
به گزارش ورزش سه، وقتی تیمی در خارج از خانه، در زمین ناهموار خرمآباد، مقابل تماشاگرانی که تمامقد پشت میزبان ایستادهاند و با وجود تجربه تلخ فصل گذشته، موفق میشود دستکم شش موقعیت فوقالعاده گلزنی خلق کند، یعنی دستکم در فاز هجومی بخش مهمی از وظیفهاش را بهدرستی انجام داده است؛ خواه این موقعیتها حاصل خلاقیت فردی باشند، خواه نتیجه کار تیمی.
فرض کنید پرسپولیس با تنها یک موقعیت گلزنی، این بازی را میبرد. آن وقت اتفاقاً باید نگران آینده این تیم میشدیم، چراکه قرار نیست همیشه با حداقل موقعیت به حداکثر نتیجه رسید. اما وقتی تیمی این تعداد فرصت طلایی خلق میکند و هیچکدام به گل تبدیل نمیشود، باید پذیرفت همانطور که پرسپولیس قرار نیست همیشه خوششانس باشد، قرار هم نیست این حجم از بدشانسی و بیدقتی تا ابد ادامه پیدا کند.
اما شاید مهمترین نکته مثبت پرسپولیسِ تارتار، اتفاقی باشد که در خط دفاعی این تیم رخ داده است: پرسپولیس دیگر بهسادگی گل مفت نمیخورد!
البته خیبر در دقایق ابتدایی، بهخصوص از جناح مجید عیدی، چند بار خطرآفرین شد. در یکی از همان صحنهها، دخالت بهموقع تیکدری و فرستادن توپ به کرنر مانع باز شدن دروازه پرسپولیس شد. بااینحال، پس از آن، اگر کرنرها و پرتابهای بلند اوت را که اساس برنامه هجومی خیبر بود کنار بگذاریم، میزبان در جریان عادی بازی تقریباً نتوانست موقعیت خطرناک دیگری خلق کند.
اینجا البته نقدی هم متوجه کادر فنی پرسپولیس است. وقتی از قبل میدانید حریف مشتاقانه منتظر کرنر و پرتاب اوت است، چرا باید مدافعان شما تا این اندازه آسان توپها را در اطراف محوطه جریمه به اوت یا کرنر بفرستند؟ این دقیقاً همان چیزی بود که خیبر میخواست و پرسپولیس میتوانست با اندکی هوشمندی، تعداد این فرصتها را به حداقل برساند.
با وجود این، اصل ماجرا تغییر محسوسی است که در ساختار دفاعی پرسپولیس نسبت به فصل گذشته دیده میشود. تیمی که در جریان بازی بهسادگی موقعیت نمیدهد و گلهای ارزان دریافت نمیکند، دستکم یکی از مهمترین پیشنیازهای موفقیت را پیدا کرده است.
از طرف دیگر، نباید فراموش کنیم پرسپولیس اساساً تیمی است که میخواهد روی زمین فوتبال بازی کند. تیمی که با گردش توپ، پاسهای کوتاه و استفاده از توانایی هافبکهایش به دروازه حریف برسد. چنین تیمی در زمین خرمآباد عملاً بخش مهمی از قابلیتهایش را از دست میدهد.
نمونه روشن آن محمد خدابندهلو بود. بازیکنی که در ساختار پرسپولیس نقش قلب تپنده میانه میدان را دارد و باید با دریافت توپ و تقسیم آن میان بازیکنان هجومی، جریان حملات را هدایت کند. خدابندهلو در این مسابقه تقریباً هیچگاه نتوانست وظیفه همیشگیاش را انجام دهد؛ نه صرفاً به دلیل پرس حریف، بلکه بهخاطر زمینی که امکان کنترل، حمل توپ و تصمیمگیری طبیعی را از بازیکن میگرفت. او ناچار بود بهمحض دریافت توپ تصمیم بگیرد، زیرا حفظ و پیش بردن آن روی چنین زمینی با خطر جدی همراه بود.

زمین شهر قدس هم وضعیت ایدهآلی ندارد، اما در مقایسه با چمن خرمآباد باید آن را شاهکار دانست! پرسپولیس در تهران، با حمایت هواداران و روی زمینی بهمراتب مناسبتر، میتواند فوتبال خودش را ارائه کند. بااینحال، همین تیم در خرمآباد هم دستکم به تعداد انگشتان یک دست صاحب موقعیتهای استثنایی شد.
از ضربه ابرقویی مقابل دروازه تقریباً خالی روی کرنر گرفته تا موقعیتهای اورونوف، تکبهتکها و فرصت باورنکردنی بیفما مقابل دروازه خالی؛ کافی بود تنها یکی از این توپها گل شود تا جریان مسابقه کاملاً تغییر کند. خیبر ناچار میشد برای جبران جلو بکشد و آن وقت پرسپولیس میتوانست در ضدحملات، که یکی از برنامههای اصلی هجومیاش بود، ضربات بعدی را وارد کند.
حتی صحنه پنالتی اعلامشده و سپس ردشده نیز ابهام فراوان داشت. عجیب است داوری که نزدیکترین فرد به صحنه بود، ابتدا پنالتی گرفت و سپس تصمیمش تغییر کرد. آن هم در شرایطی که تصاویر تلویزیونی عملاً چیزی را روشن نمیکردند. نه معلوم بود اورونوف ضربه خورده و نه میشد با اطمینان گفت تمارض کرده است. دستکم از آنچه در پخش تلویزیونی دیدیم، امکان قضاوت قطعی وجود نداشت. اگر داور صحنه را با چشم خودش بهوضوح دیده بود، باید برای تغییر تصمیم بر مبنای تصاویر نامشخص، دلیل قانعکنندهای وجود میداشت.
اما حتی بدون آن پنالتی هم پرسپولیس بهاندازه کافی موقعیت داشت که سرنوشت بازی را تغییر دهد. بیفما، اورونوف و دیگر بازیکنان هجومی با بیدقتی محض فرصتهایی را از دست دادند که گل نکردنشان بهمراتب دشوارتر از گل کردنشان به نظر میرسید!
در نهایت، اگر قرار باشد از مسابقه خرمآباد جمعبندی منصفانهای داشته باشیم، باید بپذیریم پرسپولیس با وجود تمام ایرادهای تاکتیکی، شرایط نامناسب زمین و فرصتسوزیهای عجیب، در دو بخش مهم نشانههای امیدوارکنندهای داشت: هم موقعیتهای فراوان و باکیفیت خلق کرد و هم در جریان عادی بازی، فرصت چندانی به حریف نداد.
این دو ویژگی اتفاقات کوچکی نیستند. تیمی که خوب موقعیت میسازد و بهسادگی موقعیت نمیدهد، از نظر ساختاری ظرفیت موفقیت دارد. بهخصوص وقتی بدانیم این عملکرد در زمینی رقم خورده که عملاً ضد فوتبالِ مورد علاقه پرسپولیس بود.
اشتباهات تارتار و بازیکنانش را باید نقد کرد، اما نباید اجازه داد نتیجه مسابقه تمام واقعیتهای فنی را زیر سایه ببرد. همانطور که یک پیروزی اتفاقی با یک موقعیت گل نباید ما را فریب دهد، یک نتیجه ناامیدکننده با شش فرصت مسلم گلزنی هم نباید باعث شود همه نشانههای مثبت را نادیده بگیریم.
پرسپولیس برای آینده بیش از آنکه نیازمند انقلاب تاکتیکی باشد، به دقت بیشتر مقابل دروازه، مدیریت هوشمندانهتر مسابقات و بازگشت علی علیپورِ آماده نیاز دارد.
این همان نیمه پُر لیوانی است که در هیاهوی نتیجه نباید فراموشش کرد.