
به گزارش "ورزش سه"، کلیولند سرزمینی است که قهرمانانش بازمیگردند تا به وعدههایشان عمل کنند. در اینجا، لبرون جیمز به خود قول داد که به اوج شهرت برسد و در نهایت، پس از بازگشتی تاریخی به این وعده عمل کرد. او داستانی ساخت که فراتر از بسکتبال رفت و به نمادی برای کل یک جامعه تبدیل شد. اکنون، رهبر دیگری وارد این شهر میشود، با ماموریتی متفاوت، اما به همان اندازه بلندپروازانه.
وینیسیوس به عنوان بزرگترین امید برزیل وارد جام جهانی میشود. پسری که پابرهنه در سائو گونگالو بازی میکرد، اکنون چهرهای است که نماینده تیمی است که به دنبال ششمین ستارهای است که مدت زیادی است به دست نیاوردهاند. در کنار دریاچه ایری، مهمترین سفر دوران حرفهای او آغاز میشود. اولین ایستگاه در مسیری است که به شدت به دنبال جلب شهرت و احترام است.
با این حال، آرزوی او فراتر از این است. «بزرگترین رویای من این است که میراثی از خود به جا بگذارم که فراتر از فوتبال باشد.» این جمله، روشی برای درک عظمت را خلاصه میکند و همچنین توضیح میدهد که چرا ورود به کلیولند بدون فکر کردن به لبرون جیمز غیرممکن است. تحسین متقابل بین این دو نفر آشکار است. آنها سالها پیش با هم صحبت کردند و از آن زمان، این بازیکن برزیلی هرگز تأثیری که لبرون بر او میگذارد را پنهان نکرده است. او سالها پیش گفت: «این افتخار است که با لبرون آشنا شوم، او یک بازیکن فوقالعاده و یک الگوی عالی برای همه ورزشکاران است.»

اما ارتباط بین این دو نفر بسیار فراتر از تبادل تعریف و تمجید است. این در مورد نسلی از ورزشکاران است که درک میکنند موفقیت زمانی معنا دارد که به آنها کمک کند تا درهای جدیدی را برای دیگران باز کنند. شاید به همین دلیل است که کلیولند، صحنهای بسیار نمادین برای بازیکن برزیلی قبل از شروع این جام جهانی است. بلافاصله پس از ورود، یک مکالمه بداهه به درک این موضوع کمک کرد. مسیر از فرودگاه در یک اوبر شروع شد که تا آخرین جزئیات با اشاراتی به کاوالیرز تزئین شده بود. فقط دو کلمه کافی بود: «لبرون جیمز؟» راننده از آینه به عقب نگاه کرد و لبخند زد.
مکالمه به سرعت به سمت حلقهها، فینالها و قهرمانیها پیش رفت. اما در نهایت، به مکانی بسیار متفاوت رسید. شاید جایی که او امیدوار بود به آن برسد تا ابعاد واقعی میراث خود را درک کند. او توضیح داد: «آسانترین کار این بود که از شهرت لذت ببرد و در حاشیه بماند. اما لبرون هرگز این را نخواست. او هرگز ادعا نکرد که نماینده کل جهان است. او فقط از روی گرداندن از مردمانی که از آنجا آمده بود، خودداری کرد.»
این بازیکن اهل آکرون یک دوران غیرقابل تکرار را در زمین بسکتبال ساخت. اما عظمتی که بیش از همه توسط اطرافیانش تحسین میشود، در خارج از زمین وجود دارد. در سالهای اخیر، او میلیونها دلار را به برنامههای آموزشی اختصاص داده است، از پروژههایی برای خانوادههای آسیبپذیر حمایت کرده و آموزش را به یکی از دغدغههای اصلی خود تبدیل کرده است. مدرسه «من قول میدهم» که در سال 2018 افتتاح شد، به نماد بارز این فلسفه تبدیل شد. یکی از افراد حاضر در این مدرسه به مارکا گفت: «بسیاری به یاد دارند که لبرون تصمیم گرفت گامی رو به جلو بردارد، در حالی که سایر ورزشکاران هنوز از صحبت در مورد این مسائل خودداری میکردند. وقتی او با آن هودی ظاهر شد و خواستار عدالت شد، بسیاری از جوانان سیاهپوست احساس کردند که کسی مهم نیز به دنبال حقوق آنها است.»

در فوریه 2012، تریون مارتین، یک نوجوان آفریقایی-آمریکایی 17 ساله، پس از شلیک جورج زیمرمان، یک نگهبان محلی داوطلب، جان خود را از دست داد. مرگ او کشور را تکان داد و بحثی ملی در مورد نژادپرستی و خشونت علیه جامعه سیاهپوست را آغاز کرد. لبرون تصمیم گرفت که بیتفاوت نباشد. او به همراه تمام اعضای تیم میامی هیت با یک هودی و سر پایین ژست گرفت. این تصویر در سراسر جهان با هشتگ #WeAreTrayvonMartin منتشر شد.
او یکی از اولین ورزشکاران بزرگ آمریکایی بود که از موقعیت خود برای مداخله علنی در یک بحث اجتماعی که هنوز در ورزش حرفهای باعث ایجاد ناراحتی میشد، استفاده کرد. این حرکت، نقطه عطفی را رقم زد. در طول سالها، شکایات جدیدی علیه خشونت پلیس، مواردی جدید از تبعیض نژادی و مداخلات جدید جیمز به وجود آمد. همچنین لحظات بسیار شخصی نیز وجود داشت. در سال 2017، یک روز قبل از فینالهای NBA، یک نقاشی نژادپرستانه روی خانه خانوادگی او در لس آنجلس ظاهر شد. او در آن زمان گفت: «مهم نیست که چقدر پول دارید. مهم نیست که چقدر مشهور هستید. سیاهپوست بودن در آمریکا دشوار است. هنوز راه زیادی در پیش داریم.» این جمله به یک بیانیه اصولی تبدیل شد. و دقیقاً همینجاست که داستان لبرون با داستان وینیسیوس پیوند میخورد.
این بازیکن برزیلی در طول سالها، به بازیکنی که ابتدا به خاطر عملکردش در زمین بازی و سپس به خاطر نمایندهای که خارج از زمین بود، او را تحسین میکرد نزدیک شد. او بارها گفته است: «من لبرون جیمز را نه تنها به خاطر برتریاش، بلکه به خاطر کارهایی که برای جامعهاش انجام میدهد، تحسین میکنم. عظمت فراتر از عملکرد است.» او این را بارها گفته است. این یک تفکر تصادفی نیست.

در طول سالهای اخیر، وینیسیوس شخصاً شاهد حوادث نژادپرستانهای بوده است که فراتر از فوتبال اسپانیا رفته و به یک بحث جهانی تبدیل شده است. او به جای پنهان شدن، تصمیم گرفت از صدایش استفاده کند. او به این حملات اعتراض کرد، خواستار پاسخگویی شد و به یکی از چهرههای برجسته در مبارزهای تبدیل شد که هنوز ادامه دارد. این داستان با داستان لبرون یکسان نیست اما یک پیوند بین این دو مسیر وجود دارد.
به همین دلیل است که کلیولند چیزی فراتر از اولین قدم این بازیکن برزیلی در جام جهانی به نظر میرسد. این شهری است که لبرون در آن پادشاهی ساخت اما هرگز فراموش نکرد که از کجا آمده است. اکنون، جام جهانی بزرگترین ویترین ممکن را به او ارائه میدهد. بلندگوی بینظیری برای رهبری در زمین و ادامه دادن مبارزهای که او آن را ضروری میداند. در سرزمین پادشاه، سفر یک فوتبالیست که آرزو دارد تاریخساز شود آغاز میشود. و این سفر، دقیقاً در اینجا آغاز میشود. در کلیولند.