
به گزارش "ورزش سه" و به نقل از سایت مجله ماشین، اخیرا گفت و گویی با کلارکسون انجام شده که احوالات او و برنامه پرطرفدارش را در فصل دوم و فصل آینده را تا حدی برملا میکند. از همه هیجان انگیزتر این است که کلارکسون و دوستانش قصد دارند به ایران سفر کنند. این گفت و گوی جذاب را از دست ندهید.
در این سری از برنامه به نظرم موزامبیک بیشتر از همه برای من جذابیت داشت. البته ما همیشه دوست داشتیم در آفریقا برنامه بسازیم و تصویر بگیریم چون یک ماجرای جالبی در این قاره هست. در آفریقا معمولا کسی نیست که به شما بگه «این کار رو نکن». محدودیتی وجود نداره و این خیلی آرامش بخشه درست برعکس جایی مثل سویس که هیچ کاری نمی تونی بکنی.
راستش تغییر مهم این بود که استودیوی چادری ما درست دم در منزل من در کاتسولد برپا بود و جابجا نشد. می تونی بری تو اطاق لباسای من کار کنی!
جویدن آدامس نیکوتین! من سه ماه آزگار سیگار نداشتم و نباید می کشیدم. بدون سیگار انگار که زندگی برای من مفهومی نداشت. بدتر از آن هم شایعه مسخره مرگ من بود، یک خبر به شدت اغراق آمیز در حالی که من خوب بودم فقط دچار ذاتالریه در هر دو شش بودم که به خاطر همین سیگار کشیدن برایم ممنوع شد.
وسوسه شدم که بگویم فورد GT. ما با این ماشین از نیویورک تا آبشار نیاگارا راندیم و این من بودم که با این ماشین محشر منهتن را دور زدم. خیلی راحت بود در حالی که از بیرون اینطور به نظر نمیآد. البته وقتی از شهر بیرون می زنی و وارد اتوبان میشی خیلی جذابتر هم میشه.
عاشق رانندگی تو رم شدم، چون همه چراغهای راهنماییش مثل یک خط استارت گرند پری هستند. جالبه که ممکنه یک باغدار گردو با یک فیات ریتموی باستانی رو ببینی که با تو کلکل میکنه و براش مهم نیست که توی چه ماشینی نشستی، حتی یه فراری...!

در این سری نه. این اتفاق بیست سال پیش می تونست اتفاق بیفته اما الان مردم خیلی چیز ها رو می دونن و دسترسی به ماشین ها هم آسون شده. این که کلا با یک ماشین چه کار کنیم تا خوب از آب دربیاد برای مردم قابل فهم شده.اگر ما و تاپ گییر رو بگذارید کنار تقریبا هیچ کسی نیست که ماشینها رو ببره گوشه رینگ و با اونا بجنگه. همه شدن مثل گری لینه کر (فوتبالیست قدیمی و مجری برنامه پربیننده match of the day) که توییت کرده: «ایا دوچرخهسواری کار مهمی نیست؟ آیا نباید همه از اتوبوس استفاده کنیم؟ هوا آلوده نیست؟». کسی نیست بگه «...اما ماشینها هنوز هم خوبن.»
صادقانه بگم که تاپ گییر را در شکل جدیدش هنوز ندیده ام. وقتی یک نفر بچه اش رو به خانواده دیگری می سپره دیگه نباید بره و از پشت پنجره خونه جدید فرزندش رو بپاد. اگه بخوام احساسم رو بگم اینه: تاپ گییر بچه من بود، اما وقتی اون رفته در یک خانواده جدید دیگه من نباید برم و ببینم پدر و مادر جدیدش با اون چه کار می کنن!
تو حتما جاده مرگ در بولیوی رو می شناسی، همون جایی که ما تو برنامه تاپ گییر در اون رانندگی کردیم. یک جاده باریک و مخوف با دره های وحشتناک. هر کسی که یک ماشین خودران بیاره برای تست من بهش می گم که برو و از این جاده بگذر. اگر از این جاده سالم گذشت من یکی از اون خودرو خواهم خرید. البته مطمئنم که ماشین خودران و سرنشینش قطعا وسط راه کارشون تمومه. فکر نکنم تو روزگاری که من زنده هستم شاهد رفت و آمد تعداد زیادی ماشین خودران باشم.
وقتی برای بی بی سی کار می کردیم نتونستیم به خاطر مسائل سیاسی که من نمیفهممش به ایران سفر کنیم اما حالا این امکان برای ما هست. ایران جاییه که من واقعا دوست دارم برم. این یک برنامه محشر میشه...!