
به گزارش "ورزش سه"، دلتنگی به پایان رسید؛ همان حس آشنایی که هر سال با شروع تمرینات تیم ملی والیبال ایران جان میگیرد، این بار هم به سراغ هواداران آمد. تیمی که سالهاست میان اضطراب و شادی، دل میلیونها ایرانی را با خود همراه کرده، حالا پس از حدود شش ماه سکوت، دوباره به زمین بازگشته تا قصهای تازه را آغاز کند.
تمرینات تیم ملی در حالی استارت خورد که سال ۲۰۲۶، سالی سرنوشتساز برای این تیم به شمار میرود. پیش رو، دو آوردگاه بزرگ قرار دارد؛ نخست لیگ ملتها که به یکی از محبوبترین تورنمنتهای والیبال جهان تبدیل شده و سپس رقابتهای قهرمانی آسیا در ژاپن، جایی که تنها قهرمان آن بلیت مستقیم حضور در المپیک را به دست خواهد آورد.
اما شروع این اردو، تنها یک بازگشت ساده نبود. فدراسیون والیبال تصمیم گرفت از همان روز نخست، درهای سالن یزدانیخرم را به روی خبرنگاران باز کند. تصمیمی که نتیجهاش حضور پرتعداد اصحاب رسانه بود؛ حضوری فراتر از انتظار، حتی در غیاب لژیونرها و سرمربی تیم.
فضای سالن، از همان ابتدا حال و هوایی متفاوت داشت. خبرنگاران با اشتیاقی کمنظیر، اطراف بازیکنان حلقه زده بودند و هر گوشهای به گفتوگو و ثبت لحظهها اختصاص داشت. جایی برای میکروفونها باقی نمانده بود و زمزمههای بازیکنان نیز نشان میداد که خودشان هم از این استقبال غافلگیر شدهاند.

دو نفر از بازیکنان وقتی حضور پرتعداد خبرنگاران را مشاهده کردند به هم گفتند: «خوبه پیاتزا هنوز نیامده وگرنه فکر کنم تعداد خبرنگاران از بازیکنان هم بیشتر میشد.»
نکته جالب دیگر در بین بازیکنان این عدم اطمینانی بود که روبرتو پیاتزا در ذهن و افکار آنها ایجاد کرده است. وقتی با هر کدام از آن ها(حتی باتجربهترین ستارهها) هم کلام میشدیم هیچکدام از آنها از اینکه مسافر لیگ ملتها باشند مطمئن نبودند؛ این رقابت شورانگیزی است که مرد ایتالیایی در تیم ملی ایجاد کرده است که حتی یک نفر هم در حاشیه امن نیست.
اما اوج این فضای احساسی، پیش از شروع تمرین رقم خورد؛ جایی که تصاویر کودکان شهید مدرسه میناب روی سکوها قرار گرفت. بازیکنان و اعضای تیم ملی، با چهرههایی جدی و اندوهگین، با اهدای گل به این تصاویر ادای احترام کردند و یاد آنها را زنده نگه داشتند. لحظهای که سکوت سالن، گویاتر از هر کلامی بود.
در ادامه، حضور محمدشروین، معاون وزیر ورزش و جوانان، رنگ رسمیتری به این تمرین بخشید. بازیکنان دور هم جمع شدند و سپس میلاد تقوی، رئیس فدراسیون والیبال، با سخنانی کوتاه از آنها خواست تا با تمام توان برای خوشحالی مردم ایران تلاش کنند.
پس از او، اسبقیان نیز دقایقی با ملیپوشان سخن گفت و بر اهمیت پیش رو تأکید کرد. در میان این صحبتها، احسان دانشدوست به عنوان یکی از چهرههای باتجربه تیم نیز لب به سخن گشود و از مسئولیت سنگین این پیراهن گفت؛ پیراهنی که هر بار بر تن بازیکنان مینشیند، داستانی تازه میسازد.
یکی از لحظات جالب این مراسم، به ابتکار فدراسیون برای امضای یک توپ یادگاری بازمیگشت. توپی که قرار است در موزه فدراسیون نگهداری شود، ابتدا مقابل معاون وزیر قرار گرفت، اما در اتفاقی بامزه، او بهاشتباه نوشته خود را روی میز ثبت کرد و با تذکر اطرافیان، امضای اصلی را روی توپ به جا گذاشت. درحالیکه هیچکس نفهمید که چطور ممکن است یک نفر روی میز و تریبون امضا بزند!

پس از پایان این مراسم، نوبت به اصل ماجرا رسید؛ تمرین. بازیکنان، پرتعداد و پرانرژی، وارد فاز آمادهسازی شدند. تمرینی نسبتاً پرفشار که نشان میداد مسیر پیش رو آسان نخواهد بود و از همین ابتدا باید با جدیت آغاز شود.
بازیکنان تیم ملی والیبال ایران در اولین جلسه تمرینی خود طوری تمرین میکردند که انگار آخرین تمرین قبل از اعزام تیم به مسابقات است و قرار است پیاتزا لیست نهایی خود را مشخص کند؛ جوری که صدای فریادشان موقع خوشحالی یا عصبانیت حین تمرین گوش سالن را کر میکرد؛ از اکثریت دهه هشتادی حاضر در تمرین گرفته تا باتجربهترهای دهه هفتادی مثل امین اسماعیلنژاد، محمدرضا حضرتپور و بقیه.
در این میان، اگرچه روبرتو پیاتزا در تمرین حضور نداشت، اما همه چیز زیر نظر او پیش میرود. سرمربی ایتالیایی از راه دور روند اردو را دنبال میکند و قرار است بهزودی، احتمالاً در اردوی تدارکاتی ترکیه، به جمع شاگردانش ملحق شود تا تیم ملی ایران، با ترکیبی کامل، خود را برای سالی بزرگ آماده کند.