
به گزارش ورزش سه، بعد از درخشش فرازمینی لیونل مسی در دو دیدار اولیه تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 2026 و به ثمر رساندن پنج گل در دو مسابقه اول، یکی از همبازیهای قدیمی لئو از تماشای رقص زیبای او در این جام، به وجد آمده است: ژاوی هرناندز. مطلبی که ژاوی برای لئو نوشته را بخوانید:
من ۲۰ ساله بودم که برای اولین بار اسم لیونل مسی را شنیدم. یکی از مربیان تیمهای پایه بارسلونا درباره این بچه از آرژانتین به من گفت که قرار است به آکادمی بیاید. گفت تا حالا هیچکس شبیه او ندیده است. راستش را بخواهید، من تردید داشتم. در سیستم بارسلونا همیشه بچههای بااستعداد زیادی میآیند و میروند. نظر من این بود که فقط وقتی به تیم اول برسند میشود دربارهشان قضاوت کرد.
او به من گفت: «ژاوی، این یکی فرق دارد.»
یادم هست در سالهای بعد، ویدئوهایی از مسی در تلویزیون داخلی بارسلونا میدیدم. تکنیکها و گلهایش… آنهایی که در آنها از چهار یا پنج مدافع رد میشد و بعد دروازهبان را هم جا میگذاشت. به نظر یک استعداد فراطبیعی میآمد، اما از آن نوع که در خیلی از نوجوانها هم دیده میشود. آن شبکه تلویزیونی فقط بهترین لحظات را نشان میداد.
در سال ۲۰۰۴ همان مربی برایم پیام داد: «آن آرژانتینی که دربارهاش بهت گفتم، فردا با شما تمرین میکند.» گفتم: «باشه، وقتش است ببینیم واقعاً چه کاره است.»
هنوز اولین جلسه تمرین را یادم هست. نحوه کنترل توپش، دریبلزدنش، پاسدادنش، و ارتباطش با همتیمیها… او همه چیز را داشت. یک پدیده بود.
باورم نمیشد چه میبینم. بقیه بازیکنان بزرگ تیم هم همینطور بودند.کارلس پویول، ویکتور والدس، دکو، رونالدینیو. همه به هم نگاه میکردیم، انگار میگفتیم: «این طبیعی نیست.» لئو فقط ۱۶ سال داشت و در همان لحظه تقریباً بهترین بازیکن باشگاه بود.
او پسر سختکوشی بود و رقابتطلبی شدیدی داشت؛ هم در حمله و هم در دفاع. خیلی تشنه موفقیت بود. وقتی جلو میرفت، هیچ نمایش اضافی یا خودنماییای در کار نبود؛ مستقیم و سرراست بود، فقط یک هدف داشت. خدایا… شیوه حملهاش به سمت دروازه واقعاً کمنظیر بود. حتی در بارسلونا هم چنین چیزی نمیدیدی.

لئو بیرون از زمین فوتبال خجالتی و درونگرا بود. یک بار در تور آسیایی، کمی بعد از آمدنش به تیم اول، هماتاقش بودم. حتی برای روشن کردن تلویزیون از من اجازه میگرفت. به او گفتم: «راحت باش، لازم نیست از من اجازه بگیری.» سعی میکردم کمکش کنم تا راحتتر باشد.
در زمین اما مدام با هم حرف میزدیم. او میگفت: «ماکی، این بازیکن خیلی بهم چسبیده، منو پشت دفاع پیدا کن.» و با یک حرکت عمقی خودش را آزاد میکرد. گاهی میدیدم وقتی توپ به او نمیرسد بیقرار میشود. به او میگفتم: «برگرد، برگرد.» نزدیکتر میآمد به من، به آندرس اینیستا، به بوسکتس… به جایی که بازی جریان داشت. هرچه بیشتر توپ میگرفت، تیم بیشتر سود میبرد. ما میخواستیم خوشحال باشد و در بازی درگیر شود.
بازی کردن کنارش خیلی آسان بود، واقعاً آسان. اگر نمیتوانی با مسی پاسکاری کنی، اصلاً نمیتوانی فوتبال بازی کنی. وقتی به لئو پاس میدادی، توپ را دقیقاً در زمان درست و به پای درستت برمیگرداند. برای من که عاشق پاس دادن بودم، بازی کنار او یک امتیاز بزرگ بود. لئو من را هم فوتبالیست بهتری کرد. من هم سعی میکردم سهم خودم را برای او انجام بدهم.
او همتیمی فوقالعادهای بود. اولش یک رهبر آرام بود، همیشه توپ میخواست، همیشه شخصیتش را نشان میداد، اما کمکم مسئولیت بیشتری گرفت. وقتی در سال ۲۰۱۵ بارسا را ترک کردم، او دیگر یک رهبر کامل بود؛ هم در حرف و هم در عمل. در تیم ملی آرژانتین هم همین را میبینید. یک میل سیریناپذیر برای بردن. هیچوقت نمیبینی که مسی برای بازی آماده نباشد. اشتیاقش کاملاً آرژانتینی است؛ رقابتی و شدید. نمیشود از آن فرار کرد.
صحنههای زیادی از بازیهای مسی هست که در ذهنم مانده، اما اگر بخواهم یکی را انتخاب کنم، بازی رفت نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل رئال مادرید در سال ۲۰۱۱ است. بازی در برنابئو برگزار شد. ژوزه مورینیو به ما گفته بود اگر راست میگویید با زمین چمن بلند بازی کنید؛ واضح بود که دنبال تساوی بدون گل بودند. لئو گل اول را زد، بعد یک حرکت مارادونایی شروع کرد، مدافعان را یکییکی دریبل زد. مقابل لاسانا دیارا بود، مقابل ژابی آلونسو، مقابل رائول آلبیول، مقابل سرخیو راموس و همه را شکست داد. آن روز ما عملاً هیچ فوتبالی بازی نکردیم. هیچ اتفاقی نمیافتاد. بعد مسی وارد صحنه شد. بازی تیمی ما ممکن بود گیر کند، اما ما یک برگ برنده داشتیم: بهترین بازیکن تاریخ. مسی بهتنهایی برای ما بازیها را درمیآورد.
الان که او را میبینم در 39 سالگی دارد اینطور میدرخشد احساساتی میشوم. خودم تا ۳۹ سالگی بازی کردم، اما آن موقع در لیگ قطر بودم و سالها بود برای اسپانیا بازی نکرده بودم. لئو حالا همسن همان دوران من است، اما وقتی نگاهش میکنی دقیقاً همان لدو است. هیچ تغییری نکرده. به آن حرکات سریع پاهایش نگاه کنید، آن شلوغکاری ریز و سریع: تِک، تِک، تِک. هر کس دیگری بعد از قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۲ بازنشسته میشد، اما او یک «جانور رقابتی» است. مطمئن است که دوباره هم میتواند قهرمان شود.

من هیچ شکی ندارم که آرژانتین به مراحل پایانی خواهد رسید. و ما بهترین نسخه مسی را خواهیم دید. این لحظه اوست. او از نظر ذهنی خودش را برای این شرایط آماده کرده، حتی اگر خیلیها گفته باشند از نظر بدنی آماده نیست یا مثل قبل نیست. بعد میرود و هتتریک میزند.
گل اولش مقابل الجزایر کاملاً «لئویی» بود. وقتی رودریگو دیپل سرش را بالا آورد، لئو دقیقاً در بهترین نقطه ممکن برای دریافت توپ قرار داشت. بعد سه بار به عقب نگاه کرد. این یکی از رازهای اوست. مدام نگاه میکند، مدام اطرافش را بررسی میکند. همه چیز را در ذهنش دارد. اغلب فقط راه میرود، اما همانطور که راه میرود، مدام اطراف را میسنجد. همتیمیهایش پاسکاری میکنند و او در حال تحلیل است که هافبک دفاعی حریف چه میکند، مدافع وسط کجاست، فضای خالی کجاست. درک او از بازی در بالاترین سطح است.
ما در بارسلونا تمرینهای ذهنی زیادی داشتیم؛ تمرینهایی برای پیدا کردن فضا یا بازیکن آزاد. لئو استاد این تمرینها بود. اغراق نمیکنم اگر بگویم او میتوانست در پست اینیستا بازی کند، در پست بوسکتس، پویول، خود من… او میتوانست در هر پست به اندازه بهترین بازیکن آن پست نقش بازی کند. همین الان هم همینطور است.
بعد از بازی با الجزایر برای لئو پیام دادم. به او گفتم کاری که تو کردی باورکردنی نیست، انگار شوخی است و وقتی دیدم چه کار کرده فقط میتوانستم بخندم. دیوانهکننده بود، واقعاً دیوانهکننده. اما این لئوست. همیشه دقیقاً در لحظه درست ظاهر میشود. برای من، او غیرقابل مقایسه است. غیرقابل مقایسه. تقریباً غیرانسانی.
من دوست دارم بگویم او مایکل جردن فوتبال است. در فوتبال کسی برای مقایسه با او وجود ندارد. بهخاطر تداومش از بزرگان گذشته هم فراتر رفته: او ۲۰ سال است که بهترین است. حتی حالا، بعد از این همه سال، میآید و دوباره همان لئوی دست نیافتنی را نشان میدهد.

ذهنیتش فوقالعاده است. به نظر من این چیزی است که او را از بقیه جدا میکند. از باخت متنفر است. شخصیت یک قهرمان کامل را دارد. بدنش هم انگار برای فوتبال ساخته شده: کاملاً متناسب با این بازی. گلهایی که مقابل الجزایر زد را کنار بگذارید؛ به بازی همهجانبهاش، آمادگی بدنیاش، و انگیزه و عطش او نگاه کنید. او ذهنیت یک قهرمان را دارد، ذهنیتی که هرگز تکرار نخواهد شد.
من در ۱۶ سالگی میدیدم که لئو مسی استعداد استثنایی دارد، اما اینکه اینقدر دوام بیاورد واقعاً شگفتانگیز است. احساس خوششانسی میکنم که کنار لئو بازی کردم و در یک دوره تاریخی با او همپوشانی داشتم.
فکر نمیکنم دیگر هرگز فوتبالیستی مثل او ببینیم.