
به گزارش "ورزش سه"، خورخه مسی نه تنها برای درک مسیر حرفهای فرزندش لیونل مسی، بلکه برای شکلگیری یکی از بزرگترین پدیدههای تاریخ فوتبال، شخصیتی کلیدی است. او در ۱ ژانویه ۱۹۵۸ در روزاریو به دنیا آمد، سالها در یک کارخانه فلزکاری کار کرد و همراه خانوادهاش زندگی سادهای دور از حاشیههای رسانهای داشت.
نقش او به عنوان پدر از نخستین گامهای لئو در فوتبال تعیینکننده بود، اما نقش او به عنوان مدیر برنامهها و مدیر امور حرفهای لئو شاید از آن هم مهمتر بود. او به همراه همسرش سلیا کوچیتینی خانوادهای بسیار صمیمی تشکیل دادند و ابتدا در روزاریو، سپس در بارسلونا و همچنین در میلان زندگی کردند.
آنها چهار فرزند داشتند: لیونل، رودریگو (ساکن بارسلونا)، ماتیاس (رئیس باشگاه لئونس) و ماریا سول (در میامی با همسرش که در اینتر میامی کار میکند). در طول سالها، همه آنها با وجود داشتن نقشهای نزدیک به لئو و مدیریت امور شغلی و روزمره او، حاشیه خبری کمی داشتند.
زمانی که تشخیص داده شد لیونل با کمبود هورمون رشد مواجه است، خورخه یکی از سرنوشتسازترین تصمیمات زندگیشان را گرفت: مهاجرت به بارسلونا در جستجوی آیندهای بهتر. او بود که با باشگاه بارسلونا مذاکره کرد تا هزینههای درمان پزشکی را بر عهده بگیرد. این ریسک به معنای رها کردن شغل، محیط زندگی و بخش زیادی از ثبات زندگیشان بود تا همهچیز را روی استعداد فرزندش شرطبندی کند.

خورخه درباره این تصمیم که تاریخ فوتبال را تغییر داد گفته بود: «من در آسیندار کار میکردم و با بنیاد صحبت کردم. با کمک هر دو، هزینه درمان را به مدت دو سال پرداختیم، اما بعد شرایط سخت شد و دیگر نمیتوانستند هزینهها را تامین کنند.» او همان کارگر فلزکاری بود که به گفته لئو، از صبح تا شب کار میکرد تا چرخ خانه را در جنوب روزاریو بچرخاند.
آن خانه در خیابان لاوالخا که امروزه بخشی از مسیر گردشگری روزاریو است، با زحمات فراوان خورخه و سلیا حفظ میشد. در همان زمان لئو در گراندولی در حال درخشش بود؛ جایی که مادربزرگش سلیا نقش پررنگی داشت و لئو گلهایش را به او تقدیم میکند.
مادربزرگ به سالوادور آپاریسیو، اولین مربی لئو گفته بود: «بازیکن کم داری؟ اگر میخواهی ببری نوه مرا بگذار، او بازی را برایت درمیآورد.» مربی پاسخ داده بود: «خانم، او خیلی کوچک است، مصدومش میکنند.» خورخه همیشه این خاطره را با لبخند تعریف میکرد.
از گراندولی به نیولز اولد بویز و از آنجا به بارسلونا؛ خورخه کسی بود که تمام مذاکرات را پیش برد و در شهر بارسلونا مستقر شد. آن روزها پر از شادی و در عین حال غربت بود. او رویاپردازی میکرد که فرزندش درمان مناسبی دریافت کند، اما در عین حال خانواده تقسیم شده بود و او باید تکیهگاه لئوی ۱۳ ساله میشد. همان تصمیم، تاریخ فوتبال را برای همیشه تغییر داد. اگر خورخه و لئو به بارسلونا سفر نمیکردند، قطعاً امروز همهچیز متفاوت بود.
پس از چند سال که لئو در تیمهای پایه بارسا گلهای بیشماری به ثمر رساند و از یک استعداد به بهترین بازیکن جهان تبدیل شد، خورخه از نقش یک پدر همراه، به مدیر اصلی فعالیتهای لئو تغییر نقش داد. او بدون آموزش قبلی به عنوان ایجنت، در طول مسیر یاد گرفت چگونه قراردادها، مذاکرات و روابط با باشگاهها و اسپانسرها را مدیریت کند.

سبک او همیشه متواضعانه و دور از جنجالهای رسانهای بود؛ او اولویت را به حفاظت از محیط خانواده و کنترل هر گام در مسیر حرفهای فرزندش داد و توانست مجموعهای قدرتمند با افراد کلیدی برای مدیریت امور سرشناسترین چهره جهان بسازد.
در سالهای حضور در بارسلونا، او مهرهای محوری در تمدید قراردادهای لیونل بود و از منافع او در فضایی که رشد ورزشی با ارقام مالی سنگینتر همراه میشد، دفاع میکرد.
خورخه در مصاحبههای مختلف فلسفه خود را شفاف بیان کرده بود: تمرکز کامل لئو روی فوتبال و دور نگه داشتن او از حواشی بیرونی. او بارها گفته بود: «ما تلاش میکنیم او فقط به بازی کردن فکر کند» که نشاندهنده نقش حمایتی او خارج از زمین بود.
با این حال، مدیریت او خالی از چالش نبود. در سال ۲۰۲۱ و هنگام خروج لیونل از بارسلونا، او دوباره نقش محوری ایفا کرد؛ اتفاقی تلخ چرا که پس از توافق شفاهی، لئو مجبور به ترک باشگاه شد. خورخه رهبری مذاکراتی را بر عهده داشت که در میان بحران مالی باشگاه کاتالانی، به انتقال به پاری سن ژرمن انجامید. سالها بعد، او در گفتگو با خورخه و خوزه ماس، در انتقال لئو به اینتر میامی نیز فعالانه مشارکت داشت؛ تصمیمی که ابعاد ورزشی را با یک زندگی آرامتر برای خانواده ترکیب کرد.

خورخه فراتر از نقش خود به عنوان مدیر برنامه، پیش از هر چیز یک مسی، یک پدر، یک سندان و سرپرست خانواده بود. کسانی که او را میشناختند به شخصیت خوددار، پیوند محکم او با سلیا و فرزندانش و وسواسش در مراقبت از حریم لئو اشاره میکنند. در دنیایی که فوتبال حرفهای با منافع و فشارهای سنگین احاطه شده، حضور او مانند یک تکیهگاه خاموش اما تعیینکننده بود؛ تکیهگاهی که در برخی از بازیهای ماندگار شماره ۱۰ حضور داشت، او را از نزدیک دنبال میکرد و به کسبوکارهای جانبی مانند هتلها و تبلیغات میپرداخت. خورخه همواره الگویی برای لئو و فردی تاثیرگذار در تصمیمات او بود.
داستان او در نهایت داستان کسی است که بدون به دنبال شهرت بودن، به بخش ناگسستنی از مسیر حرفهای بهترین بازیکن نسل خود تبدیل شد؛ مدیری خودآموخته که در طول مسیر یاد گرفت، تصمیمات جسورانه گرفت و از پشت صحنه به ساختن مسیر یک اسطوره جهانی کمک کرد.