش یافته که تا حدی به دلیل بازگشت به نوکمپ و بازیابی درآمدهای ورزشگاه است. با این حال، بارسا هنوز از حد مجازش فراتر است و هنوز نمیتواند کاملاً تحت نسبت ۱:۱ فعالیت کند، هرچند باشگاه امیدوار است در ماههای آینده به این وضعیت برسد.
رئال مادرید همچنان با ۷۶۱ میلیون یورو به وضوح در صدر رتبهبندی سقف دستمزد قرار دارد و پس از آن اتلتیکو مادرید با ۳۳۶ میلیون یورو قرار گرفته است. ویارئال (۱۷۳ میلیون یورو)، اتلتیک بیلبائو (۱۳۲ میلیون یورو)، رئال سوسیداد (۱۲۸ میلیون یورو) و رئال بتیس (۱۲۲ میلیون یورو) گروه باشگاههایی را تکمیل میکنند که بیشترین ظرفیت هزینهکرد را دارند.
در سوی دیگر جدول، سویا با سقف بسیار پایین ۲۲ میلیون یورو قرار دارد، هرچند بسیار بالاتر از حداقل فصل گذشته است، در حالی که لوانته پس از کاهش از ۳۵ میلیون به ۱۷ میلیون یورو به دلیل زیانهای شناسایی شده در سالهای گذشته، به باشگاهی با کمترین حاشیه تبدیل شده است. در دسته دوم اسپانیا نیز لگانس با سقف دستمزد ۱۹ میلیون یورو در صدر قرار دارد.