حساب رسمی ورزش‌سه را در اینستاگرام دنبال کنید
کد خبر: 1637347/51 زمان: 09:40   1398/06/27 بازدید: 103,109

با یکی از موفق ترین مهاجمان تاریخ دربی

داستان یک انتقام؛ چرا صمد از پرسپولیس کینه داشت؟

یک راز قدیمی، بخشی از زندگی ورزشی صمد مرفاوی را برای استقلالی ها افشا می کند.

 

به گزارش ورزش سه، صمد مرفاوی یکی از بهترین دربی بازهای ایران در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بود. مهاجم بلندبالای خوزستانی چه قبل از اینکه پیراهن آبی را بر تن کند و چه بعد از اینکه یکی از ارکان اصلی خط آتش استقلال شد، همیشه در دربی ها یکی از بهترین های زمین بود.


صمد در دارایی که فقط یک قدم تا قهرمانی تهران فاصله داشت، گلی به بهروز سلطانی زد که تا مدت ها در تیتراژ برنامه های ورزشی از آن استفاده می شد. بعد از اینکه مرفاوی به استقلال پیوست، در دربی سال 69 این بار گل دوم تیمش را روی سانتر امیر قلعه نویی به ثمر رساند تا استقلال بعد از هفت سال در دربی تهران، تیم پیروز میدان باشد. اما این اولین و آخرین گل پیروزی بخش صمد مرفاوی در دربی نبود و مهاجم سر زن استقلال دو بار دیگر در سال های 70 و 71 با گل هایش، آبی ها را در دربی فاتح میدان کرد.  


اما چه شد که صمد مرفاوی در بازی های رو در رو با پرسپولیس این همه باانگیزه و موفق بود؟ صمد در مصاحبه ای جالب با آنتن برای اولین بار پرده از یک راز قدیمی برداشت. از اتفاقی که در بازی دارایی و پرسپولیس رخ داده بود و بعد از اینکه مرتضی فنونی زاده پای صمد را شکست، او به خودش قول داده که تا وقتی فوتبال بازی می کند، زهرش را به پرسپولیس بریزد. این گفت و گوی جذاب را از دست ندهید.


*مرتضی فنونی زاده عمداً پای مرا شکست.


*قلعه نویی با سر اشاره کرد و من فهمیدم چطور باید سانترش را وارد دروازه پرسپولیس کنم.


*اگر زمان به عقب برگردد جای قلعه نویی را نمی گیرم.


*خودم در دربی ها بهتر از بازیکنانی بودم که در دربی مربیگری شان را کردم.


*برای اینکه به استقلال نروم در پادگان زندانی ام کردند.


*مالک دارایی پرسپولیسی بود و از قهرمان نشدن ما ناراحت نشد.


*جو بدی علیه تساوی در دربی ها بود. من هم ریسک کردم و باختیم.


*در آخرین دربی سه گل از پرسپولیس خوردیم و این بدترین خاطره من است.


*بهترین نسل استقلال را داشتیم و برای هم سر می دادیم.

 

* من فکر می کنم درواقع ماجرای شما با پرسپولیس از دقیقه پنج اولین بازی آغاز شده ...


- سال 64 بعد از سربازی اقای امیر ابوطالب من را به تیم دارایی آورد و این در حالی است  که تا آن زمان در دوران فوتبالم هیچ دریافتی نداشتم و اولین بازی حرفه ای من مقابل تیم پرسپولیس بود. در دقیقه 5 پشت 18 قدم توپی را پشت آقای مرتضی فنونی زاده دریافت کردم و رفتم که ضربه را بزنم منتها در همان لحظه من لیز خوردم و افتادم و فنونی زاده پایش را با کف استوک روی پایم گذاشت و نازک نی من دچار شکستگی شد. من می خواستم  به بازی ادامه دهم و بلند شدم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که قادر به بازی نیستم و من را به بیمارستان منتقل کردند و همین خطا باعث شد تا تمام فصل را از دست بدهم. ما آن بازی را دو بر صفر واگذار کردیم. فکر کنم مرتضی به عمد پایم را زد. پس از همان بازی بود که پرسپولیس و مرتضی فنونی زاده در ذهن من ماندند و به دنبال آن بودم که بتوانم روبروی پرسپولیس دوباره بازی کنم و جبران کنم.


*سال بعد دوباره جلوی پرسپولیس بازی کردید. پرسپولیس قبل از دیدار مقابل دارایی 6 بر صفر برنده شده بود و دارایی هم  2 بر 0 با دو گل سعید مراغه چیان بازی را از استقلال برده بود و به نظر می آمد آن بازی تا حد زیادی تکلیف قهرمانی را روشن می کرد.


بله درست می گویید. با توجه به فشاری که پرسپولیس روی تیم ما می آورد و فشاری که به طور مضاعف از سوی خود ورزشگاه به تیم ما وارد می شد کار را سخت کرده بود. ما با تک گل من بازی را بردیم و بعد از همین بازی بود که پروین هم از فوتبال خداحافظی کرد.

 


* لطفا می شود داستان خداحافظی آقای پروین را هم تعریف کنید ؟


- آقای پروین با آقای جعفرزاده مالک باشگاه دارایی دوست صمیمی بودند. آن دو نفر با هم کرکری هایی داشتند و در یکی از این کل کل ها پروین به جعفرزاده می گوید اگر شما این بازی را ببرید من این فوتبال را کنار می‌گذارم و خداحافظی می کنم که درست هم همین اتفاق افتاد و علی آقا دیگر بازی نکرد.


* بردن استقلال و پرسپولیس  در دهه 60 کار خیلی بزرگی بود چرا که تمام بازی ها برای این دو تیم بازی خانگی به شمار می آِمد. اما با اینحال شما قهرمان نشدید چون به ستاد مشترک بازی را واگذار کردید و پرسپولیس در نهایت قهرمان شد.

 

ما خیلی فصل را خوب شروع کردیم و تا هفته های اخر امتیازاتمان از پرسپولیس بیشتر بود و در صدر جدول بودیم، منتهای مراتب همه چیز آن موقع دست مالک تیم بود و از طرفی شاید هم اشتباه کنم، ولی خود آقای جعفر زاده یک پرسپولیسی تمام عیار بود و باتوجه به اختلافاتی که بین ایشان و منوچهر مصلحتی سرپرست تیم به وجود آمد باعث شد ما دیگر قهرمانی را از دست بدهیم. می شود گفت آقای جعفرزاده خیلی هم ناراحت نبودند ( با خنده)


* داستان شما با پرسپولیس ادامه پیدا کرد و در ادامه در اولین دربی که با لباس استقلال به میدان رفتید بازهم یک گل زدید که اتفاقا خیلی هم جنجالی شد .

 

بله همانطور که گفتم درمقابل پرسپولبس انگیزه زیاد و  مضاعفی داشتم. چون در اولین بازی آن اتفاق افتاده و آن برایم خیلی ناراحت کننده بود. در تمرین های یک هفته مانده به بازی شهر آورد، جوری بود که هم تغدیه و استراحتم را کنترل کردم. در آن دربی، من و عباس(سرخاب) و چند بازیکن دیگر مثل شاهرخ بیانی و قلعه نویی ارتباط خوبی داشتیم. روی توپ های ایستگاهی هم کار کرده بودیم. خوشبختانه هر دو گل ما هم به همین شکل به دست آمد. گل اول را عباس زد و لقب عباس سی ثانیه گرفت. من هم شگردم قطع کردن توپ روی تیر یک بود و امیر قلعه نویی هم این را خوب می دانست. با سر یک علامت می داد و من می فهمیدم باید کجا بروم. امیر توپ را سانتر کرد و من از پشت مدافعان توپ را قطع کردم و گل زدم.


*نکته گل این است که در آن زمان، هرکسی در منطقه آفساید بود، اعلام آفساید می شد. یادم می آید کیهان ورزشی یک عکس چاپ کرده بود که 5 بازیکن استقلال در محوطه جریمه بودند و اشاره به آفساید بودن گل کرده بود.


-آفساید نبود. بعد از ضربه ای که قلعه نویی زد، ما جلو آمدیم. به نظرم خط دفاعی پرسپولیس اشتباه کرد. آقای فنایی هم به خوبی از عملکردش دفاع کرد که بازیکنان مدافع اشتباه کرده بودند. پای حرف خودش هم ایستاد و قبول نکرد. حالا شاید بگویند چون خودش گل زده این را می گوید اما واقعا به نظرم آفساید نبود. به هر حال در دربی کوچکترین اتفاقی بیفتد، بزرگ می شود.

 


* چه تیمی هم داشتید. آن تیم که قهرمان شد، نوار قهرمانی های چند ساله پرسپولیس را پاره کرد. تیمی تشکیل شده با تعداد بسیاری از بازیکنان ملی پوش. در واقع این یکی از بهترین فصل های تاریخ استقلال بود.


-  ما آن زمان یک تیم واقعا کامل داشتیم. یکی از خصوصیات مرحوم پورحیدری این بود که به بستن تیم خیلی وارد بود. ما هم شروع خیلی خوبی داشتیم. مثلا شما ببینید من زمانی که حرکت می کردم، شاهرخ بیانی یا امیر قلعه نویی می دانستند کجا پاس بدهند. یا مجید نامجو مطلق می دانست که من حرکت بدون توپ در عرض می کنم و بعد به عمق می زنم. واقعا ما حرکات هم را به خوبی می فهمیدیم. یا مثلا جواد زرینچه که از دفاع راست حرکت می کرد.

یادم است در خود تیم ملی من دو تا گل به الجزایر زدم. گل اول مجید نامجو به من پاس داد و من به او برگرداندم و مجید نامجو داد به زرینچه. پاس را که دادم من به تیرک دوم رفتم و پاس زرینچه را گل کردم. ما مثلث بسیار خوبی داشتیم و این مثلث هم از استقلال به وجود آمده بود. خیلی شناخت خوبی از هم داشتیم. گل هایی که به پرسپولیس زدیم هم همینطور بود. شاهرخ بیانی، جعفر مختاری فر و عبدالعلی چنگیز هم بودند. ما 8، 9 نفر در تیم ملی بودیم. می خواهم بگویم این شناخت خیلی تاثیرگذار است. با این روش هم تیم باشگاهی می تواند موفق باشد هم تیم ملی. متاسفانه در تیم استقلال چنین چیزی وجود ندارد و همین باعث شکستگی و عدم نتیجه گیری می شود.


* سوال من این است گروه شاخصی که در استقلال بودید، چقدر رفیق بودید و چقدر رفیق ماندید.


- ما خیلی با هم رفیق بودیم. آن زمان اینطور نبود که همیشه در اردو باشیم ولی در تمرینات خیلی صمیمی بودیم. مثل الان دنبال مسائل مادی نبودیم و مسائل مادی بر رفاقت ما مقدم نبود. البته الان فوتبال حرفه ای است ولی آن زمان ما بیشتر به دنبال صمیمیتی بودیم که بین ما شکل گرفته بود. آن زمان اگر من مشکلی داشتم، نفرات دیگر به من کمک می کردند و در مورد بقیه هم همینطور بود.


* آیا در تیم ملی دو قطبی ای که الان میان پرسپولیس و استقلال می بینیم، وجود داشت؟


- اصلا وجود نداشت. ببینید من بازیکن استقلال بودم. ناصر محمدخانی بازیکن پرسپولیس بود. سرمربی علی پروین بود که سرمربی پرسپولیس بود ولی ایشان من را به ناصر محمدخانی در اولویت قرار می داد و می گفت شرایط صمد مرفاوی الان بهتر است. چیزی که برای پروین مهم بود، تیم ملی ایران بود. ما هم واقعا پذیرفته بودیم که آقای پروین کاملا عدالت را رعایت می کند. در ژاپن هم بودیم. در آن بازی ها جمشید شاه محمدی را جای من بازی می داد. ولی خصومتی نبود، چون می دانستم تبعیضی قائل نمی شود.


* شما خودتان استقلالی بودید، قبل از آمدن به استقلال؟


- خب من 4 بار نزدیک به استقلالی شدن بودم که این اتفاق رخ نمی داد. دوبار زمانی بود که خدمت سربازی بودم و توسط آقای جواد قراب به آقای حسن حبیبی معرفی شدم که مربی استقلال بود در آن زمان. اولا اینکه من زمانی که سرباز بودم، بازی های استقلال را در امجدیه تماشا می کردم. من آن زمان سرباز بودم و در تیم های رده پایه ایران بازی می کردم. بعد از اینکه به آقای حسن حبیبی معرفی شدم، امکانش فراهم نشد. چون ما خودمان در دسته سوم تیم داشتیم و مسابقات حساسی داشتیم. من چند جلسه با استقلال تمرین کردم ولی متاسفانه مسئولین وقت ستاد مشترک، به من اجازه جدایی ندادند. در واقع تهدیدم کردند که اگر نباشی شرایط بدی برایت ایجاد می کنیم (باخنده). در هر صورت موافقت نشد و گفتند اگر می خواهی راحت خدمت کنی، سرت را پایین بیانداز و خدمتت را بکن. سال بعد هم همین اتفاق افتاد. ما آمده بودیم لیگ دو تهران. زمزمه که ایجاد شد، مسئولین ستاد مشترک من را در پادگان زندانی کردند و فقط سر تمرینات می رفتم. آن سال هم نشد. بعد از خدمت هم باز هم جور نشد. دارایی بودم. سال بعد هم مجبور شدم، چون مصدوم شده بودم و نمی شد بروم استقلال. با این حال بعد از 4 سال شرایط برای استقلالی شدنم فراهم شده بود. سال 68 توسط آقای کرد نوری به استقلال آمدم. قراردادی 80  هزار تومانی با این تیم بستم که نصف آن را هم نگرفتم.

 


* شما با گل در دربی شروع کردید و بعد از آن نیز هر سال باز هم گل می‌زدید. افسانه آن بازی که در زمستان بازی کردید و در 10 دقیقه دو گل به ثمر رساندید و بعد از آن به بازیکنان گفتند که شل کنید، چقدر صحت دارد؟


حقیقتا تیم ما خیلی سرتر از پرسپولیس بود و می‌توانستیم 3 یا 4 گل بزنیم. پرسپولیس در یک نیمه دو گل خورد. اما کسی به ما نگفت که گل نزنید. چون من هیچ چیزی را قبول نمی‌کردم و آنقدر انگیزه ام بالا بود و بازی با پرسپولیس را دوست داشتم، هیچ حرفی را قبول نمی‌کردم. اما وقتی دو گل زدیم اما تیم از عقب کارایی لازم را نداشت و فشار کافی را نیاورد. این را نمی‌گویم که عمدی بوده است اما انگیزه بالایی نداشتیم و من هم تنهایی که نمی‌توانستم کاری کنم. پرسپولیس تیمی نبود که حمله کند و ما بازی را نگه داشتیم و بردیم.


* کری شخصی شما با مرتضی فنونی زاده چگونه بود؟

 

مرتضی دفاع خوبی بود و از لحاظ رفتاری و اخلاقی مشکلی نداشتیم و در اردوی تیم ملی با هم بودیم. اما در بازی هر کسی کار خودش را می‌کرد. من به مرتضی اجازه نمی‌دادم بازیسازی کند و یا ایشان نمی‌‍گذاشت به راحتی کار کنم. ضعف مرتضی را به خوبی شناخته بودم اما به لحاظ فنی نقطه قوت من را پوشش نمی‌داد. چون من سرزنی بودم که توپ را قطع می‌کردم. اما مرتضی درجا خوب سر می‌زد. خصوصیات من و مرتضی جور در نمی‌آمد و به همین دلیل در بازی هوایی برتر بودم. مرتضی در بازی جدی بود و به خاطر پیراهن پرسپولیس و هواداران بعضی موقع ها بازیکن را با خطا نگه می‌داشت و می‌خواست مهاجم را بترساند. ما هم بازیکنان بی تجربه نبودیم و همیشه مدافعان این تیم را اذیت می‌کردیم. (فنونی زاده) بعضی موقع ها سعی می کرد با خطا بازیکن را از کار بیاندازد. تزش این بود که من باید مهاجم را بترسانم اما ما بازیکنان بی تجربه و کم تجربه ای نبودیم. هم من و هم عباس سرخاب واقعا خط دفاع پرسپولیس را اذیت می کردیم. یادم هست در یک بازی مرحوم پورحیدری به من ماموریت داده بود که نگذارم آقای پنجعلی بازیسازی کند. چون پنجعلی از دفاع بازی می کرد و توپ را به هافبک ها می رساند و پرسپولیس از آنجا خطرناک بود اما من واقعا در آن بازی اجازه ندادم پنجعلی بازیسازی کند اگر هم نمی توانستم خطا می کردم. آن ها بلند بازی کردند و ما حسن زاده و فنونی زاده را داشتیم و برتر بودیم. مرتضی فنونی زاده سبک دیگری بازی می کرد و پنجعلی سبک بازی دیگری داشت.


* شما خیلی کم در دربی ها باختید؟


ما هفت سال مقابل پرسپولیس نباختیم، یا بردیم و یا مساوی کردیم.


*شما چهار گل به پرسپولیس زدید ؟


-سه گل با استقلال و یک گل هم با دارایی زدم. می توانستم بازهم گل بزنم، در زمان آقای حجازی که عابدزاده دروازه بان پرسپولیس بود در شش قدم یک موقعیت را از دست دادم که باید گل می شد.


*در دوران مربیگری آن موفقیت دوران بازی را در دربی ها  به دست نیاوردید. اگر یک صمد مرفاوی در تیم داشتید آیا نتیجه عوض می شد؟


-من واقعا تاسف می خوردم. من در دوران بازی مخصوصا مقابل پرسپولیس واقعا شرایط برایم فرق می کرد. من در زمین خودم برای خودم تصمیم می گرفتم. مجری در زمین من بودم اما در مربیگری چشمم به ساق بازیکنان بود. برای من واقعا آزاردهنده بود! بعضی موقع ها به خودم می گفتم ای کاش توی زمین بودم و این موقعیت برای من اتفاق می افتاد. این من را آزار می داد. نگاه بازی با پرسپولیس نگاه بزرگی است خیلی ها این بازی را می بینند؛ می تواند برای بازیکن و حتی برای مربی یک سکوی پرتاب برای آینده و موفقیت باشد، ولی خب بازم خداراشکر که در دوران بازی کردنم توانستم وظیفه ام را انجام بدهم.

 


*اولین دربی که به عنوان مربی تجربه کردید زمانی بود که امیرقلعه نویی سرمربی تیم ملی شد اما رابطه اش هنوز با استقلال برقرار بود چون شما دستیارش و به نوعی نزدیک به هم بودید. دربازی دور رفت همان سال که شما دو بر یک به تیم دنیزلی باختید بحث این بود که چه کسی ترکیب را می چیند و این شایعه بود که شما ممکن است با نظر قلعه نویی ترکیب را بچینید.


-علاوه بر دوستی و صمیمیتی که با آقای قلعه نویی داشتم ایشان رئیس سازمان استقلال بود. ما جلساتی داشتیم و مشورت هم می کردم اما خود آقای قلعه نویی به هیچ وجه آدمی نبود که بیاید در کار فنی دخالتی بکند و این کار را نکرد. اما من خودم مشورت می گرفتم چون تیمی که در اختیار من بود شاکله تیم قلعه نویی بود. می توانستیم ارتباط خوبی باهم داشته باشیم و با ایشان مشورت می کردم اما در تمرینات و کار تیمی خودم بودم و او دخالتی به هیچ وجه نداشت.


*بعدها اما رابطه تان خدشه دار شد بخصوص زمانی که قلعه نویی در سپاهان بود. آیا شده از دست او خیلی ناراحت بشوید  و با هم قهر کنید؟


-واقعا چنین چیزی نبوده است. من با آقای قلعه نویی از دوران فوتبالمان خیلی رابطه خوبی داشتیم. شاید خیلی نزدیک نبودیم اما بین ما همواره پرده حیایی بود که باعث میشد به همدیگر خیلی احترام بگذاریم. من 8 سال کمک آقای قلعه نویی بودم و مطمئن باشید من چیزی را نمی گویم و اگر بخواهم چیزی را بگویم حتما خدا را در نظر می گیرم. یک بار آقای قلعه نویی به من، تو نگفت. همیشه من را شما صدا می زد و اگر می خواست اسم کوچکم را صدا بزند می گفت صمد آقا و همیشه جلوی تیم می خواست مثالی در حمله بزند من را مثال می زد. هیچ مشکلی با هم نداشتیم که بخواهیم دل چرکین باشیم. منتها بعضی اوقات اختلاف سلیقه وجود داشت. کسانی هستند که نزدیک ما بودند که صحبت هایی را مطرح می کردند و با توجه به اینکه جوان بودیم و غرور جوانی داشتیم  ممکن بود رفتاری از ما سر بزند که شاید قابل قبول نباشد. اما من 8 سال در کنار ایشان بودم و دوران خیلی خوبی هم داشتیم و موفق هم بودیم .


* آیا شما که دستیار خوبی بودید سرمربی شدن تفاوتی ایجاد کرد؟

 

- به این بستگی دارد که شما کجا به امر دستیاری مشغول بشوید. من دستیار سرمربی ای بودم که هم در دوران فوتبال کنار هم بازی می کردیم و هر دو هم استقلالی بودیم و دوست داشتیم که در استقلال کار کنیم. برای من افتخار بود که برای تیم مورد علاقه ام در کنار امیر قلعه نویی دستیاری کنم و همین باعث شد که اتفاقا من در این مدت چیزهای زیادی را بیاموزم چون ایشان هم تجربه بیشتری از من داشتند و هم مسئولیت بیشتری حس می کردند. اما هر نتیجه ای حاصل می شد من هم خودم را جدا از آن نمی دانستم ولی من در کنار ایشان احساس خوبی داشتم .


* شما خیلی مکمل خوبی بودید .


-بله امیرخان هم خیلی راحت بودند و هم اعتماد کافی به من داشتند. من می گویم اگر در این 8 سالی که من با ایشان هستم نتوانم خیلی ازکارها را از کنار ایشان جمع نکنم پس برای چه چیزی ادامه بدهم. من هم باید بروم بیرون. پس خیلی از چیز ها را نباید بگذارم به آقای قلعه نویی برسد و خودم باید این مسائل را حل کنم و او هم خیالش از کنترل بازیکنان بسیار راحت بود. حتی گاهی اوقات باتوجه به اینکه می دانستم باید چه کاری انجام دهم از ایشان سوال می کردم و او در جواب می گفت که تو خودت می دانی پس چرا می  پرسی؟ که من می گفتم بالاخره سرمربی شما هستید.

 


* اگر یکباره دیگر اتفاق بیفتد آیا شما دوباره حاضرید که جانشین آقای قلعه نویی شوید ؟


-نه دیگر نمی پذیرم. چون ایشان در استقلال افتخارات زیادی را به دست آورده بود و من تیم قهرمان را تحویل گرفتم. شما می دانید که تیم قهرمان را تحویل گرفتن تا چه حد سخت است ولی من رفتم. شاید اگر الان اتفاق می‌افتاد نمی رفتم چون آن تیم قهرمان شده بود. همان کار سختی که آقای کالدرون پذیرفتند. حالا شما نگاه کنید امیر قلعه نویی افتخارات زیادی را داشت و در کل استقلال تیم بسیار مهمی بود ولی اگر الان برگردم آن کار را انجام نمی دهم. امیر خان هم اگر جای من بود شاید این کار را انجام  نمی داد.


*از بابت روابط انسانی و یا مسئولیت سنگین ؟


-از هر دو بابت آن می گویم  .


* بهترین و بدترین لحظات دربی را که تجربه کردی چه بوده است ؟


-بدترینش در دوران بازیگری همان بازی که سه بر صفر بازی را واگذار کردیم. این اخرین دربی من هم بود و باختش برای من خیلی سنگین بود. چون من در دروان خودم همیشه می بردیم و یا مساوی می کردیم. در دوران مربیگری هم همان باخت در دقایق اخر که کریم باقری به ما گل زد و ما بازی را باختیم. در آن زمان چند دربی مساوی شده بود و جو خیلی علیه نتیجه تساوی بود. ولی من آمدم ریسک کردم و به عنوان یک مربی تیم را تهاجمی به زمین فرستادم که ببریم اما در دقایق آخر توپ روی پای آقا کریم نشست و بی رحمی فوتبال نصیب من شد.


*این سخت تر بود یا شکستی که مقابل دنیزلی داشتید ؟


-این خیلی سخت تر بود چون انتظار داشتم که ببریم. اما بعضی بازیکنها جسارت و بزرگی لازم برای دربی را نداشتند.


*پیش بینی شما از دربی 90 چیست ؟


- خب من به عنوان یک استقلالی دوست دارم استقلال بازی را ببرد چون بسیاری از مشکلات حل تیم خواهد شد ولی واقعا نمی توانم این بازی را پیش بینی کنم. البته پرسپولیس بازیکنانی دارد که الان چندین سال است که در کنار هم بازی می کنند. اما در استقلال بازیکنان بسیاری هستند که سابقه حضور در دربی را ندارند ...در کل فکر می کنم که بازی به تساوی ختم شود هرچند از تساوی خوشم نمی آید.

از سراسر وب
ديدگاه کاربران
برای ارسال دیدگاه، باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.