
به گزارش "ورزش سه"، بازیکنان و اعضای تیم ملی ایران عصر یکشنبه در آخرین روزهای اقامت خود در تیخوانا، راهی مرکز خرید Plaza Península شدند، جایی که قرار بود برای چند ساعت از فضای سنگین حذف، محاسبات جدول تیمهای سوم و حسرت دقایق پایانی فاصله بگیرند. اما حضور آنها خیلی زود به یک گردهمایی فوتبالی تبدیل شد. دهها نفر از شهروندان تیخوانا با دیدن بازیکنان ایران، اطراف آنها جمع شدند تا عکس یادگاری بگیرند، پیراهنها و توپهایشان را جلو بیاورند و آلبومهای پانینی جام جهانی را زیر دست ملیپوشان بگذارند.


ویدیویی که یک خبرنگار مکزیکی اهل تیخوانا منتشر کرده، تصویری متفاوت از ساعتهای پس از حذف تیم ملی نشان میدهد. بازیکنانی که چند ساعت قبلتر با گل دقیقه ۹۶ اتریش از جام جهانی کنار رفته بودند، حالا در راهروهای یک پاساژ بزرگ قدم میزنند و اطرافشان پر از شهروندان مکزیکی است، مردمی که با دفترچههای جام جهانی، توپ، پیراهن و ماژیک در دست، یکییکی جلو میآیند و از ملیپوشان ایران امضا و عکس یادگاری میخواهند.
کاروان ایران با همان اتوبوسی به پلازا پنینسولا رسید که در روزهای گذشته آن را میان هتل، فرودگاه و محل تمرین جابهجا میکرد. همراه تیم، نیروهای امنیتی گارد ملی، نیروهای ایالتی و مأموران حفاظت مرکز خرید حضور داشتند. ابتدا رفتوآمد بازیکنان در راهروها آرام بود، اما کمکم مردم حاضر در مرکز خرید متوجه شدند بازیکنان تیم ملی ایران در فروشگاهها، کافهها و بخشهای مختلف پاساژ حضور دارند و از همان لحظه، بازار عکس و امضا داغ شد.

بازیکنان در چند گروه مختلف دیده میشدند. برخی راهی فروشگاههای لباس و کفش ورزشی شدند، بعضی برای گرفتن قهوه یا دسر در صف ایستادند و چند نفر هم در محوطه میزهای مرکز خرید نشستند. همانجا بود که هواداران مکزیکی یکییکی جلو آمدند، توپ، پیراهن، مجله و آلبوم جام جهانی را باز کردند و از بازیکنان خواستند زیر عکس خودشان را امضا کنند. ملیپوشان هم با وجود خستگی، تلخی حذف و فشار چند روز گذشته، تقریباً هیچ درخواستی را رد نکردند.
در یکی از صحنههای ویدیو، مهدی طارمی، روزبه چشمی، سعید عزتاللهی، علیرضا جهانبخش و رامین رضاییان بر سر یک میز نشستهاند و منتظر سفارش خود هستند. چند کودک مکزیکی آرام به آنها نزدیک میشوند. یکی توپ میآورد، دیگری پیراهن، یکی هم دفترچه جام جهانی. در جایی دیگر، علی قربانعلیپور، مربی بدنساز تیم ملی، همراه آندرانیک تیموریان در یک فروشگاه کفش ورزشی دیده میشود. قربانعلیپور یک کفش کتانی را در دست گرفته و نظر تیموریان را میپرسد.


طارمی بیش از بسیاری از بازیکنان با استقبال روبهرو میشود. چند نفر نام او را صدا میزنند و بچهها با دفترچههایی جلو میآیند که برای هر بازیکن، صفحه و عکسی جداگانه دارد. طارمی با آرامش امضا میدهد، عزتاللهی روی توپ و مجله و پیراهن هواداران را امضا میکند و رضاییان، که ساعاتی قبل با اشک و بغض از حذف ایران حرف زده بود، با همان لبخند همیشگی کنار مردم میایستد.
جهانبخش در یکی از زیباترین تصاویر، روی زانو مینشیند تا پشت پیراهن یک کودک هفت، هشت ساله را امضا کند. کمی بعد، دختربچهای با آلبوم فیفا جلو میآید و جهانبخش زیر عکس خودش امضا میزند. اطراف بازیکنان شلوغ است، اما بینظمی دیده نمیشود. مردم مکزیک با احترام جلو میآیند، پلیس کنار آنها ایستاده و بازیکنان ایران هم با آرامش و لبخند، این بدرقه مردمی را به یک خاطره مشترک تبدیل میکنند.


در بخش دیگری از مرکز خرید، دنیس اکرت، پیام نیازمند و محمد محبی در صف نوشیدنی دیده میشوند. یک شهروند مکزیکی با نیازمند و محبی مشغول صحبت است و از حرکات دست و حالت چهرهاش پیداست که درباره مسابقات، حذف ایران یا شاید همان دقایق عجیب بازی الجزایر و اتریش حرف میزند. بازیکنان با دقت گوش میکنند، گاهی سر تکان میدهند و سکوت کوتاهشان نشان میدهد آن حذف هنوز خیلی تازهتر از آن است که بتوانند راحت از کنارش عبور کنند.
بازیکنان جوان تیم ملی هم در این استقبال سهم خود را داشتند. امیرمحمد رزاقینیا، محمد خلیفه و دانیال ایری، سه بازیکن جوان و همنسل که سابقه حضور در تیمهای پایه را هم دارند، در گوشهای از مرکز خرید به درخواستهای مکرر برای سلفی پاسخ میدهند. شاید برای بعضی از هواداران مکزیکی، نامهای بزرگتر تیم ملی شناختهشدهتر باشند، اما پیراهن ایران کافی بود تا حتی بازیکنان جوان هم در مرکز توجه قرار بگیرند.


در یکی از فروشگاهها، سامان قدوس، مهدی قایدی، امیرحسین حسینزاده و پیام نیازمند وارد یک فروشگاه لباس ورزشی میشوند. پلیس مقابل در ایستاده تا آنها بتوانند خریدشان را انجام دهند و کارکنان فروشگاه با لبخند و تعجب، رفتوآمد ملیپوشان ایران را تماشا میکنند. صالح حردانی، مدافع استقلال، هم با چند خرید در دست دیده میشود و پیداست با سوغاتیهای زیادی قرار است به تهران برگردد.
فضای مرکز خرید برای مدیران مجموعه هم اتفاقی ویژه بود. تانیا گالیندو، مدیر بازاریابی Distrito Península، درباره حضور تیم ملی ایران گفت: «دیوانهکننده بود. آنها برای عکس گرفتن، امضای پیراهنها، توپها و هر چیزی که مردم همراه داشتند، با روی باز وقت گذاشتند. میدانستیم میخواهند سری به پنینسولا بزنند، برای همین فضایی در اختیارشان گذاشتیم و واقعاً برای پنینسولا افتخار است، چون در این فصل مهم فوتبال، این اتفاق برای ما معنای زیادی دارد.»


او همچنین توضیح داد که مرکز خرید در روزهای جام جهانی برنامههایی مرتبط با مسابقات داشته، از جمله پخش بازیها و فعالیتهایی برای هواداران فوتبال. همین فضا باعث شد حضور بازیکنان ایران در پلازا پنینسولا برای مردم تیخوانا معنایی بیشتر از یک دیدار کوتاه با یک تیم خارجی داشته باشد.
یکی از حاضران در مرکز خرید کارن بود، زنی که نامزدش ایرانی است و با پیراهن تیم ملی ایران به پلازا پنینسولا آمده بود. او امیدوار بود بتواند امضای بازیکنان را روی پیراهنش جمع کند. کارن گفت این پیراهن را اعضای کاروان ایران زمانی به او داده بودند که مقابل هتل ماریوت، محل اقامت تیم ملی، حاضر شده بود. حالا از حضور بازیکنان در مرکز خرید استفاده کرده بود تا آن یادگاری را با امضای ملیپوشان کامل کند.


در میان قابهای جالب این گردش، امیر قلعهنویی هم دیده میشود. سرمربی تیم ملی، با وجود حذف دردناک و فشار سنگین روزهای گذشته، پیراهن یک هوادار مکزیکی را امضا میکند، کنار مردم میایستد و با آنها عکس میگیرد. او حتی با یک مادر و نوزاد تازهمتولدشدهاش عکس یادگاری میگیرد، دفترچهها و توپهای جام جهانی را امضا میکند و با همان لحنی که پیشتر از مردم تیخوانا تشکر کرده بود، به این بدرقه مردمی پاسخ میدهد.
خروج بازیکنان از مرکز خرید مرحله به مرحله انجام شد. وقتی جمعیت اطراف کافه و میزها بیشتر شد و نیروهای امنیتی احساس کردند کنترل فضا سختتر میشود، بازیکنان حاضر در آن بخش آرامآرام به سمت اتوبوس و خودروهای تدارک دیدهشده رفتند. گروهی از بازیکنان ابتدا سوار شدند، سپس نفرات دیگر به آنها پیوستند. پلیس مکزیک در صحنهای جالب علی نعمتی را تا اتوبوس همراهی کرد و حتی یکی از مأموران هم با ملیپوشان ایران عکس یادگاری گرفت.


پایان ویدیو، شاید احساسیترین بخش این روایت باشد. هواداران و شهروندان تیخوانا هنگام خروج کاروان، با تشویق و فریادهای پیدرپی جملهای را تکرار میکنند که در روزهای اخیر به یکی از شعارهای محبوب آنها برای تیم ملی تبدیل شده بود: «ایران، برادر، تو دیگر مکزیکی هستی!» بازیکنان از پشت شیشه دست تکان میدهند، قلعهنویی از مردم تشکر میکند و اتوبوس تیم ملی آرامآرام از پلازا پنینسولا دور میشود.
ایران از جام جهانی کنار رفت، اما تیخوانا برای همیشه در یاد ملیپوشان باقی ماند. این شهر، در روزهایی که تیم ملی با محدودیتهای سفر، رفتوآمدهای دشوار و فشار بیرون از زمین دست و پنجه نرم میکرد، به خانه دوم ملیپوشان تبدیل شد.

