
به گزارش "ورزش سه"، تیم ملی بلژیک که بین سالهای 2018 تا اوایل 2023 صدرنشین رنکینگ فیفا بود، جام جهانی 2026 را در شرایطی آغاز کرد که در رتبه نهم جهان قرار داشت، اما کسب پیروزی مقابل ایران در دیدار آینده میتواند دوباره شرایط آنها را بهتر کند.
شاگردان رودی گارسیا پیش از شروع مسابقات، کرواسی را با نتیجه 2 بر صفر و تونس را با برتری قاطع 5 بر صفر شکست داده بودند و سرمربی فرانسوی در هر دو مسابقه با استفاده از آرایشهای متفاوت، انعطاف تاکتیکی تیمش را به نمایش گذاشت. با این حال، شیاطین سرخ در نخستین بازی خود در جام جهانی برابر مصر به تساوی یک بر یک رسیدند و حالا خود را برای دیدار حساس یکشنبه شب برابر ایران آماده میکنند.
یکی از مهمترین ویژگیهای بلژیک تحت هدایت رودی گارسیا، قابلیت تغییر ساختار بدون تغییر در اصول اصلی بازی است. او مقابل کرواسی از سیستم 1-2-4-3 استفاده کرد و برابر تونس آرایش 1-3-2-4 را به کار گرفت تا نشان دهد تیمش میتواند بسته به شرایط مسابقه، چهرههای متفاوتی به خود بگیرد.
در زمان دفاع، بلژیک با استفاده از سیستم سه دفاعه به ساختار 1-4-5 تبدیل میشود. وینگبکها به خط دفاع اضافه میشوند و بازیکنانی مانند کوین دیبروینه و ژرمی دوکو عقبتر میآیند تا فشردگی لازم در میانه زمین ایجاد شود، اما آنچه بیش از همه در شیوه دفاعی گارسیا جلب توجه میکند، نحوه هدایت پرس است.

بلژیکیها معمولا تلاش میکنند حریف را به سمت یک جناح مشخص هدایت کنند. مهاجم مرکزی با بستن مسیرهای پاس، صاحب توپ را مجبور به بازی در یک سمت زمین میکند و سپس با فشار هماهنگ وینگبکها و هافبکها، شرایط برای توپگیری فراهم میشود. همین شیوه در دیدار دوستانه برابر کرواسی بارها جواب داد و بلژیک موفق شد 40 بار مالکیت توپ را از حریف پس بگیرد.

در برخی لحظات، به ویژه هنگام پرس در میانه میدان، آرایش تیم به 3-2-5 تغییر پیدا میکند و ژرمی دوکو در کنار مهاجم نوک قرار میگیرد تا فشار از خط اول آغاز شود. در پرسهای شدیدتر در یکسوم هجومی نیز تمامی گزینههای کوتاه حریف بسته میشود و تیم مقابل ناچار به ارسال توپهای بلند خواهد شد. مهاجم نوک با قطع مسیر پاس به دروازهبان، نقش کلیدی در شروع این فشار ایفا میکند و هافبکهای مرکزی نیز با حمایت نزدیک، مانع گردش آسان توپ میشوند.

اما انعطاف بلژیک تنها به فاز بدون توپ محدود نمیشود. در زمان مالکیت، رودی گارسیا از روشهای متنوعی برای پیشروی استفاده میکند. او اعتقاد دارد به جای یک پاس مستقیم و پرریسک، استفاده از دو پاس کوتاهتر میتواند مالکیت مطمئنتر و پیشروی روانتری را به همراه داشته باشد.





در بسیاری از مواقع، آمادو اونانا بین دو مدافع میانی عقب میآید و به ساختارسازی از عقب زمین کمک میکند. این حرکت باعث میشود مدافعان کناری در مناطق بالاتر مستقر شوند و کوین دیبروینه نیز با عقب آمدن به خط میانی، گزینههای بیشتری برای گردش توپ ایجاد کند. در چنین شرایطی، شکل تیم عملاً به 3-4-3 تبدیل میشود.



لئاندرو تروسار معمولا در نیمفضاها بازی میکند و همین مسئله به مدافع راست اجازه میدهد عرض زمین را تامین کند. در سمت مقابل، ژرمی دوکو اغلب نزدیک خط کناری باقی میماند تا از مهارت بالای خود در موقعیتهای تکبهتک استفاده کند. به همین دلیل، مدافع چپ وظیفه متفاوتی برعهده میگیرد و با حرکت به داخل زمین، نقش معکوس را ایفا میکند.
دوکو بارها با توانایی بالای خود در دریبلزنی، چند مدافع را به سمت خود کشانده و فضاهای ارزشمندی را برای همتیمیهایش ایجاد کرده؛ در چنین شرایطی، مدافع چپ یا یکی از بازیکنان اضافهشونده میتواند از فضای خالی استفاده کند و موقعیت گل بسازد.


وقتی بلژیک با چهار مدافع بازی میکند، در نیمه هجومی برتری عددی بیشتری به دست میآورد. همین مسئله کنترل کانالهای مرکزی را برای حریف دشوار میکند. یکی از مهمترین ابزارهای گارسیا در این شرایط، عقب آمدن مهاجم نوک است.


شارل دِ کتلاره معمولا با زمانبندی مناسب از خط حمله جدا شده و در نیمفضاها صاحب توپ میشود. این حرکت باعث میشود مدافع مستقیم او در تصمیمگیری دچار تردید شود. در برخی مواقع نیز یک هافبک هجومی جای او را در خط حمله پر میکند تا مدافع میانی حریف از موقعیت خود خارج نشود.
دِ کتلاره از این منطقه میتواند توپ را به کنارهها منتقل کند؛ جایی که ژرمی دوکو در موقعیت تکبهتک قرار میگیرد. اگر مدافع میانی تصمیم بگیرد مهاجم بلژیک را تعقیب کند، فضای خالی پشت سر او بهترین فرصت برای فرارهای سریع دوکو خواهد بود.

چه در سیستم سه دفاعه و چه در ساختار چهاردفاعه، اصول بازی بلژیک تفاوتی نمیکند. شاگردان گارسیا همواره تلاش میکنند با ایجاد برتری عددی در یک سمت زمین، راه نفوذ به دفاع حریف را پیدا کنند. ساختارهای لوزیشکل که بارها در بازی این تیم دیده میشود، زوایای متعدد پاس را در اختیار بازیکنان قرار میدهد و امکان پیشروی بهتر توپ را فراهم میکند.
ویژگیهای فنی و تاکتیکی بازیکنانی مانند کوین دیبروینه، یوری تیلمانس، ژرمی دوکو و لئاندرو تروسار برای رودی گارسیا اهمیت ویژهای دارد. تمام بازیکنان هجومی این تیم قابلیت جابهجایی در سراسر زمین و پیدا کردن فضاهای خالی میان خطوط دفاعی حریف را دارند.
در حملات مالکانه، بخش زیادی از موقعیتهای گلزنی بلژیک با ترکیبهای کوتاه و هماهنگ شکل میگیرد؛ ترکیبهایی که معمولا به ارسال از کنارهها یا پاسهای رو به عقب ختم میشوند.
با این حال، شاید خطرناکترین سلاح بلژیک در فاز انتقال باشد. سرعت فوقالعاده ژرمی دوکو در ضدحملات، در کنار توانایی استثنایی کوین دیبروینه در ارسال پاسهای عمقی، ترکیبی مرگبار برای هر خط دفاعی ایجاد میکند. علاوه بر این، حضور روملو لوکاکو و شارل دِ کتلاره در محوطه جریمه، گزینههای متعددی برای استفاده از ارسالها در اختیار گارسیا قرار میدهد.
بلژیک پس از توقف مقابل مصر، حالا بیش از هر زمان دیگری به سه امتیاز دیدار برابر ایران نیاز دارد. تیم رودی گارسیا شاید در طول مسابقه چند بار شکل ظاهری خود را تغییر دهد، اما فلسفه اصلی آن ثابت است؛ تیمی منعطف که با اتکا به برتری عددی، جابهجایی مداوم بازیکنان و کیفیت بالای ستارههای هجومیاش، به دنبال بازگشت به مسیر پیروزی در جام جهانی 2026 است.




