
به گزارش ورزش سه، طبیعی است که نسل جدید فوتبال از عباس رضوی اطلاعات چندانی نداشته باشند. این مربی سن و سال دار ایرانی که در روزهای بازنشستگی در کشور سوئد به سر میبرد، پس از هدایت نه چندان موفق استقلال و شکست در دربی در سال ۱۳۶۵ و جایگزینی کامل منصور پورحیدری، راه اروپا را در پیش گرفت و دو سال بعد در معیت تیم واشاش مجارستان به ایران بازگشت، در حالی که در آنجا به دستیار کالمان مژولی، سرمربی مشهور مجارستانی، روی نیمکت آن تیم مینشست.
رضوی بعد از واشاش، شانس خود را در فوتبال سوئد امتحان کرد و از آنجا بعد از یک دوره کاری کوتاه مدت در ایران و در باشگاه راه آهن دوباره به همان تیم وستر هانینگه سوئد رفت که یک بار در دسته سوم هدایتش را در دست گرفته بود.
او که سابقه هدایت تیمهای رده پایه فوتبال ایران را در دهه ۵۰ دارد، در یادداشتی کوتاه مسیر مربیگری خود در فوتبال اروپا را به صورت خلاصه نوشته و تصویری از یک روزنامه سوئدی را هم ضمیمه کرده است؛ مربیای که به شطرنج علاقه خاصی دارد و برایش در هر شرایطی که هست، آرزوی سلامتی میکنیم:

سی و چند سالی میشود که در سوئد زندگی میکنم. سال ۱۹۹۳ که به این کشور آمدم، چارهای نداشتم جز این که دوباره از نو شروع کنم. مثل همان روزهایی که از ایران به مجارستان رفتم و از صفر به نیمکت باشگاه اصلی مجارستان، واشاش، رسیدم. بعد از پنج شش سال، انگار دوباره در سوئد به سرخط برگشتم. آن هم در کشوری که خارجیهای معدودی به عنوان سرمربی فوتبال مشغول کار بودهاند.
طولی نکشید کمک مربی تیم جوانان «وستر هانینگه» شدم. با این که زبان سوئدیام خوب نبود، بعد از مدتی، مرا به عنوان سرمربی جوانان انتخاب کردند. بعداً سرمربی تیم اصلی هم شدم. جایی که سالها پیش از من، آلن بال، ستاره پیشین منچستر یونایتد، هم هدایت آن را در دست داشت.
خوشبختانه این تیم در زمان مربیگری من، نتایج خیلی خوبی گرفت، روند موفقی داشت و به دسته دوم صعود کرد.
همان روزها روزنامه بزرگ سوئد، «داگِنس نیهتر» سراغم آمد و گزارشی از زندگی ورزشیام چاپ کرد. نوشت عباس رضوی که زمانی سرمربی تیمهای ملی ایران بوده، حالا در دسته سوم سوئد مشغول کار است. عکسی هم که اینجا گذاشتم مربوط به همان موقع و همان گزارش است.

همکاریام با این باشگاه اما یکی دو سال بیشتر دوام نداشت. بعد از این جدایی، دوباره به کار سابقم، ادامه دادم و مربیگری ورزش یکی از دبیرستانهای استکهلم را از سرگرفتم. خوشبختانه تیم فوتبال این دبیرستان را قهرمان آموزشگاههای استکهلم، پایتخت سوئد، کردم و مسئولان همان تیم قبلی، یعنی تیم «وستر هانینگه» این بار با اسم و رسم و مدیریت جدید سراغم آمدند و مربیگریام در این باشگاه از سر گرفته شد. این همکاری هم اما عمر زیادی نداشت.
آخرین باشگاهی که هدایتش را در دست داشتم، تیم «سریانکا» بود در دسته اول سوئد. بالاترین رده لیگ فوتبال این کشور. با این که باشگاه مشکلات مالی زیادی داشت، اما توانستیم تیم را در دسته اول حفظ کنیم و آبروداری کنیم.