
به گزارش ورزش سه، فضای فوتبال ایران عموما نسبت به بازیکنان دو ملیتی دیده شک و تردید دارد و با نوعی خارجی ستیزی حضور آنها را که با پاسپورت ایرانی حق فعالیت در تیم ملی را دارند، زیر ضرب خود قرار میدهند.
اولین بازیکن دوملیتی فوتبال ایران فریدون زندی است که در تیم ملی جانشین نیکبخت واحدی محرم شد. فری اگرچه به واسطه کارنامه درخشان، سابقه عالی و حضورش در بوندسلیگا مورد استقبال طرفداران فوتبال در ایران قرار گرفت اما او هم راه سختی را برای تبدیل شدن به یک بازیکن فیکس در تیم ملی ایران داشت و تا روز آخر حضورش در تیم ملی باید با سایهها میجنگید.
پس از او، اشکان دژاگه مشهورترین دوملیتی فوتبال ایران است که او نیز از فوتبال آلمان به ایران آمد و با سابقه فوقالعادهاش در تیم ملی بدل به یک مهره کلیدی شد. در این بین، بازیکنان دیگری نیز عمدتا در دوران کارلوس کیروش در تیم ملی حضور پیدا کردند؛ از رضا قوچاننژاد و امید نظری تا سامان قدوس.
مورد دنیس اکرت، پس از سالها مطرح شدن به عنوان بازیکنی با تیره ایرانی از سال گذشته آغاز شد و کادر فنی تیم ملی که از مدتها پیش او را زیر نظر گرفته بود در نهایت پذیرفت که این بازیکن را به جمع ملیپوشان اضافه کند. درگاهی ابتدا در اردوی ترکیه در فروردین ماه در تمرینات تیم ملی حاضر شد و پس از یک دوره تمرینی در دومین اردو نیز حضور پیدا کرد اما به جز یک نیمه در دیدار مقابل جوانان تیخوانا فرصت به میدان رفتن پیدا نکرد که ظاهرا علت این سکونشینی در جام جهانی چیزی جز مصدومیت نبود.
اکرت در بازگشت به بلژیک و در شرایطی که گفته میشد به تیمی در ترکیه خواهد پیوست و حتی لیژ را به مقصد استانبول ترک کرده بود، دوباره به این تیم مشهور بلژیکی بازگشت تا روزهای خوب خود را در این فصل لیگ بلژیک را ادامه بدهد. در این شرایط، او اصطلاحا High profile بازیکن تیم ملی ایران محسوب میشود و به عنوان لژیونری که در یک تیم اروپایی نسبتا سرشناس عضویت دارد، از نظر کارنامه برای بازی در تیم ملی مشکل خاصی ندارد اما اولین و دومین بازی اکرت در تیم ملی ایران مقابل ازبکستان دوباره پرچمهای سبز و قرمز را در افکار عمومی بلند کرد.

اکرت در مسابقه اول مقابل ازبکستان یک بازیکن پرتلاش بود که البته فرصت چندانی برای خودنمایی پیدا نکرد. او بعد از ۴۵ دقیقه تعویض شد و جای خود را به سردار آزمون داد که این تعویض به صورت برعکس در دیدار مقابل روسیه تکرار شد؛ نیمه دوم بازی روسیه بود که اکرت را به عنوان یکی از سه مهاجم ایران در زمین دیدیم. بازیکنی که در این مسابقه، نقطه روشنی از خود به جای نگذاشت و بر نظر منفی منتقدین پرتعدادش در جام جهانی را صحه گذاشت؛ آنها که عقیده داشتند به جای او باید از بازیکنان پرورش یافته در لیگ ایران در تیم ملی استفاده میشد.
تیم ملی ایران در حالی خود را آماده حضور در واپسین اردوهای پیش از جام ملتها در فیفادی بعدی خواهد کرد که اتفاقا در ابتدای امسال چند مهاجم جوان با درخشش در رقابتهای باشگاهی امیدوارمان کردهاند. به جز امیرحسین حسینزاده آقای گل دوفصل پیش لیگ برتر، سعید سحرخیزان، کسری طاهری و پوریا شهرآبادی، سه مهاجم جوانی هستند که با اشتهای بسیار در لیگ ظاهر شده و نگاهها را متوجه خود کردهاند؛ سه بازیکن جوان با سابقه حضور در اردوهای تیم ملی و تجربه مناسب و آماده برای رقابت به عنوان بهترین فوروارد آینده در تیم ملی.
در این بین، تیم ملی، سردار آزمون و مهدی طارمی را به عنوان دو بازیکن قدیمی و یکی از بهترین زوجهای تاریخ فوتبال در اختیار دارد و همچنین نامهای دیگری مثل شهاب زاهدی و علی علیپور و شهریار مغانلو نیز خود را در قواره پوشیدن پیراهن تیم ملی میبینند. در این رقابت سخت اگرچه آمادگی بازیکنان در خلال این صد روز است که منجر به انتخاب نهایی توسط امیر قلعهنویی خواهد شد اما در کنار این موضوع، دیدن کیفیت بازیکنی مثل اکرت در دو مسابقه نیز احتمالا تاثیر خود را در آینده خواهد گذاشت.

اکرت ۲۹ ساله است و هنوز وارد دوره منفی سنی نشده اما در دوران چندین ساله حضورش در فوتبال حرفهای نیز درخشش افراطی نداشته و مهاجمی متوسط بوده اگرچه همواره در اروپا و در لیگهای خوب به میدان رفته است. با این حال او هیچ شباهتی به تعدادی از بازیکنان دوملیتی وارداتی از لیگهای خارجی مثل دژاگه، زندی و قوچاننژاد نداشت و فعلا جزو بازیکنانی است که حضورش در تیم ملی طرفدار چندانی ندارد.
او در یک پیام اینستاگرامی پس از پایان اردوی تیم ملی، ضمن تشکر از عمه مشهورش، اعلام کرد که آماده افتخارآفرینی برای تیم ملی است اما با این ۹۰ دقیقه در دو مسابقه مشخص نیست که فرصت شادی مجدد به خانواده درگاهی داده شود.