
به گزارش "ورزش سه"، چطور ممکن است در مسابقهای که بایرن مونیخ در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو پیروز شد، بهترین بازیکن زمین مانوئل نویر باشد؟ و مهمتر از آن، اگر آلمانیها بیش از یک ساعت بر بازی مسلط بودند، چگونه ممکن است دروازهبان خودشان بهترین بازیکن باشد؟ پاسخ ساده است: ناتوانی رئال مادرید همه چیز را توضیح میدهد و شکست آنها در دیدار رفت مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا را توجیه میکند. ضربهای دردناک اما نتیجهای که تیم آلوارو آربلوا را برای بازی برگشت زنده نگه میدارد.
هر کسی که تصمیم گرفت تماشای بازی را زمانی که هری کین بلافاصله ۲۰ ثانیه پس از بازگشت از رختکن گل دوم را زد متوقف کند، هرگز نخواهد فهمید بعد از آن چه اتفاقی افتاد. قبل از آن لحظه، سلطه بایرن مطلق بود. آنها بازی را کنترل میکردند، رئال مادرید برای مهار فشار تقلا میکرد و تیم ونسان کمپانی در تمام جنبههای بازی کاملاً مسلط بود. فوتبال کمی در زمین دیده میشد و ایدههای اندکی برای حل مشکلات وجود داشت.
بایرن در زمین پرس از بالا انجام میداد و همین برای خفه کردن رئال مادرید کافی بود. نه دین هویسن و نه آنتونیو رودیگر دید لازم برای ایجاد موقعیت برای همتیمیها را نداشتند، خط میانی نمیتوانست سه پاس متوالی رد و بدل کند و مهاجمان صرفاً منتظر توپهای بلند بودند تا شاید خط دفاع آلمانی را بشکنند. آلمانیها در زمین کاملاً راحت بودند و دقیقاً مطابق خواست مایکل اولیسه بازی میکردند.

رئال مادرید در بازیسازی موقعیتی دچار مشکل بود. تراژدی واقعی این تیم رئال مادرید این است: آنها نمیدانند چگونه با توپ بازی کنند. خلاصه بسیار ساده است: این رئال مادرید توانایی فوتبالی کافی برای شکست دادن تیمهای منظم، مستحکم و دارای سبک مشخص را ندارد. پس چگونه تیمهای بهتر را شکست دادهاند؟ با بیپروایی. واقعیت این است که خط میانی، با وجود توانایی بازیکنان، کیفیت فوتبالی کافی ندارد و بنابراین بازیهای رفت و برگشتی بهترین راه پیروزی است.
هیچ بازیساز، هیچ مترونوم، هیچ بازیکنی که جریان بازی را کنترل کند وجود ندارد. فقط بازیکنانی هستند که تشنه توپ هستند و سعی میکنند آن را هرچه سریعتر به جلو بفرستند. سپس وینیسیوس جونیور یا کیلیان امباپه نتیجه را تعیین خواهند کرد. یا هم نه. چون وقتی اوضاع خراب میشود و رئال مادرید پیش نمیافتد، آنها رنج میکشند و تا حدی غیرقابل تصور رنج میکشند چون تنها کاری که میتوانند انجام دهند تحمل طوفان است.
دو اشتباه جدی در پاسهای وینیسیوس (دومی با کمک ارزشمند کارراس) به دو حمله بایرن منجر شد که رئال مادرید در آنها از نظر دفاعی در شرایطی بد قرار گرفته بود و لوییس دیاز و سپس هری کین آنها را با گل مجازات کردند. این ضربه سنگینی بود، هرچند با توجه به سبک بازی این تیم تعجبآور نبود: آلمانیها مسلط بودند. حتی کمپانی هم آنقدر واضح این موضوع را دید که تصمیم گرفت بازیکنان در معرض کارت را محافظت کند و سپس طوفان شروع شد.
جنون، دلیل باور
پس رئال مادرید چگونه در نیمساعت پایانی بازی را کاملاً برگرداند؟ چون آنها بهترین تیم جهان هستند، وقتی تمام ظرفیتشان را آزاد میکنند. وقتی لوس بلانکوس آزاد میشود، بازی موقعیتی را فراموش میکند، خطوط را سی متر جلو میکشد و حملات ناامیدانهای را آغاز میکند. آنها طوفانی هستند که متوقف کردنش دشوار است. چرا؟ چون هوش تاکتیکی کاملاً کنار گذاشته میشود و فقط استعداد خالص وارد بازی میشود که در رئال مادرید سرریز میکند.

رئال مادرید زمانی در بهترین حالتش است که باید فکر کردن را متوقف کنند، فقط شجاع باشند و کاملاً بیمحابا حمله کنند. وقتی رئال احساس میکند همه چیز از دست رفته، خطرناکترین تیم زمین است. استعداد خام آنها غیرقابل انکار است و وقتی توپ به مناطق تهاجمی میرسد، مهار آنها بسیار دشوار میشود. گل امباپه مشکل را تا حدی کاهش داد اما برای جلوگیری از شکست در بازی رفت مرحله یک چهارم نهایی کافی نبود.
عملکرد عالی نویر که در لحظه نیاز تیمش ظاهر شد، باعث شد بایرن پیروزی را حفظ کند و مانع بازگشت رئال مادرید شود، چیزی که تقریباً به یک سنت در لیگ قهرمانان تبدیل شده است. این دروازهبان باتجربه آلمانی بایرن را زنده نگه داشت، با وجود فشار شدید پایانی رئال مادرید که امباپه خطرناکترین بازیکن این تیم آزاد شده بود. سؤال روشن است: اگر این سبک تهاجمی از همان دقیقه اول اجرا میشد چه اتفاقی میافتاد؟
عملکرد ضعیف وینیسیوس که موقعیتهای بیشماری را از دست داد مانع از کسب نتیجه بهتر برای بازی برگشت شد. اما بار دیگر ثابت شد که تنها طرحی که میتواند برای تیم آلوارو آربلوا جواب بدهد، پذیرش جنون است. نبود کیفیت فوتبالی آنها آشکار است، بنابراین تنها راه پوشاندن آن کنار گذاشتن ساختار خشک و شروع حملات تمامعیار است. این تنها راه زنده نگه داشتن امیدهاست و هشدار: هنوز نود دقیقه دیگر از این تقابل باقی مانده است.