
به گزارش "ورزش سه"، در میان فشارهای پلیسی-قضایی و بازگشت دوبارهاش به اعتیاد، این دوپینگ برای نزدیکانش غافلگیرکننده نبود. او ۳۰ سال داشت، دقیقاً نیمی از عمری که بعداً زندگی کرد.
در ۱۷ مارس ۱۹۹۱، دیهگو آرماندو مارادونا که از نظر ورزشی وارد دوران افول شده بود، با اینکه فقط ۳۰ سال داشت، یک ارسال انجام داد که به گل جانفرانکو زولا منجر شد و پیروزی ۱-۰ ناپولی مقابل باری در هفته بیستوپنجم سری A فصل ۹۱-۱۹۹۰ را رقم زد. پس از هفت سال حضور در یک باشگاه، بیشترین مدت حضورش در یک تیم، شماره ۱۰ آرژانتینی در فوتبال ایتالیا بیمیل شده بود. پیامدهای جام جهانی ایتالیا ۹۰ رابطهها را از هم پاشیده بود و نقش او در آن فصل برای ناپولی بسیار محدود شده بود؛ تنها شش گل زد که همه آنها از روی نقطه پنالتی بودند.
مارادونا که چند هفته قبل، در فوریه ۱۹۹۱، توسط دادگاه ایتالیا بهدلیل نگهداری مواد مخدر محکوم شده بود، آنهم پس از شنودهایی که نشان میداد با کامورا (مافیای ناپل) رابطه دارد، به اطرافیانش گفته بود که در بازی مقابل باری شرکت نخواهد کرد. او در آن زمان درگیر بازگشت شدید به اعتیادش بود و اطرافیانش از این موضوع خبر داشتند. با این حال، همان روز تصمیم گرفت در ترکیب اصلی باشد و ۹۰ دقیقه کامل بازی کرد؛ دیداری که آخرین حضورش در ورزشگاه سن پائولو (که اکنون به نام دیهگو مارادونا شناخته میشود) بود.
مارادونا که با ناپولی پنج عنوان قهرمانی از جمله اسکودتوهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۰ و جام یوفای ۱۹۸۹ را کسب کرده بود، دو بار فرصت ترک این باشگاه را داشت. نخست در سال ۱۹۸۷، زمانی که میلانِ سیلویو برلوسکنی خواهانش بود، و بار دوم در سال ۱۹۸۹، وقتی المپیک مارسی به دنبال جذب او بود. در مورد دوم، دیهگو با اصرار خواستار انتقال به فرانسه بود، اما رئیس باشگاه ناپولی، کورادو فرلاینو، مخالفت کرد و ایتالیا برای او به قفس طلایی تبدیل شد. در این میان، کوکائین به پناهگاه او بدل شد. در مستند دیهگو مارادونا ساخته آصف کاپادیا، این اسطوره آرژانتینی توضیح میدهد که چگونه از کنترلهای ضد دوپینگ فرار میکرد.
او میگوید:«یکشنبهها، بعد از بازیها، کلودیا با دخترها میماند و من با دوستانم بیرون میرفتم تا چیزی بخوریم یا بنوشیم. آنجا کوکائین مصرف میکردیم. این روند تا چهارشنبه ادامه داشت و بعد از آن شروع میکردم به پاکسازی، پاکسازی و پاکسازی، تا بتوانم یکشنبه بازی کنم. وقتی وارد خانه میشدم و دخترهایم را میدیدم، میترسیدم. بنابراین خودم را در حمام حبس میکردم»، اینها را دیهگو گفت؛ کسی که ارتباط مستقیمی با کارمینه جولیانو، رهبر یکی از شاخههای کامورا، مافیای ناپل که کنترل مواد مخدر را در دست داشت، داشت.
نمایش درخشان مارادونا در جام جهانی ایتالیا ۹۰، بهویژه حذف تیم ملی ایتالیا توسط آرژانتین در نیمهنهایی، همچنین توهین «حرامزادهها» به تماشاگران ایتالیایی پیش از فینال و جمله معروفش «به لطف من، ایتالیاییها دیگر نژادپرست نیستند» پس از بازی با کامرون، بیهزینه نبود: رابطه شماره ۱۰ با بخش بزرگی از کشوری که هر هفته در آن بازی میکرد، از هم پاشیده بود. مدتی بعد، مارادونا در زندگینامهاش نوشت که باید پس از آن جام جهانی ناپل را ترک میکرد:«همهچیز تمام شده بود. آن بازی مقابل ایتالیا، آن هم در ناپل، حکم من را صادر کرد.» در دسامبر ۱۹۹۰، روزنامه ایتالیایی لارپوبلیکا از خوانندگانش پرسید «پادشاه جهنمها» کیست. مارادونا برنده شد و حتی صدام حسین، دیکتاتور عراق، را پشت سر گذاشت.
در چنین فضایی که دورهاش عملاً به پایان رسیده بود، ناپولی فصل ۹۱-۱۹۹۰ سری A را خوب شروع نکرد، در ماه نوامبر از لیگ قهرمانان حذف شد و دیهگو هم شروع به غیبت در تمرینات کرد؛ آن هم در تیمی که پس از سالها درخشش، اینبار افت کرده بود. در ابتدای سال ۱۹۹۱، تیم فقط دو امتیاز با منطقه سقوط فاصله داشت و در ۱۵ هفته تنها چهار برد کسب کرده بود، در نهایت هم فصل را در رده هشتم به پایان رساند؛ نخستین نشانه از سقوطی که بعدها به سری بی در سال ۱۹۹۸ و سپس سری سی در سال ۲۰۰۴ انجامید.

دیهگو دیگر به درد هیچکس نمیخورد. روز دوشنبه ۷ ژانویه ۱۹۹۱، دستگاه قضایی ایتالیا با همکاری سرویسهای اطلاعاتی و پلیس «عملیات چین» را آغاز کرد: مارادونا در شنودهای تلفنی، ساعت ۳:۳۰ بامداد، در حالی که با کارملا، عضو خاندان جولیانو، تماس گرفته بود، درخواست کوکائین را به آدرسی که در آن حضور داشت (همراه یک دوست) مطرح کرد.
نکته جالب این بود که پس از آن، پسر کارملا وارد مکالمه شد و دو سؤال فوتبالی پرسید:
-«دیهگو، در تورین چه شد؟» (اشاره به شکست ۱-۰ ناپولی مقابل یوونتوس در عصر یکشنبه ۶ ژانویه)
مارادونا پاسخ داد:«بدشانسی بود، لعنتیها.»
«دیِگو، میروی یا در ناپولی میمانی؟»
«نمیدانم.»
شنودهای تلفنی چند هفته بعد، در روز پنجشنبه ۱۴ فوریه، به رسانهها درز کرد و شوک بزرگی بهوجود آورد: اسطوره فوتبال درخواست مواد مخدر کرده بود. همزمان، دستگاه قضایی اعلام کرد که مارادونا بهدلیل نگهداری کوکائین با هدف قاچاق مواد مخدر تحت تحقیق قرار گرفته است؛ اتهامی که میتوانست تا ۲۰ سال زندان برایش بهدنبال داشته باشد. دیهگو به دادگاههای ناپل احضار شد و مجبور شد وثیقه بپردازد، در حالی که پرونده همچنان در جریان بود و در نهایت به ۱۴ ماه زندان محکوم شد، اما آن زمان دیگر در ایتالیا حضور نداشت.
در چنین شرایطی، مارادونا به بازی برای ناپولی ادامه داد، اما فقط در تعداد محدودی از مسابقات. حتی کامورا، که خود نیز درگیر این رسوایی شده بود، دیگر نمیتوانست از او دفاع کند. یک خبرنگار پیش از یکی از تمرینات از دیهگو پرسید آیا تا پایان فصل در باشگاه خواهد ماند یا نه، و او پاسخ داد:«بله»؛ هرچند شمارش معکوس برای جداییاش آغاز شده بود.
در کتاب «دیهگو از درون»، فرناندو سیگنورینی، بدنساز وقت مارادونا، از جزئیات ساعات دراماتیک پیش از بازی ۱۷ مارس روایت میکند:«دیهگو قرار نبود مقابل باری بازی کند. دو یا سه روز بسیار بد را پشت سر گذاشته بود؛ بیشتر وقتش را در اتاقش، در حالت افسردگی و مصرف مواد، گذرانده بود. تقریباً نمیخوابید. عصر شنبه به خانهاش رفتم و شروع به صحبت کردیم. از او پرسیدم «فردا قرار است چکار کنی؟» گفت «هیچ، من بازی نمیکنم.» خداحافظی کردیم و من به خانه رفتم. ساعت هشت صبح روز بعد، یکشنبه، تلفن زنگ خورد. کلودیا بود، با صدای پر از شادی گفت مربی، کفشهای دیهگو را به کمپ تمرین ببر. امروز ساعت ۶:۳۰ با حال خوب از خواب بیدار شد، دوش گرفت و رفت.
صبحانه خوردم، کفشها را برداشتم و آنها را پیش دیهگو بردم. وقتی به مجموعه تمرینی رسیدم، تمام تیم مشغول گپ زدن و خندیدن بودند. بعد از ظهر، به زمین رفتم. مثل همیشه، قبل از شروع مسابقه، در رختکن به دیهگو برخوردیم. او با رقصیدن، به روشی که دوست داشت، همانطور که سالها انجام داده بود، خودش را گرم کرد.»
با وجود اینکه درخشان نبود و فاصله زیادی با اوج آمادگی بدنیاش داشت، همان مارادونای تقریباً بیخواب عملکرد قابل قبولی از خود نشان داد و پاس گل تنها گل بازی را برای زولا فراهم کرد. روزنامههای ایتالیایی، طبق آنچه در کتاب «دیهگو در آمار» نوشته دیهگو دل سانتو آمده، به او میانگین نمره ۶ دادند. پس از بازی، هنوز در زمین، بازیکن آرژانتینی با شماره ۱۰ باری، پیترو مایلارو، همدیگر را در آغوش گرفتند و سپس به سمت رختکن رفت؛ جایی که به او اطلاع دادند باید در تست دوپینگ شرکت کند. سیگنورینی در «دیهگو از درون» ادامه میدهد:«به رختکن پایین رفتم و دیدم دیهگو با زولا، فلورین رادوجویو (بازیکن رومانیایی باری) و یک بازیکن دیگر از باری در حال صحبت است و هر چهار نفر منتظر بودند تا از اتاقی که قرار بود نمونه ادرار بگیرند، صدایشان کنند. او گفت «پروفسور، صبر کن تا تست دوپینگ را بدهم و بعد با هم برویم.»
قبل از اینکه وارد اتاق کوچک شود، دیهگو که در یک حوله سفید پیچیده شده بود، به سمت در رختکن رفت و با صدای بلند لوچانو موجی، مدیرکل ناپولی را صدا زد:«لوچانو، بیا اینجا. من را تنها نگذار.»
مدیر آمد و آن دو چند دقیقه با هم صحبت کردند. چند لحظه بعد، موجی به رختکن برگشت و دیهگو هم مراحل آزمایش ادرار را انجام داد. یکشنبه بعد، ۲۴ مارس، شماره ۱۰ از روی نقطه پنالتی در شکست ۴-۱ ناپولی مقابل سمپدوریا (قهرمان آینده آن فصل) در جنوا گل زد. دو یا سه روز بعد، حدود جمعه ۲۹ مارس، یک فکس از فدراسیون فوتبال ایتالیا به خانه دیهگو رسید که اعلام میکرد آزمایش بازی با باری مثبت شده و او بلافاصله از بازی محروم میشود.»
مارادونا بارها از آن تست مثبت بهعنوان نوعی انتقام ایتالیاییها یاد کرده است. او در زندگینامهاش «من دیهگوی مردم هستم» گفت:«نوبت تست دوپینگ من شد و انتقام عملی شد. این انتقام از قبل نوشته شده بود و بالاخره رسید. من به آن میگویم دوپینگِ آنتونیو ماتارزه (رئیس وقت فدراسیون فوتبال ایتالیا). آزمایشگاهی که تستها در آن انجام شد بعداً زیر سؤال رفت. این دوپینگ، انتقام از من بود، چون آرژانتین ایتالیا را حذف کرده بود.»

با این حال، او در سال ۱۹۹۶ روایت دیگری، تا حدی متناقض، ارائه داد و گفت خودش عمداً باعث مثبت شدن تست شده بود تا بتواند از ناپولی جدا شود:«در سال ۹۱ عمداً مواد مصرف کردم تا از ناپولی بروم.»
در واقع، در سالهای بعد، همه طرفها روایتهای متناقضی ارائه دادند. فرلاینو چندین بار موضع خود را تغییر داد؛ از این جمله که «همه میدانستیم مارادونا مشکل دوپینگ دارد، اما کنترلها خیلی سختگیرانه نبود»، تا اینکه «من ده بار او را نجات دادم». حتی سیگنورینی در کتابش به شایعهای اشاره کرد که پای موجی را وسط میکشید؛ اینکه او ظاهراً به مارادونا «یک محفظه لاستیکی میداد که با ادرار پاک از مواد، توسط شخص دیگری، پر شده بود تا بتواند از آزمایشهای فدراسیون عبور کند». او افزود:«نمیدانم این موضوع واقعیت داشت یا نه، اما میدانم که قدرت فوتبال دیگر او را کنار گذاشته بود.»
در مستند کاپادیا، دیهگو و همسر وقتش، کلودیا ویافانیه، به آن ساعات پایانی در ناپل اشاره کردند. کلودیا گفت:«وقتی از مثبت شدن تست باخبر شد، (دیهگو) به ما گفت:«دیگر میرویم.» هرچه توانستم جمع کردم و رفتیم.» خود مارادونا هم افزود:«سخت بود. وقتی به ناپل رسیدم، ۸۵ هزار نفر برای استقبال آمدند. وقتی رفتم، تنها ماندم. اما با آرامش رفتم، هیچ جنجالی بهپا نکردم.»
تقریباً بلافاصله، دوشنبه ۱ آوریل، کلودیا و دو دخترشان به بوئنوس آیرس رسیدند. همان شب که گفته میشد مارادونا عمداً پرواز شبانه را انتخاب کرده، اما در واقع تنها پرواز موجود به آرژانتین بود، او نیز ایتالیا را ترک کرد و به بوئنوس آیرس رفت و سهشنبه ۲ آوریل به آنجا رسید.
چند روز بعد، در حالی که دیهگو در آرژانتین بود، در تاریخ ۶ آوریل ۱۹۹۱، کمیته انضباطی لیگ ایتالیا او را به مدت ۱۵ ماه، تا ۳۰ ژوئن ۱۹۹۲، محروم کرد. فیفا نیز این محرومیت را به سایر رقابتها تعمیم داد. مارادونا وارد دورهای بسیار سخت شد؛ در حالی که با مشکلات شخصیاش دستوپنجه نرم میکرد و امکان بازی هم نداشت، با ضربات جدیدی روبهرو شد. ساختار فوتبال دیگر حمایتش نمیکرد، جمعه ۲۶ آوریل ضربه دیگری از سوی سیاست در آرژانتین به او وارد شد: در اوج ضعف، ماجرای خیابان فرانکلین ۸۹۸ رخ داد، اما آن داستان دیگری است.