
به گزارش “ورزش سه”، وحید رضایی، سرمربی شمسآذر، اما این اتفاق را نه یک نقطه پایان، بلکه نتیجه مسیری میداند که قرار است با اعتماد به بازیکنان جوان و حمایت بیشتر از تنها نماینده استان قزوین ادامه پیدا کند.
دعوت میلاد سورگی به تیم ملی، اولین تجربه شمسآذر در معرفی بازیکن به تیم ملی بزرگسالان است. این اتفاق برای شما چه معنایی دارد؟
قبل از هر چیز باید به خود میلاد تبریک بگویم. هر بازیکنی که به تیم ملی میرسد، بخش بزرگی از این موفقیت را مدیون تلاش، نظم و کیفیت خودش است. میلاد طی این مدت نشان داد که اگر به یک بازیکن اعتماد شود و خودش هم برای پیشرفت تشنه باشد، میتواند پلههای زیادی را در مدت کوتاهی طی کند. برای باشگاه شمسآذر هم قطعاً اتفاق مهمی است. اینکه یک باشگاه برای نخستین بار در تاریخش بازیکنی به تیم ملی بزرگسالان معرفی میکند، نشان میدهد مسیری که انتخاب شده، مسیر درستی بوده است. البته من دوست ندارم این اتفاق را فقط به نام یک نفر یا یک کادر ثبت کنیم. پشت این دعوت، مجموعهای از تلاشها وجود دارد؛ از خود بازیکن گرفته تا همتیمیهایش، کادرفنی، مجموعه باشگاه و تمام کسانی که برای حفظ این تیم تلاش کردهاند.
میلاد سورگی پیش از این شاید تا این اندازه در کانون توجه نبود. چه اتفاقی افتاد که امروز به تیم ملی رسیده است؟
در فوتبال، استعداد بهتنهایی کافی نیست. بازیکن باید در یک ساختار درست قرار بگیرد، مسئولیت بپذیرد و بداند که اعتماد کادرفنی به معنای تضمین جایگاهش نیست. میلاد در این مسیر پیشرفت خوبی داشت. ما سعی کردیم ویژگیهایش را بشناسیم و از او در فضایی استفاده کنیم که بیشترین تأثیر را داشته باشد. برای من مهم است که بازیکن احساس کند میتواند بهتر شود. هیچ بازیکنی نباید تصور کند سقفش همین چیزی است که امروز میبینیم. میلاد هنوز هم میتواند بسیار بهتر از این باشد. دعوت به تیم ملی باید برای او شروع یک مرحله جدید باشد، نه نقطهای برای رضایت.

فکر میکنید شمسآذر بازیکنان دیگری هم دارد که ظرفیت رسیدن به تیم ملی را داشته باشند؟
بدون تردید. من معمولاً دوست ندارم بازیکنانم را زودتر از موعد زیر فشار رسانهای قرار بدهم، اما واقعیت این است که در این تیم چند بازیکن داریم که روند بسیار خوبی را طی میکنند. امیرمحمد محکمکار یکی از آنهاست. بازیکنی که در کنار وظایف تاکتیکی خودش توانسته در فاز هجومی هم تأثیرگذار باشد و دو پاس گل ثبت کند. برای یک مربی فقط عدد پاس گل مهم نیست؛ مهم این است که بازیکن درک درستی از فضا، زمان تصمیمگیری و مسئولیت تاکتیکی داشته باشد و امیرمحمد در حال پیشرفت در همین بخشهاست. سینا معظمیتبار هم در ۲۰ سالگی حضور ثابت و تأثیرگذاری در ترکیب دارد. بازی کردن در این سطح، آن هم بهصورت مستمر، برای یک بازیکن جوان اتفاق سادهای نیست. وقتی بازیکنی در این سن میتواند زیر فشار مسابقات لیگ برتر کیفیت خودش را حفظ کند، یعنی ظرفیت رشد بالایی دارد. رضا محمدی هم بازیکن توانمندی است و باید بیش از این قدر خودش را بداند و در مسیر پیشرفت قرار گیرد. بازیکنان جوان دیگری هم در تیم هستند که شاید امروز کمتر دربارهشان صحبت شود، اما اگر همین مسیر را با تمرکز ادامه دهند، میتوانند آینده بسیار خوبی داشته باشند.
به نظر میرسد یکی از ویژگیهای اصلی شمسآذر در این فصل اعتماد به بازیکنان جوان و کمنامونشانتر بوده است.
برای من اسم بازیکن هیچوقت قبل از عملکردش قرار نمیگیرد. فوتبال جای رزومه بازی کردن نیست. بازیکنی که در تمرین کیفیت داشته باشد، نظم تاکتیکی داشته باشد و برای تیم بجنگد، باید فرصت بگیرد؛ چه ۱۸ ساله باشد چه ۳۰ ساله. ممکن است یک باشگاه با سرمایه زیاد بتواند آمادهترین بازیکنان را بخرد، اما باشگاهی مثل شمسآذر باید علاوه بر نتیجه گرفتن، ارزش تولید کند. یعنی بازیکنی را بهتر کند، به او شخصیت بدهد و کاری کند که بعد از یک فصل، فوتبال ایران دربارهاش صحبت کند. اگر امروز یک بازیکن شمسآذر به تیم ملی رسیده، برای من مهمتر از خود این اتفاق، ایجاد این باور در بقیه بازیکنان است که آنها هم میتوانند به همان نقطه برسند. تیم ملی بالاترین سطح فوتبال کشور است و هیچ بازیکنی صرفاً با چند مسابقه خوب به آنجا نمیرسد. باید ثبات داشته باشد، شخصیت رقابت در سطح ملی را پیدا کند و در طول زمان کیفیتش را نشان بدهد. استعداد داریم، انگیزه داریم، کادری داریم که به بازیکن جوان اعتماد میکند؛ حالا باید زیرساخت و حمایت هم در کنار این مجموعه قرار بگیرد.
وقتی از حمایت صحبت میکنید، مشخصاً منظورتان چه چیزی است
شمسآذر فقط متعلق به چند نفر در داخل باشگاه نیست.
این تیم امروز تنها نماینده یک استان در سطح اول فوتبال کشور است. قزوین سالها منتظر بود دوباره تیمی در بالاترین سطح فوتبال ایران داشته باشد. امروز این اتفاق رخ داده و به اعتقاد من باید قدرش را بدانیم. رسیدن به لیگ برتر بسیار سخت است، اما ماندن، تثبیت شدن و ساختن یک باشگاه پایدار سختتر است. خیلی از استانهای بزرگ کشور، با جمعیت بیشتر، امکانات بیشتر و ظرفیتهای اقتصادی بالاتر، سالهاست آرزوی داشتن یک تیم ثابت در لیگ برتر را دارند. قزوین امروز این سرمایه را در اختیار دارد و حیف است که نسبت به آن بیتفاوت باشیم.
حتماً؛ این بخش را پختهتر و اجتماعیتر میکنم تا حرف رضایی فقط مطالبه مالی نباشد و جایگاه شمسآذر بهعنوان یک سرمایه اجتماعی استان برجسته شود.

انتظار شما از مسئولان استان چیست؟
انتظار من چیز غیرمنطقی نیست. ما میخواهیم مسئولان استانی این تیم را متعلق به استان و شهروندان آن بدانند. وقتی تیمی با نام قزوین در بالاترین سطح فوتبال کشور مسابقه میدهد، موفقیت و اعتبار آن متعلق به کل استان است و طبیعتاً حفظ چنین ظرفیتی هم باید یک دغدغه باشد. فوتبال امروز فقط یک مسابقه ۹۰ دقیقهای نیست؛ یک پدیده اجتماعی است که میتواند بخش بزرگی از یک جامعه را با خودش همراه کند. وقتی در طول هفته در شهر درباره شمسآذر صحبت میشود، مردم نتایج و شرایط تیم را دنبال میکنند و آخر هفته بخشی از همین مردم با وجود تمام مشکلات و فشارهای اقتصادی برای دیدن تیم شهرشان به ورزشگاه میآیند، یعنی یک سرمایه اجتماعی مهم در اختیار استان قرار گرفته است. شاید ارزش واقعی چنین اتفاقی همیشه با اعداد و ارقام قابل اندازهگیری نباشد. اینکه یک تیم بتواند برای چند ساعت مردم را کنار یکدیگر جمع کند، برای جوانان هیجان و انگیزه ایجاد کند، نام یک شهر را در سطح اول فوتبال کشور مطرح نگه دارد و حس تعلق به شهر و استان را تقویت کند، ظرفیت کوچکی نیست. بسیاری از استانها با امکانات و سرمایههای اقتصادی بیشتر، سالهاست حسرت داشتن چنین جایگاهی در فوتبال کشور را دارند. قزوین بعد از سالها به این نقطه رسیده و به اعتقاد من باید از آن مراقبت کرد. حمایت یعنی کنار تیم بودن در طول فصل؛ در روزهای خوب و سخت، در تأمین زیرساخت، ایجاد امکانات، ارتباط با مجموعههای اقتصادی و حل مسائلی که یک باشگاه لیگ برتری با آن روبهروست. شمسآذر میتواند خیلی بیشتر از یک تیم صرفاً حاضر در لیگ برتر باشد و مردم را کنار هم بیاورد و به یکی از نمادهای قزوین تبدیل شود. چنین سرمایهای اگر بهسادگی از دست برود، دوباره ساختنش اصلاً کار آسانی نخواهد بود.
فکر میکنید دعوت سورگی میتواند تلنگری برای جدیتر گرفته شدن شمسآذر باشد؟
امیدوارم اینطور باشد. چون این دعوت فقط موفقیت یک بازیکن نیست. وقتی بازیکن یک باشگاه به تیم ملی میرسد، یعنی آن باشگاه توانسته در بخشی از مسیر توسعه فوتبال کشور نقش داشته باشد. فکر میکنم امروز باید به شمسآذر به چشم یک سرمایه نگاه کرد. اگر از این سرمایه مراقبت شود، خروجیاش فقط نتیجه یک مسابقه یا رتبه جدول نیست؛ خروجی آن میتواند بازیکن ملی، بازیکن جوان باارزش و حتی نسل جدیدی از فوتبالیستهای استان باشد.

این اتفاق تا چه اندازه میتواند روی روحیه سایر بازیکنان تأثیر بگذارد؟
خیلی زیاد. مهمترین اتفاقی که بعد از دعوت میلاد میتواند رخ بدهد این است که یک بازیکن ۱۸ یا ۲۰ ساله در رختکن شمسآذر با خودش بگوید: «اگر درست کار کنم، من هم میتوانم به تیم ملی برسم.» وقتی مسیر واقعی باشد، انگیزه ایجاد میکند. الان بازیکنان میدانند که دیده میشوند. میدانند اگر کیفیت داشته باشند، هیچ سقفی برایشان وجود ندارد. وظیفه ما هم این است که اجازه ندهیم این هیجان تبدیل به غرور شود. باید بیشتر تمرین کنند، بیشتر یاد بگیرند و بدانند که فوتبال حرفهای هر روز از شما کیفیت میخواهد. ما شاید از نظر امکانات و هزینه با خیلی از تیمها قابل مقایسه نباشیم اما هدفمان این است که وقتی درباره شمسآذر صحبت میشود، بگویند این تیم بازیکن میسازد، فوتبال بازی میکند و برای موفقیت راه خودش را دارد. امیدوارم روزی برسد که دعوت یک بازیکن از شمسآذر به تیم ملی دیگر اتفاقی عجیب و تاریخی نباشد، بلکه به یک روند تبدیل شود و این نیازمند حمایت جمعی و نگاه ویژه مسوولان در چنین شرایطی است که فوتبال میتواند یک خواستگاه بزرگ برای مردم و دلیل فراموشی مشکلات دیگرشان باشد.