
به گزارش ورزش سه، بعضی از موفقیتها صرفاً به کسب یک جام یا مدال خلاصه نمیشوند؛ بلکه حامل پیامی بزرگتر و ارزشی فراتر از یک دستاورد ورزشی هستند، پیامی برای تمام کسانی که سالها تصور میکردند تنیس ایران توان رقابت با قدرتهای منطقه را ندارد و سقف آرزوهایش از گروههای پایین دیویسکاپ فراتر نمیرود.
تیم ملی تنیس ایران این بار علاوه بر به قهرمانی یک ذهنیت قدیمی را شکست و ثابت کرد با برنامه، اعتماد و مدیریت صحیح میتوان فاصلهها را کمتر کرد.
ملیپوشان ایران با برتری ۲ بر صفر مقابل اردن در دیدار نهایی، عنوان قهرمانی رقابتهای دیویسکاپ گروه ۳ آسیا و اقیانوسیه را به دست آوردند.
در فینال، سینا مقیمی پس از واگذاری ست نخست، با نمایشی تحسینبرانگیز به مسابقه بازگشت و موسی الکتوب را شکست داد تا ایران یک قدم تا جام فاصله داشته باشد. سپس علی یزدانی با نمایشی مقتدرانه برابر محمد الکتوب به پیروزی رسید تا جشن قهرمانی ایران در مالزی برپا شود.
این موفقیت تنها به دیدار فینال محدود نبود. ایران در طول مسابقات، تیمهای قدرتمندی چون مالزی میزبان، ویتنام، عربستان و در نهایت اردن را شکست داد و بدون شکست بر سکوی نخست ایستاد. روندی که نشان میداد این قهرمانی حاصل یک نمایش اتفاقی یا یک روز خوب نبود، بلکه نتیجه ثبات، آمادگی و شخصیت بالای تیمی بود که در تمام طول مسابقات بهترین عملکرد را ارائه داد.

اما ارزش این قهرمانی فراتر از نتایج داخل زمین است. تنیس ایران سالها با مشکلات متعدد دستوپنجه نرم کرده است؛ از کمبود امکانات و محدودیتهای مالی گرفته تا نبود مسابقات بینالمللی مستمر، دشواری اعزامها و فرصتهای اندک برای رویارویی با رقبای بزرگ. در چنین شرایطی، ساختن یک تیم مدعی کار سادهای نیست. موفقیت در چنین فضایی بیش از هر چیز به مدیریتی فنی، صبوری و توانایی ایجاد باور در میان بازیکنان نیاز دارد.
در همین نقطه است که نقش حمیدرضا نداف بیش از هر زمان دیگری نمایان میشود. شاید بتوان گفت او یکی از مهمترین عوامل این قهرمانی به شمار میآید ، او توانست از مجموعهای جوان، تیمی منسجم و باورپذیر بسازد.
در واقع باید گفت این سرمربی جوان در سالهای اخیر آرام و به دور از هیاهو مسیر خود را دنبال کرد؛ بدون آنکه وعدههای بزرگ بدهد یا به دنبال دیده شدن باشد. او ترجیح داد نتیجه کارش در زمین مسابقه دیده شود.
نداف از همان روز نخست تلاش کرد هویت تازهای به تیم ملی بدهد؛ هویتی مبتنی بر نظم، انضباط، اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری. او به جای تکیه بر نامها، به آمادگی روز بازیکنان اعتماد کرد و فضایی ساخت که در آن هر ملیپوش احساس میکرد نقشی تعیینکننده در موفقیت تیم دارد. این نگاه باعث شد بازیکنان جوان بدون ترس از نام حریفان وارد زمین شوند و در لحظات حساس، شخصیت واقعی خود را نشان دهند.
یکی از مهمترین ویژگیهای تیم ملی تنیس ایران در این مسابقات استحکام ذهنی آنها بود امری که در این رشته اهمیت بسیار زیادی دارد.
در چند مسابقه، بازیکنان ایران شرایط دشواری را تجربه کردند اما هر بار با آرامش و تمرکز به مسابقه برگشتند. بازگشت سینا مقیمی در دیدار فینال تنها یک نمونه از روحیهای بود که طی ماهها تمرین در این تیم شکل گرفته بود. این تیم یاد گرفته بود که تا آخرین امتیاز بجنگد و هرگز مسابقه را از پیش باخته نداند.

در دنیای حرفهای ورزش، موفقیتهای بزرگ معمولاً از دل پروژههای بلندمدت بیرون میآیند، نه تصمیمهای مقطعی. به نظر میرسد نداف نیز دقیقاً با همین نگاه تیم ملی را ساخته است. او به جای فکر کردن به یک تورنمنت، به دنبال شکل دادن نسلی بود که بتواند سالها برای تنیس ایران افتخارآفرینی کند. نتیجه این نگاه، ظهور بازیکنانی مانند علی یزدانی، سینا مقیمی، سامیار الیاسی و یونس طلاور بود؛ نسلی که امروز میتواند ستون اصلی آینده تنیس ایران باشد.
اکنون تنیس ایران در آستانه مرحلهای تازه قرار گرفته است. پلیآف گروه ۲ جهانی، آزمونی دشوارتر خواهد بود و رقابت با تیمهای قدرتمندتر نیازمند حمایت، برنامهریزی و سرمایهگذاری بیشتری است. اگر فدراسیون بتواند این نسل را حفظ کند، فرصت حضور در مسابقات بینالمللی بیشتری برای آنها فراهم آورد و برنامهای بلندمدت را دنبال کند، این موفقیت میتواند تنها آغاز یک مسیر باشد، نه پایان آن.
قهرمانی در گروه ۳ شاید روی کاغذ بزرگترین عنوان تاریخ تنیس جهان نباشد، اما برای تنیس ایران ارزشی بسیار فراتر از یک جام دارد. این موفقیت ثابت کرد که حتی در سختترین شرایط نیز میتوان با دانش، برنامه و رهبری درست به موفقیت رسید.