
به گزارش ورزش سه، شنیدن این خبر برای هیچکس غافلگیرکننده نیست: سویا در جستوجوی پانزدهمین سرمربی خود در کمتر از ۱۰ سال اخیر است. رکورد فاجعهبار و تحقیرآمیزی برای باشگاهی که تا همین چند سال پیش، الگوی موفقیت و تحسین در لالیگا بود. وضعیت برای تیمی که در دو دهه اخیر هفت جام معتبر اروپایی را به ویترین افتخاراتش اضافه کرده، اکنون به معنای واقعی کلمه هولناک است؛ تهدید جدی سقوط، درگیریهای داخلی مدیران، بیکفایتی در بدنه باشگاه و خشم افسارگسیخته هواداران، سویا را به یک انبار باروت تبدیل کرده است.
چه لوئیس گارسیا پلازا طبق پیشبینی بنگاههای شرطبندی سکان هدایت تیم را به دست بگیرد و چه فرد دیگری، باید برای هر کسی که بخواهد در ۹ بازی باقیمانده، این کشتی شکسته را از غرق شدن نجات دهد، آرزوی موفقیت کرد. سویا تنها سه امتیاز با منطقه سقوط فاصله دارد و ممکن است برای اولین بار در یک ربع قرن اخیر، طعم تلخ سقوط را بچشد. در این میان، یک چیز روشن است؛ سرخیو راموس قرار نیست سرمربی شود، اما هواداران خشمگین، ناامید و عصبی سویا که از متعصبترین و سختگیرترین تماشاگران دنیا هستند، شاید این بار «پسر ناخلف» خود را ببخشند و دعا کنند که او هرچه زودتر از نظر تجاری، کنترل کامل باشگاه قدیمیاش را به دست بگیرد.
راموس در شهر سویل، در همان نزدیکیهای ورزشگاه خانگی سویا متولد شد و از لحظهای که مادر سرخیو او را از دنبال کردن آرزوی قلبیاش یعنی گاوباز شدن منع کرد، تقدیر او به عنوان رهبر نوظهور سویا رقم خورد. البته اینکه راموس فقط یک فصل و نیم در تیم دوام آورد و به اولین خرید اسپانیایی پروژه «کهکشانی» فلورنتینو پرز تبدیل شد، رابطه او با هواداران را کمی تیره کرد. بازگشتهای مداوم سرخیو به ورزشگاه رامون سانچز پیسخوان با پیراهن رئال مادرید و ایستادگی در برابر سیل توهینها برای پیروزی مادریدیها، اصلا به مذاق هواداران خوش نیامد؛ به خصوص اولتراهای متعصب «بیری بیری». حتی وقتی سرخیو فصل ۲۰۲۳-۲۴ را با پیراهن سفید و قرمز سویا سپری کرد، بسیاری از هواداران در استقبال از او تردید داشتند و برخی حتی او را در ۳۸ سالگی تمام شده میدانستند، اما حالا زمانه به شکل رادیکالی تغییر کرده است.

امروز طرفداران سویا از نحوه اداره باشگاه در داخل و خارج از زمین به ستوه آمدهاند. در حالی که رقیب همشهری و سبزپوش آنها، یعنی رئال بتیس، جام حذفی را برده، به اولین فینال اروپاییاش رسیده و مدعی جدی سهمیه لیگ قهرمانان است، سویا در حال غرق شدن است و این مثل نمک روی زخم هواداران است. در حالی که تیم بدون کیفیت، غیرت و تعصب بازی میکند، ایده مالکیت سرخیو راموسِ جنگنده، گرسنه و بومی، برای اکثر هواداران مثل یک داروی شفابخش و مستکننده است؛ فارغ از اینکه او واقعا توانایی مدیریتی دارد یا نه.
بیایید نگاهی به عمق فاجعهای بیندازیم که خریدار جدید باید آن را اصلاح کند؛ اول از همه، بیکفایتی مطلق در بازار نقل و انتقالات. کیفیت فنی اسکواد تیم نسبت به تیمی که در سال ۲۰۲۳ با خوزه لوئیس مندیلیبار قهرمان لیگ اروپا شد، سقوط آزاد داشته است. کمتر از سه سال پیش، لیست سویا پر بود از قهرمانان جهان و ستارههای بزرگی مثل پاپو گومز، ایوان راکیتیچ، یاسین بونو و یوسف النصیری. اما مربی بعدی تیمی را تحویل میگیرد که بازیکنانش بیشتر شبیه ورزشکارانی بیانگیزه هستند که تنها ویژگی مثبتشان قد بلند یا توانایی در نبردهای فیزیکی است. آن هنر، خلاقیت و جسارتی که میراث سویا بود، تقریبا به طور کامل محو شده است.
اگرچه ویکتور اورتا، مسبب اصلی این خریدهای بنجل، اخراج شده و بخش فنی به دنبال استفاده از استعدادهای آکادمی است، اما کمبود مهرههایی که بتوانند در شرایط استرسزا پیروز از زمین خارج شوند، به شدت حس میشود. از سوی دیگر، بودجه دستمزدهای سویا در صورت بقا، دومین بودجه پایین لالیگا خواهد بود که جذب ستارهها را به یک ماموریت غیرممکن تبدیل میکند. در حالی که این تحقیر فوتبالی در جریان است، گزارش شده که راموس و گروه سرمایهگذاریاش پیشنهادی ۴۵۰ میلیون یورویی برای خرید سهام مدیریتی ارائه دادهاند. آنها در حال بررسی دقیق ترازنامههای مالی باشگاه هستند و سقوط به دسته پایینتر میتواند قیمت سهام را به شدت کاهش دهد؛ موضوعی که قطعا به نفع خریداران خواهد بود.

برای هر کسی که هدایت فنی تیم را بر عهده بگیرد، مسیر پیش رو کابوسوار است. سویا باید در بازیهای خارج از خانه مقابل رئال اوویدو و لوانته که رقبای مستقیمش در پایین جدول هستند، پیروز شود. آنها هنوز باید با اتلتیکو مادرید، رئال سوسیدادِ آماده و اوساسونا بازی کنند. سه بازی آخر آنها هم مقابل رئال مادرید، ویارئال و سلتاویگو است؛ بازیهایی که با شرایط فعلی، حتی گرفتن یک امتیاز از آنها هم خوشبینانه به نظر میرسد. سویا از دسامبر تاکنون فقط ۶ امتیاز از ۳۹ امتیاز ممکن را گرفته و بدترین خط دفاعی لالیگا را در اختیار دارد.
خوزه ماریا دلنیدو کاراسکو، رئیس فعلی باشگاه و پسر موفقترین رئیس تاریخ سویا (که حالا با پدرش درگیری علنی دارد)، اخیراً اعلام کرده که وجدانش راحت است و نقشه راه درستی را دنبال کرده، اما اعتراف کرده که شنیدن «شعارهای مرگ بر» از سوی هواداران اصلا خوشایند نیست. او همان کسی است که شخصا جلوی آرزوی راموس برای بازگشت به تیم بدون دریافت حقوق را گرفت. با این حال، او میگوید اگر سهامداران بخواهند، از سمتش کنارهگیری میکند.
راموس در آغاز سال ۲۰۲۶ آرزو کرده بود که سال جدید برایش «فرصتهای غیرمنتظره و شادیِ تحقق رویاها» را به همراه داشته باشد. اگر سویا سقوط کند، فرصت خرید ارزان باشگاه فراهم میشود، اما این قطعا آن رویای شادمانهای نخواهد بود که راموس در سر داشت. هفتههای جهنمی در انتظار سویا است؛ آیا رستگاری نهایی در دستان پسر ناخلف و همیشه جنجالی آنها، سرخیو راموس، خواهد بود؟