
به گزارش ورزش سه، تانیا و طاها کارگرپور حالا در ناگویا هستند،خواهر و برادری که هر کدام از مسیری متفاوت به تیم ملی رسیدهاند و در بازیهای آسیایی، برای نخستین بار یک مقصد مشترک دارند.
شروع داستان تانیا به ژیمناستیک و سنگنوردی برمیگردد. مادرش وقتی او شش ساله بود، ورزش را وارد زندگیاش کرد. چند سال بعد، یک کلاس قایقرانی مسیر دختر خانواده را تغییر داد.
مادر تانیا میگوید: «کلاس چهارم ابتدایی بود که وارد قایقرانی شد. حتی پارو زدن برایش سنگین بود، اما کلاسها را ادامه داد. ابتدا شاید بیشتر برای آببازی بود، ولی کمکم قایقرانی برایش جدی شد.»
تانیا در مسابقات رشت عملکرد خوبی داشت و بارها در جایگاه نخست قرار گرفت، اما برای رسیدن به سطح بالاتر، باید تمرینهای جدیتری انجام میداد. مقصد بعدی انزلی بود و این یعنی رفتوآمدهای مداوم مادر و دختر. «برای تمرین و مسابقات جدیتر، حتی شده هر روز با هم به انزلی میرفتیم.»
بعد از مدتی، تانیا با یک انتخاب جدی روبهرو شد؛ ادامه مسیر تحصیلی با تمرکز بیشتر یا ورود جدیتر به ورزش حرفهای. مادرش میگوید: «تانیا بر سر یک دوراهی قرار گرفت. اینکه کلاسهای درسی را جدیتر دنبال کند یا ورزش حرفهای را انتخاب کند. او پارو زدن در آب را انتخاب کرد و ما هم حمایت کردیم.»
چند سال بعد، نوبت طاها رسید تا مسیر ورزشی خودش را پیدا کند.
برادر کوچکتر تانیا از کودکی فوتبال بازی میکرد، حتی مدتی دروازهبان بود، اما کمالگراییاش باعث شد از این پست چندان لذت نبرد. بعد از آن، یک آزمون استعدادیابی اتفاقی، مسیر دیگری را مقابل او گذاشت.«بیشترین امتیازی که گرفت، ابتدا برای والیبال و بعد برای شمشیربازی بود.» طاها در آن مقطع چند رشته را همزمان دنبال میکرد و تلاش داشت در همه آنها موفق باشد. مادرش برای پایان دادن به این چندمسیرگی، یک شرط گذاشت: «گفتم در هر رشتهای که اول ملیپوش شدی، باید باقی رشتهها را کنار بگذاری و همان را ادامه بدهی.»
اولین انتخاب طاها، شمشیربازی بود.حالا همان انتخاب، او را به تیم ملی رسانده و در کنار تانیا به بازیهای آسیایی ناگویا آورده است.
مادر این دو ورزشکار درباره لحظهای که خبر حضور هر دو در بازیهای آسیایی را شنید، میگوید: «وقتی هر دو گفتند بالاخره با تیم ملی داریم به بازیهای آسیایی میرویم، خستگی همه این سالها از تنم بیرون رفت. انگار همه رفتوآمدها جبران شد.»
او البته بیش از نتیجه، روی تجربه فرزندانش در این رقابتها تأکید دارد: «فقط برای خودم خوشحال نیستم. میخواهم نتیجه زحماتشان را بگیرند، حال خودشان خوب باشد و حس خوبی را تجربه کنند.»
تانیا و طاها حالا هر کدام در محل اقامت تیم خود در ناگویا هستند. یکی برای رقابت روی آب آماده میشود و دیگری برای مبارزه روی پیست.
سالها پیش، یکی با ژیمناستیک و سنگنوردی شروع کرد و دیگری از فوتبال و والیبال عبور کرد تا به شمشیربازی برسد. مسیرشان جدا بود، اما در ناگویا به یک نقطه رسیدند؛ دو عضو یک خانواده، در دو رشته متفاوت و با یک پیراهن تیم ملی ایران.