
به گزارش ورزش سه، فوتبال حرفهای یک قاعده کلیدی دارد: نتایج و جایگاهها باید محصول رقابت کامل در زمین باشند. این اصل که در ادبیات بینالمللی با عنوان Sporting Merit شناخته میشود، سنگ بنای مقررات فیفا و AFC و معیار اصلی تعیین نمایندگان در رقابتهای قارهای است. هر تصمیمی که این اصل را دور بزند، مشروعیت ورزشی و حقوقی خود را از دست میدهد.
اکنون و در شرایطی که هشت هفته از رقابتهای لیگ برتر ایران باقی مانده، اتکا به جدول فعلی برای تعیین سهمیههای آسیایی عملا جایگزین کردن یک تصمیم اداری به جای رقابت ورزشی است؛ تصمیمی که نه تنها با اصل شایستگی ورزشی ناسازگار است، بلکه از نظر حقوقی و نهادی نیز پرریسک است.
جدول فعلی نه سند نهایی است و نه مبنای قابل دفاع. با هشت هفته باقیمانده، هر تیم ۲۴ امتیاز بالقوه در اختیار دارد؛ یعنی صدها امتیاز هنوز در جدول توزیع نشده است. فاصله تیم اول تا ششم تنها هفت امتیاز است؛ فاصلهای که با یک باخت و یک برد میتواند به سرعت جا به جا شود. در نیمه پایین جدول نیز فاصله تیم دوازدهم تا پانزدهم پنج امتیاز است.
این اعداد نشان میدهد جدول امروز یک تصویر موقت است، نه یک نتیجه. استفاده از چنین تصویری برای تعیین سهمیه آسیایی یا سقوط، در عمل یعنی محدود کردن سرنوشت یک فصل به یک عکس لحظهای از رقابتی که هنوز جریان دارد.
در مقررات بینالمللی نیز تاکید شده معرفی نمایندگان باید بر اساس نتایج به دست آمده در مسابقات رسمی انجام شود. در شرایط اضطراری ممکن است فدراسیونهای عضو ناچار به اتخاذ تصمیمهای جایگزین شوند اما چنین تصمیمهایی تنها زمانی از نظر حقوقی قابل دفاع هستند که شفاف باشند، تبعیضآمیز نباشند و مورد پذیرش ذینفعان اصلی رقابت قرار گرفته باشند. در غیر این صورت، احتمال اعتراض در مراجع حل اختلاف یا حتی در دادگاه حکمیت ورزش وجود دارد.

تجربه فوتبال جهان نیز همین واقعیت را نشان میدهد. در دوران همهگیری کرونا، بیشتر لیگهای معتبر اروپا تلاش کردند فصل را در زمین مسابقه به پایان برسانند. در موارد معدودی که فصل ناتمام ماند، تصمیمها با اعتراضهای حقوقی و رسانهای گسترده همراه شد. این تجربه نشان داد که تکیه بر جدول نیمهتمام، حتی در شرایط اضطراری، گزینهای پرهزینه و محل مناقشه است.
از منظر حقوقی هم چنین تصمیمی بدون ریسک نیست. در پروندههای مشابه در CAS معمولا سه پرسش مطرح میشود:
- آیا رقابت به طور کامل برگزار شده است؟
- آیا تصمیم جایگزین اصل عدالت رقابتی را رعایت کرده است؟
- آیا سازوکار تصمیمگیری شفاف و غیرتبعیضآمیز بوده است؟
هرچه پاسخ به این پرسشها مبهمتر باشد، احتمال چالش حقوقی بیشتر خواهد شد.
در این میان، پیشنهادهایی مثل میانگینگیری امتیازات یا رأیگیری میان باشگاهها هم الزاما مسئله را حل نمیکند. باشگاهها ذینفع مستقیم جدول هستند و تصمیمگیری درباره نتیجه رقابت توسط ذینفعان آن میتواند به تضاد منافع منجر شود. چنین راهحلهایی اگر بدون سازوکار شفاف اجرا شوند، ممکن است مشروعیت تصمیم را بیش از پیش زیر سؤال ببرند.
با توجه به این ملاحظات، منطقیترین مسیر یک رویکرد مرحلهای و کمریسک است. نخست ثبت موقت و غیرقطعی نام باشگاهها برای رعایت مهلتهای اداری کنفدراسیون فوتبال آسیا. دوم اعلام برنامه مشخص برای تکمیل مسابقات باقیمانده لیگ. و در نهایت معرفی قطعی نمایندگان تنها پس از پایان کامل فصل و مشخص شدن جدول نهایی.
اگر به هر دلیل تکمیل کامل فصل امکانپذیر نباشد، تنها سناریوی قابل دفاع میتواند برگزاری رقابتهای تکمیلی محدود میان تیمهای مدعی سهمیه آسیایی و تیمهای در معرض سقوط باشد؛ آن هم بدون حذف امتیازات فعلی و صرفاً با اجماع صریح و مکتوب همه باشگاهها. چنین مدلی حداقل تلاش ممکن برای حفظ عدالت رقابتی را فراهم میکند.
در نهایت مسئله فقط سهمیه نیست؛ مسئله اعتبار لیگ است. تصمیمهای اداری ممکن است یک فصل را مدیریت کنند، اما اعتماد عمومی به رقابت را تضعیف میکنند. هواداران تنها نتیجهای را میپذیرند که در زمین مسابقه به دست آمده باشد و باشگاهها تنها سازوکاری را معتبر میدانند که اصول رقابت عادلانه را رعایت کند.
فصل زمانی به پایان میرسد که رقابت تمام شده باشد؛ نه زمانی که یک تصمیم اداری آن را پایانیافته اعلام کند. این تنها معیار پایدار مشروعیت در فوتبال حرفهای است.
سعید خادمی