
به گزارش "ورزش سه"، الیور کی در گزارشی درباره پایان ماجراجویی ارلینگ هالند و تیم ملی نروژ در جام جهانی نوشته است: یک ساعت از پایان مسابقه گذشته بود که ارلینگ هالند از رختکن نروژ بیرون آمد. موهایش را بسته بود، دمپایی به پا داشت، کمی خسته به نظر میرسید و به محل انجام آخرین گفتوگویش با خبرنگاران در این جام جهانی هدایت شد. این همان لحظهای است که اسطورههای فوتبال را در آسیبپذیرترین حالتشان میبینیم. هنوز تصویر لیونل مسی پس از حذف آرژانتین از جام جهانی ۲۰۱۰ در ذهنها مانده است، زمانی که با چهرهای مبهوت و غمزده در راهروی خبرنگاران قدم میزد. کریستیانو رونالدو نیز بارها پس از ناکامیهای پرتغال تلاش کرده است اشکهایش را پنهان کند. هفته گذشته در آتلانتا نیز محمد صلاح و همتیمیهای مصریاش در سکوتی سنگین ورزشگاه را ترک کردند.
اما هالند؟ چند دقیقه بعد لبخند میزد، شوخی میکرد و از یک ماه گذشته بهعنوان بزرگترین ماجراجویی زندگیاش یاد میکرد. شکست ۲ بر یک نروژ برابر انگلیس در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی دردناک بود، درست مانند ضربهای که به ران هالند وارد شد و باعث شد در وقت اضافه تعویض شود. با وجود این، احساسی که بیش از هر چیز در وجود او موج میزد، غرور بود.

از هالند درباره مسابقه و اتفاقات مختلف سؤال شد تا اینکه یکی از خبرنگاران پرسید: «حالا پس از زدن هفت گل در نخستین جام جهانی نروژ در این قرن، حذف برزیل و تورنمنتی که باعث شد از ستارهای بزرگ در فوتبال اروپا به یکی از مشهورترین چهرههای جهان تبدیل شوی، ارلینگ هالند بودن چه حسی دارد؟» او با لبخند پاسخ داد: «حس بسیار خوبی دارد. از زندگیام راضی هستم و از آن لذت میبرم. در شرایط خوبی قرار دارم.
راستش هنوز هضم این نمایش، یا این ترن هوایی که طی شش هفته گذشته تجربه کردیم، دشوار است. این مدت سرشار از فشار و احساسات مختلف بود. واقعاً باورنکردنی بود. اینها بهترین هفتهها و بهترین سفری بودند که در تمام زندگیام داشتهام. حالا واقعاً احساس میکنید که کاملاً خالی شدهاید. اگر بخواهم این ۴۰ روز را بهسرعت مرور کنم، همه چیز کاملاً دیوانهوار بود. این جذابترین تجربهای است که تاکنون داشتهام. فکر میکنم تمام مردم نروژ نیز از این اتفاق لذت بردند. امیدوارم توانسته باشیم مردم را کنار یکدیگر جمع کنیم. باید به خودمان افتخار کنیم و در عین حال از این تجربه درس بگیریم.»
هالند گفت این جام جهانی «هم نروژ را تغییر میدهد و هم مرا.» او توضیح نداد که خودش دقیقاً چگونه تغییر کرده است، اما در همان هفت دقیقهای که مقابل خبرنگاران ایستاد، کاملاً مشخص بود که شیفته این تجربه شده است. بسیاری از بازیکنان با هزاران امید وارد جام جهانی میشوند و چند هفته بعد، شکسته و ناامید آن را ترک میکنند، بهویژه زمانی که تمام انتظارات یک ملت روی شانههایشان قرار گرفته باشد.

این جام جهانی اما برای هالند متفاوت بود. بسیاری از بزرگترین ستارههای فوتبال درخشیدند و او یکی از آنها بود. هالند دو گل مقابل عراق زد، دو بار دروازه سنگال را باز کرد، گل پیروزیبخش نروژ مقابل ساحل عاج در مرحله یکشانزدهم نهایی را به ثمر رساند و مهمتر از همه، با دو گل دیرهنگام برابر برزیل، کشورش را برای نخستینبار به مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی رساند.
ماجراجویی او به فوتبال محدود نبود. هالند در یکی از روزهای استراحت، همراه همسرش ایزابل هاوگسنگ یوهانسن مانند یک گردشگر در نیویورک قدم زد، از میدان تایمز و رستوران مشهور کتز دلی دیدن کرد، در شهربازی تگزاس سوار وسایل هیجانانگیز شد، با کلاه کابویی در خیابانهای دالاس شوخی کرد و در جشن مشهور پاروزدن وایکینگی نروژیها نیز نقش اصلی را برعهده داشت.
بخش بزرگی از فوتبال مدرن بیش از اندازه جدی شده است. لیگ برتر انگلیس گاهی به محصولی چند میلیارد دلاری شباهت دارد که زیر آسمانی خاکستری و در فضایی خشک عرضه میشود. اما جام جهانی، دستکم برای هالند و نروژ، شبیه همان چیزی بود که خودش توصیف کرد، یک نمایش و یک ترن هوایی. فشار بالا و اهمیت مسابقات بسیار زیاد بود، اما هالند و همتیمیهایش بدون ترس و با لبخند فوتبال بازی کردند.
آیا همین روحیه در نهایت به ضررشان تمام شد؟ آیا آنها پس از جشنهای هماهنگ، مراسم پاروزدن و رفتارهایی که نشان میداد از حضور در مسابقات خوشحال هستند، بعد از شکست دادن برزیل دیگر بیرحمی لازم برای شکار غول دیگری را نداشتند؟ شاید بعضی از بازیکنان قدیمی و سختگیر، برای مثال روی کین که سابقه خاصی با خانواده هالند دارد، چنین نظری داشته باشند. عملکرد نروژ برابر انگلیس اما این ادعا را تأیید نمیکند.

نروژ در جریان ۹۰ دقیقه تیم برتر میدان بود. کریستوفر آیر و توربیورن هگم در قلب خط دفاعی، هری کین را مهار کردند. ساندر برگه، پاتریک برگ و مارتین اودگارد نیز در میانه میدان برتری داشتند. آندریاس شیلدروپ با ضربهای که بیشتر به سانتر شباهت داشت، گل نخست را به ثمر رساند، اما جود بلینگهام در وقتهای تلفشده نیمه اول مسابقه را به تساوی کشاند. در ادامه نیز این نروژ بود که بیشتر بوی پیروزی میداد. مشکل اصلی آنها این بود که نتوانستند برای هالند موقعیت جدی ایجاد کنند. انگلیس مسیر ارسال توپ به او را تقریباً بهطور کامل بسته بود. هالند چند ضربه سر زد که جردن پیکفورد را مجبور به واکنش کرد، اما هیچکدام موقعیتهایی جدی نبودند. جان استونز و مارک گهی، دو مدافعی که هالند آنها را از لیگ برتر بهخوبی میشناسد، کاری کردند که مدافعان برزیل از انجام آن عاجز مانده بودند.
مهمترین صحنه هالند در نیمه دوم، خطای او روی الیوت اندرسون بود. خطایی که پس از بازبینی VAR باعث مردود شدن گل هگم شد. البته یک فرصت طلایی نیز از دست رفت. در شرایطی که نروژ یک بر صفر پیش بود، اودگارد با پاسی عالی الکساندر سورلوث را صاحب توپ کرد و هالند کاملاً بدون یار در مرکز محوطه جریمه منتظر پاس عرضی بود. استونز مسیر ارسال توپ را هوشمندانه بست و دکلان رایس نیز خودش را به صحنه رساند. سورلوث بیش از اندازه مکث کرد و فرصت از دست رفت. هالند با دست به او نشان میداد که باید توپ را به کدام نقطه میفرستاد. البته احتمال داشت آن گل نیز مردود شود، زیرا هالند در ابتدای همان ضدحمله روی گهی مرتکب خطا شده بود.
انگلیس از این صحنه جان سالم به در برد و البته از برخورد عجیب توپ به کابل دوربین بالای زمین نیز سود برد. بلینگهام در دقایق پایانی نیمه اول گل تساوی را به ثمر رساند. این جام جهانی، تورنمنت قهرمانان لحظهها بود. بازیکنان بزرگی که در لحظات حساس سرنوشت مسابقات را تغییر دادند. در میامی، نوبت جود بلینگهام بود. او ابتدا با ضربهای فوقالعاده گل تساوی را زد و سپس در وقت اضافه، مانند خود هالند، روی توپ برگشتی حاضر شد و گل دوم را به ثمر رساند.

تا پایان نیمه نخست وقت اضافه، دیگر توانی برای هالند باقی نمانده بود. او در حالی که لنگلنگان حرکت میکرد و ران پایش را گرفته بود، به سمت نیمکت رفت. استاله سولباکن، سرمربی نروژ، گفت: «تصمیم سختی نبود که هالند را از زمین بیرون بیاوریم. انرژی او کاملاً تمام شده بود. شاید حتی باید ۱۰ دقیقه زودتر تعویضش میکردم. او تمام انرژی و توانش را در این مسابقات گذاشته بود. علاوه بر خستگی، ضربهای نیز به رانش وارد شد. با این حال، هر چه داشت برای تیم گذاشت. هفت گل در پنج مسابقه برای ما به ثمر رساند و جام جهانی فوقالعادهای داشت.»
هالند نیز تقریباً همین احساس را داشت و گفت: «شکست دادن برزیل یک موضوع بود و عملکرد خودمان موضوعی دیگر. مهمتر از همه این است که نروژ را روی نقشه فوتبال جهان قرار دادیم. با جشن پاروزدن و نشان دادن اینکه چه آدمهای خوبی هستیم، به نظرم آدمهای کاملی هستیم، و حالا امیدوارم بتوانیم در جام ملتهای اروپا و جام جهانی به حضورمان ادامه دهیم، چون نسل فوقالعادهای داریم.»
او همچنین به بعضی از تصمیمهای داوری اشاره کرد و گفت شاید اگر نروژ تیم بزرگتری بود، برخی سوتها به سود این تیم زده میشد. سپس با خنده اضافه کرد: «وقتی برای منچسترسیتی بازی میکنم، معمولاً این تصمیمها به سود من گرفته میشوند!»
در پایان، وقتی احساس کرد بیش از اندازه صحبت کرده است، گفت: «در نهایت، احساس غرور میکنم. از روزی که صعود کردیم و در تمام روزهایی که در آمریکا بودیم، به این تیم افتخار کردهام. راستش دیگر نمیدانم چه بگویم. فکر میکنم در این مدت آنقدر در آمریکا حرف زدهام که دیگر خسته شدهام! حالا وقت آن رسیده است که به تعطیلات بروم.»
هالند پس از استراحت دوباره به همان کاری بازخواهد گشت که بهتر از هر بازیکن دیگری انجام میدهد، ترساندن خطوط دفاعی تیمها در لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا. اگر تابستان ۱۴۰۵ نگاه او به فوتبال و حتی زندگی را تغییر داده باشد، یک ویژگی بدون تردید تغییر نخواهد کرد، گرسنگی سیریناپذیر ارلینگ هالند برای گلزنی.