



به گزارش "ورزش سه"، حدود چهارده سال پیش، دو پسر سیزده ساله روی طبقه هشتم راهپله یک هتل در کالیفرنیا ایستاده بودند و آدامسهای جویدهشده را به سمت شاخههای یک درخت نخل پرتاب میکردند تا ببینند کدامیک به شاخهها میچسبد. یکی از آنها اهل تگزاس بود و دیگری اهل پنسیلوانیا. آن دو نوجوان، کریستین پولیسیچ و وستون مککنی، تازه در اتوبوس اردوی تیم ملی زیر ۱۴ سال آمریکا با هم آشنا شده بودند؛ آشناییای کاملاً اتفاقی که فقط به دلیل نشستن روی صندلیهای نزدیک به هم شکل گرفت.
آنها هرگز تصور نمیکردند که ۱۴ سال بعد، در فاصله چند کیلومتری همان هتل، دوشادوش یکدیگر وارد زمین شوند و تیم ملی کشورشان را در یک جام جهانی خانگی رهبری کنند. تیم ملی آمریکا جمعه شب در ورزشگاه SoFi برابر پاراگوئه نخستین بازی خود را در جام جهانی برگزار میکند؛ مسابقهای که برای این نسل، فقط یک شروع ساده نیست، بلکه آغاز آزمونی بزرگ زیر سنگینترین فشار سالهای اخیر فوتبال آمریکاست.
این نسل بارها بهعنوان «نسل طلایی» فوتبال آمریکا توصیف شده است؛ نسلی که از آن انتظار میرود عملکردی تاریخی در جام جهانی داشته باشد، در حالی که آمریکا از سال ۱۹۹۰ تاکنون تنها یک بار موفق به پیروزی در مراحل حذفی جام جهانی شده است. با این حال، بازیکنان این فشار را بدون ترس پذیرفتهاند؛ زیرا ریشه روابط میان آنها به بیش از یک دهه قبل بازمیگردد و بسیاری از نفرات اصلی تیم، سالهاست کنار یکدیگر رشد کردهاند.

پولیسیچ درباره این روابط میگوید: «این موضوع واقعاً کمک میکند و به تو یک حس آرامش اضافی میدهد. وقتی سالها کنار بعضی از این بچهها بازی کردهای، نمیخواهی ناامیدشان کنی. دوست داری هرچه داری برایشان بگذاری و همیشه پشتشان باشی. همین موضوع در روزهای سخت به تو نیرو میدهد.»
برای درک تیم ملی فعلی آمریکا باید فهمید که این گروه صرفاً محصول کار مائوریسیو پوچتینو نیست. این تیم حتی فقط نتیجه بازسازی پس از ناکامی در صعود به جام جهانی ۲۰۱۸ هم محسوب نمیشود. هسته اصلی تیم سالها کنار یکدیگر رشد کردهاند؛ با هم نخستین بازیهای ملی را تجربه کردهاند، نخستین جام جهانی خود را دیدهاند، انتقالهای بزرگ انجام دادهاند، ازدواج کردهاند، صاحب فرزند شدهاند، جام بردهاند و شکستهای تلخی را پشت سر گذاشتهاند.
همه چیز از اردوهای نوجوانان آغاز شد. در اردوی استعدادیابی زیر ۱۴ سال آمریکا در سال ۲۰۱۲، چهار بازیکن حضور داشتند که اکنون در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز برای آمریکا بازی میکنند: کریستین پولیسیچ، وستون مککنی، حاجی رایت و آلخاندرو زندهخاس. چند ماه بعد، بازیکنان دیگری مانند تیموتی وهآ و تایلر آدامز نیز به همین گروه اضافه شدند و در سالهای بعد آنتونی رابینسون، سرجینیو دست و کریس ریچاردز هم به جمع آنها پیوستند.
چند روز پیش در هتل تیم ملی آمریکا، حاجی رایت و آستون تراستی کنار هم نشسته بودند و عکسهای سال ۲۰۱۴ را در تلفن همراهشان مرور میکردند. رایت میگوید: «داشتیم عکسهای دوران کودکیمان را نگاه میکردیم و باورمان نمیشد که حالا قرار است این جام جهانی را کنار هم تجربه کنیم.» او اضافه میکند: «فوقالعاده است که توانستهایم تمام این مسیر را با هم طی کنیم و حالا آن خاطرات را به زمین مسابقه بیاوریم.»
اگر آمریکا در این جام جهانی نقطه قوت ویژهای داشته باشد، آن نقطه همین روابط انسانی و اعتماد متقابلی است که طی سالها شکل گرفته است. وقتی تیم در شرایط سخت قرار بگیرد، چه مقابل پاراگوئه و چه در بازیهای بعدی برابر استرالیا یا ترکیه، احتمالاً بیش از هر چیز به همین پیوندها تکیه خواهد کرد.

مارک مککنزی در توصیف این فضا میگوید: «همه ما میدانیم که گروه بسیار صمیمیای داریم؛ گروهی که سالها کنار هم بوده و اتفاقات زیادی را پشت سر گذاشته است. همین اتحاد و مقاومت ما را به اینجا رسانده.»
پوچتینو اکنون تلاش میکند بازیکنان جدید را نیز وارد این شبکه دوستی کند؛ بازیکنانی مانند الکس فریمن، مت فریس، مالک تیلمن و فولارین بالوگان که در مقایسه با هسته قدیمی تیم، تازهوارد محسوب میشوند. هدف این است که آنها نیز بخشی از همان فرهنگ، اتحاد و حس مشترکی شوند که ستون اصلی تیم ملی آمریکا را شکل داده است.
شاید زیباترین توصیف را تایلر آدامز ارائه داده باشد: «این لحظات خاص هستند. مهم است که در لحظه زندگی کنی، چون فارغ از هر اتفاقی، داری این مسیر را همراه بهترین دوستانت طی میکنی.» او ادامه میدهد: «همین ارتباط، هماهنگی و پیوند باعث رشد ما در چهار سال اخیر شده است. از جام جهانی قطر تا امروز بازیکنان جدیدی اضافه شدهاند و انرژی تازهای آوردهاند، اما آن ارتباط اصلی هیچوقت از بین نرفته است و این مهمترین نکته است.»
برای آمریکا، جام جهانی خانگی فقط یک چالش فوتبالی نیست؛ آزمونی روانی برای نسلی است که سالها با برچسب «طلایی» زندگی کرده است. اما شاید تفاوت این تیم با بسیاری از نسلهای قبلی در همین نکته باشد: بازیکنانش تنها زیر فشار انتظارات وارد زمین نمیشوند؛ آنها کنار دوستانی بازی میکنند که بخش بزرگی از زندگی فوتبالی خود را با هم ساختهاند. همین برادری قدیمی، حالا میتواند مهمترین پادزهر استرس در بزرگترین صحنه فوتبال جهان باشد.

