
«بایرن من» نام ستونی است که توسط ریموند هینکو، گزارشگر افسانهای بیلد، نوشته شده و به بررسی تیم پرافتخار بایرن میپردازد. هینکو سالهاست که این تیم را دنبال میکند.
به تیم بایرن عزیز،
امید بسیار زیادی وجود دارد که شما پس از کسب سی و پنجمین قهرمانی بوندسلیگا، جام حذفی آلمان و لیگ قهرمانان اروپا را نیز به دست آورید. این یک معادله ساده است و فقط به قهرمانی محدود نمیشود. کلمه «فقط» در ارتباط با این عنوان بزرگ، بیمعنی است.

وقتی بایرن در سالهای 2013 و 2020 جام سه گانه را به دست آورد، یوپ هاینکس و هانسی فلیک روی نیمکت مربیگری نشستند، دو شخصیت همدل که خودخواهی برایشان مفهومی نداشت، درست مانند اوتمار هیتزفلد که در سال 2000 به طرز محسوسی از کسب جام سه گانه باز ماند. دیگر یک راز نیست که وینست کمپانی به این سه نفر بسیار نزدیک است.
جاشوا کیمیش با نگاهی تحسینآمیز میگوید: «او این را به خوبی نشان میدهد.» «مهم این نیست که همه را راضی کنیم، در غیر این صورت شکست خواهیم خورد.» و دوباره دو کلمه مورد علاقهاش را به زبان میآورد، گویی که ارزش طلا را دارند: «کار و لذت». اینکه او نیز به تیم اهمیت میدهد و به وضوح بازیکنان را بر خود ترجیح میدهد، فردی با تجربه است، مطمئناً برایش بیاهمیت نیست. زیرا هر فرد به توجه، قدردانی و تمجید نیاز دارد. کمپانی این را سزاوار است. به ویژه در مورد نحوه برخورد با جمال موسیالا.
وقتی برخی از کارشناسان و مربیان «تنها ستاره درخشان فوتبال آلمان» (به نقل از مارکوس بابل) را پس از مصدومیت شدیدش، از دور خارج کردند، کمپانی گفت: «وقتی جمال وارد زمین میشود، او آنجا خواهد بود.» این موضوع در نیمه دوم بازی هیجانانگیز 4-3 مقابل رئال مادرید و به طور چشمگیرتر در بازی 4-2 مقابل اشتوتگارت، به حقیقت پیوست. بنابراین، در مقابل دو تیم برتر، نه مانند قبل در برابر سنت پائولی. اوه. موسیالا در برابر اشتوتگارت، ویژگیای را نشان داد که تقریباً منقرض شده بود - اینکه او قادر است در برابر حریفی تازه، کنترل بازی را به دست بگیرد و نه اینکه فقط وقتی حریف در نیمه دوم خسته میشود. بنابراین، او یک شماره 10 واقعی است. او اکنون نسبت به قبل از این وقفه طولانی، بهتر شده است.

بسیار خوشایند بود که مشاهده کردیم بازیکنان شما به ویژگیهای استاد خود نزدیک میشوند. همان استادی که پدرش هفته گذشته در پارلمان بلژیک، یک شال بایرن را به تن داشت (پیر کمپانی، اولین شهردار رنگینپوست بلژیک). پاسخهای شما احتمالاً باهوشانهتر و سنجیدهتر شده است، شما به سادگی فریاد نمیزنید.
به ویژه، نحوه جشن گرفتن قهرمانی به شکلی متعادل و مناسب، بسیار خوشایند بود. هیچ فریاد و داد و بیدادی وجود نداشت، هیچ مستیای هم نبود - اگرچه نمیتوان جوانان را سرزنش کرد اگر بخواهند کمی خوش بگذرانند. حتی اگر در روز چهارشنبه در لورکوزن، حریف نیمهنهایی جام حذفی آلمان حضور داشته باشد یا در یک هفته بعد در پاریس، مدافع عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا. یا اگر کسی مانند پل برایتنر، بازیکن باهوش و برجسته دهههای طلایی، پس از کسب تعداد زیادی عنوان، در استخر ریکاوری در سال 1974 فریاد بزند: «آیا در این باشگاه لعنتی، هیچکس نمیتواند به درستی جشن بگیرد؟»
او رئیس ویلهلم نودکر را با شامپاین ارزانقیمتش تنها گذاشت و به همراه تیم به جشن رفت.. او من را هم با خود برد. هنوز هم اثرات آن شب را حس میکنم. به هر حال: قرارداد مانوئل نویر باید تمدید شود.