
به گزارش "ورزش سه"، گاهی فوتبال درست در همان روزی که باید جشن باشد، تلخترین خبر را میآورد. برای مرتضی پورعلیگنجی، مدافعی که سالها یکی از چهرههای ثابت خط دفاع تیم ملی ایران بود، تولد ۳4 سالگیاش با چنین لحظهای گره خورد؛ روزی که لیست تیم ملی اعلام شد و نام او در میان مسافران تورنمنت دیده نمیشد.
مدافعی که بیش از یک دهه با پیراهن تیم ملی جنگید، این بار در سکوتی سنگین با واقعیتی روبهرو شد؛ اولین غیبت بزرگ و البته واقعی بینالمللی در دوران حرفهایاش."
(او در جام قبلی هم در لیست بازیکنان اصلی حاضر نبود اما به واسطه مصدومیتی که در جریان دیدار تیم ملی برایش شکل گرفته بود، به شکلی احترام آمیز در جمع ملیپوشان حاضر بود و آنها را همراهی میکرد)
از کانبرا تا امروز؛ مسیری که با یک گل جاودانه شد
نام پورعلیگنجی برای بسیاری از هواداران فوتبال ایران با یک تصویر خاص گره خورده است؛ گل او در جام ملتهای آسیا ۲۰۱۵ در ورزشگاه کانبرا مقابل عراق. ضربه سری که ایران را به بازی برگرداند و او را از یک مدافع جوان به نامی شناختهشده تبدیل کرد. هرچند آن گل نیز نتوانست سرنوشت بازی را رقم بزند و ایران در نهایت در ضربات پنالتی حذف شد اما یک امید و بازگشت بزرگ محسوب میشد. شاید بازگشتی به همان اندازه شیرین که پایانی به تلخی امروز مرتضی پورعلی گنجی دارد.
او که در نفت تهران در دو پست مدافع میانی و هافبک دفاعی درخشید، خیلی زود به تیم ملی رسید؛ مسیری که با دعوت کارلوس کیروش آغاز شد. سرمربی پرتغالی و پرماجرای وقت تیم ملی درباره انتخاب او در آن زمان گفته بود: «وقتی پورعلیگنجی را به تیم ملی دعوت کردم، انتقادهای زیادی مطرح شد، اما ما به کیفیت او ایمان داشتیم.» همین اعتماد، آغاز مسیری شد که او را به یکی از چهرههای ثابت تیم ملی در تورنمنتهای بزرگ تبدیل کرد.

جنگیدن با مصدومیت؛ بازگشت از «قعر جهنم»
داستان پورعلیگنجی فقط درباره فوتبال نیست؛ درباره "بازگشت و مقاومت و تسلیم نشدن" است.
او در سالهای گذشته دو بار با پارگی رباط صلیبی روبهرو شد؛ مصدومیتی که برای بسیاری از بازیکنان در همان بار اول میتواند به معنای پایان مسیر حرفهای باشد. اما هر بار برگشت.
از لیگ چین تا قطر و بلژیک، از السد و العربی تا شنزن، و در نهایت بازگشت به ایران با پیراهن "پرسپولیس" و البته شماره پیراهن موردعلاقهاش. برای مرتضی عبور از هر مصدومیت انگار نوشتن داستان تازهای از تسلیم نشدن بود.
پورعلیگنجی در طول یک دهه از زمان دعوت اولیه به تیم ملی ۵۴ بازی با این پیراهن پشت سر گذاشت و در تورنمنتهایی بزرگی از جام ملتها تا جام جهانی تجربه حضوری فیکس را پشت سر گذاشت و سه گل ملی نیز به نام خود کرد.

شاید بتوان به صحنه ماندگار دیگری که از دوران ملیاش به جز گل در جام ملتهای استرالیا 2015 اشاره کرد، مربوط به جام جهانی روسیه باشد. جایی که در یکی از صحنههای جنجالی بازی ایران و پرتغال، برخورد آرنج کریستیانو رونالدو با صورت او بحثهای زیادی ایجاد کرد؛ صحنهای که کارلوس کیروش بعدها درباره آن گفت: "در فوتبال قانون فرق نمیکند که بازیکن مسی باشد یا رونالدو… باید عدالت اجرا شود.» و اعتقاد داشت این حرکت فوق ستاره پرتغالی میتوانست با تصمیم داور برای اخراج همراه شده و مرتضی پورعلی گنجی سهم بزرگی در صعود تاریخی و احتمالی تیمش به نام خود کند.
تولدی با طعم پایان یک رویا
اما حالا، درست در روز تولدش، خبر اعلام لیست تیم ملی برای اردوی آماده سازی پیش از تورنمنت بزرگ پیشرو، شاید که نه، قطعا "تلخترین هدیهای بود که میتوانست دریافت کند". مدافعی که سالها در اردوهای تیم ملی حضور داشت، این بار باید از بیرون به رقابتها نگاه کند.
این پایان یک مسیر طولانی است؛ مسیری که از نفت تهران به پایان رسیده و منحل شدهی این روزها شروع شد، از لیگهای مختلف جهان گذشت و در نهایت با پیراهن تیم ملی ایران به اوج رسید. پایانی که شاید یک شروع باشد
در فوتبال، بعضی داستانها با یک خداحافظی تمام نمیشوند.
پورعلیگنجی هنوز همان بازیکنی است که بارها نشان داده میتواند از سختترین لحظهها عبور کند. و شاید همین جمله درباره او صادق باشد: "مدافعی که بارها از سقوط برگشت، ممکن است هنوز هم داستانهای نانوشتهای در فوتبال داشته باشد."
تولدت مبارک مرتضی؛
و شاید هنوز پایان این داستان، نوشته نشده باشد.
گزارش: حمید ابراهیمی