
به گزارش "ورزش سه"، سایت فدراسیون والیبال ایران در ادامه گزارشهای متفاوت خود در توضیح تمرینات اینو روزهای تیم ملی نوشت:« در سکوت و خاموشی سالن تمرین، صدای قدمهای آشنایی شنیده میشود؛ روبرتو پیاتزا برگشته است. او ساعتها پیش از آنکه اولین بازیکن پایش را داخل سالن بگذارد، آنجاست. در تاریکی مطلق سالن، تنها مستطیل روشنی که جلب توجه میکند، پنجره بزرگ اتاق اوست که به زمین اشراف دارد. پیاتزا پشت شیشهها غرق در ویدیوهای آنالیز، بازبینی دیتای بازیکنان و طراحی جزییات تمرین پیشروست تا وقتی بقیه میرسند، همهچیز حسابشده باشد.
کمکم با ورود بازیکنان، سکوت سالن جایش را به رفتوآمد و زمزمه میدهد. کشهای تمرین و فومرولرها گوشه و کنار زمین پهن میشوند؛ بچهها مشغول کشش و اجرای برنامههای گرمکردن انفرادی میشوند؛ آرامشی کوتاه، قبل از طوفان اصلی. اما پیاتزا بلافاصله روی زمین آفتابی نمیشود.
او زمان گرم کردن را مثل یک قلمرو شخصی به بازیکنان میسپارد و خودش پشت در بسته اتاقش، با دستیارانش، جزییات برنامه را بالا و پایین میکند. چند دقیقه بعد، وقتی در باز میشود و او با عینک روی چشم و تخته شاسی به دست وارد سالن میشود. لایهای از جدیت روی فضا مینشیند. او با یک «بزن بریم» بلند، همهچیز را کلید میزند. کنار خط میایستد، با عرشیا چند کلمهای میگوید و میخندد؛ یک صمیمیت کوتاه که عمرش فقط تا سوت اول است. اولین پاس بیدقت عرشیا که فرود میآید، عینک پیاتزا روی صورتش جابهجا میشود و شوخیها در کسری از ثانیه دود میشوند و هوا میروند. پیام واضح است: اینجا انضباط ذهنی، قبل از تکنیک مطالبه میشود.
او بچهها را دور خود جمع میکند و شوک اصلی را وارد میکند: «شما فکر میکنید بازیکنان همهفنحریفی هستید و به تنهایی از پس همهچیز برمیآیید، اما ما اینجا هستیم تا یاد بگیریم چطور یک تیم باشیم و مثل یک تیم رفتار کنیم.»
حالا سالن شکل دیگری به خود میگیرد. پیاتزا فقط مربیگری نمیکند؛ تمام فرمان زمین را دستش میگیرد.
دست به سینه پشت خط طولی، دست به کمر روی خط عرضی، با صورتی سرخشده و با همان اشارههای دست و حرکات پرتحرک ایتالیاییاش، وسط رالیها بازیکنان را راهنمایی میکند. زمان در دست اوست؛ مدام به ساعتش نگاه میکند، ثانیهها را بلند میشمارد و درست با پایان هر آیتم، با همان چند کلمه فارسی دستوپاشکستهای که یاد گرفته از بچهها میخواهد آب بخورند تا اجازه ندهد ریتم تمرین لحظهای افت کند.
اما نقطه اوج این گرداب پشت خط سرویس است. جایی که پیاتزا اعلام میکند حق هیچ اشتباهی وجود ندارد. پایین آمدن کیفیت یعنی صفر شدن همهچیز و تکرار دوباره آیتم؛ و اگر بیدقتی ادامه پیدا کند، کل سالن را متوقف و همه را جمع میکند. با این حال، درمانی که او به کار میگیرد تخریبکننده نیست. نکاتش را یا عمومی میگوید یا با اشاره دست به فرد منتقل میکند و چند دقیقه بعد، خود او اولین کسی است که با دست زدن و «آفرین» و «خوبه» گفتن، روحیه را بازسازی میکند.
معماری تمرین او با پایان کار گروه اول رو میشود. پیاتزا ابتدا سراغ گروه دوم میرود که کنار زمین منتظرند، تکلیف آنها را روشن و روند گرم کردنشان را کلید میزند، و سپس برمیگردد سراغ گروه اول. حالا، دور از چشم بقیه و با پایین آمدن ضربان قلبها، جدی و بیپرده از ایرادات کارشان میگوید؛ چیزهایی که باید پیش از تمرین بعدی برطرف شوند.
نوبت به گروه دوم میرسد و جریان تمرین برای آنها هم با همان ریتم، همان حساسیت روی سرویسها و همان نظارت میلیمتری تکرار میشود.
وقتی آخرین سوت زده میشود، سکوت به سالن برمیگردد اما همهچیز با چند ساعت پیش فرق دارد. اثر پیاتزا در سالن جا مانده است. بازیکنان به سمت رختکن میروند، اما نه فقط با بدنهای خسته؛ بلکه با ذهنهایی کالیبرهشده و درکی تازه از اینکه برای ماندن در این سطح، چه چیزی از آنها انتظار میرود.»