
به گزارش ورزش سه، طولانیترین فیفا دی فصل با دومین شکست متوالی، این بار مقابل تیم ملی روسیه، برای شاگردان امیر قلعهنویی به پایان رسید تا تیم ملی با نتایجی ضعیفتر از همیشه به ایران بازگردد.
مسلماً بهمحض شنیدن سوت پایان بازی توسط تانتاشف، داور مشهور ازبکی، موج زیادی از انتقادات و اعتراضات علیه نمایش و نتایج ضعیف تیم ملی به راه خواهد افتاد و این بار ممکن است حتی کار به جاهای باریکتری نیز بکشد، چراکه طی این دو دیدار شاید بهترین خصوصیت تیم ملی هم زیر سؤال رفته است و به نظر میرسد جای هیچگونه دفاعی، حتی توسط سمپاتهای جدی تیم ملی، وجود نداشته باشد.
با شناختی که از امیر قلینویی طی سومین دهه از حضور او در عرصه مربیگری داریم به خوبی میدانیم که تیمهایی که او هدایتشان را برعهده داشته، معمولاً حتی اگر فوتبال خوبی را هم به نمایش نگذارند، اصطلاحاً تیمهای سخت ببازی هستند.
در واقع این تیم ها درصورتیکه در یک دیدار نتیجه را به حریفشان واگذار میکنند، تا آخرین ثانیه بازی برای نباختن میجنگند و به عبارتی خودشان را به آب و آتش میزنند.
ورزشگاه آزادی و نقش جهان در دوران امیر قلعهنویی، بارها لحظاتی را به خاطر میآورند که هواداران استقلال و سپاهان پس از شکست مقابل هر تیمی، بهجای ترک ورزشگاه و اعتراض، یکصدا تیمشان را تشویق کردند تا به آنها بگویند که شاهد تمام تلاششان برای عدم واگذاری بودند.

رفتاری که در هر دو نوبت حضور امیر قلعهنویی روی نیمکت تیم ملی نیز شاهدش بودیم که شاید نقطه عطف آن سه بازی تیم ملی در جام جهانی بود که باوجود همه مشکلات بازنده زمین را ترک نکردند و همین باعث ابقای او پست سرمربیگری تیم ملی شد.
او طی ۱۸ بازی در اپیزود اول حضورش در تیم ملی، مابین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷، هیچ دیداری را در وقت معمول بازی واگذار نکرد تا با اولین شکست در مقابل کره در مرحله یکچهارم نهایی جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ از تیم ملی اخراج شود.
سکانس دوم حضور ژنرال در تیم ملی اتفاقاً با دیدار مقابل همین تیم روسیه کلید خورد.
از آن دیدار که در تاریخ دوم خرداد ۱۴۰۲ برگزار شد تا بازی معروف مقابل قطر در جام ملتهای آسیا که مانع از رسیدن تیم ملی به فینال شد، ۱۸ بار به مصاف رقبایش رفت و در هیچ دیداری بازنده زمین را ترک نکرد.
پس از آن، تیم ملی در دوازده بازی دیگر به هیچ تیمی نباخت تا باز هم مقابل قطر در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۴ با نتیجه یک بر صفر بازی را واگذار کند.
پس از این دیدار، کره شمالی را با سه گل شکست دادیم تا اینکه در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۴ به همین تیم روسیه با نتیجه دو بر یک باختیم.
پس از این بازی، شاگردان قلعهنویی در سه بازی نباختند تا مقابل نیجریه در کشور ترکیه بازی را واگذار کردند.
پس از این شکست، چهار بازی بهترتیب مقابل گامبیا، نیوزیلند، بلژیک، مصر به نتیجه تساوی دست یافتیم تا اینکه در این فیفا دی برای اولین مرتبه دو بازی را مثل آب خوردن مقابل دو حریف همیشگی، یعنی ازبکستان و روسیه، نتیجه را واگذار کردیم، با این توضیح که برخلاف سه شکست قبلی، هیچ آثاری از تلاش برای اعاده حیثیت و نباختن در تیم ندیدیم، که معمولاً پر۵ تیمهای قلعهنویی کمتر شاهدش بودیم.
متأسفانه پس از این دو بازی باید گفت گویا تیم ملی ایران یا به عبارتی تیمهای امیر قلعهنویی که زمانی به هر دری میزدند که لااقل قافیه را به رقبایشان واگذار نکنند، مقابل دو حریف همیشگی بازی را باختند و عملاً برای تغییر نتیجه تلاش همیشگی را نداشتند، امری که طی ۴۰ بازی گذشته، صرفنظر از قدرت حریفان، سابقه نداشت.

این دو باخت متوالی که برای اولین بار در یک بازه زمانی حدود چهار ساله پس از ۴۱ بازی اتفاق افتاد را نمیتوان به اشتباه نفرات ارتباط دهیم، همان ژست اشتباهی که قلعهنویی در این دو نشست خبری پس از بازی مقابل ازبکستان و روسیه گرفت و باخت را به اشتباهات فردی ارتباط داده است.
شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا همین باشد که فوتبال ایران پیش از این هم شکستهای تلخی را تجربه کرده، اما آنچه تیم قلعهنویی را از بسیاری از تیمهای دیگر متمایز میکرد، مقاومت تا آخرین لحظه و تسلیم نشدن در برابر نتیجه بود.
حالا اما پس از دو شکست متوالی مقابل ازبکستان و روسیه، مسئله فقط از دست رفتن دو نتیجه نیست، بلکه زیر سؤال رفتن همان ویژگیای است که سالها به آن تکیه میکردیم. تیمی که حتی در روزهای بدش هم بهسادگی تسلیم نمیشد، حالا باید به این پرسش پاسخ دهد که چه بر سر هویت جنگندگیاش آمده است. شاید بازگشت به مسیر درست، پیش از هر تغییر تاکتیکی و فنی، به بازیابی همان روحیهای نیاز داشته باشد که زمانی شکست دادن ایران را برای رقبا به کاری دشوار تبدیل میکرد.
جام ملتهای آسیا نزدیک است و برای تیمی که دیگر حتی در نباختن هم قابل اتکا نیست، زمان پاسخ دادن به این پرسشها بهسرعت در حال تمام شدن است.